داستان حرامیان در دهه نخست سده بیستم میلادی روی میدهد. پسری نوجوان به نام لوسیوس پریست همراه با دوستی خانوادگی به نام بون هاگنبک به ممفیس سفر میکند. بون راهی برای سفر به ممفیس ندارد مگر دزدیدن اتومبیل پدر بزرگ لوسیوس که از قضا نخستین اتومبیل در سراسر ولایت یوکناپاتافا است. در سفر در مییابد که ند مککازین که با بون در استبل پدر بزرگ لوسیوس کار میکند نیز خود را در اتومبیل پنهان کرده است، و این تنها آغاز ماجراست.حرامیان در سال 1962 منتشر شد ویلیام فاکنر پیش ار انتشار حرامیان گفته بود که مشغول نوشتن کتابی زرین درباره ولایت ویکناپاتافا است تا با آن حرفه نویسندگی خود را به پایان برساند. به نظر میآید که حرامیان همان کتاب زرین باشد.