آقای مارتین روبات خانگی NDR-113 را به خانه میآورد، دختر کوچکتر که از این اسم خوشش نمیآید خیلی ساده او را اندرو مینامد. اندرو روباتی با قابلیت یادگیری و البته تحت حاکمیت سه قانون تخلفناپذیر روباتیک است. امااین قوانین مانع رشد و بالندگی ذهن او میشوند. اندرو برای جلب رضایت خاطر دختر کوچک خانواده از تکه چوبی آبآورد گردن آویزی زیبا میتراشد و همه در مییابند که اندرو بر خلاف تصور دارای خلاقیت هنری نیز هست. به این ترتیب اندرو شروع به ساختن آثار هنری نیز هست. به این ترتیب اندرو شروع به ساختن آثار هنری با چوب می کند و آقای مارتین پس از چندی آثار هنری اندرو را به قیمتهای گزاف فروخته، مبالغ دریافتی را به حسابی به نام او واریز میکند. با پیرتر شدن آقای مارتین و سپس فرزندان و نوههایش، اندرو خود را مستقلتر از قبل مییابد و شروع به ساختن اندامهای مصنوعی میکند و کتاب مینویسد. همین رفتار اندرو مایه حیرت و ترس آدمیان میشود: روباتی که هر روز بیش از پیش بیشتر انسانگونه رفتار میکند. یعنی اندرو تا کجا پیش میرود و سرانجام چه نقشهای در سر میپرورد؟ یعنی اگر روزی خواهان انسان شدن باشد، جای حیرت خواهد بود؟