کارل مارکس و سنت اندیشه سیاسی در غرب
کد کالا: A-826275
هانا آرنت و کارل مارکس: یک رویارویی فکری
دربارهی کتاب کارل مارکس و سنت اندیشهی سیاسی در غرب نوشتهی هانا آرنت
کتاب کارل مارکس و سنت اندیشهی سیاسی در غرب، تازهترین ترجمه از آثار هانا آرنت است. کتاب بهقلم عزتالله فولادوند ترجمه شده که پیشتر کتابهای انقلاب و خشونت آرنت را ترجمه کرده بود. این کتاب در واقع مجموعهای از درسگفتارهای آرنت در دانشگاهها و سمینارهای مختلف در سالهای ۱۹۵۳- ۱۹۵۴ است که نگاه متفاوت او را به ریشههای فکری مارکسیسم و تأثیر آن بر اندیشهی سیاسی مدرن را نشان میدهد.
ماجرای کتاب ناتمام هانا آرنت
پس از نوشتن کتاب ریشههای توتالیتاریسم هانا آرنت تصمیم گرفت کتابی بنویسد که نقصهای کتاب قبلی را نداشته باشد. آرنت به ناشرش دربارهی کتاب جدیدش نوشته است:
جدیترین کمبود در ریشههای توتالیتاریسم فقدان تحلیل تاریخی و مفهومیِ زمینهی ایدئولوژیک بلشویسم است.
قرار بود نام کتاب جدید آرنت «عناصر توتالیتر در مارکسیسم» باشد اما وقتی آرنت پژوهشش را برای نوشتن آغاز کرد فهمید فقط بررسی مارکسیسم کافی نیست بلکه باید در کل سنت اندیشهی فلسفی و سیاسی تحقیق کند. این پژوهش هیچگاه به پایان نرسید. آرنت بخشهایی از این تحقیقاتش را سالها بعد در کتابهایی چون وضع بشر، انقلاب و میان گذشته و آینده ادغام کرد.
دستنوشتههای او دربارهی مارکس و مارکسیسم برای سالها در کتابخانهی کنگرهی امریکا محفوظ بود تا اینکه در سال ۲۰۰۲ گزیدهای از این دستنوشتهها برای نخستینبار در مجلهی سوشل ریسرچ منتشر شد و علاقهمندان به آرنت و فلسفه از این کتاب ناتمام آرنت باخبر شدند.
چرا باید این کتاب را بخوانیم؟
کنار هم قرار گرفتن دو نام کارل مارکس و هانا آرنت کافی است تا توجهمان به کتاب کارل مارکس و سنت اندیشهی سیاسی در غرب جلب شود. همهی ما از تأثیرگذاری مارکس بر اندیشهی سیاسی میدانیم. اینکه از دل افکار و آثار مارکس چه جریانات فکریای بیرون آمد. هانا آرنت هم چهرهای شاخص و مشهور در میان فیلسوفان سیاسی قرن بیستم است که نوشتههایش هنوز که هنوز است مورد بحث قرار میگیرد. کتاب کارل مارکس و سنت اندیشهی سیاسی در غرب دقیقاً همان نقطهای است که این دو تفکر بزرگ به هم میرسند.
هانا آرنت که با تحلیلهایش دربارهی توتالیتاریسم (حکومتهای تمامیتخواه) شناخته میشود، در کتاب کارل مارکس و سنت اندیشهی سیاسی در غرب سراغ ریشههای فکری کارل مارکس رفته است. آرنت معتقد است که برای فهمیدن فجایع سیاسی قرن بیستم، باید ابتدا بفهمیم که سنت فلسفهی سیاسی غرب چطور شکل گرفته و مارکس کجای این داستان ایستاده است. اینکه افکار مارکس چه تغییراتی در مفاهیم سیاسی داده و ایدههای او در اندیشهی سیاسی قرن بیستم چه بازتابی داشته است.
برای اینکه از موضوع این کتاب و رویکرد هانا آرنت مطلع شوید به این سه نمونه توجه کنید:
۱. کار و آزادی
از جذابترین بخشهای کتاب کارل مارکس و سنت اندیشهی سیاسی در غرب، دربارهی مفهوم «کار» است. آرنت میگوید در گذشته، خصوصاً در یونان باستان، ارزشمندترین کار انسان، «عمل سیاسی» و گفتوگو در فضای عمومی بود. اما با حضور مارکس «کار و تولید اقتصادی» به مهمترین ویژگی انسان تبدیل شد. آرنت نتیجه میگیرد که وقتی به همهچیز از دریچهی اقتصاد و کار دیده شود، سیاست واقعی (یعنی آزادی و گفتوگو و دیگر الزاماتش) کمرنگ میشود.
۲. رابطهی فیلسوف و سیاست
در کتاب کارل مارکس و سنت اندیشهی سیاسی در غرب آرنت معتقد است که از زمان افلاطون، فیلسوفان همیشه تلاش کردهاند یک «نسخهی جامع» برای جامعه بپیچند و آن را مجبور کنند که طبق آن نسخه رفتار کند. او مارکس را آخرین حلقه از این سنت میداند. مارکس میخواست فلسفه را به واقعیت تبدیل کند (جملهی معروف او را حتماً میدانید: «فیلسوفان تنها جهان را به شیوههای گوناگون تعبیر کردهاند. مسئله اما بر سر دگرگون کردن جهان است»)، اما آرنت میگوید این تلاش برای اجرای اجباریِ نظریهها در دنیای واقعی، میتواند به خشونت منجر شود.
۳. پایان فلسفهی سیاسی سنتی
از نظر آرنت در کتاب کارل مارکس و سنت اندیشهی سیاسی در غرب، مارکس با پیوند زدن فلسفه به تاریخ و اقتصاد، عملاً به سنت دیرینهی فلسفهی سیاسی غرب پایان داد. آرنت نشانمان میدهد که چطور پیشبینیهای مارکس دربارهی آینده، ناخواسته راه را برای نظامهایی باز کرد که در آنها آزادی فردی قربانی «ضرورتهای تاریخی و اقتصادی» شد.
چرا این کتاب ارزش خواندن دارد؟
وقتی آرنت در دههی ۱۹۵۰ میلادی داشت به مارکس فکر میکرد، در اوج نبوغ فکری خود بود. ویراستار کتاب دربارهی این دوران آرنت و نیز دستنوشتههای او که به کتاب کارل مارکس و سنت اندیشهی سیاسی در غرب بدل شد نوشته:
دستنوشتهها خواندنشان آسان نیست: بینظم و بههم ریختهاند، بعضی صفحهها برای استفاده در سخنرانیهای مختلف بریده و به هم چسبانده شدهاند، و به همین دلیل گاهی تکراریاند. اما بیش از هر چیز، دشواری ناشی از آن است که ذهن آرنت در دههی ۱۹۵۰ فوقالعاده زاینده و به معنای واقعی لبریز از اندیشههایی بود که بعضی را میخواست بازبینی کند و همه را با سرعت و هیجان کمنظیر، بهظاهر به انگلیسی ولی بهواقع به آلمانیِ انگلیسیشده روی کاغذ میآورد.
سخن پایانی
تمام ویژگیهایی که از آرنت و آثار او سراغ داریم در این کتاب هم میبینیم: هوش، ذکاوت، کمی طنز و البته تفکر انتقادی آرنت را. هانا آرنت ستایشگر دغدغههای انسانی کارل مارکس بود اما در عینحال از نقد بیرحمانهی تفکر او دست نمیکشید. کتاب کارل مارکس و سنت اندیشهی سیاسی در غرب، نمونهای است از این نوع نقد.
کتاب کارل مارکس و سنت اندیشهی سیاسی در غرب برای علاقهمندان به فلسفه و اندیشهی سیاسی و سنتهای فکری غرب و ایدئولوژیهای سیاسی کتابی خواندنی خواهد بود. همینطور برای آن دسته از خوانندگان که آثار هانا آرنت را تعقیب کرده و خواندهاند، این اثر که برای نخستینبار به فارسی ترجمه شده، خواندنی خواهد بود.
| نویسنده | هانا آرنت |
| مترجم | عزتالله فولادوند |
| کد موضوع | علوم سیاسی |
| نوبت چاپ | 1 |
| تاریخ چاپ | 1405 |
| تعداد صفحات | 160 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع | رقعی |
| طول | 20.5 |
| عرض | 13 |
| قطر | 1 |
| زبان | فارسی |
نقد و بررسیها
از 0 نقد و بررسی
کتابهای دیگر این نویسنده
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این مترجم
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این ناشر
اینها را هم بخوانیم