هر چند نهضت رمانتیک به معنی دقیق کلمه پیش از پایاه سده نوزدهم توان و نیروی خلاقه خود را از دست داد و رئالیسم آن را از میدان به در کرد. اما نه رئالیسم برای همیشه حاکم ماند و نه رمانتیسم به کلی عرصه ادبیات و هنر را خالی کرد. حتا عناصری از آن دوباره سر برآوردند و میتوان ادعا کرد کمتر اثر هنری است که به کلی از هر گونه رگه رمانتیک خالی باشد. به همین دلیل، خواه رمانتیسم بینشی گمراه و بیمارگونه و زیانبار شمرده شود و خواه جنبشی مثبت و پیامآور انعطافپذیری بیشتر در فرم و صورت، آزادی در تجربههای گوناگون و دریافتی زنده و خلاق از جهان، اهمیت آن به عنوان مکتبی غنی و پربار که برخی از عالیترین و گرانبهاترین آثار ادبی و هنری جهان را آفریده انکارناپذیر است.