مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

مصائب آشپزی برای دیکتاتورها

0.0
(۰ نقد و بررسی)

کد کالا: 184105

تومان 780,000

موجود

برچسب‌ها تاریخ جهان

کتاب خورد و خوراک دیکتاتورها

از سفره تا سکوی اعدام؛ رازهای آشپزخانه‌ی دیکتاتورها


غذا خوردن از انسانی‌ترین رفتارهای بشر است، اما وقتی پای مخوف‌ترین حاکمان تاریخ به میان می‌آید، آشپزخانه به یکی از سیاسی‌ترین و دلهره‌آورترین مکان‌های جهان تبدیل می‌شود. کتاب خورد و خوراک دیکتاتورها یا مصائب آشپزی برای دیکتاتورها اثر ویتولد شابوفسکی، روزنامه‌نگار برجسته‌ی لهستانی، نگاهی منحصربه‌فرد و مستند به زندگی پنج دیکتاتور خونریز تاریخ یعنی صدام حسین، فیدل کاسترو، انور خوجه، عیدی امین و پل‌پوت از دریچه‌ی نگاه آشپزهای مخصوص آنها دارد. این اثر با سبک روایی و پرکشش، نشان می‌دهد که چگونه یک سوپ عدس یا یک اسکوپ بستنی می‌توانست سرنوشت یک ملت را تغییر دهد.


آخرین وعده‌ی صدام حسین؛ بسطرمه در آستانه‌ی سقوط


وقتی در سال ۲۰۰۳ سربازان آمریکایی صدام حسین را از خرابه‌های خانه‌ای در حومه‌ی تکریت بیرون کشیدند، او در انزوای کامل بود اما هنوز تکه‌ای از گذشته را با خود داشت؛ مقداری غذا که در برگ درخت خرما پیچیده شده بود. این خوراکی، «بسطرمه» (گوشت خشک‌شده و طعم‌دار گاو) بود که آشپز مخصوصش مدتی قبل از حمله‌ی دوم آمریکا برای او آماده کرده بود. صدام که عاشق ماهی مسکوف کباب‌شده و بسطرمه بود، این طعم نوستالژیک را تا پایان ماجراجویی‌هایش همراه داشت. اما کار کردن برای او شبیه راه رفتن روی لبه‌ی تیغ بود. او اگر از غذایی خوشش نمی‌آمد، آشپز را مجبور می‌کرد پول مواد اولیه را از جیب خودش پس بدهد! هرچند چند روز بعد با تغییر خلق‌وخو، پاداشی کلفت به همان آشپز (ابوعلی) می‌بخشید.


صدام حسین به شدت وسواس مسمومیت داشت. تمام مواد غذایی او ابتدا باید توسط دانشمندان و پزشکان در آزمایشگاه‌های جابر بن حیان تست تشعشع، بیولوژیکی و سم‌شناسی می‌شد و سپس آشپز اجازه‌ی پخت آنها را داشت. حتی گوسفندانی که برای گوشت مصرفی او ذبح می‌شدند، پرونده‌ی پزشکی و تیم نظارتی مخصوص داشتند!


جنون بستنی فیدل کاسترو و دیابت انور خوجه


برخلاف صدام، فیدل کاسترو رهبر کوبا، عاشق ساده‌زیستی در غذا بود و برای آشپزها مزاحمتی ایجاد نمی‌کرد؛ او عاشق سبزیجات بود و به گفته‌ی آشپزش، اگر کسی ایرادی می‌گرفت، برادرش رائول بود. اما کاسترو یک نقطه‌ضعف بزرگ داشت: بستنی! او می‌توانست ۱۵ تا ۲۰ اسکوپ بستنی را در یک وعده بخورد. رؤیای او این بود که صنعت لبنیات کوبا به قدری پیشرفت کند که هر کوبایی بتواند روزانه بهترین بستنی جهان را بخرد.


در نقطه‌ی مقابل، انور خوجه دیکتاتور آلبانی، به دلیل بیماری شدید دیابت، مجبور بود رژیم سخت ۱۵۰۰ کالری در روز را رعایت کند. آشپز او معتقد است که گرسنگی مدام و این رژیم طاقت‌فرسا، ریشه‌ی اصلی بدخلقی، سوءظن شدید و تصمیمات بی‌رحمانه‌ی خوجه بود. در آشپزخانه‌ی خوجه، ترس حاکم مطلق بود؛ کارکنان هر روز صبح جلسات خودانتقادی داشتند و باید به دروغ خطایی از خود در پخت غذا (مثل اضافه کردن یک سرانگشت ادویه‌ی اضافی) در بوق و کرنا می‌کردند تا وفاداری‌شان ثابت شود و به اردوگاه کار اجباری فرستاده نشوند!


شایعه‌ی آدم‌خواری عیدی امین


از جالب‌ترین بخش‌های کتاب ویتولد شابوفسکی، رمزگشایی از شایعات پیرامون عیدی امین، دیکتاتور مخوف اوگاندا است. سال‌ها شایعه بود که او گوشت انسان می‌خورد. اما آشپز شخصی او (اوتونده اودرا) این موضوع را به شدت رد کرده و گفته:


به خدا قسم هیچ‌وقت چنین چیزی ندیدیم. من تنها کسی بودم که خرید می‌کردم و هرگز گوشت ناشناخته‌ای وارد کاخ نشد. اما خب، ما می‌دانستیم برای یک مرد دیوانه کار می‌کنیم که هر لحظه ممکن بود صبح بلند شود و دستور قتل ما را صادر کند.


خب به نظر می‌رسد کافی باشد. حالا می‌دانیم با چه کتابی و چه موضوعی سروکار داریم. کتاب خورد و خوراک دیکتاتورها یا مصائب آشپزی برای دیکتاتورها فراتر از یک کتاب آشپزی یا بیوگرافی ساده است. این اثر به ما یادآوری می‌کند که دیکتاتورها موجوداتی ماورایی نبودند؛ آنها انسان‌هایی با ضعف‌ها، ترس‌ها و ذائقه‌های زمینی بودند که طعم تملق و قدرت بی‌حدومرز، آن‌ها را به هیولا تبدیل کرد.


مطالعه‌ی این کتاب برای علاقه‌مندان به تاریخ جهان، علوم سیاسی و روانشناسی قدرت توصیه می‌شود.