خشونت و اندیشههایی درباره سیاست و انقلاب
کد کالا: 98733
چرا تفنگها قدرت تولید نمیکنند؟ بازخوانی کتاب خشونت اثر هانا آرنت
کتاب خشونت از صریحترین آثار هانا آرنت است. او در این کتاب با نگاهی به وقایع سیاسی زمانهی خود، به یکی از بزرگترین سوءتفاهمهای تاریخ سیاست میپردازد. دغدغهی اصلی آرنت در این اثر، بازگرداندن معنای واقعی به مفهوم قدرت و جداسازی کامل آن از واژهی خشونت است؛ مفاهیمی که در ادبیات سیاسی امروز دچار اختلاط عمیقی شدهاند.
اغتشاش معنایی؛ چرا فیلسوفان سیاسی در اشتباهند؟
آرنت دانشمندان و فیلسوفان سیاسی را به دلیل عدم تمایز میان واژگان کلیدی حوزهی سیاست ملامت میکند. او معتقد است ناتوانی در تفکیک این مفاهیم، فهم ما را از ساختار جوامع به انحراف میکشاند. صراحت آرنت را میتوان در این بخش از کتاب به وضوح لمس کرد:
به نظر من این تقصیر غمانگیز از وضع فعلی علوم سیاسی است که در اصطلاحات ما میان اینگونه واژههای اساسی مانند قدرت یا اقتدار، نیرو، زور، اقتدار یا مرجعیت و بالاخره خشونت تمایزی دیده نمیشود؛ حال آنکه هر یک از این الفاظ به پدیداری متمایز و متفاوت دلالت میکند که اگر وجود نداشت آن لفظ هم نبود.
تعریف قدرت از دیدگاه هانا آرنت؛ اصالت در اقدام مشترک
بر خلاف تصور عموم که قدرت را در توانایی تحمیل اراده یا داشتن ابزار سرکوب میبینند، آرنت نگاهی کاملاً انسانی و جمعی به این مفهوم دارد. از نظر او، قدرت هرگز جنبهی فردی ندارد و محصول همبستگی است:
قدرت ناظر است بر توانایی آدمی نهتنها برای عمل، بلکه برای اتفاق عمل. قدرت هرگز خاصیت فرد نیست بلکه به گروه تعلق میگیرد و فقط تا زمانی که افراد گروه با هم باشند، وجود خواهد داشت.
قدرت واقعی در بستر مراودهی آزاد، توافق جمعی و اقدام مشترک شکل میگیرد؛ همان ساختاری که در شوراهای مردمی یا دولتشهرهای یونان باستان پدید آمد و نمونهی بارز آن در تاریخ معاصر، جنبشهای شورایی در انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان بود. در این الگوها، حکومت بر پایهی ارتباط عمومی و اقناع استوار است، نه فرمان و اطاعت کورکورانه.
تفاوت اصلی قدرت و خشونت در چیست؟
آرنت تمایز میان این دو مفهوم را در اتکای آنها به تعداد افراد در مقابل ابزارها میداند. قدرت همواره محتاج همبستگی و حضور تکثرِ انسانهاست، در حالی که خشونت ماهیتی ابزاری دارد و میتواند با حداقل افراد و از طریق تکنولوژی و اسلحه اعمال شود. او برای درک بهتر این تفاوت، دو موقعیت فرضی و نهایی را ترسیم میکند:
صورت افراطی قدرت این است که همه در مقابل یکی قرار بگیرند؛ شکل افراطی خشونت آن است که یکی در برابر همه بایستد. حالت اخیر هرگز بدون کمک آلات و ادوات صورت امکان نمیپذیرد.
جملهی معروف هانا آرنت که مرز میان این دو پدیده را روشن میکند، صریح و تکاندهنده است: خشونت همیشه میتواند قدرت را نابود کند. مؤثرترین فرمان از لولهی تفنگ بیرون میآید و آناً به کاملترین اطاعت میانجامد. چیزی که هرگز ممکن نیست از لولۀ تفنگ بیرون آید، قدرت است.
زوال قدرت و وسوسهی پناه بردن به خشونت
زمانی که مقبولیت یک حکومت در افکار عمومی کاهش مییابد، قدرت واقعی آن رو به افول میگذارد. راهکار آرنتی برای احیای این فضا، بازگشت به آرا و افکار عمومی و بازسازی کانالهای ارتباطی است. اما اگر حاکمان از این مسیر سر باز زنند و به خواستههای مشروع پاسخ ندهند، وارد یک فاز بحرانی میشوند:
از دسترفتن قدرت وسوسهای بوجود میآورد که خشونت را جانشین قدرت سازیم.
پناه بردن به ابزار سرکوب، نه نشانهی قدرت، بلکه گواهی بر نابودی آن است. آرنت تاکید میکند که قدرت و خشونت دو روی یک سکه نیستند، بلکه ضد یکدیگرند؛ هر جا یکی به طور مطلق حاکم شود، دیگری رخت برمیبندد.
تمایز وحشتافکنی (ترور) از حکومتهای دیکتاتوری
آرنت مفاهیمی نظیر «حکومت وحشت» را نیز از خشونت معمولی تفکیک میکند. به باور او، حکومت وحشت زمانی مستقر میشود که خشونت پس از نابود کردن تمام ساختارهای قدرت جمعی، صحنه را ترک نکرده و به شکل سیستماتیک بر کل جامعه مسلط باقی میماند. این سیستم با دیکتاتوریهای سنتی تفاوت دارد، زیرا حتی به حامیان خود نیز رحم نمیکند:
حکومت وحشتافکن چون از هرگونه قدرت حتا از قدرت دوستانش هم میترسد، نهتنها با دشمنان بلکه با یاران و پشتیبانان هم به دشمنی برمیخیزد. نقطهی اوج وحشت آنگاه فرا میرسد که دولت پلیسی شروع به بلعیدن فرزندان خود کند و دژخیم دیروز، قربانی امروز شود. این همان وقتی است که قدرت کاملاً از بین میرود.
نمونه عینی و تاریخی این تحلیل، دوران سیاه تصفیههای استالینی در شوروی است که بعدها در فرآیند «استالینزدایی» ابعاد هولناک آن برای جهان آشکار شد.
نتیجهگیری: هشداری همیشگی برای جامعه و حاکمان
کتاب خشونت را میتوان یک زنگ خطر جدی دانست؛ هشداری به ساختارهای سیاسی و همزمان به تودههای مردم. کاهش قدرت واقعی جامعه و احزاب مستقل، به معنای باز شدن فضا برای تجلی خشونت عریان است:
هر گونه کاستی در قدرت به معنای دعوت به خشونتگری است. کمترین دلیلش هم اینکه کسانی که زمام قدرت را به دست میگیرند، خواه فرمانروایان و خواه فرمانبرداران، هنگامی که احساس کنند عنان از دستشان بیرون میرود، همواره دچار این وسوسه میشوند که خشونت را جانشین قدرت کنند و خلاصی از این وسوسه همیشه برایشان دشوار بوده است.
| نویسنده | هانا آرنت |
| مترجم | عزتالله فولادوند |
| کد موضوع | خشونت |
| نوبت چاپ | 5 |
| تاریخ چاپ | 1404 |
| تعداد صفحات | 210 |
| نوع جلد | نرم |
| قطع | رقعی |
| طول | 21.5 |
| عرض | 14.5 |
| قطر | 1 |
| زبان | فارسی |
نقد و بررسیها
از 0 نقد و بررسی
کتابهای دیگر این نویسنده
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این مترجم
اینها را هم بخوانیم
کتابهای دیگر این ناشر
اینها را هم بخوانیم