دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
مرگ!
مردم جز در مواقع یاس و ناامیدى و خطر از آن یاد نمى کنند، در صورتى که همچون شبحى همیشه و در همه جا با ما همراهى مى کند و جز قدمى کوتاه با ما فاصله ندارد
کافى است که انسان سرش را برگرداند و آن را بشناسد
کافى ... دیدن ادامه » است انسان قدم آهسته کند تا او جلو بیفتد

مرگ!
یک فرشته سیاه، یک فرشته بى رحم، یک عامل مرموز
من مى توانم به کوچه هاى آشنا بروم، مى دانم که او همراه من است
آن وقت ..
یک قدم آهسته ..
و کار تمام است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی قمار است
ماجراست
انسان یا میبرد یا میبازد
زندگی ... دیدن ادامه » مثل معرکه ای است که پایان ندارد
وقتی که صدای یک نفر کم کم ضعیف و خاموش شد، صدای دیگری جوانتر و قویتر رشته داستان را در دست می گیرد و ادامه می دهد ..
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن شکارچی از خطر وجودش کم میکنه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار جالب
آلا شیدایی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده
آلا شیدایی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوبی است ...!
اول اینکه سعی شده مطالب تا حد امکان خلاصه سازی و در حد ضرروت بیان شود
دوم اینکه بیشتر با توجه به شناخت و تجریبات عملی نویسنده بوده است
و سوم اینکه مثال های خوب و بجایی در هر بخش عنوان شده است
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کتاب فوق العاده ...!
به نظرم مدت ها وجود همچنین کتابی که به استراتژی طراحی استراتژی بپردازد کاملا احساس می شد ... در این کتاب بر اساس دو پارامتر میزان انعطاف پذیری محیط صنعت یا حوزه کسب و کار و همچنین میزان پیش بینی پذیر بودن آن 5 رویکرد اصلی نسبت به نوع انتخاب و تدوین استراتژی های مناسب هر بخش ارائه می شود ... بدون شک بعد از خواند این ... دیدن ادامه » کتاب کاملا احساس خواهید کرد که شما به عنوان مدیر عامل "اسنپ" می بایست چه رویکردی به شیوه تدوین و طراحی استراتژی های سازمانی خود داشته باشید و در مقابل اگر مدیر عامل "بوتان" بودید رویکر شما چه تفاوت هایی داشت !
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مطالعه نوشته ها و مقاله های آقای فریدون مجلسی را به همه علاقه مندان تاریخ معاصر پیشنهاد می کنم. من که همیشه از قلم و تجربه های این دیپلمات فرهیخته و آکاه لذت می برم. سلسله مقالات موجود درکتاب چهره ها نیز از این قاعده مستثنی نیست. ایشان در این سلسله مقاله ها هم در غالب موارد نگاهی واقع بینانه به افراد و سوژه ها داشته اند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به قدری این کتاب و نوشته هاش عالیه که واقعا" حسرت میخورم چرا در آن زمانها نبودم که عاشق باشم و نوع دیگری از عشق را تجربه کنم عشق خالص و پاک عشقی که این روزها به کل فراموش شده و بین عشاق الفاظ و لغات عاشقانه حقیقی و از ته دل دیگه معنایی نداره
علیرضا اعرابی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قاعده اش را نمى فهمم
فکر میکردم چون پول ندارم نمی توانم تاکسی بگیرم و به خانه ات بیایم تا این دشنه ى دلتنگی را از دلم بیرون بکشی.
اما تلفن زنگ زد ،طوری زنگ زد انگار مى خواهد چیز مهمی بگوید.
آن ... دیدن ادامه » سوى خط دوستی دلتنگ بود،نیازمند گپ و دیدار.
با ماشینش دنبالم آمد،سوار شدم.در راه هرچه او دلش سبک تر میشد من به خانه ى تو نزدیکتر میشدم.
زنگ در را زدم طوری زنگ زدم که بفهمی مى خواهم چیز مهمی بگویم.
سلام
قاعده ی زندگى این چیزا نیست که ما فکر مى کنیم!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دستت را به من بده
ای تصویر شادمانه ى همه ى امیدها
فردا از آنِ ماست.چرا که نباشد؟
این ... دیدن ادامه » شایستگى را روح ما به ما مى دهد.روح ما و معرفت ما.
من با یارى دستان تو همه ى سپیده دم ها را فتح خواهم کرد.
زیراکه به عشق ایمان دارم.
.
علیرضا اعرابی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان های عالی و کوتاه و مفهومی توصیه میکنم بخوانید و لذت ببرید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هشت سال پیش به مشاور املاک گفت:آپارتمانی می خواهد که پنجره اى نداشته باشد.مشاوراملاک گفت :یکى سراغ دارد که تنها یک پنجره دارد،مى تواند آن را کور کند.همین کار راهم کرد.
هشت سال از خانه بیرون نرفت و بیشتر کتابهای کتابخانه ى بزرگش را خواند تا به من رسید.مراکه خواند،تمام که شدم،لبخند زد.
بست و بر میزم گذاشت.
بلند ... دیدن ادامه » شد تبر آورد و تخته هایی را که با آن پنجره را کور کرده بودند خرد کرد.
پنجره را گشود.نور درون خانه را روشن کرد
تنها چیزهایی که از پنجره اش مى توانست ببیند خیابانی تنگ،خلوت و کثیف بودو پنجره ى کور شده ى دیگری که درست رو به روی پنجره اش بود،سرخورده نگاهم کرد، شانه بالا انداختم و گفتم:واقعیت همین است دیگر!
دستِ کم مى توانی از خانه بیرون بروى و مرا به صاحب آن پنجره ى کور شده هدیه کنى یا قرض بدهى،شاید اوهم پنجره اش را گشود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام؛
این یکی از بهترین کتابهایی هست که من خوندنش رو شروع کردم
فقط متاسفم برای چاپ ورجاوند !! چون کتابی که من خریداری کردم فاقد صفحه 97 تا 112 هست! من از این کتاب 5 جلد خریداری کردم برای هدیه و برای خودم . متاسفانه دوباره باید متحمل هزینه بشم.
مدیریت ضعیف این چاپخانه واقعاً جای افسوس و تاسف داره!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی .. مثل شطرنج است

بعضی از حرکات را برای بردن انجام می دهی
... دیدن ادامه » و بعضی دیگر را فقط به خاطر اینکه این حرکت درست است ، انجام می دهی

و خوب ، می بازی..

..

در زندگی اتفاقاتی رخ می دهد ، که تو می دانی اشتباه است اما نمی توانی جلوی آن را بگیری.
مجتبی نوروزی و فهیمه حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چه تنهایی عجیبی!!

پدر خیال می کرد آدم وقتی در حجره ی خودش تنها باشد ، تنهاست..

نمی ... دیدن ادامه » دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می شود حس کرد..
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام کسى رمان رها در باد از جوجو مویز را خونده؟
چطور بود کتابش؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

بارت درعین برقراری پیوند بین تعهد و نوشتار ، بی درنگ خاطر نشان میکند که نوشتار هنوز و همچنان مقید است ، یعنی مجال آزادی نامحدود نمی دهد :" نویسنده این اختیار را ندارد که شیوه ی نوشتارخود را در نوعی مخزن بی زمان و جاودان اشکال ادبی جسته و از آن میان انتخاب کند . زیر فشار تاریخ و سنت است که شیوه های نوشتار ِممکن برای یک نویسنده مطرح می شوند ؛ این است که یک تاریخ نوشتار وجود دارد ".

رولان ... دیدن ادامه » بارت
گراهام آلن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

ما صاحب مکان های مقدسی در درونمان هستیم و اگر آماده باشیم و بخواهیم می توانیم به آسانی این کلیت را که چه کسی هستیم ، ببینیم . بسیاری از ما از دیدن آنچه پشت درهای بسته ی زندگی مان وجود دارد ،واهمه داریم . بنابراین به جای ِاینکه از سر کنجکاوی و ماجراجویی به شناخت خود ِپنهانمان بپردازیم که سراسر شگفتی و هیجان است ، وانمود میکنیم که چنین اتاق هایی اصلا وجود ندارد و این چرخه همچنان ادامه دارد .
46ص

نیمه ... دیدن ادامه » ی تاریک وجود
دبی فورد

برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

گوویندا ، چنین گمان دارم که" مهرورزی بزرگترین و ارجمندترین چیزهای جهان است ." شاید اندیشمندان بزرگ بررسی جهان و باز گفتن رازهای آن و دل بد کردن به آن را ارج بگزارند . اما من چنین می انگارم که همان دوست داشتن جهان ارجی دارد و نه دل بد کردن به آن یا با یکدیگر بد سگالی کردن؛ اما اینکه بتوانیم جهان وخودمان و همه ی چیزها را بامهر بنگریم و ستایش کنیم و بزرگ داریم ."
130ص

سیذارتا
هرمان ... دیدن ادامه » هسه
مجتبی نوروزی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

"دانش را می توان به دیگری رساند ، اما خرد را نمی توان . می توان آن را یافت ، می توان در آن زیست ، می توان با آن و از آن نیرومند شد ، می توان با آن کارهای شگفت کرد ؛ اما نمیتوان آن را به دیگری رساند یا آموخت . "
126ص


سیذارتا
هرمان ... دیدن ادامه » هسه
ژیلا .. و علیرضا اعرابی این را خواندند
مجتبی نوروزی و فهیمه حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

آنچه محرک ربیع در برلین بود ، خواست ناگهانی او بود برای دور زدن کاستی های ازدواجش با حمله ی تازه اما آرام به زندگی فردی دیگر .
اما همانطور که حالا متوجه شده ،چنین خواسته ای تنها می توانسته یک عمل احساسی بی ارزش باشد ، و البته نوعی عمل ظالمانه که همه ی افراد درگیر در ان بازنده هستند و آسیب می بینند . هیچ توافق رضایت بخشی نمیتوانست بدون از دست دادن چیزی صورت بگیرد . ربیع متوجه می شود که " ماجراجویی" و "امنیت" باهم ناسازگارند. ازدواج عاشقانه و داشتن فرزند تمایلات جنسی ناگهانی را نابود میکند . انسان نمیتواند همزمان هم بی بندوبار باشد و هم یک رمانتیک متأهل . هرچقدر هم که هردوحالت جذاب باشند .
هیچ ... دیدن ادامه » کدام از این دو برایش بی زیان نیست . اگر با لارن قطع رابطه کند ، بدین معناست که ازدواجش را نجات داده اما بدین معناست نیز هست که سرچشمه ی مهمی از محبت و خوشی را از خودش دریغ کرده است . نه خائن و نه همسر وفادار هیچ کدام چاره ای ندارند .هیچ راه حلی وجود ندارد.
195ص

سیر عشق
آلن دوباتن
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

زندگی اجتماعی سرشار است از اختلاف و تضاد میان برداشت های دیگران از ما و واقعیت وجودی ما .
وقتی محتاط هستیم ، به حماقت متهم می شویم . کمرویی ما نشانه ی غرور و تمایل به جلب چاپلوسی شمرده می شود، می کوشیم تا سو تفاهم را از میان برداریم ولی دهانمان خشک می شود و نمی توانیم جملات مورد نظر خود را بیان کنیم . دشمنان سرسخت به مقام هایی منصوب می شوند که ما را زیر دست ـآنان می سازد . در برابر دیگران سرزنشمان می کنند . در نفرتی که نامنصفانه معطوف به فیلسوفی بی گناه (سقراط) شده طنین و پژواک همان آزار و اذیتی راتشخیص می دهیم که کسانی که نسبت به رعایت عدالت در حق ما ناتوان یا بی میل هستند برما روا می دارند .50ص

تسلی ... دیدن ادامه » بخشی های فلسفه
آلن دوباتن
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

اگر نمی توانیم چنان خویشتنداری و متانتی داشته باشیم ، اگر تنها پس از چند کلمه ی تند درباره ی شخصیت یا دستاوردهایمان به گریه می افتیم ، دلیل آن ممکن است این باشد که تایید دیگران بخش مهمی از قابلیت ما برای اعتقاد به حقانیت خودمان را تشکیل می دهد . مااحساس می کنیم که حق داریم عدم محبوبیت را نه فقط به خاطر دلایل عملی ، و به دلیل پیشرفت با بقا بلکه مهم تر از آن به این دلیل جدی بگیریم که مورد تمسخر قرار گرفتن نشانه ی روشنی از گمراهی ماست.../ 37ص

تسلی ... دیدن ادامه » بخشی های فلسفه
آلن دوباتن
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی خوب برای خواندن و زندگی کردن....
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک زن قادر است عاشق شود و در طول یک سال تمام، بیش از ده دوازده کلمه با مردی که دوستش دارد سخن نگوید. اما در گوشه ای از قلب خود حساب تعداد دفعاتی که او را دیده است نگه می دارد: دوبار با او به دیدن نمایش رفته، دو بار باهم شام خورده اند، سه بار با همدیگر قدم زده اند؛ و یک بعدازظهر، در حین یک بازی مختصر، دست او را بوسیده است؛ جالب است که از آن زمان، بدون هیچ بهانه ای و با وجود آن که ممکن است عجیب جلوه کند، به کسی دیگر اجازه نمی دهد دستش را ببوسد.



زن ... دیدن ادامه » با دیدن محبوب خود یا به سرعت واکنش نشان می دهد یا خود را به لذت عشق ورزی می سپارد، لذتی که اگر مرد کوچکترین رفتار تهاجمی از خود نشان دهد به سرعت محو می شود، زیرا پس از آن زن باید شور و شعف خویش را رها کند و حالتی تدافعی به خود بگیرد.



به تازگی حس می کنم اگر یک موسیقی زیبا باشد، دل را درست همانگونه به اوج می برد که در حضور معشوق به پرواز در می آید. و این یعنی موسیقی عمیق ترین شادمانی موجود بر زمین را به بشر هدیه می دهد.
اگر تمام انسانها چنین دریافتی داشتند، هیچ چیز در جهان نمی توانست بش از موسیقی آنان را برای عشق مهیا کند.
اما سال گذشته در ناپل دریافتم که موسیقی زیبا، درست مثل یک پانتومیم خوب، ذهنم را به تاملات جاری ام معطوف می کند و الهام گر ایده هایی ناب می شود.


نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به دوستان

این کتاب بهترین کتابی بوده که تا حالا خوندم.
خوندن ... دیدن ادامه » این کتاب رو به دوستان عزیز توصیه می کنم.
من اینقدر از این کتاب خوشم اومده که یه گروه در تلگرام تشکیل دادم و با دوستان در موردش بحث می کنیم.
اگر مالیل بودید به ایدی من پیغام بفرستید.

@HSHAKERI
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

بنظرم زیباست و شرور.
بعضی حرفهاش عمیق است.
دیوار ها فرو میریزد و چون با مخاطب حرف میزند مو به تن سیخ می شود.
Emile آژار این را خواند
امـیـرحسـین آل عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان جالبی از زندگی صوفی و شاعر بزرگ ترک بنام یونس امره که معاصر با مولانا بوده.
داستانی جذاب و تاریخی از پرفسور اسکندر پالا.
خواندنش را بهتون توصیه میکنم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ ملتی در سایه ی استبداد به جایی نرسید .
علیرضا اعرابی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 309