سرخ و سیاه
کد کالا: 36908
کتاب سرخ و سیاه شاهکار استاندال
معرفی و تحلیل رمان سرخ و سیاه و اینکه چرا باید سرخ و سیاه را خواند
رمان سرخ و سیاه شاهکار استاندال (ترجمهی عبدالله توکل، انتشارات نیلوفر) که در سال ۱۸۳۰ منتشر شد، فراتر از یک داستان ساده، روایتی وقایعنگارانه از مختصات و مشخصات اجتماعی و سیاسی دوران خود است. این اثر که یکی از ستونهای اصلی ادبیات رئالیستی و روانشناختی به شمار میرود، بر پایهی پروندهی جنایی واقعی شخصی به نام «آنتوان برته» بنا شده است.
آینهای در برابر جامعه
استندال تکنیک داستانی خود در رمان سرخ و سیاه را به «آینهای در حال حرکت در بزرگراه» تشبیه میکند که گاه آبیِ آسمان و گاه لجنِ چالههای جاده را منعکس میکند. داستان از قصبهی کوهستانی و زیبای «وریر» آغاز میشود؛ جایی که تضاد میان زیبایی طبیعت و زشتی کارخانههای میخسازی، نمادی از روح حاکم بر آن عصر است. رمان با دقت وسواسگونهای، دسیسههای دهقانی، حرصوطمع بورژوازی نوپا و انحطاط اشرافیت پاریس را به تصویر میکشد.
عنوان سرخ و سیاه یعنی چی
شخصیت محوری داستان، ژولین سورل، فرزند یک نجار روستایی است که با نبوغ و ارادهای آتشین، سودای ترقی در سر دارد. او که در دنیای پس از ناپلئون زندگی میکند، میان دو راهی انتخاب قرار گرفته است:
- سرخ: نماد لباس نظامی و شکوه دوران ناپلئون که ژولین در خفا آن را میستاید.
- سیاه: نماد لباس کشیشی و تنها راه واقعبینانه برای ارتقای طبقاتی در دوران بازگشت سلطنت.
ژولین خود را یک «بچه سرراهی» در خانوادهاش میبیند که از سوی پدر و برادرانش مورد تحقیر قرار میگیرد و همین موضوع، آتش جاهطلبی را در او شعلهورتر میکند.
تضاد میان عشق طبیعی و عشق استراتژیک
اگر رمان سرخ و سیاه را در دست گرفتید و شروع به خواندن کردید از توصیف عشق و روابط عاشقانه در این رمان دچار شوک خواهید شد. روابط عاطفی در این رمان، ابزاری برای تحلیل روانشناختی عمیق هستند. استندال دو نوع عشق را در برابر هم قرار میدهد:
۱. عشق به مادام دو رنال: عشقی که از دید استندال طبیعی، بیپروا و ناشی از حساسیتهای قلبی است، هرچند که ژولین در ابتدا آن را بخشی از نقشه نفوذ خود به خانواده شهردار میبیند
۲. عشق به ماتیلد دو لامول: این رابطه بیشتر محصول ذهن، استراتژی و غرور است. ماتیلد، دختری اشرافی که شیفتهی قهرمانان قرن شانزدهم است، در ژولین روحیهای را میبیند که در اشرافِ ملولِ پاریسی یافت نمیشود.
حقیقت تلخ و سرنوشت محتوم
استندال در سرلوحهی یکی از فصول کتاب، جملهای از دانتون را نقل میکند: «حقیقت، حقیقت با همه ناگواری و تلخیاش».
این رمان تلاشی است برای عریان کردن انگیزههای پنهان انسانی؛ از تزویر مذهبی در مدرسههای نظام گرفته تا بازیهای قدرت در محافل سیاسی.
ژولین سورل، که تمام زندگیاش را بر اساس نقشه و اراده بنا کرده بود، در نهایت با یک اقدام تکاندهنده زندگیاش دگرگون میشود. آن اقدام چیست و چه بر سر قهرمان رمان میآید، باید رمان را بخوانید.
هر چه هست رمان سرخ و سیاه قصهای است دربارهی چگونگی برخورد ارادهی یک فرد با دیوارهای صلب سنت و نابرابریهای اجتماعی. این کتاب برای کسانی که به دنبال فراتر رفتن از سطح داستان و نفوذ به لایههای پیچیدهی روان انسان و ساختارهای قدرت هستند، تجربهای تکرارناپذیر خواهد بود.
| نویسنده | استاندال |
| مترجم | عبدالله توکل |
| زبان | فارسی |
| نوبت چاپ | 11 |
| تاریخ چاپ | 1399 |
| تعداد صفحات | 703 |
| نوع جلد | گالینگور |
| قطع | رقعی |
| عرض | 15.5 |
| قطر | 3.3 |
| کد موضوع | داستانهای فرانسه قرن 19 |
نقد و بررسیها
از 0 نقد و بررسی
کتابهای دیگر این نویسنده
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این مترجم
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این ناشر
اینها را هم بخوانیم