لبه تیغ (فرزان روز)
کد کالا: 31781
ناموجود
معرفی و نقد رمان لبه تیغ اثر ویلیام سامرست موام؛ سلوک در دل تاریکی جنگ
کتاب لبهی تیغ دربارهی چیست
ویلیام سامرست موام (1874-1965) یکی از نامدارترین و پرکارترین نویسندگان انگلیسی قرن بیستم است. او در رماننویسی چهرهای برجسته، در داستان کوتاه استادی انکارناشدنی و در نمایشنامهنویسی صاحب سیمایی درخشان بود. موام منتقدی تیزبین، طناز و ناظر بر رفتارهای بشر بود که در طول عمر 91 سالهاش نزدیک به صد اثر خلق کرد. او با نگاهی واقعبینانه و در عین حال پر از شفقت، به تماشای دغدغههای انسان مدرن نشست.
در این مقاله، قصد داریم به بررسی یکی از شاهکارهای ادبی او، یعنی رمان لبهی تیغ بپردازیم؛ کتابی که فضا و مفاهیم آن هنوز پس از گذشت دههها، زنده و تکاندهنده است.
از پزشکی تا جاسوسی؛ نگاهی به زندگی ویلیام سامرست موام
موام در پاریس متولد شد اما در کودکی والدین خود را از دست داد و زیر نظر عمویش که کشیشی سختگیر بود، در محیطی مذهبی رشد کرد. او پس از تحصیل در آلمان و بازگشت به انگلستان، در رشتهی پزشکی فارغالتحصیل شد. هرچند او مدتی به طبابت پرداخت، اما اشتیاق به ادبیات او را به سمت نویسندگی تماموقت کشاند.
موفقیتهای مالی و ادبی، به موام اجازه داد تا به نیمی از کرهی خاکی، از اروپا و آمریکا گرفته تا خاور دور سفر کند. تجربیات این سفرها دستمایهی اصلی شاهکارهای او شد. برخی از بهترین آثار سامرست موام عبارتاند از:
پیرامون اسارت بشری (1915): شاهکار او که نوعی خودزندگینامهی فکری و معنوی است.
ماه و شش پنی (1919): رمانی جذاب با الهام از زندگی پل گوگن، نقاش معروف فرانسوی.
اشندن؛ یا مأمور بریتانیا (1928): رمانی بر پایهی تجربیات واقعی موام به عنوان مأمور مخفی انگلستان در جنگ جهانی اول.
حاصل عمر (1938): کتابی که در آن نویسنده فلسفهی زندگی خود را با صراحتی دلپذیر شرح میدهد.
خلاصهی رمان لبهی تیغ؛ ترکشهای جنگ بر روح یک خلبان
جنگ جهانی اول فاجعهای مهیب بود که ورق تازهای از دوران مدرن را گشود و تعلقات رقیق انسانها را در پیشگاه مرگ دود کرد. رمان لبهی تیغ (1944) روایت خواندنی و گیرای یکی از همان روحهای آسیبدیدهای است که آتش جنگ بر زندگیاش دامن گسترد.
لارنس دارل (لری)، نوجوانی است که با شروع جنگ، دبیرستان را ترک میکند تا لباس خلبانی به تن کند. او پس از درخشش در جنگ و تحمل مصدومیتها، با افتخار به شیکاگو بازمیگردد. در آمریکای پس از جنگ، پول به معنای قدرت، نفوذ و اعتبار اجتماعی بود و همه لری را تشویق میکردند تا وارد دنیای تجارت شود. اما شوک وقایع جنگ، لری را رها نمیکند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
تا وقتی همه چیز را برای خودم حل نکنم، بعید میدانم روی آرامش ببینم... سخت است که از خودت نپرسی معنای زندگی چیست؟ آیا اصلاً منطقی در آن نهفته است یا یکسره اشتباه غمبار سرنوشت کور است.
هضم این مسئله برای لری راحت نیست که نزدیکترین دوستش برای نجات جان او، خودش را به کشتن داده است. در نتیجه، لری نامزدش (ایزابل بردلی) و آیندهی اقتصادی درخشانش را رها میکند و به پاریس میرود؛ نه برای ولگردی، بلکه برای خواندن، اندیشیدن و یافتن پاسخ این پرسش که آیا خدایی هست؟ و چرا بدی وجود دارد؟
فکتهای جالب و نکات خواندنی دربارهی کتاب لبهی تیغ
برای درک عمیقتر این شاهکار ادبی، دانستن این نکات و فکتهای تاریخی میتواند دیدگاه شما را به کتاب تغییر دهد:
عنوان کتاب از کجا آمده است؟ عنوان کتاب برگرفته از گزین گویهای در یکی از متون مقدس هندوییسم (کاتحه اوپانیشاد) است: «لبهی یک تیغ تیز است، گذر از آن دشوار است؛ و مصلحان میگویند که مسیر اشراق نیز چنین سخت است.»
سفر واقعی نویسنده به هند: سامرست موام در سال 1938 به هند سفر کرد و با عارف بزرگ هندی، رامانا ماهارشی دیدار داشت. شخصیت شری گانشا در رمان لبهی تیغ و تحول روحی لری، مستقیماً تحت تأثیر این سفر و فلسفهی شرق (ودانتا) شکل گرفته است.
حضور خود نویسنده در داستان: یکی از تکنیکهای جذاب موام در این رمان، حضور خودش به عنوان یکی از شخصیتهای فرعی و راوی داستان است. او با نام آقای موام در طول کتاب با لری و ایزابل گفتگو میکند که این امر مرز بین واقعیت و داستانی بودن اثر را کمرنگ میکند.
روایت سقوط اقتصادی: کتاب در سال 1944 منتشر شد اما بخش زیادی از داستان در دههی 1920 و 1930 میگذرد. موام به زیبایی جنون مادیگرایی جامعهی آمریکا پیش از سقوط بزرگ اقتصادی سال 1929 (رکود بزرگ) را به تصویر میکشد.
چرا باید رمان لبهی تیغ را بخوانیم؟
موام سبک خوبنویسی را در سه اصل میدانست: سادگی، روشنی و خوشآهنگی. قلم او در لبهی تیغ کاملاً واجد این ویژگیهاست. این کتاب از یکسو گشتوگذار در خیابانهای بارانخوردهی لندن و کافههای شلوغ پاریس در دههی 1930 است و از سوی دیگر، ستایشی است از عرفان، زهد و تلاش انسان برای رهایی از بند مادیگرایی مدرن.
اگر به دنبال رمانی فلسفی، روانشناختی و در عین حال پرکشش هستید، لبهی تیغ با ساختار روایی بینظیرش، کتابی است که پس از باز کردنش، به سختی میتوانید آن را زمین بگذارید.
| نویسنده | ویلیام سامرست موام |
| مترجم | مهرداد نبیلی |
| زبان | فارسی |
| نوبت چاپ | 14 |
| تاریخ چاپ | 1400 |
| تعداد صفحات | 370 |
| نوع جلد | نرم |
| قطع | رقعی |
| عرض | 14 |
| قطر | 2 |
| طول | 21.5 |
| کد موضوع | داستانهای انگلیسی قرن 20 |
نقد و بررسیها
از 0 نقد و بررسی
کتابهای دیگر این نویسنده
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این مترجم
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این ناشر
اینها را هم بخوانیم