فاوست (شومیز نیلوفر)
کد کالا: 36934
کتاب فاوست: حماسهی شصتسالهی روح جستوجوگر انسان
نمایشنامهی فاوست اثر گوته دربارهی چیست
کتاب فاوست نه تنها بزرگترین اثر یوهان ولفگانگ فون گوته، بلکه از عظیمترین شاهکارهای ادبیات جهان است که نگارش آن حدود شصت سال از عمر نویسندهاش را به خود اختصاص داد. گوته از دوران جوانی، بیستسالگی، کار روی این اثر را آغاز کرد و درست چند ماه پیش از مرگش در سال ۱۸۳۲، آن را به پایان رساند. این اثر آینهای از تکامل فکری، هنری و فلسفی گوته در مراحل مختلف زندگیاش است.
کتاب فاوست: تاریخچهی ترجمههای فارسی کتاب
کتاب فاوست برای نخستین بار در سال ۱۳۱۰ به قلم رضا کاویانی به فارسی ترجمه شد. رضا کاویانی از نخستین گروه محصلان اعزامی به اروپا در دوران رضاشاه بود که بعدها با ترجمهی آثار افلاطون به شهرت رسید. او بخشهایی از فاوست گوته را ترجمه کرد که در نشریهی شرق منتشر شد. هفت سال بعد از ترجمهی کاویانی، در سال ۱۳۱۷، ترجمهای از فاوست با توصیف داستان سوگآور گوته به قلم عباس بنیصدر منتشر شد.
در سال ۱۳۴۲ نیز حسین کسمایی، که از دههی بیست به کار ترجمه در سفارت فرانسه مشغول بود، فاوست را به فارسی درآورد. چند سال بعد از آن، اسدالله مبشری، حقوقدان، بخش اول فاوست را به فارسی درآورد. مبشری مدیر کل ادارهی دادگستری در زمان نخستوزیری محمد مصدق بود و پس از کودتای ۲۸مرداد، دو سال مخفیانه زندگی کرده بود.
در سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷، فاوست با ترجمههای حسن شهباز در دههی هفتاد و محمود اعتمادزاده مشهور به بهآذین در دههی هشتاد منتشر شدند.
از دیگر ترجمههای فاؤست، به قلم محمود حدادی است که سالها پیش انتشارات نیلوفر آن را منتشر کرد و تازهترین ویراست آن، همراه با نقاشیهای دلاکروا را نشر نو منتشر کرده است.
ریشههای تاریخی و افسانهای کتاب فاوست
داستان فاوست پیش از گوته نیز در قالب افسانههای محلی و نمایشنامههای عروسکی وجود داشت. شخصیت دکتر یوهان فاوست یک فرد تاریخی واقعی در اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم در آلمان بود که به جادوگری و احضار ارواح شهرت داشت. اولین کتاب دربارهی او در سال ۱۵۸۷ در فرانکفورت منتشر شد و بعدها کریستوفر مارلو، درامنویس انگلیسی، نمایشنامهای بر اساس آن با عنوان دکتر فاستوس نوشت. گوته در کودکی با تماشای نمایشنامههای عروسکی فاوست با این داستان آشنا شد و در جوانی تصمیم گرفت روایت شخصی خود را از این اسطوره خلق کند.
ساختار و تکامل کتاب فاوست
کتاب فاوست از دو بخش اصلی تشکیل شده که تفاوتهای بنیادینی با یکدیگر دارند:
بخش اول (تراژدی فردی): این بخش که ریشه در نسخهی اولیهی اثر دارد، بیشتر بر تجربیات شتابزده، احساسی و غریزی فاوست تمرکز دارد. فاوست در اینجا دانشمندی است که از تمام دانشهای زمانهی خود دلسرد شده و برای دستیابی به حقیقت مطلق و چشیدن لذتهای زندگی، با شیطان (مفیستوفلس) پیمان میبندد. تراژدی «گرتشن» (مارگارته) قلب تپندهی این بخش است؛ داستانی از عشق، گناه و اعدام که تحت تأثیر یک واقعهی واقعی در فرانکفورت (اعدام سوزانه مارگارته برانت) نگاشته شد.
بخش دوم (تراژدی جهانی و کیهانی): نگارش این بخش در اواخر عمر گوته و در دورانی که او به سبکش و توازن فکری رسیده بود، نهایی شد. در اینجا، فاوست از دایرهی محدود تجربیات شخصی خارج شده و وارد عرصههای گستردهتری چون تاریخ، سیاست، هنر کلاسیک (دیدار با هلن تروایی) و در نهایت فعالیتهای اجتماعی میشود. این بخش سرشار از نمادپردازیهای پیچیده و تاملات فلسفی دربارهی جایگاه انسان در هستی است.
شخصیت مفیستوفلس: روح نفیکنندهی فاوست
یکی از نوآوریهای بزرگ گوته در خلق شخصیت مفیستوفلس نهفته است. او برخلاف شیطان در روایتهای سنتی که صرفاً تجسم شر است، خود را بخشی از آن نیرویی مینامد که همواره ارادهی شر دارد اما همواره خیر به بار میآورد. مفیستوفلس در واقع روح نفی و بدبینی است که با به چالش کشیدن فاوست، او را به فعالیت و حرکت دائمی وامیدارد و بدین ترتیب ناخواسته در مسیر تکامل فاوست نقش ایفا میکند.
درونمایهی تلاش و رستگاری در کتاب فاوست
مهمترین نکتهی فاوستِ گوته، موضوع تلاش دائمی است. در روایتهای قدیمی، فاوست به دلیل پیمان با شیطان در نهایت به جهنم میرفت، اما گوته این پایانبندی را تغییر داد. در نسخهی گوته، فاوست تنها زمانی بازنده است که به لحظهای از زندگی بگوید:
بمان که تو زیبایی!
یعنی زمانی که از حرکت و جستوجو باز بماند.
فاوست در انتهای بخش دوم، در حالی که پیر و نابینا شده است، با تصورِ خدمت به بشریت از طریق آبادانی زمین، به لذتی معنوی دست مییابد. اگرچه مفیستوفلس تصور میکند که روح او را تصاحب کرده، اما فرشتگان روح فاوست را به آسمان میبرند. پیام نهایی اثر این است که هر کس همواره در راه کمال تلاش کند، شایستهی رستگاری است. این رستگاری در نهایت با وساطت عنصر جاودان زنانگی و فیض الهی کامل میشود.
گوته در نوشتن فاوست از چه کسانی الهام گرفت
گوته در نگارش فاوست تحت تأثیر اندیشههای فیلسوفانی چون اسپینوزا و هردر بود. او طبیعت را به عنوان موجودیتی زنده و الهی میدید که فاوست در پی درک معنای آن است. همچنین علایق علمی گوته در زمینهی زمینشناسی و زیستشناسی در بخش دوم فاوست، به ویژه در خلق موجوداتی چون همون کولوس (انسان آزمایشگاهی)، بازتاب یافته است.
نتیجهگیری
فاوست اثر گوته، فراتر از یک داستان جادوگری، گزارشی از سفر روح مدرن است. فاوست نمایندهی بشری است که میان دو قطبِ غرایز زمینی و آرمانهای آسمانی در نوسان است. او با وجود خطاها و گناهانش، به دلیل آنکه هرگز از جستوجوی حقیقت و کمال باز نمانده، در نهایت به آرامش میرسد. گوته با صرف شصت سال وقت بر روی این اثر، وصیتنامهی فکری خود را برای نسلهای آینده بر جای گذاشت؛ اثری که در آن هنر، علم و فلسفه در هم آمیختهاند تا معنای واقعی انسان بودن را تعریف کنند.
| نویسنده | یوهان ولفگانگ فون گوته, یوهان ولفگانگ فون گوته |
| مترجم | م ا به آذین, م ا به آذین |
| کد موضوع | نمایشنامه آلمانی - قرن18, نمایشنامه آلمانی - قرن18 |
| نوبت چاپ | 13, 13 |
| تاریخ چاپ | 1403, 1403 |
| تعداد صفحات | 526, 526 |
| نوع جلد | شومیز, شومیز |
| قطع | رقعی, رقعی |
| طول | 21, 21 |
| عرض | 15, 15 |
| قطر | 3, 3 |
| زبان | فارسی, فارسی |
نقد و بررسیها
از 0 نقد و بررسی
کتابهای دیگر این نویسنده
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این مترجم
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این ناشر
اینها را هم بخوانیم