آنا آخماتووا از اعضای برجستهی جنبش آکمهایسم (تعالیگرایی) بود، جنبشی که در برابر ابهام نمادگرایان، به وضوح و تصویرسازی ملموس گرایش داشت. آخماتووا با نخستین مجموعههای شعرش شامگاه و تسبیح، تجربهی عشق و وجوهی از زندگی شخصیاش را به تصویر کشید. زندگیاش عمیقاً زیر سایهی سرکوب سیاسی در شوروی شکل گرفت: همسر اولش، نیکلای گومیلیوف، به دست بلشویکها اعدام شد و پسرش، لف گومیلیوف، بارها به اردوگاههای کار اجباری گولاگ فرستاده شد. شعرش برای دههها زیر حکومت استالین ممنوع و خود او بارها متهم شد. اثر برجستهاش، مرثیه، مجموعهشعری در سوگ قربانیان ترور استالینی، گرچه منتشر نشد اما در حافظهی دوستانش ماند و بعدها روی کاغذ آورده شد؛ روایتی از اندوه مادری که بیرون زندان در انتظار پسرش میایستد، به یکی از نمادهای مهم ادبیات مقاومت بدل شد. حماسهی شعری بیقهرمان نیز بازتابی از فرهنگ سنپترزبورگ پیش از انقلاب بود که تاریخ آن را نابود کرده بود. او با وجود فقر، نظارت پلیس و محکومیت رسمی، به نوشتن ادامه داد و نمادی از پایداری هنری در برابر توتالیتاریسم شد. در سالهای پایانی عمر تا حدی از او اعادهی حیثیت شد و دکترای افتخاری آکسفورد را در سال ۱۹۶۵ دریافت کرد. او که در سال ۱۸۸۹ در نزدیکی اودسای روسیه، در خانوادهای اشرافی و دریانورد به دنیا آمده بود، در سال ۱۹۶۶ در مسکو درگذشت و امروز یکی از بزرگترین شاعران روسیهی قرن بیستم و صدای حذفشدگان شناخته میشود.