دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
نامه از زنی ناشناس رو خوندم؛ خیلی متفاوت بود به نظرم ولی آموک رو هنوز نخوندم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زبان آدم


"... ... دیدن ادامه » این که چگونه ما به نمادپردازی رسیدیم، معلوم است؛ از طریق مناسک. اما کدام مناسک خاص؟ مثلاً ازدواج؟
.... پس برای دورشدن از تمام اضطراب‌ها و ناراحتی‌ها، حسادت‌ها و درگیری‌ها، نتیجه این می‌شود که نوعی مراسم تعیین جفت که مقبول عام باشد، راه بیافتد. و به این دلیل، به نظر می‌رسد ازدواج در میان جوامع انسانی همگانی باشد." ص76
".... احتمالاً نحو به این دلیل به وجود آمده که دو میلیون سال زبانِ نخستین می‌توانسته تغییرات عمده‌ای در مغز پدید آورد." ص77
".... هر جانوری ظرفیت‌هایی دارد که از پیش برای انجام آن‌ها برنامه‌ریزی نشده است، اما در موقع لزوم برای این که زنده بماند آن کار را انجام می‌دهد." ص119-118
".... تکامل به‌ندرت چیزی را دور می‌ریزد..." ص121
".... داروین در یادداشت‌های خود می‌نویسد هیچ‌گاه از عبارات «عالی» یا «پست» صحبت نکنید، آن‌ها فقط کمی شبیه به انسان یا از او دور هستند..." ص123-122
" مدتی پیش، سو سَوِج-رامبا از من دعوت کرد تا از امکانات تحقیقاتیِ ده ملیون دلاری او ...دیدار کنم. من آن جا کانزی را دیدم. در همان اولین برخورد، شخصیتی در او دیدم که قابل تأمل بود. او اعتماد‌به‌نفس خاصی داشت که به‌ندرت در افراد عادی دیده می‌شود، مگر در خوانندگان پاپ، سیاست‌مداران، و افراد بسیار ثروتمند.... به هر حال کانزی و دوستانش زندانی بودند. البته زندان آن‌ها کاملاً با زندان ابوغریب فرق داشت که در آن گونه‌ی بدبخت‌تری زجر می‌کشد: نگهبانان آن‌ها را دوست داشتند، و تمام امکانات برای‌شان مهیا بود. اما در هر صورت زندانی بودند... و تحت کنترل یک گونه‌ی دیگر بودند..." ص125
".... هیچ دانشمند جدی امروزه شک ندارد که زبان در اصل زیستی است، نه فرهنگی، و بنابراین خلق نشده، بلکه شکل گرفته است." ص129
".... از هر ده نکته در علم، نُه مورد اوهام و خیالات است، پس آدم همیشه باید مشکوک باشد...." ص137
".... چیزی که اکثر افراد به آن فکر نمی‌کنند این است که نیاکان ما بیش‌تر صید بودند تا صیاد..."ص155
".... اما مردم اکثراً فراموش می‌کنند که به‌جز در مورد موجودات بسیار ساده، ژن‌ها نمی‌توانند رفتار را کنترل کنند. آن‌ها فقط رفتارها را ممکن می‌سازند...
...وقتی ژن‌ها و محیط مخالف هم حرکت کنند، محیط برنده می‌شود. باید هم این‌طور باشد. افرادی که نیازهای محیط را در نظر نگیرند، می‌میرند و ژن‌های آن‌ها هم با آن‌ها می‌میرد..." ص157
".... اگر فقط یک راه‌حلِ کارآمد برای یک نیاز کاربردی باشد، مجموعه‌ای از ژن‌های متفاوت می‌توانند به یک راه‌حل یکسان دست پیدا کنند، و مهم نیست راهی که برای آن طی کرده‌اند چقدر متفاوت است. این جمله که «همه‌ی راه‌ها به رُم ختم می‌شود» در مورد تکامل نیز صادق است." ص175
".... برای زنبورها، منبع غذایی گل‌هایی هستند که می‌شکفند و ممکن است بیش از یک روز دوام نداشته باشند. اگر یک زنبور این منبع را پیدا کند، به تنهایی نمی‌تواند همه‌ی آن را استفاده کند. و با دعوت از زنبورهای هم‌خانه، کاری می‌کند که هم برای خود و هم برای آن‌ها فایده دارد." ص178
".... غریزه درواقع رفتاری فسیل شده است..." ص189
".... یافته‌ای ژنتیکی نشان داده که انسان‌ها و شامپانزه‌ها پس از انشقاق اولیه حدود یک میلیون سال با هم زاد و ولد می‌کردند..." ص199
"... چامسکی اعتقاد دارد ابتدا تفکر انسان به وجود آمده، و تفکر باعث پیدایش زبان شده است؛ اما من فکر می‌کنم که ابتدا زبان شروع شده و زبان باعث پیدایش تفکر شده است." ص248
".... نه‌تنها در مغز تصویر یا کلمه‌ای وجود ندارد، فکری هم آن‌جا وجود ندارد، فقط فعالیت‌های پیوسته‌ی نورونی است و تکانه‌هایی که ایجاد می‌شوند...
...در واقع، می‌خواهم بگویم تا وقتی که ما حرف نزنیم، نمی‌توانیم فکر کنیم، حتا به «رُزها قرمز هستند»..." ص253
".... ابزار استانداردِ انسان راست‌قامت شئ متقارن و گلابی شکلی بود که به آن سنگِ مُشته‌ی پارینه‌سنگی می‌گویند. و در حدود یک میلیون سال، این ابزار بدون تغییر باقی ماند..." ص275
"... من هیچ عاملی در ما قبل تاریخ به غیر از مردارخواری نیرومند سراغ ندارم که بتواند باعث آغاز زبان شود..... گاهی وسوسه می‌شویم فرض کنیم تکامل زبان و فرهنگ سریع و هم‌زمان صورت گرفته و شروعِ آن به صدهزار سال پیش بر می‌گردد. این سناریو بسیار آسان است و با تفکر معاصر هم جور در می‌آید. اما اگر بپرسیم «چه شواهدی ای فرض را همراهی می‌کنند»، پاسخ «هیچ» است." ص276
"... غیر قابل تصور است که گونه‌ای توانایی تغییر رفتار خود را داشته باشد، اما هیچ‌یک از اعضای آن از این توانایی استفاده نکنند. بنابراین، این تصویر که گونه‌ای زبان داشته باشد، اما هیچ نوع تکنولوژی نداشته باشد، همان‌قدر ناممکن است که فرض شود زبان در همین اواخر شکل گرفته است." ص277
"... با داشتن کلمات مناسب به تعداد کافی، آیا نیاکان انسان‌های امروزی همان کاری را نکرده‌اند که با سنگِ مُشته به مدت میلیون‌ها سال انجام داده‌اند؟ آیا کاری نکرده‌اند تا به‌قول دیرینه‌شناسان «یکنواختی غیرقابل باور» ... دوره‌ی پارینه‌سنگی زیرین، عصر حجر قدیم را بشکنند؟..." ص290
"... انسان‌ها ویژگی‌های منتاقض در خود گرد آورده‌اند. مثلاً خیلی اهل همکاری هستیم و در عین‌حال خیلی هم با یکدیگر رقابت می‌کنیم. خیلی مبتکر هستیم، اما بسیار هم محافظه‌کار هستیم.... پیشرفت‌های زیستی رفتارهای جدید را اجباری نمی‌کنند، بلکه آن‌ها را ممکن می‌سازند. این که از این امکانات استفاده شود یا نه، انتخابی است." ص313
".... میزان نظارت اجتماعی‌ای که ما تحمل می‌کنیم، برای نیاکان شکارچی-گردآورنده‌ی ما اصلاً قابل تحمل و قابل درک نیست. چرا این‌طور است؟ فکر می‌کنید وقتی یک جامعه‌ی شکارچی-گردآورنده به زنجیر «تمدن» درمی‌آید، بسیاری از اعضای آن‌ها صاحب روحی مرده می‌شوند و به مواد مخدر و الکل و خشونت و خودکشی پناه می‌برد؟ به این فکر کنید.... و به این هم فکر کنید: از حدود ده‌هزار سال پیش، یعنی از زمانی که شهرها و حکومت‌ها پا گرفته‌اند، ما در برابر اعضای فردیت‌گرا و مستقل گونه‌ی خود موضع می‌گیریم. شورشی‌ها، انقلابی‌ها، مجرمان و نظایر آن‌ها، یعنی تمام کسانی که مخالف هنجارهای جامعه بوده‌اند، را زندانی و تبعید و تعقیب کرده‌ایم و کشته‌ایم..." ص315

زبان آدم : انسان چگونه زبان را ساخت، زبان چگونه انسان را ساخت
دِرک بیکرتون Bickerton, Derek
ترجمه‌ی دکتر محمد راسخ مهند
چاپ یکم: زمستان 1395
نشر آگه
شابک: 9789643293161
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هجی میکنند کلمات محبت را
نوازش های شیرین میکنند یکدیگر را
و در این لذت فروافتاده و بزنمیخیزند زجا
اما ... دیدن ادامه » نمیدانند که زمان نیست برای این کارها؟
فاوست، سعید جوزی، گل آذین
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلامٌ‌علیکم ، خواهشمندم این کتاب را موجود کنید. لازم به ذکر است خاطرات آقای خلخالی دو جلد است. بی‌زحمت جلد دوم را هم موجود کنید. باتشکر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
سوالی داشتم، لطفا نوع فایل های صوتی را هم ذکر کنید. مثلا mp3, mp4, audio ...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
متن کتاب شعر گونه است و خردسال به راحتی عبارتهای آن را می تواند حفظ کند.
کتاب از نظر محتوا : به کودک آموزش می دهد برای بر طرف شدن مشکل گاهی اوقات فقط باید صبر کرد و نباید غصه خورد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب از نظر محتوا: به صورت غیر مستقیم به کودک آموزش می دهد که خصوصیات ذاتی و غیر اکتسابی هر موجودی بی دلیل نیست و دلیلی دارد. نارضایتی از آنها و سعی در تغییرشان موجب زیان و ضرر به خود او می شود و بهترین راه پذیرش آن خصوصیات است.
کتاب از نظر تصویر گری: فوق العاده است و علاوه بر انتقال مفاهیم و سیر داستانی، به تمرکز کودک با یافتن آفتاب پرست ... دیدن ادامه » در محیط های مختلف کمک می کند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر نیویورک به خیابان وال استریت، پاریس به خیابان شانزه لیزه، استانبول به خیابان استقلال و سن پترزبورگ به خیابان نودسکیاش مینازد، تهران باید به خیابان ولیعصر که لقب طولانیترین خیابان خاورمیانه را یدک می‌کشد، بنازد. این خیابان هجده کیلومتری که جنوب تهران، میدان راه آهن، را به شمال‌اش، میدان تجریش، متصل کرده، فقط گذرگاه و خیابان ... دیدن ادامه » نیست، راسته ای است با فرهنگ، تاریخ و هویت یک شهر، یک پایتخت. این خیابان حیات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور را پیوند داده، خیابانی که مناطق شهرداری سه، شش، یازده و یک را در خود گنجانده و این همان هویتی است که باعث میشود تمامی شهرهای ایران، تهران را به خیابان ولیعصرش بشناسند و کمتر تهرانیای را میتوان دید که از این خیابان خاطره نداشته باشد."
مینا حشمتی این را خواند
مژگان خراسانیان و امیرحسین آل عوض این را دوست دارند
این کتاب عالیه
دیروز
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قدمم مسافت را در کوچه لگدمال می‌کند
جهنم درونم را اما چاره چیست
چاره چیست

---
ابر ... دیدن ادامه » شلوارپوش
ولادیمیر مایاکوفسکی
مدیا کاشیگر
ماهان حقیقی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. خسته نباشید. من خیلی وقت هست که این کتاب رو توی لیست علاقمندیهام گذاشتم، اما هنوز موجود نشده. میخواستم بدونم کی میارین این کتاب رو؟ خیلی صبر کردن سخت شده.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده عالی بود... کتابی رمان در حد و اندازه های این قلم نخوانده ام
روژیتا احمدی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از همه بامزه تر شکایت دختر جوانی بود که قیافه اش هم خیلی خوب و عالی بود. این بیچاره را نه کسی اغفال کرده بود و نه سرش کلاه گذاشته بود. چون پس از دوندگی و فعالیت زیاد موفق نشده بود شوهری به دام بیاندازد، وقتی شرح حال مرا در روزنامه خوانده بود بفکر میافتد که او هم خودش را داخل معرکه کند و شاید کلاهی از این نمد گیرش بیاید.
روژیتا احمدی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره کتاب ورونیکا میخواهد بمیرد اثر پائولو کوئیلو
چیزی که داستانو خیلی جذاب میکنه باور پذیر بودن داستانه
این که وقتی خودتو جای ورونیکا تصور میکنی که فقط یه هفته دیگه زنده ای یه جور حس وحشت و هیحان وجود تورو فرا میگیره و این قصه رو خیلی جذاب میکنه و مثل همیشه پائولو استاد عیر منتظره هاست!
روژیتا احمدی این را خواند
parisa zendebudi این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حین خوندن کتاب سوالی پیش میاد که این نمایش نامه تخیلیه یا واقعی، منظورم جملاتیه که انیشتین میگه، یعنی واقعا گفته یا فقط تصورات نویسنده است.
در این کتاب جملات تفکر بر انگیز زیادی به چشمتون میخوره که بعضا توی فضای مجازی به عنوان گفته اینشتین پخش شده و همین برای من سوال شده.
برای صلح جهانی چه باید کرد؟ ... اول احساسات ملی گرایی رو از بین برد،چون این مثلا عشق به خودی منجر به نفرت از سایرین میشه. دوم اینکه باید جوانها رو متقاعد کرد که سربازی نرن، بهتر نیست که از این وقت و پول استفاده کنیم برای تربیت مغزهایی که زندگی براشون محترم و با ارزشه؟ سوم این که باید صنعتی که مخفیانه از ملی گرایی حمایت میکنه ، نابودشه
_ ... دیدن ادامه » اعمال غیر انسانی آن چنان آدم رو برآشفته میکنه که ترجیح میدیم بگیم "اشتباهه"
ولگرد: پس کلیمی بودن چیه؟ یک سرنوشت . به ته فکرتون میچسبه، اخلاقتون رو میسازه ، ذهنتون رو پ میکنه. تا متوجه میشی که کلیمی هستی دیگه کار از کار گذشته.
-ماجراهای عاشقانه خطرناکتر از جنگه، در جنگ یه بار کشته میشین، در عشق چندین بار
چند تا دیگه از جملات رو هم در فرصتی دیگه مینویسم
روژیتا احمدی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

چه کارهایی که می‌بایست بکنیم و هرگز نکردیم! برای اینکه به ملاحظاتی پایبند بودیم، فرصتی مناسب را انتظار می‌کشیدیم، تنبلی می‌کردیم و برای اینکه مدام به خود می‌گفتیم: «چیزی نیست، همیشه فرصت خواهیم داشت.» زیرا نمی‌دانستیم هر روزی که می‌گذرد بی جانشین و هر لحظه نایافتنی است. تصمیم‌گیری، تلاش و عشق‌ورزی را به وقتی دیگر وا نهاده بودیم.
روژیتا احمدی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد که نه، یادداشتی بر «کافکا در کرانه»!

کافکا در کرانه را شاید بتوان کامل‌ترین و پخته‌ترین رمان بلند هاروکی موراکامی دانست. برآیند تمامی نکات مثبت نوشته‌های پیشین این نویسنده‌ی ژاپنی، در این رمان قابل مشاهده است. عناصری مانند قطار، گربه، زنان گم‌شده، سرنوشت، سفر و... که به وفور در نوشته‌های موراکامی قابل مشاهده است، در کافکا در کرانه به اوج می‌رسد. کاراکتر اصلی این رمان، «کافکا تامورا» نام دارد که پس از نفرین شدن توسط پدرش، به دنبال مادر گم‌شده‌اش از خانه فرار کرده و به سفر به سوی سرنوشت می‌پردازد. سرنوشتی که عمیقا با زندگی ساتورو ناکاتا گره خورده است. ناکاتا پیرمردی است که در دوران کودکی (اواخر جنگ جهانی دوم) دچار حادثه‌ای شده و حافظه‌اش مختل می‌شود ولی در ازای آن توانایی‌های عجیبی مانند قدرت صحبت کردن با گربه‌ها و باراندن اشیا از آسمان را به دست می‌آورد.
به ... دیدن ادامه » اعتقاد مترجم فارسی این کتاب (مهدی غبرائی)، شخصیت کافکا تامورا تا حدودی تاثیرپذیر از هولدن کالفیلد در رمان ناتور دشت است. زیرا موراکامی هم‌زمان با نوشتن این رمان، ناتور دشت را نیز به زبان ژاپنی ترجمه می‌کرده است.
شخصیت‌پردازی در کافکا در کرانه به گونه‌ای است که هیچ کاراکتری عبث و بیهوده پرداخت نشده است و همه نقشی در پیش‌برد داستان دارند؛ اما این بدین معنا نیست که آخر و عاقبت شخصیت‌ها برای خواننده کاملا واضح و روشن باشد.
داستان به خوبی آغاز می‌شود و جزئیات برای خواننده تشریح می‌شود. توجه به ریزریز جزئیات در این رمان فوق‌العاده است. با این که داستان در دو سیر داستانی (یکی روایت کافکا به صورت اول‌شخص و از زبان خود او و دیگری روایت ناکاتا به صورت سوم‌شخص و از زبان راوی دانا) روایت می‌شود و طبق معمول می‌تواند خواننده را از داستان دور کند، اما هنر موراکامی به خوبی توانسته است که خواننده را به دنبال کردن ماجراجویی‌های کافکا و ناکاتا ترغیب کند.
موراکامی در این رمان به اساطیر و عادت‌های دیرینه‌ی ژاپنی نیز توجه فراوانی داشته و بعضا آن‌ها را با اساطیر یونانی در هم آمیخته است. این‌گونه اشارات در جای‌جای کتاب قابل مشاهده است.

پیشنهاد من این است که قبل از رفتن به سمت «کافکا در کرانه»، حتما چند نمونه از کارهای سبک‌تر و کم‌حجم‌تر هاروکی موراکامی را بخوانید. مجموعه داستان‌های «بعد زلزله» و «دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل» می‌تواند شروع خوبی برای آشنایی با قلم موراکامی باشد. رمان‌های «پین‌بال 1973» و «سوکورو تازاکی و سال‌های زیارتش» نیز می‌تواند ترس شروع یک رمان 607 صفحه‌ای مانند «کافکا در کرانه» را از شما دور کند!
آرش رخش این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار قابل تامل، بیانی کاملا ساده با هدفی عمیق- ولتر فیلسوف مشهور فرانسوی در این رمان کوتاه(نوشته شده در 1759 میلادی) به سادگی هر چه تمامتر مساله فلسفی شر را با ارائه مثالهای زیادی در بخشهای مختلف زندگی انسانها مورد بررسی و توصیف قرار داده و راه حلهای ارائه شده را به سختی مورد تمسخر و نقد قرار می دهد.

- ولتر در این رمان، نه فقط خوشبینی انسان مسلکی، بلکه تمام نظام های استعماری مابعدالطبیعی از نظام لایب نیتز تا کلیسا و منطق را به باد تمسخر گرفته است.

- ... دیدن ادامه » لایب نیتز(فیلسوف آلمانی) اعتقاد دارد که عقل و منطق چنان قدرتی دارند که می توانند بدون در نظر گرفتن واقعیات، تمام مصائب و هرج و مرجهای هستی و جهان و زندگی بشر را توجیه نمایند.

- قهرمان داستان(کاندید) انسانی خوشبین است که پرده از دوروییهای این نظام ها بر می دارد.

- نتیجه گیری ولتر در این رمان آن است که کار علمی باید به جای تفکرات واهی سرلوحه امور بشر قرار گیرد.



لازم به ذکر است که این کتاب در سال 1352 توسط مرحوم جهانگیر افکاری در 198 صفحه رقعی ترجمه شده و انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب آن را(در 1352) منتشر کرده اما مشخص نیست که چرا این چاپ جدید انتشارات علمی و فرهنگی در 130 صفحه رقعی است. برای دانلود فایل pdf سال 1352 به پیوند زیر که صرفا برای شما آماده شده است، مراجعه فرمایید:

http://s9.picofile.com/file/8303231684/Candide_ou_L_optimisme_1759_Voltaire_FARSI.pdf.html

چند توضیح:

- مشخصات این رمان( کاندید یا خوشبینی) به صورت زیر است که ولتر آن را در سال 1759 میلادی نوشته است. رمان کاندید با رمان ساده دل که در 1767 توسط ولتر نوشته شده کاملا متفاوت است. متاسفانه برخی به اشتباه تصور می کنند که این دو رمان یکی هستند اما اینگونه نیست.

- رمان کاندید یا خوشبینی
Candide ou L'Optimisme (Candid or the Optimism) by Voltaire 1759
- تکرار می‌گردد که کاندید در رمان مزبور نام شخصی است که بسیار ساده لوح است و در واقع کلمه Candid به معنای صاف و ساده است.


- رمان "ساده دل" مشخصات
L'ingenu (The Ingenuous) by Voltair 1767
را دارد که مرحوم محمد قاضی آن را در سال 1333 شمسی به خوبی ترجمه نموده و اکنون توسط نشر جامی( در 140 صفحه) نیز مجددا جاپ گردیده است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حرف زیادی برای گفتن نداشت.بهتر بود واقعی تر بیان میکرد تا اینکه بر حسب تخیلات سخصی باشه. در مجموع جالب نبود
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درون تمام چیزهایی که مرده به نظر میرسند، زندگی جریان دارد.
علیرضا اعرابی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مرگ مثل انفجار است. مردم را وادار می کند متوجه چیزهایی بشوند که قبلا متوجهش نبودند.
علیرضا اعرابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 296