دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
محصولات مهارت افزا فوق العاده اند و قابل رقابت با نمونه های خارجی نطیر فورام و ...
این محصولات آموزش مفاهیم فیزیک رو به کودکان و نوجوانان بسیار ساده کردن.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آلن روب‌گریه، نویسنده «ژلوزی» در ۱۹۲۲ در شهر برست فرانسه به دنیا آمد. بعد از پایان تحصیلات متوسطه در ۱۹۴۴ به دانشکده کشاورزی رفت و مهندس شد. تا سال ۱۹۴۸ در مؤسسه ملی آمار فرانسه خدمت کرد. وی اولین رمان خود به‌نام «پاک‌کن‌ها» را در سال ۱۹۵۳ منتشر کرد. به‌گفته محمدتقی غیاثی چند روزی هم به‌مناسبت شرکت در یک جشنواره سینمایی در ایران به‌سر برد. روب‌گریه همراه کلود سیمون، ناتالی ساروت، میشل بوتور، و چندتایی دیگر به جریانی در ادبیات فرانسه تعلق دارد که به «رمان نو» معروف شده است. آلن روب‌گریه اصول این جریان را در کتابی به نام «در دفاع از رمان نو» شرح داده است.
در رمان ژلوزی هیچ چیزی بر پایه اصول و قواعد داستانگویی معمول نیست. پیرنگ، عناصر داستان و شخصیت پردازی به رسم معمول در ژلوزی وجود ندارد. اما در عین حال همه چیز روشن است. این روشنایی نه تنها به دلیل توصیفات نوری بی نظیر در رمان بلکه به دلیل پرداخت تمام این پیچیدگی‌ها به نحو احسن است. راوی ژلوزی در جابه جای خانه پنهان است و از گوشه و کنار آن ساختمان ویلایی قصه را برای خواننده روایت می‌کند. اما نه آن قصه معمول همیشگی و نه آن طوری که خواننده به آن عادت دارد. پنجره‌ها، کرکره‌ها، درها ،دیوارها و خلاصه همه چیز در اینجا نقش اساسی بازی می‌کند. همه چیز به جز آنچه که تشنه شنیدن و خواندنش هستیم.
غیاب و نبودنی که روب گریه در ژلوزی رقم میزند بی‌نهایت درخشان است. درخشان و هنری. یک نورپردازی ویژه در صفحه به صفحه کتاب وجود دارد که تاریک و روشنایی آن بسته به وضعیت موجود و روابط بین دو کاراکتر"آ" و "فرانک" مدام تغییر می‌کند. در ژلوزی تمام نورها را تجربه می‌کنیم؛ نور اول صبح، ته مانده نور غروب، تاریکی مطلق شبانه و صدای زیبای کائنات،زنجره ها، صدای بال زدن سوسک‌ها و پرندگانی که معلوم نیست دقیقاً کجا پرواز می‌کنند. همه چیز در این رمان به نحو چشمگیری حس می‌شود. اوبژکتیو موجود در این رمان از نوع ساختگی و خنثی نیست. همه چیز از دوربینی دوطرفه دیده می‌شود و صرفاً نمی‌توان به مثابه سیاهه‌ای از اشیا به آن نگاه کرد.
خواندن ... دیدن ادامه » ژلوزی به مثابه حس کردن چیزهاست با چشمان بسته. از صفحه اولی که داستان آغاز می‌شود،می‌توانی چشمانت را ببندی و دستت را به دست راوی بسپاری. بدون هیچ نگرانی. راوی تمام سوراخ سنبه‌های این خانه زیبا و پردر و پنجره را بلد است و تو را به درستی هدایت خواهد کرد. همه چیز در این خانه طور دیگری است. حتی ساده‌ترین چیزها. چیزهایی که هیچ وقت در عمرت به آنها نیم نگاهی هم نینداخته‌ای. در این خانه حتی رد لاشه هزارپای گوشتی و چندش آور هم برایت جالب است و همینطور طرز کشته شدن‌اش و ردی که روی دیوار از خود به جای می‌گذارد.
در ژلوزی وقت داری با خیال راحت مدت‌ها به کاراکترها زل بزنی و حرکاتشان را دقیق بررسی کنی. از لای کرکره‌ها و پنجره‌های نیمه باز. بدون هیچ عجله‌ای. می‌توانی لباسهایشان را به دقت تماشا کنی و تمام کارهای روزمره‌شان را با صبر و حوصله تعقیب کنی.
خواندن ژلوزی درک تازه‌ای از چیزهاست. درک تازه‌ای از اشیا، از نور،ازتاریکی و صداهایی که در شب می‌پیچد و درک تازه‌ای از چرخش‌های زمانی. آنگونه که واقعاً وجود دارند نه آنگونه که به ما تلقین کرده‌اند.
در ژلوزی گاهی نفس‌ات به شماره می‌افتد و دچار اضطراب می‌شوی. هراسی که به هنگام ورود به مکانهای ناشناخته داری. هراس از آدم‌هایی که خوب نمی‌شناسی‌شان. در ژلوزی آنقدر به راوی نزدیک هستیم که انگار از چشمان او به دنیای داستانش خیره شده‌ایم.
«آلن روب گریه» نویسنده مشهور فرانسوی و از بنیانگذاران جنبش «رمان نو» در سن ۸۵سالگی در سال ۲۰۰۸ از دنیا رفت.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خنثی قهقه زد.یعنی چه؟ یعنی آدمها را مثل کتاب می خوانی؟ عجب چرت و پرت می بافی به هم.
گفتم: هر انسانی به کتابی مبین می ماند در جوهره اش؛منتظر خوانده شدن.هرکدام از ما در اصل کتابی هستیم که راه می رود و نفس می کشد.کافی است جوهره مان را بشناسیم.فاحشه باشی یا باکره؛ افتاده باشی یا عاصی،فرقی نمی کند؛ آرزوی یافتن خدا در قلب همه ی ما،در اعماق وجودمان ... دیدن ادامه » پنهان است.از لحظه ای که به دنیا می آییم، گوهر عشق را درونمان حمل می کنیم. آن جا می ماند به انتظار کشف شدن. این یکی از قاعده هاست.

صفحه172
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
""زن بودن یا مرد بودن به صورت خالص و مطلق مخرب است. باید زنانه-مردانه یا مردانه-زنانه بود.""
آ آرش این را دوست دارد
این دقیقا تاییدی بر نظریه یونگ هست که میگه در وجود هر زن یک بخش مردانه و در وجود هر مرد یک بخش زنانه وجود داره به نام انیما و انیموس.
۲۱ ساعت پیش
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
ممکنه بدونم تخته شاسی a4 تو این کوله جا میشه یا نه؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وای خدای من با اینکه اهل رمان وداستان ایرانی خیلی نیستم . و خیلی اتفاقی به این کتاب رسیدم . عاشقش شدم . عالی بود . نمیدونم چی داشت اما حسی تووش داشت که دلمو می لرزوند . عاشق کتاب که شدم هیچ عاشق خانوم یثربی هم شدم !!!
چقدر قشنگ و رون و ساده و وایییی اصن خعلی خوب بود .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پروردگار مهربان من، از دوزخ این بهشت رهاییم بخش. در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی رنجزای گسترده ای. در هراس دم می زنم، در بیقراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است. این حوران زیبا و غلمان رعنا همچون مائده های دیگر برای پاسخ نیازی در من اند، اما خود من بی پاسخ ... دیدن ادامه » مانده ام، هیچکس ، هیچ چیز در اینجا ((به خود)) هیچ نیست. ((بودن من)) بی مخاطب مانده است. من در این بهشت، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم. ((تو قلب بیگانه را میشناسی که خود در سرزمین وجود بیگانه بوده ای)). ((کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم)).

هبوط
علی شریعتی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با وسواس دستمال را بر تخته هایی که دیگر تمیز شده اند می کشد، این طرف، آن طرف، این طرف، آن طرف، گیس های خیس و اندامش با هم هماهنگ موج می خورند.
مرتضا دارد به زن نگاه می کند. به آرامی صدایش می زند: زلیخا!
زلیخا همان طور دستمال در دست کمر صاف می کند و روی زانوها می ایستد . ولی چشم هایش از شدت خواب باز نمی شود. تن مرتضا فرمانبرداری از او را از یاد برده. سرانجام بر می خیزد و شروع می کند به لباس پوشیدن.
- ... دیدن ادامه » ببین! حتی این هم تو را نمی خواهد...
و بی آنکه به زن نگاه کند از گرمابه بیرون می رود.

|¤ زلیخا چشم هایش را باز می کند | گوزل یاخینا
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نه بلدی بزنی، نه بکشی نه عاشقی کنی. خشم تو در اعماق درونت به خواب رفته و بیدار هم نمی شود و بدون خشم زندگی چه معنایی دارد؟ هیچ.

|¤ زلیخا چشم هایش را باز می کند | گوزل یاخینا
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خوندن این کتاب را به تمام کسانی که داستانهای جذاب و غافلگیرکننده دوست دارن پیشنهاد میکنم، واقعا دم نویسنده گرم.
زهرا لنگرودی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از دوستان عزیزی که می‌توانند کتابی رماعرفانی خوب مثل ملت عشق،کتابهای باستین گوردر،پایلو کویلو و ... معرفی کنند لطف بزرگی کرده اند و ممنونم
با توجه به نویسنده هایی که نام بردین فکر می کنم اثار میچ البوم رو بپسندین.
۲ روز پیش، يكشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب پرستیژ نوشته "کریستوفر پرایست" که فیلم بسیار زیبای پرستیژ بر اساس این رمان توسط نولان ساخته شده نمیدونم ترجمه فارسی داره یا نه.پیدا نمی کنمش.از دوستان کسی اطلاعی داره؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا باید کتاب انسان ۲۰۲۰ را بخوانم؟

کتاب انسان ۲۰۲۰، مهارت‌های فوق‌العاده ضروری و دانشی را ارایه می‌کند، که انسان‌ها برای ورود به سال ۲۰۲۰ میلادی که سال مافوق سرعت نامیده شده است، بدان نیاز دارند.

این ... دیدن ادامه » کتاب، ابزاری است برای موفقیت سریع، آسان، لذت‌بخش و فراتر از باور دیگران.

با بهره گیری و انجام دستورالعمل‌های ذکر شده در کتاب انسان ۲۰۲۰، شادی، موفقیت و ثروت را در آغوش بکشید.

شما در آستانه کشف برنامه‌ای دقیق برای رشد همه جانبه زندگی‌تان هستید، پس هر چه سریع‌تر شروع کنید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب دانسته هایت را به کار بگیر با داستانی فوق العاده آسان و دلنشین از کن بلانجارد و ترجمه روان سعید محمدی ما را با یک مفهوم جدید در یادگیری آشنا می کند که با اجرای اقدامک ها منجر به تغییر و تحول در یادگیری مان میشود.

اگر چند وقتی از کتاب خواندن دور بوده اید و کتاب های زیادی دارید یا احساس می کنید دوره های آموزشی اثر چندانی ندارند٬ قطعا ... دیدن ادامه » این کتاب برای شما نوشته شده است
زهرا شیخیان این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
محمدرضا گودرزی: رمان بیوه‌کشی رمانی اقلیمی است یعنی ویژگی های یک منطقه روستایی را بررسی می کند. گرایش به رئالیسم جادویی دارد و عناصری از رئالیسم جادویی هم در آن هست اما انجام کتاب و به پایان رساندن پلات، رئالیسم جادویی نیست و واقع گرایانه است. اینجا بیشتر به تعریف ژانر غریب تئودورف نزدیک می شویم. ما عناصر نامعمول داریم ولی در آخر توجیه متنی پیدا می کند و تمام این بحث ها با آن گودال یا حفره ی زیر چشمه ربط می کند و این که تمام این اعمال را اژدر انجام داده، اساس رئالیسم جادویی از بین می رود و به رئالیسم می رسد.

رمان به اسطوره گرایش دارد و توجه به عدد مقدس هفت. بعضی از اعداد مقدس مثل سه، هفت و چهار در قصه ها تکرار می شود، بحث بر سر این است که آیا وقتی این اعداد در داستان ها باشند همان کارکرد اسطوره ای جادویی را دارند یا ندارند؟ بررسی بر این هست که اگر اینها در بافت هایی که قرار می گیرند، پشتش نوعی اندیشه گی وجود دارد و به همین دلیل دیگر آن کارکرد را نمی توانند داشته باشند. به هر حال ما هفت برادر داریم، هفت چشمه و عناصری از طبیعت داریم و اشاره به هفده سال و هفت ماه و هفت روز و کتاب در هفت فصل روایت می شود.

هفت ... دیدن ادامه » چرا مقدس بوده؟ هفت با هفت آسمان، هفت سیاره، هفت فلز، هفت رنگ در ارتباط بوده است. در اساطیر هم اژدهای هفت سر داریم. شاخه های درخت حیات هر کدام هفت برگ دارند. هفت ستاره خوشه ی پروین. خلقت در شش روز و زندگی ابدی در روز هفتم. در مصری ها هفت نماد زندگانی. هفت گاو نر و هفت گاو ماده در خواب یوسف پیامبر که مظهر باروری اند. بین النهرینی ها به هفت خدای بدون اسم اعتقاد داشتند. در فالگیری از هفت ریگ استفاده می کردند. در میترائیسم، غار میترا هفت در داشته نردبان هفت پله بوده. هفت شهر عشق در عقاید عرفانی. مراحل هفت گانه تشرف در آیین مهر. هندوها هم زمین را هفت طبقه می‌دانستند. رومیان آسمان را هفت طبقه می دانستند. درآیین های اسلامی به هفت دریا معتقد بودند؛ آیه 27 سوره لقمان.

در زرتشتی گری هم هرمز و شش امشاسپندان. اهورامزدا هفت تا صفت دارد. هفت بار طواف کعبه می کنند. هفت نشانه ی خداست. مسلمانان هنگام سجده، هفت نقطه از بدن شان را روی زمین قرار می دهند. در هفت سین هم از ععد هفت استفاده می شود. در کتاب مقدس، نوح هفت روز را پیشگویی می کند. هفت خوان رستم. هرکول و ... . همه این ها از تاریکنای تاریخ می آیند و کم کم به اسطوره ها می آیند.

روایت مرگ و نیستی در متن بیوه‌کشی وجود دارد. جزء خوابیده و دخترش عجب ناز که اگر این دو تا هم مرگ داشتند می گفتیم داستان آخرالزمانی است. باقی مانده این دو در صفحه آخر رمان نوعی اشاره به اصالت زن دارد.

باورها و خرده روایت ها در رمان نقش بارزی دارند. نقش خواب ها در زندگی روزمره همچنان وجود دارد. تعلیق و کشش داستان خیلی خوب است و رمان جذابیت فراوانی دارد که به کمک تکنیک تأخیر صورت گرفته است. یعنی اطلاعات که باید داده بشود دیرتر از حد معمول به تعویق افتاده می شود مثل بویی که در رمان هست که گویی بوی مرگ است.

ارتباط اژدر با اژدرمار یک نوع این همان گویی بودن است. زمان روایت گاه بازگشت به گذشته است مثل فصل اول، گاه فلش فوروارد است مثل می دانست که این آغاز داستان است. جان پنداری در روایت هست که هماهنگ با باورهای مردم روستاست. جان پنداری را معمولاً رمانتیک ها به کار می بردند اما چون در بیوه‌کشی فضای مردم روستا و باورهای آنهاست، قابل توجیه است. آیین ها و آداب در بیوه‌کشی، ارزش مطالعات فرهنگی است و از روی متن می توانیم آداب و آیین ها و گرایش های مردم یک جامعه را متوجه شویم. مثلاً در مرگ، خواستگاری، عروسی و به خصوص تدفین نمادین بزرگ، نردبانی که روسری سرخ در صفحه ی 108 هست.

موضوع داستان در یک کلمه انتقام است که اژدر از خوابیده خانم می گیرد. از اول اخطار داده. با این تعبیر می توان عامل اصلی قتل ها را اژدر دانست و اژدر مساوی است با اژدرمار. به این ترتیب می توانیم متن را به معنای تئودورفی غریب بدانیم یا فانتزی بخوانیم. مرز میان شگفت و واقع گرا. مرز بین این دو را فانتزی می گویند.

ما 40 شخصیت در این داستان داریم که 16 تای اول، شخصیت جامع هستند و 24 تای دوم، ساده و کاتالیزور هستند. اسم هایی هستند که فضای داستان را پر می کنند.

از فصل سوم ضرباهنگ رمان تند و جذابیتش بیشتر می شود. به نظرم در مجموع رمان بیوه‌کشی در مقایسه با رمان هایی که در این دو سه دهه خوانده ایم، رمانی بسیار متفاوت است که کلیشه روایت های محدود را شکسته و رمانی خوش خوان و نوآور و خواندنی شده است که می توان خواند و لذت برد.

برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تا چندی پیش تصورم بر این بود که ناشرهای معتبر آنقدر شرافت دارند و آنقدر به اصول حرفه‌ای در نشر پایبند و معتقد هستند که آبرو و نام و اعتبار خود را در پای سود مالی و بالا بردن تیراژ قربانی نمی‌کنند. از همین رو همیشه کتاب‌های این ناشران را با اطمینان می‌خریدم،‌ بدون اینکه دغدغۀ دستکاری و جرح و تعدیل در متن را داشته باشم. این تصور با خواندن ... دیدن ادامه » کتاب «ایران بین دو انقلاب»‌ نشر نی و دستکاری‌هایی که جا و بیجا در ترجمه صورت گرفته بود تا حدی متزلزل شد تا اینکه چشمم به جمال کتاب مستطاب «اشنایی با صادق هدایت» روشن شد. خوشبختانه نسخۀ اصلی کتاب در اینترنت موجود است و خوانندگان خود می‌توانند قضاوت کنند که نشر مرکز چگونه نسخه‌ای مثله‌شده را تحویل خوانندۀ بی‌خبر از همه جا می‌دهد و تازه در مقدمۀ‌ کتاب منّتی هم بر سر خواننده می‌گذارد که کتابی را که فقط در پانصد نسخه چاپ شده بود اینک به شعبدۀ نشر مرکز به خوانندۀ دست از همه جا کوتاهِ ایرانی عرضه کرده است. سخن کوتاه، بهترین توصیفی که برای نسخۀ نشر مرکز به ذهنم می‌رسد همان «شیر بی یال و دم و اشکم» معروف مولوی است و گمان می‌کنم که این تعبیر به روشنی همه چیز را دربارۀ این کتاب بی‌ارزش نشر مرکز واگویی می‌کند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
روایت زنی میانسال که در پی یک تصادف دخر کوچک و همسرش را از دست می دهد و دچار بحران و افسردگی شدیدی می شود و به این دلیل ترجیح می دهد برای خروج از این بحران، مسیر زندگی اش را تغییر دهد و به کشور ایرلند نقل مکان کند، در آنجا که نحوه زندگی کاملا متفاوت با فرانسه است، تلاش می کند زندگی جدیدی را اغاز کند و بعد از یک سری اتفاقات باعث می شود که ... دیدن ادامه » او در آستانه ایجاد رابطه با مرد همسایه اش قرار بگیرد، اما متاسفانه نمی تواند این رابطه را بپذیرد و مجددا به فرانسه باز می گردد...

پیشنهاد میکنم حتما این کتاب را بخوانید
شخصیت پردازی های عالی، داستان شسته رفته که غافلگیری های خوبی داره و همچنین روایت عالی
من اصلا دوست نداشتم این کتاب رو و تا آخر هم نتونستم بخونمش . پایان داستان کاملا لو‌رفته و مشخص بود و مث فیلم های هندی. اصلا نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم و از انتخابم پشیمون شدم.
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی زیبا ، تحسین برانگیز و درگیر کننده...
حمید رضایی این را خواند
مهنّا صحافی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب به نوعی "اطلس ابر" نوجوانان شناخته شده، نظر شخصی من اینه که از نظر ساختاری شباهتهایی وجود داره ولی محتوی خیلی تفاوت های عمیقی دارن.
وقتی کتابی میخونیم، زمانی که صرف اون کتاب کردیم و وقتی که باش گذروندیم، رفاقتی بین خواننده و داستان برقرار میشه به شکلی که خودت رو جزئی از داستان میدونی. در این شرایط با دید بد به کتاب نگاه کردن سخت میشه.
این داستان از منظر یک باستان شناس، خلبان، نقاش، ارواح، خون آشام، یک وایکینگ و یک پادشاه در دورانهای مختلف بیان شده
این ... دیدن ادامه » کتاب در دسته کودک و نوجوان قرار گرفته اما عناصر وحشت مانند قربانی شدن جز موارد کلیدی کتاب هست و هر داستان رمز و رازی در خود دارد
و در نهایت در میابیم که همه داستانها ریشه در فانتزی عشقی دارند و اینکه چگونه شور و شوق چنان عمیق می تواند از مرزهای زمان و مرگ عبور کند.
به دوستانی که علاقه به کتابهای فانتزی و کمی وحشت دارند توصیه میشه، اما شخصا محتوی خاصی توش ندیدم و بیشتر شبیه داستانهای هالیوودیه.
فراموش نکنیم که کتاب زبان انگلیسی 272 صفحه است و این کتاب 288 صفحه احتمالا خیلی خلاصه شده.
حمید رضایی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ویولتا، نمی دانم از خوشحالی چه کنم. حاضرم از هرجا بگویی بالا بروم...
ویولتا زیر لب می گفت:
- از من...
و ... دیدن ادامه » کوزیمو دیوانه می شد.

|¤ بارون درخت نشین | ایتالو کالوینو
حمید رضایی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کارهای برجسته ای که آدمی به پیروی از وسوسه ای درونی می کند باید ناگفته بماند؛ همین که آن را به زبان بیاوری و از آن لاف بزنی چیزی بیهوده و بی معنی جلوه می کند و پست و بی مقدار می شود.

|¤ بارون درخت نشین | ایتالو کالوینو
Mahzad Zahedi و حمید رضایی این را خواندند
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آنا گاوالدا نویسنده ی محبوب منه و اینو همه میدونن .
سبک کتاب و دوست داشتم اینکه داشت نشون میداد تنهایی برای هیچکس خوب نیست و واقعا باهم بودن همه چیز است .
موضوع وقلم آنا هم مثل همیشه عالی بود برام . فقط کتاب و زیادی کش داد بود یعنی بعضی قسمت ها واقعا حوصله سربر بود و اینکه کتاب قطر زیادی داره و خیلی خوندنش سخته نمیدونی توو دستت بگیری یا ... دیدن ادامه » بزاری رو پات و بخونی :D
حمید رضایی این را خواند
متاسفانه این کتاب لبریز از ایرادات ویراستاریه، طوری که یه جاهایی رو باید کلا به طور ذهنی از داستان حذف کرد یا این که کتاب رو کلا کنار گذاشت.
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تصاویر و متن داستان بسیار دوست داشتنی است و کودک به خوبی با داستان ارتباط برقرار می کند و پیام داستان را درک می کند.
حمید رضایی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان خلاقانه و بسیار قشنگی است که بخشندگی و مهربانی را می آموزد.
نوشته های کتاب پیچ در پیچ و گیج کننده است و خواندن کتاب را با مشکل مواجه می کنند همچنین که تصاویر زیبای کتاب را از جلوه انداخته اند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب، کتابی است فلسفی. بدیهی ترین علمی که انسان دارد یعنی علم به وجود خود را به زبان یک داستان کودکانه بیان می کند.
مثلا اگر علت بودن ما یکی از آثار ما باشد ( درست کردن نفس آتشین ) در صورت نبودن آن اثر نمی توانیم بگوییم که نیستیم. حتی اگر همه کتابها بنویسند که نیستیم، باز خودمان می دانیم که هستیم.
اما متاسفانه تصویرگری کتاب بسیار بد، ... دیدن ادامه » نا رسا و زننده است در حدی که به ناشر پیشنهاد می کنم همین داستان را دوباره بدهند برای تصویرگری.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان از گم شدن یک دفترچه اطلاعاتی مهم شروع می شود، که به طور اتفاقی به دست مسعود روزنامه نگار می افتد و باعث مرگ وی و یکی دو نفر دیگر می شود. بعضی فصل ها ترتیب زمانی ندارند که جالب است. و پیشنهاد می کنم که حتماً این کتاب را بخوانید
حمید رضایی این را خواند
امیرحسین آل عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
*هیچ وقت خانواده ای داشته ای ؟*
داستان قضاوت هاست در پی اتفاقی شوم . قضاوت هایی که دیگران می کنند و قضاوت هایی که ما می کنیم درباره ی دیگران و خودمان .
بیل کلگ با شخصیت پردازی دقیق و بازگو کردن ماجرا از زاویه ی دید افراد مختلف نشان می دهد چقدر این قضاوت ها می توانند بی گذشت و بی رحمانه باشند ، حتی و شاید به خصوص وقتی طرف آن ها خودمان هستیم ... دیدن ادامه » . اما وقتی مصیبتی پیش می آید همه تغییر می کنند و حقیقت درباره ی گذشته سرانجام رخ می نماید و در این میانه انسانیت به بهترین وجه در بخشش و امید جلوه گر می شود.
حمید رضایی این را خواند
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در زندگی من با سرگذشت زندگی شخصی به نام میخائیل پولوزنف و حواشی آن مواجه هستیم که فرزند یک معمار سرشناس و بلند مرتبه در یکی از شهر های روسیه در زمانی حولی دوران زندگی نویسنده است که البته چخوف در خلال داستان به هیچ تاریخی اشاره نمی کند اما این زمان از فضای داستان قابل حدس است.
پدر میخائیل ار آن دست آدم هایی است که خیلی به آباو اجدادش می ... دیدن ادامه » نازد و با افتخار به پسرش می گوید : پدرجد تو ،ژنرال پولوزنف در جنگ بورودینو شرکت داشته است ، جدت شاعر،سخنران و رئیس تشریفات دربار بوده ،عمویت معلم و دست آخر من پدر تو، معمارم و از جایگاه مهمی برخوردار هستم. خیال نکن که ما ، خانواده پولوزنف ،همگی این شعله مقدس رو دست به دست رد کرده ایم تا یکی بیاد خاموشش کنه!

ادامه در اینجا ketabnameh.blogsky.com
حمید رضایی و مهرداد . این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در زندگی من با سرگذشت زندگی شخصی به نام میخائیل پولوزنف و حواشی آن مواجه هستیم که فرزند یک معمار سرشناس و بلند مرتبه در یکی از شهر های روسیه در زمانی حولی دوران زندگی نویسنده است که البته چخوف در خلال داستان به هیچ تاریخی اشاره نمی کند اما این زمان از فضای داستان قابل حدس است.
پدر میخائیل ار آن دست آدم هایی است که خیلی به آباو اجدادش ... دیدن ادامه » می نازد و با افتخار به پسرش می گوید : پدرجد تو ،ژنرال پولوزنف در جنگ بورودینو شرکت داشته است ، جدت شاعر،سخنران و رئیس تشریفات دربار بوده ،عمویت معلم و دست آخر من پدر تو، معمارم و از جایگاه مهمی برخوردار هستم. خیال نکن که ما ، خانواده پولوزنف ،همگی این شعله مقدس رو دست به دست رد کرده ایم تا یکی بیاد خاموشش کنه!

ادامه در اینجا ketabnameh.blogsky.com
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب دارای هفت فصل و پنجاه و چهار بخش است که با این همه جمعاً حدود یکصد وچهل صفحه دارد،در این کتاب با شیوه روایت نامتعارفی از داستان(حداقل برای من)مواجه هستیم به شکلی که همانطور که راوی نویسنده پیش می رود هرازگاهی شخصیت های داستان راوی می شوند و این همینطور تا پایان کتاب ادامه پیدا می کند. نویسنده تا جایی که توانسته است از شخصیت پردازی ... دیدن ادامه » اشخاص و آدم های رمانش خودداری کرده و با به کار بردن تنها نام آنها و قراردادن آنها در موقعیت ها گویی قصد دارد خواننده را درگیر موقعیت کند .....

ketabnameh.blogsky.com
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 305