متکی بر برداشتی از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ است، اینکه محال است جهانی عینی یا ابژکتیو را توصیف و تبیین کرد، چرا که مشاهدهگر همواره امر مورد مشاهده را تغییر میدهد. با این همه، علایق و دلمشغولیهای فراداستان از این هم پیچیدهتر است. فراداستان نشانگر عدم قطعیت این رابطه است. اگرچه اصطلاح «فراداستان» اصطلاحی جدید است. رویه آن به قدمت خود رمان است (البته اگر از آن قدیمیتر نباشد). فراداستان گرایش یا عملکرد ذاتی تمامی رمانها است. این فرم داستانی صرفا به دلیل شکوفایی کنونی آن ارزش مطالعه را ندارد: بلکه در عین حال، بصیرتهایی را هم در مورد ماهیت بازنماینده داستان و تاریخ ادبی رمان به مثابه یک ژانر پیش مینهد. مطالعه فراداستان به معنای مطالعه همان چیزی است که به رمان هویت خاصش را میبخشد.