20 درصد تخفیف خرید اول با کد: FIRSTBC

20 درصد تخفیف خرید اول با کد: FIRSTBC

مشاهده همه نتایج

دسته‌بندی‌های موبایل

جان‌های همدل

داستان جهان دسته‌بندی:
ویرجینیا وولف نویسنده:
خوب برند:
0.0
(۰ نقد و بررسی)

کد کالا: 233535

تومان 580,000

موجود

کتاب جان‌های همدل درباره‌ی چیست


کتاب جان‌های همدل (ترجمه‌ی فرزانه قوجلو، نشر خوب) منتخبی است از نامه‌های ویرجینیا وولف به کسان مختلف. برای آنکه در جریان حال و هوای این کتاب و نثر و ترجمه‌ی آن قرار بگیرید، چند نامه از این کتاب را ادامه می‌خوانید.


به اِما وون

شمارۀ 22 هاید پارک گیت

23 آوریل [1901]


عزیزترین وزغم،

[...] یگانه چیز در این دنیا موسیقی است؛ موسیقی و کتاب و یکی‎دو تابلو. قصد دارم مستعمره‎ای پیدا کنم که خبری از ازدواج در آنجا نباشد، مگر اینکه تصادفاً عاشق سمفونی بتهوون بشوی. اصلاً خبری از آدمیزاد در آنجا نباشد، سوای آنچه به‎واسطه‌ی هنر به وجود می‎آید، چیزی جز آرامش کامل و تعمق بی‎پایان نباشد.  این جهانِ آدم‎ها روزبه‌روز زیاده از حد پیچیده می‎شود و من فقط در شگفتم که چرا ما دارالمجانین‎های بیشتری را پر نمی‎کنیم. باید درباره‌ی دورنمای جنون‎آسای زندگی بیشتر حرف زد. شاید با همه‌ی این حرف‎ها دنیای عاقلی باشد، و ما، شهروندان محترم و غمگین و هوشیار، واقعاً در هر لحظه‌ی زندگی‎مان جاروجنجال به راه می‎اندازیم و حقمان است که برای همیشه دهانمان را ببندیم. در این روزهای داغ، افسردگیِ بهاری من به‎سوی جنون تابستانی پیش می‎رود. [...]


خداحافظ عزیزترین وزغ، وزغ نازنین و دوست‎داشتنی و جذاب و بااستعداد!



به لیدی رابرت سسیل

شماره‌ی 46 میدان گوردون، بلومزبری

دوشنبه [ژانویه‌ی 1907]


نل عزیزم،

چرا نوشته‎ای درباره‌ی غذا وجود ندارد، فقط کلی فکر درباره‎اش هست؟ من فکر می‎کنم سبکی جدید، با صفاتی جدید و برچسب‎های جدیدی به‎همراه رویدادهای عجیب و زیبا، که همگی برای چاپ جدیدند، می‎تواند قد علم کند. باید همه‌ی این‎ها را برای خودم نگه دارم! اما خَز قضیه‌ی دیگری است؛ قضیه‎ای خیلی لطیف و جدی که دور اسرارآمیزترین تارهای خودآگاهی ما پیچیده شده. نمی‎دانی چقدر می‎توان درباره‌ی آن حرف زد و احساس کرد و اندیشید، بنابراین بر چند مَن کاغذ می‎شود درباره‌ی چنین هدیه‎ای نوشت، اینجاست که قصد دارم همه‌ی این‌ها را در یک تشکر ساده خلاصه کنم. فکر می‎کنم باید رنجیده‌خاطر و بعد عصبانی شوم و سپس عذرخواهی کنم و بعد هم سخاوتمندانه و سپس احساساتی و بعد هم فیلسوف‎مآب و بعد هم صرفاً دوستانه رفتار کنم. درحالی‎که هیچ‎کدام از این‌ها نیستم. فقط فکر می‎کنم سپاسگزارم چون، اگر هیچ‎کدام از این احساسات عالی را نداشته باشم، بازهم با سادگی حیرت‎انگیز طبیعت سازگارم، طوری که خریدن خز برایم غیرممکن می‎شود؛ اما پذیرفتن آن کاری کاملاً آسان و لذت‎بخش است. آه، خب ما نویسنده‎ها این‎طور می‎نویسیم، وقتی دلمان نخواهد چیزی بگوییم. ازآنجاکه خودت رمان‎نویسی به توضیح بیشتر نیاز نداری.


فکر می‎کنم من مجبورم رمان بنویسم: تو می‎توانی نامه بنویسی که کار خیلی سخت‎تری است.

ارادتمندت




به کلایو بل

شماره‌ی 46 میدان گوردون، بلومزبری


کلایو عزیزم،

خب پس قراره چطور نامه بنویسم؟ اما شاید متوجه شده باشی که این ترفند محبوب نامه‎نویسان است، آن‌ها همیشه عجله دارند یا آشفته‎اند یا بدخلق‎اند، طوری که فقط پس‎مانده‎های نبوغشان نصیب تو می‎شود و فقط می‎توانی حدس بزنی چه نامه‎ای از آب درمی‎آید، ببینی که ـ اگر این مرد وقت داشته باشد یا خلقش سر جا باشد یا چیزی ازاین‎دست ـ دقیقاً شش صفحه از قبل وجود دارد. و من می‎گویم «مرد»؛ چون زن‎ها، این موجودات عزیز، همیشه عاری از تصنع‎اند و به همین دلیل عموماً خیلی خوب زندگی می‎کنند و خیلی بد می‎نویسند.


ارادتمندت




به ونسا بل

بایرویت

دوشنبه [16 اوت 1909]


محبوبم،

نوشتن در نظر من چیز غریبی است. به‎راستی تفاوت ایجاد می‎کند. من هیچ‎وقت نباید با تو این‌گونه حرف بزنم. به یک دلیل، نمی‎دانم در چه حالی هستی. اما از اینکه بگذریم، ریزه‎کاری‎‎ها بی‎‎نهایت‎اند. حقیقت این است که من همه‌ی سعی‎ام را می‎کنم در پسِ کلمات باقی بمانم و ناگهان کلمات بر سرم آوار می‎شوند. وقتی به اوتولاین (مورل) یا لیتون نامه می‎نویسم، برای تمام گفت‌وگوها حرمت قائلم و دوستشان دارم. باوجوداین، تو خیلی ساده‎تر از منی. دیشب در اپرا به همین فکر می‎کردم. چطور می‎توانی فقط در همان وهله‌ی اول متوجه چیزی شوی؟ بدون هیچ‎کدام از افکاری که این‌قدر پریشانم می‎کنند و مردم را وامی‎دارند تا القاب بدی به من بدهند. حدس می‎زنم، همان‌طور که لیتون زمانی گفت، در میان همه‌ی ما تو کامل‎ترین انسانی و سادگی واقعاً همان چیزی است که تو بیشتر از من داری، منی که به اتم‎ها شدت می‎بخشم.


میمون‎ها تو را می‎بوسند.