مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

درک یک پایان

داستان جهان دسته‌بندی:
جولین بارنز نویسنده:
حسن کامشاد مترجم:
0.0
(۰ نقد و بررسی)

کد کالا: 105062

تومان 280,000

ناموجود

نقد و بررسی کتاب درک یک پایان اثر جولین بارنز؛ معجزه‌ی فلسفه و حافظه


کتاب درک یک پایان نوشته‌ی جولین بارنز، بدون شک از شاهکارهای ادبیات مدرن انگلیس است. بسیاری از ناقدان ادبی این رمان را اوج پختگی بارنز می‌دانند؛ نویسنده‌ای واژه‌شناس، کارکشته و صاحب‌سبک که به پیروی از گوستاو فلوبر، محبوبش، هر جمله را با وسواس ده‌ها بار می‌نویسد و می‌آزماید.


رمان بارنز سرشار از جزئیاتی است که همه به هم مرتبط‌اند و تنها با چند بار خواندن می‌توان این شبکه‌ی پیچیده را کشف کرد. سزان، نقاش بزرگ، زمانی گفته بود با هر ضربه‌ی قلم‌مو بر بوم، زندگی‌اش را به خطر می‌اندازد؛ این نکته درباره‌ی هر واژه‌ای که در رمان درک یک پایان آمده، صادق است.


کتاب درک یک پایان درباره‌ی چیست؛ وقتی حافظه خیانت می‌کند


رمان قصه‌ی اندوه‌بار به آخر رسیدن دوستیِ قدرنشناخته و بی‌حرمت‌شده‌ای است؛ پایانی ناشی از عقده‌های تونی وبستر (راوی داستان) و پنهان‌کاری دوستش، ایدرین. داستان از دوران دبیرستان آغاز می‌شود و روایتی تند و شتاب‌زده از رشد جسمانی و فکری راوی است که پیر می‌شود.


تونی وبستر در بلاهت، شریک و شبیه شخصیت شارل بوواری (در رمان مادام بوواری) است؛ مردی که هرگز ندانست در دنیا چه خبر است، چه کسی با چه کسی دوست است و کای عاشق کیست. در رمان بارنز، زندگی و روابط آدم‌ها برای تونی، دقیقاً مثل وجود اما بوواری است برای شوهر نفهمش. زندگی مثل «اما» خیانت‌پیشه است اما گناهکار نیست؛ سودایی و برانگیزاننده است و به گونه‌ای بی‌معنا و تلخ از کنار آدم می‌گذرد.


فلسفه‌ی تاریخ از نگاه ایدرین: پاتریک لاگرانژ کیست؟


رمان در همان اندک نشانه‌هایی که از زندگی ایدرینِ باهوش، مرموز و پنهان‌کار به دست می‌دهد، هسته‌ی اصلی‌اش را می‌یابد: درکی فلسفی و فهمی از تاریخ که گزین‌گویه‌وار و سربسته مطرح می‌شود. فهمی که میان تاریخ جمعی و سرگذشت فردی معنی می‌یابد.


از نظر ایدرین: «تاریخ یقینی است که در نقطه‌ی تلاقی نارسایی حافظه و نابسندگی مدارک حاصل می‌شود.»


او در پاسخ به آموزگارش، این عبارت را گفته‌ی «پاتریک لاگرانژ» فرانسوی می‌خواند. اما جذابیت ماجرا اینجاست که چنین شخصی اصلاً وجود خارجی ندارد! شاید ایدرین اشتباه کرده، شاید عمداً دروغ گفته، یا شاید سال‌ها بعد راوی دچار خطای حافظه شده است. این نمونه‌ای از اشارات ظریف و معمایی در رمانی است که یکی از درون‌مایه‌های اصلی‌اش «فراموشی و خطای حافظه» است.


تکنیک داستان‌نویسی جولین بارنز؛ ردپای رمان‌های جنایی


کتاب درک یک پایان رمان عجیبی است. در همان نخستین صفحه‌ها، کل فاجعه‌ی زندگی و مرگ ایدرین و معمای اصلی رمان، به طور کوتاه و صریح در داستان خودکشی یکی دیگر از شاگردان مدرسه روایت می‌شود. وقتی ایدرین در کلاس از این مصیبت حرف می‌زند، ما در واقع پیش‌گویی شوم سرنوشت خود او را می‌شنویم. چنان که هنری برگسون گفته بود:


آدم‌ها نمی‌دانند که دارند مصیبت زندگی خود را با روایت زندگی دیگران فاش می‌کنند.


از آنجا که جولین بارنز سال‌ها رمان‌های جنایی را با نام مستعار دن کاوانا نوشته و منتشر کرده، در شگرد اصلی این کار نیز فن ویژه‌ی داستان‌های جنایی نهفته: اول، همواره معمایی در میان است که باید گشوده شود و دوم، رازی وجود دارد که تا آشکار نشود، همه‌چیز بی‌معنا باقی می‌ماند. رویدادهایی پیش می‌روند که جنایت نیستند اما به آن شباهت دارند؛ مرگ‌هایی که باید علت‌شان معلوم شود و عشق‌هایی که جنون‌آمیزتر از هر دلبستگی دیگری هستند.


نقد فلسفی و اخلاقی رمان؛ انباشتگی و ناآرامی


در سال‌های گذشته ناقدان درباره‌ی این کتاب بسیار نوشته‌اند، آن را ستوده‌اند و در کشف راز و رمزهایش کوشیده‌اند. تحلیل‌ها پیرامون این شاهکار به دو دسته عمده تقسیم می‌شوند:


ناکامی فلسفه‌ی اخلاق: برخی آن را رمانی فلسفی در شرح محدودیت حکم‌های اخلاقی و نمایش بی‌فایده بودنشان در برابر فشار استخوان‌شکن زندگی می‌دانند.

کوشش برای زیستن اخلاقی: در مقابل، برخی معتقدند رمان از دغدغه‌ی آدمی در پرهیز از گناه و بدنامی و تلاش برای یافتن راهی غیرآیینی و مدرن برای زیستن اخلاقی حرف می‌زند.


به هر رو، مسئله‌ی اصلی بارنز اخلاق است. واپسین جمله‌ی کتاب انگار جمع‌بندی یک زندگی، نتیجه‌ی یک مرگ خودخواسته و درسی ابدی به خواننده است:


صحبت از انباشتگی است، صحبت از مسئولیت است و در ورای این‌ها صحبت از ناآرامی است. ناآرامی بسیار.


انباشتگی تم اصلی متن فلسفی عجیبی است که ایدرین به تقلید از لودویگ ویتگنشتاین نوشته بود؛ متنی که در نهایت به انکار کارآیی منطق می‌رسید.


۵ فکت جالب و خواندنی درباره کتاب درک یک پایان و جولین بارنز


رمان کوتاهی که برنده‌ی جایزه‌ی بوکر شد: این رمان در سال ۲۰۱۱ جایزه‌ی معتبر من بوکر (Man Booker Prize) را از آن خود کرد. با داشتن تنها حدود ۱۵۰ صفحه، این کتاب یکی از کوتاه‌ترین رمان‌ها است که موفق به کسب این جایزه شده است.


وسواس فلوبری بارنز: بارنز شیفته‌ی گوستاو فلوبر (نویسنده‌ی مادام بوواری) است. او حتی کتاب معروف دیگری به نام طوطی فلوبر دارد. در این رمان نیز همان‌طور که در متن اشاره شد، سایه سنگین سبک فلوبر و اشارات به شخصیت‌های مادام بوواری به وضوح دیده می‌شود.


عنوان کتاب از کتاب دیگری برداشته شده: عنوان کتاب (The Sense of an Ending) در واقع نام یک کتاب نقد ادبی بسیار مشهور و کلاسیک نوشته‌ی فرانک کرمود (Frank Kermode) است. جولین بارنز در گفت‌وگو با گاردین ماجرای نام رمانش را توضیح داده است:


به یاد دارم که در انتخاب عنوان کتاب دچار مشکل شده بودم. در ابتدا اسمش را گذاشته بودم ناآرامی؛ یعنی همان کلمه‌ی پایانی رمان. اما یکی از دوستانم نگران بود که اگر کسی وارد کتابفروشی شود و بپرسد: ناآرامی دارید؟، این‌طور به نظر برسد که دارد درباره‌ی وضعیت اعتصابات و روابط کارگری در کتابفروشی پرس‌و‌جو می‌کند! همین حرفش آن اسم را برایم کُشت.


در نهایت به عنوان درک یک پایان رسیدم. آبه دوستانم گفتم و بیشترشان خوششان آمد اما یکی از آنها گفت که این، عنوان یک اثر کلاسیک در حوزه‌ی نقد ادبی است نوشته‌ی فرانک کرمود. من چیزی درباره‌اش نشنیده بودم، چه برسد به اینکه کتابش را خوانده باشم (هنوز هم نخوانده‌ام). با بی‌خیالی و بی‌پروایی فکر کردم: خب، روی عنوان کتاب‌ها که حق مالکیت فکری (کپی‌رایت) وجود ندارد؛ آن نوشته نزدیک به ۵۰ سال این اسم را داشته، حالا دیگر مال من است.


وقتی نقدها منتشر شدند، منتقدانی اشاره کردند که کتاب من دارد با کتابِ کرمود گفت‌وگو می‌کند؛ یا دارد ایده‌های او را بسط می‌دهد و یا شاید پاسخی دوستانه به آن می‌دهد. به قول معروف: بینامتنیت رخ داد! آخ که چقدر لجم گرفت (جیغم درآمد). خب، دست‌کم این یکی از درس‌هایی بود که آن کتاب به من آموخت.


نام مستعار جنایی‌نویس: بارنز ۴ رمان جنایی با نام مستعار دن کاوانا منتشر کرده. تکنیک تعلیق و دادن قطره‌چکانی اطلاعات به مخاطب در درک یک پایان، حاصل تجربیات او در خلق داستان‌های پلیسی است.


کلام آخر اینکه...


کتاب درک یک پایان رمانی نیست که بتوان آن را یک‌بار خواند و کنار گذاشت. این کتاب آینه‌ای است در برابر حافظه‌ی همه ما؛ یادآوری این نکته که چقدر از گذشته‌ای که به آن یقین داریم، ممکن است تنها ساخته و پرداخته‌ی ذهن خودمان باشد.

درک یک پایان به واقع درک پایان شوم چند زندگی است که راوی، بر اثر آن، مهر سکوت بر لب می‌نشاند و به این نکته پی می‌برد که، سرانجام، خاطرات از هر واقعیتی عیان‌ترند.