گودالپی
کد کالا: 188345
رمان گودال پی: روایتی عریان از فاجعهی انسانی در شوروی
دربارهی کتاب گودال پی اثر آندری پلاتونوف: معرفی، نقد و بررسی رمان
رمان گودال پی شاهکاری ممنوعه از آندری پلاتونوف است که نقدی کوبنده بر سیاستهای رادیکال و اشتراکیسازی اجباری استالین در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ میلادی به شمار میرود. این کتاب که چهل سال پس از مرگ نویسندهاش در سال ۱۹۹۴ منتشر شد، پرده از یکی از تاریکترین و فراموششدهترین فجایع انسانی قرن بیستم برمیدارد. گودال پی روایت تکاندهندهی پلاتونوف از آرمانشهرِ ویرانِ سوسیالیستی است.
فاجعه قحطی و اشتراکیسازی اجباری در دوران استالین
پاییز سال ۱۹۳۲، آرتور کوستلر در سفر به اوکراین، شهر خارکف را یک «گورستان بزرگ» توصیف کرد. او که برای نگارش کتابی در ستایش موفقیتهای حزب کمونیست به شوروی رفته بود، با واقعیتی هولناک روبهرو شد: کودکان نحیفِ شکمبرآمده از گرسنگی که برای یک تکه نان گدایی میکردند، مردان سالخوردهای که چکمههایشان را با نان سیاه معاوضه میکردند و مردمی که به دلیل سه ماه بیغذایی، همچون مگس در خیابانها جان میدادند. آندور هنکه، کنسول آلمان نیز در یادداشتهایش از انسانهایی «مسخشده و تکیده» مینویسد که پای دیوارها میمردند.
این فقر و فلاکت سراسری، پیامد مستقیم سیاستهای صنعتیسازی پرشتاب استالین و اعلان جنگ او علیه روستاها بود. ماکسیم گورکی پیشتر صراحتاً اعلام کرده بود که دهقانان دشمنان سیستم هستند. سبک زندگی روستایی تهدیدی برای پروژهی تمرکزگرای استالین بود و همین امر به اشتراکیسازی اجباری کشاورزی منجر شد؛ فاجعهای که آمارها نشان میدهند بیش از هفت میلیون قربانی گرفت. استالین معتقد بود تنها با یک تغییر رادیکال میتوان سوسیالیسم خودکفا را تضمین کرد.
مبارزهی طبقاتی در روستاها؛ سرنوشت تلخ کولاکها
راهکار اصلی بلشویکها برای خلق آرمانشهر سوسیالیستی، ترویج مبارزهی طبقاتی در روستاها بود. در این سیستم، دهقانان به سه دسته اصلی تقسیم شدند:
- دهقانان فقیر: فاقد هرگونه دارایی و مایملک.
- دهقانان متوسط: دارای اندک دارایی شخصی اما بدون استخدام نیروی کار.
- کولاکها (دهقانان ثروتمند): مالکان زمین که نیروی کار اجارهای در اختیار داشتند.
در این میان، دهقانان مخالفی که فقیرتر از آن بودند که در دستهی کولاکها قرار گیرند، با برچسب خردهکولاک سرکوب شدند. پیامد این سیاست، اخراج دستهجمعی کولاکها از مزارع و تبعید آنها به اردوگاههای کار اجباری در سیبری بود؛ پروژهای که با نام کولاکزدایی (اولین پاکسازی بزرگ استالین) شناخته میشود و بسیاری از تبعیدشدگان پیش از رسیدن به مقصد، جان باختند.
شجاعت آندری پلاتونوف در ثبت حقایق تاریخی
در روزگاری که سیستم امنیتی شوروی مانع انتشار اخبار این فاجعه میشد و نویسندگان شهرنشین از وقایع روستاها بیخبر بودند، آندری پلاتونوف یکی از معدود نویسندگانی بود که حقیقت را از نزدیک لمس کرد. در حالی که میخائیل شولوخوف به استالین اعتراض میکرد و پاسترناک اشاراتی گذرا داشت، پلاتونوف (به همراه واسیلی گروسمان) دست به قلم برد.
شوک ناشی از خشکسالی و قحطی ۱۹۳۱ باعث شد پلاتونوف ادبیات را موقتاً رها کرده و به عنوان متخصص احیای اراضی به روستاها برود. گزارشهای خصوصی او تکاندهنده است:
مزرعهی دولتی شمارهی ۲۲... هیچ میخ، آهن و الواری وجود ندارد. شیردوشها فرار کردهاند... زنان مجبور به کار شدهاند که این وضعیت به خودکشی برخی منجر شده است. تلف شدن احشام: ۸۹ تا ۹۰ درصد.
در دورانی که مطبوعات تحت نظر «برادر بزرگ» تنها موفقیتها را گزارش میدادند، پلاتونوف طرح اولیهی رمان گودال پی را بر اساس همین آدمهای واقعی پایهریزی کرد.
خلاصه رمان گودال پی؛ نمادی از آرمانشهر توخالی سوسیالیسم
داستان گودال پی با اخراج کارگری ساده به نام ووشچف در روز تولد سیسالگیاش آغاز میشود. جرم او «فکر کردن در حین کار» و «ضعف قوای جسمانی» است. رئیس اتحادیه به او میگوید:
اگر همه غرق فکر شوند، دیگر کسی برای عمل کردن نمیماند.
ووشچف در جواب میگوید بدون فکر، عمل کورکورانه است.
ووشچفِ آواره به کلبهی کارگرانی میرسد که در حال حفر گودالی عظیم در یک زمین بایر هستند. این گودال قرار است پیِ ساختمانهایی برای یک «جامعهی بیطبقه» باشد. در این بستر، شخصیتهای نمادین داستان ظاهر میشوند: مهندس، اکتیویست، دهقان فقیر، و از همه مهمتر ناستیا؛ دختربچهای یتیم که مادر بورژوایش مرده است و اکنون به عنوان نماد آیندهی سوسیالیسم، عزیزترین دارایی کارگران محسوب میشود.
خشونت سیستماتیک به نام ایدئولوژی
جهانی که پلاتونوف به تصویر میکشد، جهنمی است که در آن زبان، کار و معنای انسانی از بین رفته است. کارگرانِ حفرکنندهی گودال، نابودی تام و تمام دهقانان (انگلهای مایهدار) را طلب میکنند و با ضرب و شتم روستاییان، خود را در مسیر «آتش بزرگ نبرد طبقاتی» گرم نگه میدارند.
نتیجهگیری: سرنوشت واگن قراضهی سوسیالیسم
پلاتونوف در اوایل دههی ۱۹۳۰ عمیقاً از سرنوشت انقلاب محبوبش شوکه و ناامید شده بود. او مانند ووشچف (قهرمان داستانش) به دنبال کشف حقیقت و نجات زندگی بود؛ تلاشی که بینتیجه ماند. ووشچف هرگز نفهمید کمونیسم قرار است به کجای دنیا برسد.
امروزه خوانندهی ناآشنا با تاریخ شوروی ممکن است این اثر را متنی سوررئال بپندارد، اما گودال پی سندی مستند از تاریکترین دوران روسیه است؛ دورانی که در آن انسانها روز و شب جان میکندند تا فقط کار کرده باشند، برای هیچ و پوچ، در اعماق یک گودال بیانتها.
| نویسنده | آندری پلاتونوف |
| مترجم | سید محمد امیر |
| کد موضوع | داستانهای روسی قرن 20 |
| نوبت چاپ | 1 |
| تاریخ چاپ | 1400 |
| تعداد صفحات | 248 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع | رقعی |
| طول | 21 |
| عرض | 14 |
| قطر | 1.5 |
| زبان | فارسی |
نقد و بررسیها
از 0 نقد و بررسی
کتابهای دیگر این نویسنده
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این مترجم
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این ناشر
اینها را هم بخوانیم