مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

کافه اروپا (تجربه و هنر زندگی 14)

0.0
(۰ نقد و بررسی)

کد کالا: 92076

تومان 300,000

موجود

نقد و بررسی کتاب کافه اروپا؛ روایتی از دندان‌های خراب یک ملت و میراث کمونیسم

کتاب کافه اروپا درباره‌ی چیست


یک تصویر بسیار ساده و تکان‌دهنده: ملتی با دندان‌های خراب. وقتی اسلاونکا دراکولیچ، روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی مشهور، پس از مدتی اقامت در آمریکا به وطنش، زاگرب، در کرواسی بازمی‌گردد، متوجه چیزی می‌شود که قبلاً هرگز به آن توجه نکرده بود:


اعتراف می‌کنم که داخل دهان اطرافیانم را دید می‌زدم. دوستان، خویشاوندان، آشنایان و همسایه‌ها؛ دست خودم نبود. کشف کردم که دندان‌های کل ملت خراب است و من قبلاً نمی‌توانستم این را ببینم.


دندان‌های خراب؛ استعاره‌ای از فرهنگ توتالیتر در اروپای شرقی


این تصویر عینی در دست دراکولیچ بدل به استعاره‌ای عمیق می‌شود؛ کاری که او در آن مهارت ویژه‌ای دارد. این تصویر، استعاره‌ای است از وضعیت کشورهای بلوک شرقی اروپا؛ جامعه‌ای که عصر کمونیسم را پشت سر گذاشته اما مردمانش هنوز در بند فرهنگ کمونیستی باقی مانده‌اند. دراکولیچ در این باره می‌نویسد:


دندان‌های خراب نتیجه‌ی دندان‌پزشکان بد و غذای نامناسب‌اند. اما نتیجه‌ی یک فرهنگ خاص در تفکر هم هستند که به ما اجازه نمی‌دهد خودمان را به شکل یک فرد مستقل نگاه کنیم. این تحول نه‌تنها خودبه‌خود و همراه با تغییرات سیاسی حاصل نمی‌شود، بلکه به نظرم بیش‌تر از هر پیشرفت و توسعه‌ی سیاسی یا اقتصادی زمان می‌برد.


راه‌حل دراکولیچ برای جلوگیری از خرابی دندان‌ها و رسیدن به دموکراسی واقعی چیست؟ او پاسخ می‌دهد: «مسئولیت فردی که شامل مسئولیت در قبال خودمان هم می‌شود.»


تناقض‌های هویتی و انکار گذشته در کافه اروپا


کتاب کافه اروپا مجموعه‌ای از یادداشت‌های دراکولیچ درباره‌ی زندگی روزمره در کشورهای شرقی اروپا است. او از مغازه‌ها و مکان‌هایی می‌نویسد که اسامی اروپای غربی و آمریکایی را بر خود دارند. او این پدیده را چنین تحلیل می‌کند:


اسامی خارجی، اشکالِ موجزِ درخشانی هستند برای رساندن پیام این انقلاب. صرفاً با استفاده از چنین نام‌هایی، نه‌تنها یک تصویر می‌سازید، بلکه یک نظام کامل ارزشی را هم به نمایش می‌گذارید. این اسامی حسرتی را هم برملا می‌سازند: عطشی برای تعلق پیدا کردن به یک تصور پیش‌ساخته از اروپای غربی. در عین حال، آن‌ها تلاشی هستند برای انکار آن اروپای شرقی کمونیستی قدیم.


دراکولیچ مرز میان غرب و شرق را به تصویر می‌کشد؛ اینکه چگونه در هر گذرگاه مرزی، چهره‌ی جدی و نگاه بالا به پایین افسران پلیس غربی را متمایز از خود و دیگر شرقی‌ها می‌بیند، حتی اگر کلامی رد و بدل نشود.


از کلاه‌های خز بخارست تا بحران خرید جاروبرقی


او در بخشی از کتاب، مخاطب را به خیابان‌های بخارست می‌برد و از کلاه‌های خز می‌نویسد؛ از اینکه چگونه دهقانان رومانیایی، با وجود تغییرات ساختاری، همچنان ذهنیت گذشته را حفظ کرده‌اند:


مثل بیشتر کشورهای سابقاً کمونیستی، پیش از جنگ جهانی دوم و انقلاب کمونیستی اکثریت جمعیت، مردم روستایی بودند. پس از پیروزی شکوهمند کمونیسم، مردم در گروه‌های پرشمار به شهرها کوچیدند تا شغل‌هایی را که صنعتی‌سازی رومانی ایجاد کرده بود، پیشه کنند. اما این بدان معنا نبود که آن‌ها بلافاصله به مردم شهرنشین بدل شوند.


این نگاه جزیی‌نگر حتی در تقابل او با وسایل روزمره‌ی خانه نیز آشکار است؛ مانند ماجرای درگیری با جاروبرقی‌اش که او را میان دو راهی تعمیر یا خرید یک دستگاه نو قرار می‌دهد. این چالش ساده، پرده از بحران‌های اقتصادی کرواسی پس از فروپاشی برمی‌دارد:


تعمیر جاروبرقی‌ام کار سختی بود چون کارخانه‌ی سازنده‌اش حالا در کشور دیگری قرار داشت: اسلوونی... بنابراین تصمیم گرفتم یک جاروی نو بخرم. بعد از کمی پرس‌وجو در مورد قیمت‌های بازار، من و شوهرم متوجه شدیم که قیمت جاروبرقی هم مثل خیلی چیزهای دیگر در کرواسی بین سی تا پنجاه درصد بیش‌تر از اتریش است.


دیدار با پسر دیکتاتور؛ روایتی از تناقض‌های حقوق بشر


یکی از خواندنی‌ترین یادداشت‌های کتاب کافه اروپا، روایت دیدار نویسنده با ایلیر خوجه، پسر ارشد انور خوجه (دیکتاتور فقید آلبانی کمونیست) است. ایلیر خوجه در این دیدار از محدودیت‌هایی که دولت جدید برای او و خانواده‌اش ایجاد کرده گله می‌کند. دراکولیچ این تناقض بزرگ را این‌طور توصیف می‌کند:


فکر می‌کردم چقدر تناقض‌آمیز است که ایلیر خوجه دست به دامان سازمان‌های حقوق‌بشری شده است؛ کسی که پدرش یکی از بدنام‌ترین دیکتاتورهای اروپای شرقی بوده. جای تردیدی نیست که ایلیر از وجود اردوگاه‌های کار اجباری، زندانی‌های سیاسی و یا از دشمنان حکومت (پدرش) که بی‌هیچ رد و نشانی مفقود می‌شدند خبر داشته است. با تمام این‌ها، همین ایلیر، امروز به خودش جرئت می‌داد از دولتی که بر مبنای قانون اداره می‌شد متوقع باشد که به شهروندانش احترام بگذارد و حقوق بشر را رعایت کند.


نوسان میان روایت‌های شخصی و گزارش‌های تکان‌دهنده


بعضی از یادداشت‌های این کتاب، مانند «تقصیر پدرم» یا «سرخوردگی من از آلمان» مکتوباتی کاملاً شخصی هستند. دراکولیچ در این بخش‌ها از نقش خود به عنوان روزنامه‌نگار فاصله می‌گیرد و روایتی خودمانی از خویش، اطرافیان، زمان و مکان ارائه می‌دهد.


در مقابل، بخش‌های دیگر کتاب کاملاً ساختار گزارشی دارند؛ مانند یادداشت «یک مهمانی نوستالژیک در گورستان» که گزارشی است از برگزاری جشن تولد ۷۵ سالگی نیکولای چائوشسکو، رهبر دیکتاتور رومانی، بر سر قبر او. یا یادداشت «کشتار برنامه‌ریزی‌شده» که در آن اعدامی عمومی در میدان اشتروس مایر زاگرب در سال ۱۹۹۵ روایت می‌شود.


اما در تمامی این یادداشت‌ها، صدای واحد و منسجم دراکولیچ به گوش می‌رسد؛ گویی با خود در یک گفت‌وگوی ذهنی مداوم به سر می‌برد. او از مشکلات روزمره‌ی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم اروپای شرقی می‌نویسد. هرچند در لحظاتی لحن او ناامیدکننده به نظر می‌رسد، اما درست در همان نقطه، نوری به زندگی ساکنان آن جغرافیا و زندگی خودش می‌تاباند؛ نوری که نشان می‌دهد او قصد تسلیم شدن ندارد. کتاب کافه اروپا در واقع بازتابی از عادات، احساسات، ترس‌ها و در نهایت رؤیاهای یک روزنامه‌نگار دغدغه‌مند است.


جمع‌بندی: از منِ توتالیتری تا رویای اروپا


تم مرکزی کافه اروپا قرابت معنایی زیادی با کتاب دیگر این نویسنده یعنی کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم دارد؛ تا جایی که برخی از خاطرات دراکولیچ در این کتاب نیز تکرار می‌شوند.


در یک جمع‌بندی کلی برای این اثر ارزشمند می‌توان گفت: یادداشت‌های اسلاونکا دراکولیچ در این کتاب، داستان تحول «منِ» توتالیتری است که تبدیل به «ما» شد و اکنون نامش را اروپا گذاشته‌اند.