:  ۸۶۵۹۸
:  داستان جهان
:  مردی با کبوتر
:  داستان
   رومن گاری
   لیلی گلستان
:   ثالث
:  رقعی
:  ۱۳۹۳
:  ۱
:  ۱۵
:  ۲۲
:  نرم
:  ۱۲۲
:  ۱۲۰,۰۰۰ ریال


درباره کتاب:

جذابیت زندگی‌اش کم از جذابیت آثارش نداشت. به همین خاطر وقتی رمان سگ سفید را بر اساس وقایع زندگی خودش نوشت به یکی از جذاب‌ترین آثارش بدل شد. با نگاهی پر از طنز و هزل درباره سینما و آدم‌هایش، به‌خصوص از جنس هالیوودی‌اش. همسرش جین سیبرگ یکی از ستارگان زیباروی سینمای هالیوود، باوجود اختلاف سنی زیاد، دلباخته عقاید روشنفکرانه رومن گاری و قدرت ادبی آثارش شده بود. چنین عشقی  در رومن گاری نیز نسبت به همسرش دیده می شود. عشقی چنان پرشور که مرگ زودهنگام جین سیبرگ، مرگ او را هم پیش انداخت و رومن گاری یک سال بعد از مرگ او درحالی‌که از افسردگی شدید رنج می‌برد، تصمیم به خودکشی گرفت. رومن گاری برای خودکشی از روش ارنست همینگوی الهام گرفت، کسی  که در داستان‌نویسی نیز الگو و منبع الهام او بود.

دریکی از صحنه‌های جالب رمان سگ سفید، رومن گاری وقتی به خانه می‌آید همسرش را با یکی از ستارگان معروف و ازخودراضی هالیوود روبه‌رو می‌شود که با بی‌شرمی درخواست رابطه با جین سیبرگ را داشت تا تمرینی باشد برای بازی‌شان در فیلم، به این بهانه که به ارتقای کیفی نقش‌آفرینی‌شان کمک خواهد کرد! واکنش رومن گاری نه‌چندان شدید، اما جالب بود. در خانه را باز کرد و با اردنگی بازیگر را بیرون انداخت!

تنها نویسنده‌ای بود که دو بار جایزه کنگور را گرفت، با اینکه در قوانین این جایزه آمده بود که هر نفر تنها یک‌بار می‌تواند این جایزه را بگیرد. اما رومن گاری جایزه را یک‌بار برای کتابی با اسم خودش و بار دیگر برای کتابی که با اسم مستعار نوشته بود دریافت کرد و تا آن زمان کسی متوجه این مسئله نشده بود. این اتفاق جالب به‌خودی‌خود نشان از این حقیقت داشت که در هیچ دوره ای از فعالی ادبی اش، شهرت او به عنوان نویسنده ای نامدار باعث جلب توجهصاحب نظران نمی شد، او می توانست در کسوت نویسنده ای گمنام اثری را ارائه کند که فی نفسه به دلیل ارزش های ادبی خودش مورد توجه قرار می گرفت نه به دلیل اینکه نوشته ای از رومن گاری بود.

آشنایی با رومن گاری اگر با کتاب‌های خداحافظ گری کوپر و سگ سفید باشد می‌تواند پیش‌فرض‌هایی درباره آثارش به همراه بیاورد که دیگر آثارش نتوانند آن‌ها را برآورده کنند. چون این دو کتاب زبانی طناز و درون‌مایه ای بسیار جذاب دارند که به سبکی فوق‌العاده روان و پرکشش نوشته‌شده‌اند؛ مملو از لحظه‌های فراموش‌نشدنی که می‌توانند خواننده را به نتایج عجیب‌وغریبی درباره رومن گاری برساند. جذابیتی که در سبک منحصربه‌فرد این کتاب‌ها متجلی شده، شاید دیگر آثار او را تحت‌الشعاع قرار دهند اما این بدان معنا نیست که الزاماً بهترین آثار کارنامه او محسوب می‌شوند.

مردی با کبوتر کتابی است که از پاره‌ای جنبه‌ها، نزدیکی‌های زیادی با دو کتاب مورداشاره دارد؛ هم در برخورداری از زبان پر از طنز و هزل رومن گاری، روانی روایت داستان و نهایتاً کم‌رنگ بودن خط داستان.

مردی با کبوتر یکی از آن کتاب‌هایی است که به‌جای کشش برخاسته از اوج و فرودهای دراماتیک،جذابیتِ  تم اصلی داستان و دریافت حرف‌های نویسنده است که مخاطب را به دنبال خود می‌کشد. البته درک این حرف‌ها نیاز به کمی دقت دارد؛ در غیر این صورت مخاطب صرفاً در سطح رمان باقی‌مانده و اگر ایده‌های طنزآمیز رمان نتواند نظر او را جلب کند، احتمالا کل رمان را اثری خسته‌کننده و بدون جذابیت ارزیابی خواهد کرد. مکان وقوع داستان ساختمان سازمان ملل است. آدم‌های محلی در آن رفت‌وآمد دارند، سیاست مردان نامدار جهانی که قرار است مهم‌ترین و کلان‌ترین مسائل را در سطح جهان حل‌وفصل کنند.

اما رومن گاری با طرح‌ریزی قصه‌ای پر از طنز و مطایبه، شوخی های جالبی با این آدم‌ها ترتیب می‌دهد و اهداف و کارهایشان را به سخره می‌گیرد. او در کنار این آدم‌ها شخصیت پسری واکسی را پی‌ریزی می‌کند که با اعتصاب خود می‌خواهد به این جماعت اهل سیاست بفهماند که خیلی از ماجرا پرت‌افتاده‌اند و به‌جای آنکه پایشان روی زمین باشد (مسائل این جهان را دریابند) لنگ در هوا مانده‌اند.

به‌این‌ترتیب پسر جوان با اعتصاب خود آن‌ها را به چالش می‌کشد. در شکل گیری حال و هوای خاص حاکم بر کتاب و زبان پر نیش و کنایه آن نباید از ترجمه خوب لیلی گلستان غافل شد. این نکته را نیز یادآوری کنیم که کتاب حاضر سال‌های پیش توسط نشر آبی وارد بازار کتاب شده بود اما مهجور ماند و دیده نشد. تجدید چاپ آن توسط نشر ثالث با توفیق بسیار زیادی همراه شد و این رمان هفته‌ها جزو آثار پرفروش کتاب‌فروشی‌های بزرگ تهران بود. شکی نیست درزمینهٔ توفیق این کتاب نقش ناشر و رسانه‌ها برای معرفی خوب آن بی‌تأثیر نبوده است.

شاید در آخر ذکر این نکته جالب باشد که رومن گاری در سال ۱۹۵۸ خود عضو هیئت نویسندگان سازمان ملل بود. شاید به همین دلیل بود که ترجیح داده بود که این کتاب را بانام مستعار منتشر کند.

* معرفی کتاب از الف کتاب
دیوار این محصول | کل دیوار
دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
معرفی کتاب مردی با کبوتر، نوشته ی رومن گاری، ترجمه ی لیلی گلستان، نشر ثالث

مردی با کبوتر داستان استعاره هاست، ماجرایی طنز آمیز در مورد فردی به اسم جانی، بیست و اندی ساله، کاوبویی از ایالت تگزاس، برگشته از جنگ کره، که با کبوتری در دست در سازمان ملل متحد ظاهر می شود. او به آرمان های سازمان ملل معتقد هست، به خاطر سازمان ملل مبارزه کرده هست، برای همین دست به اعتصاب می زند، در ظاهر اعتراض می کند تا از مردم دنیا برای واقعیت زیبایی که در سازمان ملل مدفون شده، کمک بخواهد. می خواهد به واقعیت سازمان ملل پر و بال بدهد و زنده اش کند. در باطن فکر می کند که آرمانگراست، و می خواهد این را به پدرش که پرورش دهنده ی اسب هست ثابت کند، و از راه آرمانگرایی پولی به دست بیاورد، بالاخره ساده لوحی مردم و اعتمادشان به آرمانگرایی چیزی هست که حد و حدودی ندارد و در طول تاریخ از زمان لینکلن تا به حال جواب داده است.
رومن ... دیدن ادامه » گاری در لابه لای داستان سری هم به راهروهای سازمان ملل می زند، از فسیل شدن آرمان های سازمان حرف می زند، از اینکه نمایندگانش نتوانسته اند کاری بکنند، مدام شعار داده اند و با وعده های صلح طلبانه سر مردم را شیره مالیده اند، از جنگ سرد بین دو قدرت بلوک غرب و شرق حرف می زند، از ساده لوحیشان، از اینکه در واقع دو طرف جنگ خیالی، یکی هستند. از نظر نویسنده سازمان ملل در حال طی کردن سرنوشتش هست، و با وجود رقیبی مانند دیسنی لند، تبدیل شده هست به بزرگترین محل جذب توریست در ایالات متحده.
موضوع اصلی داستان انسان است، انسان به معنای عام کلمه: آدم ها، موجود دوپایی که بر روی زمین زندگی می کند و شرایط سخت و بغرنج فعلی نتیجه ی اقداماتش هست، نتیجه ی ساده لوحی اش. نویسنده بر این باور هست که ساده لوحی مردم باعث شده این همه بدبختی در دنیا به وجود بیاید. و حالا همین مردم ناامید و نگران در جستجوی کوچک ترین نشانی هستند تا جرئت پیدا کنند و به آینده شان اعتماد کنند. سازمان ملل که وظیفه اش برقراری صلح در جهان هست تبدیل شده به محلی برای سخنرانی ها و انعکاس افکار زیبا. افکاری که با عمل سیاستمدارها نمی خواند. این میان مردم مدام در حال بازی خوردن هستند. چه سرنوشتی در انتظار این انسان هست؟ تبخیر شدن و تبدیل شدن به کلام، به هوا و یا سیاقی در سبک. و تمام اینها در آخر تبدیل به تجرید می شوند و بعد می شود دست را از ورایشان گذراند. دیگر هیچ چیزی باقی نمی ماند. این روشی ست که سازمان ملل برای از بین بردن رقیبان به کار می برد. فقط تنها چیزی که نزد انسان هرگز به تجرید تبدیل نخواهد شد، قلب اوست.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خداوند هرگز دعاهایی را که از یک مسجد نو بنیاد به سویش می اید نمیشنود مگر انکه پرستویی در بام ان اشیانه کرده باشد.
خیلی دنبال این کتاب گشتم تا بالاخره تجدید چاپ شد و این خیلی خوبه.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید