دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
خانواده مهمترین و نیرومندترین نهاد اجتماعی تلقی می­‌شود. تاکنون کتاب‌های متعدد و متنوعی در خصوص تشکیل خانواده، ازدواج و مسائل مربوط به آن منتشر شده است اما کتاب «با چه تیپ شخصیتی ازدواج کنم» از جمله کتاب‌هایی است که نویسنده در نگارش آن طیف وسیع مخاطبان، یعنی جوانان و خانواده‌هایشان و هم متخصصان امر ازدواج و خانواده را در نظر گرفته است. چاپ چهارم کتاب که توسط نشر دانژه راهی بازار شده است نیز گواه این موضوع است که دکتر حسن زارعی محمود آبادی، نویسنده کتاب، در ارائه کتابی علمی به رغم سادگی، موفق عمل کرده است.

دکتر حسن زارعی محمود آبادی، عضو هیئت علمی دانشگاه یزد است که زمینه پژوهشی وی خانواده و ازدواج، مدل ساختاری برای طلاق، درمان زوجین به شیوه هیجان مدار، خیانت، شناخت درمانی و فراشناخت، کیفیت زندگی، تیپ‌شناسی افراد در ازدواج و شغل، ناباروری، نوجوانان و تمایز یافتگی می‌باشد. از جمله تالیفات دیگر این استاد و محقق دانشگاه کتاب «پیشگیری از طلاق و جدایی(مفاهیم، نظریه ها و کاربست مدل بومی آموزشی)» انتشارات دانشگاه یزد است.
کتاب ... دیدن ادامه » مذکور دارای چهار فصل است. در فصل اول نویسنده به اختصار به بیان ضرورت ازدواج و تفاوت‌های جسمانی و روانی زن و مرد می‌پردازد. مهمترین اصول قبل از انتخاب همسر، اصل ضرورت و اصل خواستگاری عنوان شده است. بنابر اصل ضرورت وقتی چیزی ضروری شد دیگر نمی‌توان برای آن جانشینی تصور کرد. مثلا برای زنده ماندن هوا ضرورت دارد از این‌رو نمی‌توان به جای هوا آب نوشید.

دومین اصل برای ازدواج خواستگاری است که آن نیازمند آشنایی طرفین می‌باشد. نویسنده در این قسمت به ملاک‌های طرفین برای انتخاب اشاره می‌کند و معتقد است مهمترین ملاک جذابیت ظاهری طرفین است. بعد از آن ایمان، اصالت خانوادگی و اخلاق مهم هستند. در مورد انتخاب همسر به دو دیدگاه اشاره شده است؛ یکی انتخاب بر اساس شباهت طرفین و دیگری انتخاب بر اساس تفاوت‌ها. دیدگاه اول تمایل زوج به ازدواج بر اساس شباهت‌های فردی، اجتماعی وغیره را مدنظر قرار می‌هد و در مورد تفاوت‌ها، فرد تمایل دارد با کسی ازدواج کند که مکمل خودش باشد. در ادامه فصل نویسنده تفاوت‌های جسمانی و روانی زن و مرد را مورد بررسی قرار داده است. مهمترین مطالبی که در مورد تفاوت روانی زن و مرد می‌توان به آن اشاره کرد: جرئت و جسارت مرد در مقابل پرهیز و کناره گیری زن، سرعت بالا (مرد) در مقابل کندی روانی (زن)، دید عمقی (مرد) در مقابل دید سطحی زن، مردها جذب اشیاء می‌شوند و زن ها جذب اشخاص، مردها به راه حل و زن‌ها به همدلی احتیاج دارند، توجه به کلیات (مرد) و توجه به جزئیات (زن)، و در فرایند تصمیم‌گیری مردها بیش از اندازه بسته و متمرکز عمل می‌کنند ولی زن‌ها بیش از حد باز و غیرمتمرکز.

یکی از ویژگی‌های بارز این کتاب ذکر مثال‌های زیاد و متنوع و بازگویی تجربیات نویسنده از جلسات مشاوره، و نیز بیان راه‌کارهایی برای درک بهتر زوجین از وضعیت جسمانی و روانی یکدیگر است. برای مثال در بخش تفاوت‌های روانی زن و مرد چنین مثالی آورده شده است: «یکی از شکایت‌های رایج آقایان این است، زمانی که قصد بیرون رفتن از منزل را دارند همسرشان دیر آماده می‌شود. گاهی ممکن است یک ربع تا 20 دقیقه طول بکشد تا زن آماده‌ی بیرون رفتن شود. این موضوع چگونه توجیه می‌شود؟ این مطلب دلالت بر این دارد که روان زن کندتر از مرد است.»

در فصل دوم به تفصیل در مورد جلسه خواستگاری، سوالات متداول جلسه خواستگاری، سن ازدواج، انواع بلوغ و در پایان توصیه‌هایی طلایی به زوجین، مطالبی ارائه شده است. در ادامه این بخش نویسنده به بررسی اشتباهاتی که طرفین در اتاق گفتگو ممکن است مرتکب شوند و عواقب آن پرداخته است. نپرسیدن سوالات کافی، جدی نگرفتن برخی مشکلات (مثل مسائلی از قبیل خشم، خشونت، اعتیاد همسر)، سازش عجولانه، شیفته موقعیت طرف مقابل شدن و یا ایجاد علاقه بعد از ازدواج از جمله مشکلاتی است که زوجین ممکن است در جلسات گفتگو با آن مواجه شوند.

قسمت عمده این فصل به 20 سوال مهم در جلسه خواستگاری اختصاص یافته است. این سوالات دامنه وسیعی داشته به طوری که از اطلاعات شخصی تا اعتقادات و مسائل مذهبی، ارتباط با فامیل، اشتغال همسر، مسائل مالی، مسائل جنسی، بچه‌دار شدن و غیره را دربر می‌گیرد. نویسنده در نهایت توصیه می‌کند «همسری را انتخاب کنید که قبل از ازدواج بتوانید او را با تمامیت وجود (رفتارها و عقایدش) بپذیرید و هرگز به فکر تغییر دادن او نباشید.»

ملاک‌های ازدواج، بخش دیگر این فصل را تشکیل می‌دهد که در آن ذکر ده عامل موثر برای انتخاب همسر منجر به داشتن زندگی زناشویی بهتر خواهد شد. ملاک‌ها شامل ایمان و دینداری، اخلاق، رضایت زوجین، تشابه عاطفی و عطش جنسی، تناسب در ظاهر و غیره می‌باشد. در انتهای این فصل نویسنده 20 توصیه طلایی به زوجین ارائه داده است که شامل مسائل ریز و درشتی است که نویسنده به زوجین گوشزد کرده است. برای مثال در توصیه‌ای به آقایان «یادتان باشد به هیج وجه با لباس کثیف و چروک، موی سر و صورت آشفته در محل کار همسرتان، یا در بیرون از منزل حاضر نشوید که برای زن اصلا قابل تحمل نیست.»

از آنجایی که صحبت‌کردن در مورد مسائل جنسی در کشور ما همیشه تابو بوده است، طبیعتاً آموزشی هم در این‌ زمینه داده نشده و ناآگاهی‌ها عموماً از این مسئله نشأت می‌گیرد. درواقع می‌توان گفت نبود آموزش در مسائل جنسی یکی از بزرگ‌ترین معیارهای ناکامی در ازدواج است. این جنبه مهم از نظر دکتر زارعی مغفول نمانده و وی یک فصل از کتاب خود را به نکاتی پیرامون مسائل جنسی اختصاص داده است. به عقیده دکتر زارعی «در رابطه جنسی، زوجین هرگز نباید تصور کنند که صرفا با یک عمل جسمی سر و کار دارند. در اینصورت هم خود را از لذت عمیق جسمی و روحی محروم و هم به حسن تفاهم بین خود لطمه زده اند.» در ادامه این فصل نویسنده به موضوع زودانزالی، عوامل ایجاد کننده انزال زودرس و روش‌های درمان آن پرداخته است. دست آخر این فصل با علل کاهش میل جنسی در زنان و راهکارهای درمان آن به پایان می‌رسد.

فصل آخر کتاب به پاسخ حول محور این سوال می‌پردازد که «با چه تیپ شخصیتی ازدواج کنم؟» برای پاسخ به این پرسش 16 تیپ شخصیتی بر اساس تحقیقات مایرز-بریگز که از اعتبار خوبی در ایران برخوردار است، ارائه شده است. تیپ مایرز- بریگز چهار بعد شخصیت انسان را مشخص می‌سازد: برون گرا در برابر درون گرا، حسی در برابر شهودی، فکری بودن در برابر احساسی بودن، و با ساختار در برابر منعطف. نویسنده آزمون سنجش تیپ شخصیتی را در اختیار خوانندگان قرار داده و نیز نحوه تعیین آنرا را به خوبی تشریح کرده است. فرد پس از تعیین تیپ شخصیتی خود می‌تواند با مراجعه به تیپ‌های شانزده‌گانه تشریح شده توضیحاتی شامل ویژگی‌ها، نقاط ضعف احتمالی و غیره را مطالعه کند. در این تیپ‌شناسی، هیچ تیپ شخصیتی باهوش‌تر یا اخلاقی‌تر از دیگری نیست. شما به عنوان فردی که ازدواج کرده یا در شرف ازدواج هستید با تعیین تیپ شخصیتی خود و همسرتان متوجه نقاط ضعف خود و قوت یکدیگر می‌شوید و از خصوصیات یکدیگر آگاهی پیدا می‌کنید.

http://www.alef.ir/book
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در سالهای اخیر انتشار کتابهایی که خوانندگان خود را به شکلی ساده و مقدماتی با موضوعات گوناگون آشنا می کنند، طرفداران زیادی داشته و ناشران گوناگونی هم مجموعه قاب اعتنایی در این زمینه را به بازار ارائه کرده اند. بی گمان یکی از بهترین این مجموعه ها به همت نشر ماهی تحت عنوان مجموعه مختصر و مفید وارد بازار شده است.
این کتابها که تاکنون قریب به بیست عنوان از آن به بازار آمده است در اصل به زبان انگلیسی نوشته شده اند و حاصل کار نویسندگان و پژوهشگرانی است که با انتشارات دانشگاه آکسفورد در این زمینه همکاری داشته اند. سرپرستی مجموعه «مختصر مفید» را احمدرضا تقاء برعهده دارد که تاکنون عناوینی همانند فلسفه، منطق، سیاست، اسطوره، اقتصاد، جامعه شناسی، فرهنگ شناسی، فلسفه قاره ای، و... در این قالب به علاقمندان ارائه شده اند.

کتاب ... دیدن ادامه » های این مجموعه مختصر و مفید به زبانی ساده و قابل فهم به طرح مسائلی پرداخته اند که از جمله علوم مهم و کلیدی در حوزه های گوناگون محسوب می شوند؛ بنابراین به عنوان قدم اول گزینه بسیار مناسبی برای علاقمندانی هستند که در این حوزه ها اطلاعات زیادی ندارند؛ اما در عین حال کیفیت کلی کتابها نیز به گونه ای هست که برای دانشجویان و مخاطبان آشنا با چنین بحث هایی نیز بی فایده نبوده و لااقل در تبیین درست برخی از مفاهیم بسیار سودمندند. جامعه شناسی هفتمین کتاب از مجموعه مختصر مفید محسوب می شود که چاپ سوم آن اخیرا به بازار عرضه شده است.

در حالی که در دنیای امروز پژوهش های جامعه شناسانه مبنای تحلیل و دریافت هایی کارآمد و در خور اعتنا در حوزه های گوناگون بوده اند اما متاسفانه هنوز که هنوز است اهمیت جامعه شناسی آنگونه که باید و شاید، نه در میان توده مردم که حتی در میان اهل نظر نیز شناخته نشده است. از همین روست که نویسنده کتاب حاضر اثر خود را با تاکید بر این نکته آغاز می کند:

«در قدرت و نفوذ جامعه شناسی همین بس که همه آن را با دست می زنند و با پا پیش می کشند. رشته های دانشگاهی سابقه دار تراز یک سو جامعه شناسی را مسخره می کنند و آن را تازه واردی دست و پاچلفتی می دانند، و از سوی دیگر دیدگاه هایش را به عاریت می گیرند. مردم عادی از یک سو کسانی را که این رشته را به طور حرفه ای دنبال می کنند به باد استهزا می گیرند و از سوی دیگر برخی از مفروضاتش را بی بروبرگرد قبول دارند. حکومت ها از یک سو آن را به سست کرده پایه های انضباط اخلاقی و اجتماعی جامعه متهم می کنند و از سوی دیگر جامعه شناسان را برای ارزیابی سیاست هایشان به خدمت می گیرند.» (ص7)

استیو بروس، استاد برجسته جامعه‌شناسی دانشگاه «ابردین» در بریتانیاست او آثار گوناگونی در حوزه تخصصی خود به نگارش در آورده و از جمله طرفداران نظریات سکولار در جامعه شناسی است. با این حال او در این کتاب به جای ارائه نظریات جامعه شناسانه خود، سعی در تبیین مفاهیم آغازین جامعه شناسی و همچنین ارائه دریافتی قابل فهم از این حوزه به عنوان یکی از علوم معاصر است. به همین جهت در ففصل نخست کوشیده چشم اندازی از موقعیت جامعه شناسی به عنوان یک علم در جهان امروز ارائه کند، از این سبب فصل نخست کتاب برجنبه هایی از جامعه شناسی تاکید شده که بر چنین نقطه نظری را مورد تاکید قرار می دهند.
استیو بروس پس از تایید این نظزیه که جامعه شناسی را می توان یک رشته علمی محسوب کرد، به سراغ ارائه تعریفی ساده و قابل درک از این حوزه در فصل دوم کتاب می رود. او عقیده دارد: «جامعه شناسی رشته ای علمی است که در آن به بررسی ساختارها و نهادهای اجتماعی می پردازند. و کار جامعه شناس را پرداختن به موضوعاتی چون ساختار طبقاتی جوامع مدرن، خانواده، جرم و کجروی، دین و امثال آن به شمار می رود...این تعریف از جامعه شناسی چند یافته ی اساسی را مثل دانه های تسبیح با یک نخ چند رشته به هم وصل می کند که این رشته ها عبارت اند از: واقعیت ها بر ساخته ای اجتماعی است؛ رفتار انسان ها دارای علت های اجتماعی پنهان است؛ و بخش عمده ای از زندگی اجتماعی به شدت تناقض آمیز است.»

استیو بروس این کتاب به ظاهر کوچک را با طرحی کاملا حساب شده پیش می برد. او پله پله مخاطب را در مباحث ارائه شده در کتاب مشارکت می دهد. از مسال هایی ساده برای جا انداختن نکات مورد نظرش استفاده می کند. او در ادامه کتاب خود به جامعه شناسی و الزامات آن در جهان مدرن پرداخته و در انتهای کتاب این نکته را نیز فراموش نمی کند که جامعه شناسی همانقدر که علمی حساب شده است و نتایج کار آمدی را ارائه می کند که در زمینه مختلف می توان مورد استفاده قرار گیرند می تواند مورد سوء استفاده شیادان جامعه شناس نما نیز مورد استفاده قرار بگیرد.

از جمله نکات قابل توجهی که نویسنده کتاب حاضر برای درک جامعه شناسی مورد تاکید قرار داده این است که مسائل جامعه شناسی را نباید با مسائل اجتماعی خلط کرد. جامعه شناس باید اموری را در اولویت خود قرار دهد که به لحاظ جامعه شناختی در اولویت هستند و نه از منظر اجتماعی.

سخن آخر اینکه استیو بروس در این کتاب به زبانی قابل فهم به مخاطب می فهماند که وقتی از جامعه شناسی سخن گفته می شود، دقیقا از چه چیزی سخن گفته می شود.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در یونان باستان سقراط در کوچه و بازار شهر آتن معرکه‌ی فلسفی می گرفت، موی دماغ این و آن می شد؛ جماعتی نیز گرد او جمع شده و به سخنانش گوش فرا می دادند. بی گمان آن جماعت سخنان خردمندترین مرد آتن را درک می کردند که گرد او جمع می شدند و همین صاحبان قدرت را به هراس افکنده بود که حکم بر مرگ سقراط دادند. پیش از سقراط نیز سوفسطائیان، گروهی از آموزگاران اهل فلسفه بودند که زندگی شان از راه سخن گفتن درباره فلسفه و حکمت زندگی تامین می شد. بی‌شک مردم آن روزگار، درکی از سخنان ایشان داشتند که بهایی بابت شنیدن‌شان پرداخت می کردند.

با این اوصاف باید گفت برخلاف امروز که فلسفه از میان توده مردم رخت بر بسته، در گذشته های دور مردم میانه بهتری با فلسفه داشتند و فلسفه‌ورزی تنها امری مختص محافل آکادمیک و دانشگاهی نبود. اما هرچه روزگار پیش آمد، دایره شمول فلسفه تنگ تر و مباحث آن انتزاعی‌تر شد. تا جایی که حتی امروز هر آنچه رنگی از فلسفه به خود می گیرد، چنان دشوار نماست که دیگر نمی توان از عامه مردم انتظار مشارکت در آن را داشت. امروز فلسفه به طور کامل از میان مردم رخت بربسته است و از قضا شاگرد سقراط، افلاطون بود که اولین مدرسه فلسفی را خارج از شهر بنا نهاد و بدین ترتیب نخستین گامها را برای بردن آن به محیط هایی با مخاطبان خاص برداشت، لابد از این منظر پرداختن به فلسفه نیز همچون گذشته پرخطر نمی توانست باشد.

اما ... دیدن ادامه » در همین روزگار هم که وقتی سخن از فلسفه به میان می آید، اغلب گمان می برند که از دشوارترین و غیر قابل فهم ترین امور در آن سخن گفته می شود؛ هستند کسانی که می کوشند از سنگینی بار فلسفه کاسته و آن را به گونه ای قابل فهم برای توده مخاطبان ارائه کنند. چنین تجربه هایی البته متفاوتند یکی فلسفه را رنگ و بوی داستانی زده و به نیت جذب و درک مخاطب کودک و نوجوان به بازار فرستاده، یکی دیگر با خلاصه کردن و فروکاستن آن کوشیده راهی برای سبک کردنِ سنگینی بار فلسفه بیابد و... اما در میان این قسم کتابها که از قضا در سالهای اخیر شمارشان رو به فزونی گذارده است، کتاب «دو خطا در عنوان این کتاب وجود دارد» اثر رابرت ام . مارتین با ترجمه راضیه سلیم زاده که به همت نشر ققنوس منتشر شده؛ اگرچه کم و بیش در زمره چنین آثاری جای می گیرد. اما آنچه اثر حاضر را به کتابی منحصر به فرد بدل ساخته است از یک سو رویکرد و سَبکی است که نویسنده برای این منظور برگزیده و از دیگر سو محتوایی است که سوژه کار قرار گرفته است.

اکثریت قریب به اتفاق چنین کتابهایی که برای آشنا ساختن مخاطب غیر حرفه ای با حوزه فلسفه نوشته می‌شوند، متکی هستند به روایت تاریخی فلسفه که کوشیده شده به شکلی فشرده و موجز به بیانی سهل و ممتنع از فلسفه پرداخته و مخاطبان را با سیر تاریخی فلسفه و مهمترین فیلسوفان و همچنین فشرده ای از دیدگاه های شان آشنا سازند.

اما رابرت ام مارتین اساسا در این کتاب طرحی دیگر را دنبال می کند و آن چیزی نیست جز پرداختن به شگردها و ایده های فلسفی اندیشیدن. به عبارتی نویسنده کتاب برای آشنا ساختن مخاطب با معماها، مسئله ها و پارادوکسهای فلسفی که اغلب در مباحث فلسفی بکار گرفته می شوند به تالیف این کتاب پرداخته است. این همان ایده ای است که مارتین هایدگر بسیار مخالف آن بود: ‌«اگر فلسفه خود را فهم‌پذیر سازد دست به خودکشی زده است».

همانگونه که نویسنده کتاب در بخش معرفت تجربی با اشاره به سیاهه ای از سخنان اشتباه بزرگان نشان می دهد که تجربه می تواند خلاف تصورات معرفتی را اتبات کند. باید گفت اگرچه هایدگر فیلسوف مهمی است، اما این باعث نمی شود که ما همه سخنان او را در بست بپذیریم. به خصوص که او اشتباهات سرزنش آمیزی همانند همراهی با هیتلر و دارو دسته‌اش را درکارنامه پربارش دارد. بنابراین برای تایید حرف خود می توانیم با ویتگنشتاین هم نظر باشیم که عقیده داشت: می‌توان اثر فلسفی جدی و خوبی نوشت که تمام آن شامل شوخی و لطیفه باشد و کتاب «دو خطا در عنوان این کتاب وجود دارد» محصول چنین نگرش و باوری است و کوشیده مباحث فلسفی را با زبانی عامیانه و محاوره‌ای و در قالبی مفرح مطرح کند که حاصل رویکرد توام با شوخی و لطیفه‌ای است که بر بخش های مختلف کتاب سایه افکنده است.

رابرت‌ام. مارتین در مقدمه کتاب نوشته آورده: «می‌توانیم با فلسفه خوش بگذرانیم. اگر بهترین حالت را در نظر بگیریم، جواب‌دادن به سؤال‌هایی که همیشه شما را به فکر فروبرده‌اند و طرح سؤال‌هایی که هرگز به آنها فکر نکرده‌اید، ‌جذاب است. می‌تواند قوه تخیل و شوخ‌طبعی‌تان را قلقلک دهد و ذهنتان را باز کند. همچنین می‌تواند خودمانی و مفرح باشد». نویسنده به مغالطات رایج در استدلال‌ها و گزاره‌های ساده روزانه توجه ویژه ای داشته و در بسیاری از عناوین بخشها از بازی کلامی طنزآمیزی بهره برده است که به مخاطب کمک می کند از آنها برای درک بهتر مطالب استفاده کند.

نویسنده در یادداشتی که اختصاصا بر ترجمه فارسی کتاب توسط راضیه سلیم زاده نوشته چنین آورده: «کتاب حاضر را با این مقصود نوشتم که لذت اندیشیدن درباره معماهای فلسفی را به کسانی بچشانم که هرگز مطالعات دانشگاهی درباره فلسفه نداشته اند. این کتاب را به زبانی بسیار غیررسمی نوشته‌ام. به همان زبانی که با دوستی قدیمی حرف می‌زنیم و نه آن‌گونه که استادهای فلسفه سخنرانی می‌کنند یا مطلب می‌نویسند. این متن پر است از بازی‌های کلامی، شوخی‌ها و اصطلاحات محاوره‌ای». بازی های زبانی مورد استفاده نویسنده در این کتاب کار ترجمه آن را به دیگر زبانها دشوار ساخته است، اما نویسنده کتاب به واسطه آشنایی با مترجم و سطح کارش، براین نکته تاکید داشته است که مترجمی بهتر از سلیم زاده برای این کتاب متصور نبوده، مترجمی که توان درک ظرافت های زبانی کتاب به زبان اصلی را داشته و از این منظر می توان مطمئن بود که به بهترین شکل نیز می تواند آن را به فارسی برگرداند. این ترجمه براساس سومین ویراست کتاب انجام گرفته که نویسنده تغییرات اساسی در آن صورت داده است. کتاب حاضر از 16 فصل تشکیل شده است که هر فصل به چند بخش و هر بخش به چند بند تقسیم می شود. به این ترتیب نویسنده تا توانسته مطالب کتاب را متنوع و در متن های کوتاه و خواندنی ارائه کرده است که کار ارتباط مخاطب با آن را آسان می سازد و درکل نوع مثال ها و لحن کتاب ترکیب جذاب و سرگرم کننده‌ای را برای این کتاب فلسفی به همراه آورده است.

عنوان فصول شانزده‌گانه کتاب بدین قرار است: تفاوت‌هایی که تفاوتی ایجاد نمی‌کنند، ریسک کردن، انتخاب کردن، منطق و پارادوکس، باور، منطق و قصد، استدلال درست و نادرست، معرفت تجربی، معرفت بدون تجربه، تفکر، گفتار و معنی، این‌جا و الان، چرا باید اخلاقی باشم؟ ،چطور اخلاقی فکر کنیم؟، معماهای اخلاقی، قانون عمل و مسئولیت، لطیفه و دیگر مسائل زیبایی شناسانه و فکرهای عمیق.

هر فصل به لحاظ موضوعی به چند بخش تقسیم شده است که در هر یک از این بخش‌ها طی چند بند مسائل اصلی مطرح شده اند. هرکدام از این بندها به شکلی موجز و همراه با مثال‌های ملموسی که از زندگی روزمره و یا حکایات و قصه‌های عامیانه، خصوصیاتچهره های معروف سینما، موسیقی و خلاصه هر آنچه که آشنا و دم دستی به نظر می رسد، تدارک دیده شده‌اند و مثالهایی برای درک ساده این مباحث را ساخته اند تا به مدد آنها در انتهای فصل خواننده به آسانی به درکی از مسائل فلسفی مورد اشاره دست یابد. از این رو کتاب سرشار است از حکایت ها، ماجراها و گفته های تاریخی که نویسنده برای جا انداختن ایده های فلسفی خود مورد استفاده قرار داده که حتی خواندن آنها بدون توجه به کارکردی که نویسنده از آن مد نظر داشته نیز جذاب است. سرانجام سخن اینکه نویسنده این کتاب خواندن اثری فلسفی و نه روایت تاریخ فلسفه را به تجربه ای مفرح و جذاب بدل ساخته است که صرف نظر از دشواری آن، تاکنون نمونه مشابهی بدین شکل نداشته است.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در کتاب گرانقدر اصول کافی حدیثی در باب ارزش دعا از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که ایشان می‌فرماید: «دعا سلاح مومن، ستون دین و نور آسمان‌ها و زمین است». یا در روایت مشهور دیگری گفته شده است که «دعا مغز عبادت است». اگر اصل دین عبادت باشد، و اصل عبادت نیز دعا باشد، کاملا روشن است که دعا چه جایگاه مهمی در دین و دین‌داری دارد. به همین جهت شایسته است که انسان دیندار تا آن‌جا که در توان اوست در امر دعا بکوشد. تعالیم دینی نیز سرشار از دعاهایی است که برای یک دیندار واقعی غنیمت بزرگی به‌شمار می‌آید. به همین دلیل است که می‌بینیم در متون دینی از معصومین (علیهم السلام) هزاران دعای گوناگون مربوط به شرایط مختلف و موضوعات متنوع نقل شده است. این دعاها به‌قدری فراوان است که پرداختن به همه آن‌ها شاید غیرممکن باشد. همین امر، سبب‌ شده است که در طول تاریخ عالمان بزرگ دینی دست به گلچین و گزینش دعاها بزنند. و به این صورت مجموعه‌های متنوعی از دعاها شکل گرفته است.

هر کتاب دعایی بر حسب ذوق و سلیقه مدون کننده آن، قالب و چارچوب خاصی دارد. برخی کتاب‌های دعا بر اساس محتوای دعا، بعضی بر اساس مناسبت‌های زمانی یا مکانی ادعیه، برخی دیگر بر مبنای شخص معصومی که دعا از ایشان نقل شده، مرتب و دسته‌بندی شده‌اند. در مواردی هم ملاک‌های دیگری لحاظ شده است. «حضور خلوت انس» مجموعه‌ای است که بر اساس ذوق و پسند شخصی مدون کننده آن شکل گرفته است. ایشان دعاهایی را که بیشتر پسندیده‌اند و از تجربه آن‌ها بیشتر لذت برده‌اند جمع‌آوری کرده تا خواننده را در لذتی که از آن بهره‌مند شده‌اند، شریک سازند.

این ... دیدن ادامه » مجموعه از چهار فصل تشکیل شده است. در فصل اول، با عنوان «نماز»، دعاهای مربوط به نماز را در خود جای داده است. در این فصل تعقیبات مشترک نمازها، تعقیبات مربوط به هر نماز خاص، دعاهای نماز شب، دعاهای که در سجده گفته می‌شود و نیز دعاهایی که در قنوت نمازها خوانده می‌شود، آمده است.

عنوان فصل دوم «ایام هفته» است. در این بخش علاوه بر دعاهای مربوط به هر روز هفته، زیارت مختص به هر روز نیز گنجانده شده است. هر کدام از روزهای هفته مختص به یک یا چند معصوم (علیهم السلام) است. هر روز با توجه به معصومینی که به آن اختصاص یافته است، زیارت‌نامه خاص خود را دارد.
فصل سوم «ادعیه» است. دعاهای ذکرشده در این فصل بلند و طولانی بوده و از جهت محتوایی، مضامین عالی و مطالب جامعی را در خود جای داده‌اند. برخی از دعاها مشهور بوده اما بعضی نیز نام‌آشنا نیستند؛ برای مثال می‌توان این دعاها را نام برد: دعای حریق، دعای صحیفه، دعای علوی مصری، دعای استغفار و توسل دوازده امام خواجه نصیرالدین طوسی.

فصل آخر، «مناجات و زیارت»، از بقیه فصل‌ها کوتاه‌تر است. در این فصل چهار مناجات و دو زیارت به چشم می‌خورد. مناجات‌ها عبارتند از: مناجات امیرالمؤمنین، مناجات شعبانیه، مناجات تائبین و مناجات خائفین. دو زیارت نیز عبارتند از: زیارت آل‌یاسین معروف و زیارت آل‌یاسین غیرمعروف.

نکته آخر در باب این اثر به شاخصه های قابل توجه کتاب پردازی آن بازمی‌گردد و اشاره به ویژگی هایی به ظاهر ساده اما در حقیقت مهم از دید مخاطبان خاص این قسم آثار دارد که هر کتابی به راحتی نمی تواند مقبول آنها جهت استفاده مداوم قرار گیرد. اما در کتاب حاضر حروف‌چینی خوب به همراه اعراب‌گذاری متون عربی دعاها، خواندن آن‌ها را ساده‌تر می‌کند. قطع کتاب و کیفیت چاپ هم به‌گونه‌ای است که می‌توان آن را در جاهای مختلف با خود به همراه داشت و از آن بهره‌مند شد.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای معرفی کتاب «دنیا مسطح است» از چند جهت نیاز به مقدمه ندارم: اول اینکه عنوان اصلی کتاب دنیا مسطح است و فرعی جهانی شدن در قرن بیست و یک، خود پیداست که موضوع اثر پیرامون چیست و دوم آنکه حجم اطلاعات و مباحث و کارکردهای کتاب کمی گسترده است و به بحث گذاشتن آن در این مجال اندک، دشوار می‌نماید. و سوم به این ترتیب است که قطعا غالب مخاطبان فرهیخته الف کتاب با مفهوم و حوزه جهانی شدن آشنا هستند، پس بی درنگ به سراغ معرفی کتاب می‌رویم.

خلاصه کتاب همان عنوان آن یعنی دنیا مسطح است به این معنی است که دنیا برخلاف کشف کریستف کلمب پیش می‌رود و خود را از کروی شکل بودن به سمت و شکل مسطح تغییر می دهد. دنیای امروز با پدید آمدن سه نسل از فناوری ارتباطاتی و به تعبیر فریدمن، انقلاب جهانی به شکل مسطح و هموار شدن پیش می‌رود و میلیون‌ها انسان به طور همزمان با یکدیگر ارتباط صوتی و متنی و تصویری دارند. دوران اول از 1492 میلادی، که کریسفت کلمب سفر اکتشافی دریایی خود را آغاز کرد و دنیای قدیم و جدید را رودرروی هم قرار داد و تا 1800 میلادی طول کشید. دوم، تقریبا از 1800 تا 2000 میلادی طول کشید و با رکود بزرگ و جنگ جهانی اول و دوم، دچار وقفه شد.

این ... دیدن ادامه » دوران دنیا را از مقیاس متوسط به مقیاس کوچک رساند. عامل اصلی تغییر و نیرو محرکه یکپارچگی جهانی از کاهش هزینه حمل و نقل در اثر کاربرد موتور بخار و راه آهن و در نیمه دوم این دوران از کاهش هزینه ارتباطات راه دور، در اثر گسترش تلگراف، تلفن، کامپیوتر شخصی، ماهواره، کابل های فیبر نوری و نگارش اولیه وب جهانی نیرو می‌گرفت. دوره سوم اما جهان را از مقیاس کوچک به ریز تقلیل داد و هم زمان زمین بازی را هموار کرده است. نیرو محرکه دنیای سوم را فریدمن «پلتفرم» دنیای مسطح می‌نامد.

در این عصر، عصر سیاست بالا به پایین که در آن فعالیت های انتخاباتی، نهادها و مطبوعات، محیط های بسته‌ای بودند و با سرمایه‌ای که به سختی فراهم می‌شد، قدرت می‌گرفتند پایان یافته است. چیزی وحشی‌تر، درگیر کننده‌تر و جذاب‌تر و درامتداد نظم قدیم برای مشارکت کنندگان منفرد در حال شکوفایی است. هرجا که می‌روید سلسله مراتب‌ها از پایین به چالش کشیده شده و درحال تبدیل شدن به سلسله مراتب‌هایی افقی و جمعی‌تر هستند، از این جهت دنیا دیگر کروی نیست و مسطح شده است.

در این دنیای هم سطح اما قدرت و جایگاه چه کسانی به چالش کشیده می‌شود؟ چه قدرت‌هایی در بالا دست قرار دارند؟ چه گروه‌هایی از این وضع هم سطح در حال سوءاستفاده در جهت اهداف ضدبشری و انسانی خود هستند؟ این سوالات دغدغه‌های فرعی و حاشیه‌ای فریدمن در کتاب «دنیا مسطح است» است.

او در بخش دوم کتاب، از ده نیرویی یاد می‌کند و به صورت بسیط پیرامون آنها شرح تاریخی و تطوری ارائه می‌دهد که باعث مسطح و وصل شدن نقاط مختلف دنیا و انسان‌های آن شدند. آغاز این روند از فروپاشی دیوار برلین بود که ابتدای جهانی اندیشیدن بشر آغاز شد. فریدمن می‌گوید تنها آمریکا و اروپا نبودند که از فروپاشی دیوار برلین خوشحال بودند، بلکه کس دیگری نیز به نام بن لادن وجود داشت که از این بابت ابراز شادی می‌کرد و از نظر او عامل سقوط شوروی رزمندگان جهادی افغانستان از جمله خود او بودند.

تاماس بر شرح چگونگی و تاریخ شکل‌گیری گسترش ارتباطات و راه اندازی اینترنت و وب سایت می‌پردازد و این مسیر برتری سیستم سرمایه‌داری که موجب ایجاد این انقلاب ارتباطی شده است را تا تفوق نظام تجاری و اقتصادی سرمایه‌داری در جهان پیشرفته روایت می‌کند. این بخش از کتاب که حدود نیمی از حجم آن را به خود اختصاص می‌دهد مناسب برای دانشجویان اقتصاد، مدیریت بازرگانی، نرم افزار و سخت افزار کامپیوتر است. دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته های آی‌تی می‌توانند با مطالعه این کتاب دهها طرح و پروژه کاریابی و کارآفرینی کشف کرده و درحال و آینده کشور در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات سهیم شده و یا حتی برای آن برنامه‌ریزی کنند.

فریدمن با گزارش خود از سفر او و تیم مستندسازی‌اش به هندوستان و مشاهدات شان از بازار و پیشرفت متحیر کننده هند در عرصه فناوری اطلاعات که پیش بینی می‌شود طی یکی دو دهه آینده از ایالات متحده آمریکا نیز پیشی گیرد، مدل و ایده‌های بسیار و جدیدی از انواع فعالیت های مجازی ارائه می‌کند.

او معتقد است که در جهانی شدن اول، کشورها باید جهانی فکر می‌کردند تا پیشرفت کنند، در جهانی شدن دوم شرکت‌ها باید جهانی فکر می‌کردند تا پیشرفت کنند، در جهانی شدن سوم این افراد هستند که باید جهانی فکر کنند تا پیشرفت کنند، یا لااقل ادامه حیات دهند. این امر نیازمند نه تنها سطح جدیدی از مهارت فنی، بلکه انعطاف ذهنی معین، خودانگیختگی و تحرک روانی است. تاماس دیگر ضلع جهان مسطح و کشورهایی که می‌خواهند موفق باشند نظام آموزشی و تربیتی می‌داند. او استدلال می‌کند:
ضریب هوشی< ضریب کنجکاوی+ضریب شور

همیشه داشتن شور و کنجکاوی مزیت بزرگی بوده است. اما وقتی دنیا مسطح می‌شود شور و کنجکاوی برای یک شغل، برای موفقیت، برای یک حیطه موضوعی، یا حتی یک سرگرمی، خیلی مهم‌تر است. او به عنوان یک آمریکایی نگران کشور خود است و جستجو می‌کند که چطور منابع بیشتری نصیب کشورش شود؟ او وظیفه هر سیاستمدار آمریکایی در سطح محلی، ایالتی و ملی را تا حدود زیادی معطوف به آموزش مردم و توضیح درباره دنیای مسطح می‌داند. اما از این بابت که سیاستمداران آمریکایی از این جهان و الزامات آن بی اطلاع هستند، ابراز تاسف می‌کند و هشدار می‌دهد.

«دنیا مسطح است» در فصل‌های آخر خود از مناطق و کشورهای توسعه نیافته و غیرمسطح می‌گوید که گرفتار بیماری و فقر هستند که حاصل این وضع شکل‌گیری گروه هایی چون القاعده و بن لادن است که هم شوروی و هم آمریکا را شیطان می‌دانند و آنها را بی بندوبار می‌بینند. گروه‌هایی چنین از قضا از فضای مجازی و فناوری ارتباطات استفاده می‌کنند و پیام خود را به دنیا عرضه و منتظر مصاحبه بی بی سی نمی‌مانند. آنها در پی آن هستند که نظم و ثبات دنیای کنونی را برهم بزنند، همچون تلاش حادثه 11سپتامبر.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هِرهوریی اِسکورودا، فیلسوف برجسته اوکراینی قرن 18 میلادی در کتابش نوشته است: «آیا کسی که سیاه را نمی‌شناسد، می‌تواند از سفید سخن براند؟»

فرهنگ‌های جهان ما، متفاوت و به‌اندازه‌ی تنوع احساسات و افکار انسان، گوناگون هستند؛ به‌گونه‌ای که رنگ‌ها و اشکال متضاد و سایه‌روشن‌های کم و زیاد، نقشه‌ای چشم‌نواز را تشکیل می‌دهند؛ همان‌طور فرهنگ‌های مختلف، تصویر زیبای کلی را از وجود انسان می‌سازند.
... دیدن ادامه »
«کاترینا کریکونیوک» با چنین نگاهی، به ترجمه و انتشار آثاری از ادبیات و فرهنگ اوکراینی – که برخلاف تصور کلی و عمومی ما، با ادبیات و فرهنگ روسی بسیار تفاوت دارد – به زبان فارسی و در ایران همت گماشته است. او دانش‌آموخته‌ی شرق‌‌شناسی با گرایش ایران است و با توجه به تشکیل خانواده‌ی ایرانی – اوکراینی، بیشتر اوقات خود را در ایران اقامت دارد. از این‌رو می‌توان گفت، یکی از بهترین گزینه‌های ممکن برای ترجمه‌ی درست از فرهنگ مبداء اوکراینی به دنیای مقصد فارسی است؛ زیرا زبان اصلی کتاب‌ها، زبان مادری اوست و زبان مقصدشان زبانی است که علاوه بر آن‌که با آن زندگی می‌کند، نگاه‌بانانی هم‌چون استادان دانشگاه و افراد خانواده‌ و اطرافیانش دارد که در حکم ویراستاران غیر رسمی برای او می‌توانند نقش ایفا کنند.

با این اوصاف، کاترین یا کاترینا کریکونیوک با آرزوی شناخت بهتر فرهنگ و ادبیات اوکراینی، باور دارد که با شناخت فرهنگ‌های دیگر، ما در راه درک فرهنگ خود قدم برمی‌داریم. از این رو، رمانی 420 صفحه‌ای را با عنوان «نگاه پرتگاه» از یکی از نویسندگان مطرح در اوکراین، به‌نام «والری شفچوک» ترجمه کرده که نشر نگاه آن ‌را به بازار نشر کتاب ایران عرضه کرده است.

کریکونیوک همان‌طور که در پیش‌گفتار کتاب شرح داده، پس از ترجمه‌ی کار به زبان فارسی، برای کسب اجازه، نزد نویسنده‌ی آن در کی‌یف رفته است. گویا آقای شفچوک خیلی استقبال کرده و در غافلگیری‌اش اظهار کرده که به خواب هم نمی‌دیده رمانش به زبان فارسی ترجمه شود. در جریان این دیدار هم نه‌تنها حق رایتی مطالبه نکرده، بلکه 10 نسخه از کتاب‌هایش را به‌عنوان تشکر و به‌نوعی در مقام حق‌التالیف، به مترجم فارسی کار اهدا کرده است.

گویا شفچوک ازجمله نویسنده‌هایی است که در محاصره‌ی انبوه کتاب‌ها زندگی می‌کند، مدام و پیوسته کتاب می‌خواند و هر روزش اگر با نوشتن همراه نباشد، به پایان نمی‌رسد. از این رو، علاوه بر این‌که به‌طور حرفه‌ای، تمام‌وقت و پُرکار، به امر نوشتن و کتاب چاپ کردن نوشته‌هایش مشغول است، می‌توان نتیجه گرفت یا حدس زد که در کارهایش، از نوشته‌های کهن، روایت‌های تاریخی و متون دینی، در داستان‌نویسی الهام گرفته و از آن‌ها به شکل هدفمندی استفاده می‌کند. خود کتاب «نگاه پرتگاه» گواه محکمی است برای این وصف.

البته عنوان «نگاه پرتگاه» که آهنگ قافیه‌‌گرایش حاصل خلاقیت مترجم اثر است، در اصل، از همان ریشه‌های مورد اشاره‌‌مان آمده است. گویا در فولکلور اوکراینی داستانی با عنوان «باتلاق هولناک» وجود دارد که شفچوک در نوشتن این اثر به آن نگاه داشته و مایه‌ی الهام را از آن استخراج کرده است. خودش به‌صراحت گفته که نظر مطرح‌شده در انجیل هم درباره‌ی پیامبران راستین و دروغین، الگوی دومش بوده و همچنین الگوی سومش، همان فیلسوفی بوده است که در ابتدای این نوشتار به او اشاره شد. گویا او رساله‌ای دارد با عنوان «مکالمه پنج همسفر راجع به خوشبختی حقیقی در زندگی». از همین عنوان احتمالا حدس زده‌اید که حال و هوای داستان در چه حوزه‌ای سیر می‌کند.

نویسنده‌ی اثر در مقدمه‌ی ویژه‌ی خواننده‌ی ایرانی، در اعترافی قابل تحسین و عبرت‌آموز گفته که منتقدان اوکراینی او را به تقلید از رمان «نام گل رُز» اومبرتو اکوی ایتالیایی متهم کرده‌اند. او با رد این اتهام و تاکید بر این‌که مشابهت کارش با کار اکو تنها در ژانر کارآگاهی و فضای قرون وسطایی است، اتفاقا اعلام کرده که هنگام نوشتن اثر در سال 1955 چند جلد از اثر دمترو توپتالو را از زبان اسلاوی کلیسایی به اوکراینی ترجمه می کرده و از آن تاثیر گرفته است.

انکار آقای شفچوک را باید پذیرفت؛ چراکه در باور خیلی از ما نیز داستان‌های فولکلوری وجود دارند که تقریبا همین مایه‌های مشابه هزار و یک شبی و آلیس در سرزمین عجایبی را دارند. این درونمایه‌ها و شکل‌ها در فرهنگ‌های جهانی آن‌قدر با هم مشابهند که حتا در حوزه‌ی سینما هم نمود یافته‌اند. برای نمونه، محتوای فیلم هالیوودی کارگردان کره‌ای، یعنی «برف‌‌شکن» نیز چنان به محتوای رمان «نگاه پرتگاه» نزدیک است که با این منطق، به آن‌هم باید اتهام برداشت از اثر والری شفچوک یا اومبرتو اکو را بزنیم.

داستان رمان «نگاه پرتگاه» برای بسیاری که در کودکی پای قصه‌های مادربزرگ‌ها نشسته‌اند، آشنا به نظر می‌رسد؛ داستان سفر نمادین، با رویکردهای کمال‌گرایانه‌ی مبتنی بر جست‌وجوی معنویات به‌سوی جزیره‌ای که ظاهرا مدینه‌ی فاضله است، اما مدینه‌ای که درنهایت مشخص می‌شود نه‌تنها فاضله نیست، بلکه رهبران و بزرگان آن‌هم برخلاف آن‌چه که بیان و رفتار آنان می‌نماید، فاضل و صادق نیستند.

در این مسیر هم فضایی که ترسیم شده و شخصیت‌هایی که پرداخته شده، هم برای مردم شرق می‌تواند مابه‌ازا داشته باشد (بودیسم و هندوئیسم) و هم برای مردم غرب (مسیحیت). پرسش‌ها، در فضایی استعاری، سرگردانی‌های مشترک بشری را شامل می‌شوند، دردهای مشترک بشری را دربر می‌گیرند و درنهایت هم به پوچی‌های مشترک بشری می‌رسند.
این‌ها هم برنمی‌آید، مگر از یک نویسنده‌ی با مطالعه که کتاب‌های زیادی در زمینه‌های تاریخ، دین، فرهنگ ملل و مانند این خوانده باشد. طبعا باید هم میان‌سالی را رد کرده باشد تا به این سطح از مطالعه و درجه‌ای از پختگی رسیده باشد. او متولد سال 1939 است و هنگام نگارش و انتشار این رُمان در سال 6-1995 حدود 60 سال سن داشته است. او همچنین هنگام نگارش رمان «نگاه پرتگاه» 35 سال سابقه‌ی انتشار اثر داستانی داشته است.

شفچوک در اواخر دهه 60 میلادی به مباحث تاریخی روی آورده و شروع به حرکت به دور از واقع‌گرایی و به سمت رئالیسم جادویی کرده است. با این حال، او به سنت‌های اوکراینی در این‌گونه از آثارش توجه دارد.

او البته پس از دستگیری‌های گسترده‌ی روشنفکران اوکراینی در دهه‌ی 70 مدتی سکوت پیشه کرد و در دهه‌ی 80 به سکوت خود رفته‌رفته پایان داد. این نویسنده‌ی اوکراینی که تاکنون چند جایزه‌ی مهم را هم از آن خود کرده، در آثار خویش هرچند به شخصیت‌های مثبت و منفی برمبنای نگاه ایدئولوژیک خود پرداخته، درنهایت به یک ساختار اخلاقی برای عظمت انسان توجه دارد.

او به نویسنده‌ای پرکار و محقق شهرت یافته است که در خلق فضاها و شخصیت‌های داستان‌های خود، به مطالعه‌های وسیعش بسیار توجه و تکیه دارد.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگرچه بسیاری از منتقدان سینمایی با تماشای دو فیلم نخست کارنامه اصغر فرهادی حدس می زدند، با یکی از خوش آتیه ترین فیلمسازان ایرانی طرف هستند، اما باید اعتراف کرد حتی خوشبین ترین آنها نیز آتیه‌ای تا این اندازه خوش و رویایی را برای او پیش بینی نمی کردند. حتی وقتی با درباره الی ... نشان داد که به نقطه اوج سینمای ایران رسیده بازهم کمتر کسی می توانست این تصور را به ذهن راه بدهد که بعد از آن مرحله به مرحله نوبت فتح قله های جهانی سینما فرا خواهد رسید. با جایزه اسکار برای جدایی نادر از سیمین و حالا نیز نخل طلای کن برای فروشنده؛ خب او تنها ایرانی است که به بالاترین افتخارت جهانی سینمای ایران دست یافته است.

اگر سینمای عباس کیارستمی را صاحب سینمایی با نگاه جهانی فرض کنیم، سینمای فرهادی علاوه بر این ویژگی، از حضور فیلمسازی بین المللی حکایت دارد که نگاه جهانی اش، با جایگاه حرفه ای نیز عجین بوده است. خاستگاه عباس کیارستمی سینمایی متفاوت و هنری بود، نوعی تازه از فیلمسازی که به دلیل تازگی، نگاه شاعرانه و انسانی اش در غرب تحسین می شد(یعنی چیزی که در سینمای غرب بدین شکل یافت نمی شد). اما سینمای فرهادی سینمایی است داستانگو، این متاعی است که در غرب فراوان است و برای درخشیدن در این نوع سینما فیلمساز باید روی دست آنها بلند شود و این کاری است که فرهادی کرده است، کاری که تا بحال هیچ سینما گر ایرانی دیگری از عهده آن برنیامده است (به این حقیقت دقت کنید که سینماگرانی که فیلمهایی داستانگو می سازند هیچگاه در غرب جایزه مهمی کسب نکرده اند).

اما ... دیدن ادامه » سینمای فرهادی چطور جزء مهمی از زندگی ما شد؟ خاستگاه تاریخی و اجتماعی و سیاسی آن کجاست؟ چگونه نخستین بارقه هایش توجه ها را جلب کرد و کجا اوج گرفت و... بوطیقای گسست اثر مازیار اسلامی، کتابی است که به این پدیده بی بدیل سینمای ایران از چنین منظری می پردازد. البته با رویکردی کاملا تحلیلی که بررسی تاریخی (روند فیمسازی فرهادی) نیز خواه ناخواه در آن جای می گیرد، البته متناظر با مولفه های سیاسی و اجتماعی این دوران چرا که سینمای فرهادی علیرقم اینکه به طور کامل وابسته به زمان نیست و از این منظر با گذر زمان ارزشهایش رنگ نمی بازد، اما در عین حال با نبض زمان نیز پیش آمده است.

مازیار اسلامی در حوزه متون تئوریک سینما نامی آشناست، کتابهای ازشمند بسیاری با ترجمه های بسیار خوبی از مازیار اسلامی در حوزه سینما منتشر شده است. با استناد به همین ترجمه ها می توان بر این نکته تاکید کرد که نگاه اسلامی به سینما یک نگاه کاملا جدی، متکی بر مباحث تئوریک سینما و از منظری آمیخته به فلسفه سینماست. همین مسئله حاصل کار او را از دیگر نوشته های سینمایی ممتاز می کند و در سطحی فراتر از نقد های معمول سینمایی قرار می دهد.

البته باید اشاره کرد که توجه به سینمای فرهادی در این سالها زیاد بوده و بی شک با توجه به موفقیت روز افزون این فیلمساز بیشتر هم خواهد شد. بنابراین جای تعجب نیست اگر شاهد انتشار کتابهایی گوناگون درباره سینمای فرهادی باشیم. اما خوشبختانه کتاب حاضر را می توان یکی از اولین و جدی ترین بررسی های سینمای فرهادی در قالب کتاب در نظر گرفت. اهمیت بررسی مازیار اسلامی از آن روست که هم به جنبه های زیبایی شناسانه فرم و زبان سینمایی فیلم توجه دارد هم اینکه عناصر تماتیک و روایی فیلم را مورد ارزیابی قرار می دهد.

اگرچه اصغر فرهادی نخستین فیلمهایش را در اوایل دهه هشتاد ساخت، اما در سالهای پایانی دهه هفتاد وقتی سریال داستان یک شهر به نویسندگی و کارگردانی او روی آنتن شبکه تهران رفت، کم نبودند کسانی که مجذوب نگاه متفاوت و خلاقیت این فیلمساز جوان شدند؛ آن هم در رسانه ای که تولیداتش به شکل بارزی دچار تکرار، رخوت و البته بسته بودن نگاه بودند.

جذابیت رویکرد مازیار اسلامی در این کتاب، به واسطه ارائه تحلیلی از سینمای اصغر فرهادی است که با توجه به بستر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که در آن متولد شده صورت گرفته است. مازیار اسلامی اگرچه ظهور و بروز سینمای فرهادی را در بستری تاریخی مورد توجه قرار داده اما تحلیلی که از سینمای فرهادی ارائه می کند صرفا تحلیل تاریخی نیست. نخستین فیلم فرهادی رقص در غبار در سال 1381 به نمایش عمومی در آمد، این زمانی بود که نخستین دوره دولت اصلاحات به سر آمده و دوره دوم آن درحال سپری شدن بود. مازیار اسلامی سینمای فرهادی را حاصل این گسست تاریخی می‌داند که متاثر از روی کار آمدن دولت اصلاحات و سیاست های فرهنگی و هنری آن در تاریخ سینمای ایران بود. دوره گذر از دو گانه‌ی سینما و سینماگر پیش از انقلاب و پس از انقلاب دوره ای که پیامدش ظهور نسلی تازه از فیلمسازان برای گذر از این دوگانگی تاریخی بود که با انقلاب 1357 آغاز شده بود.

علاوه بر مقدمه ای که اسلامی برای ورود مخاطب به بحث نوشته است و تا اندازه ای نوع رویکرد او را در این اثر تبیین می کند، کتاب حاضر از شش فصل تشکیل شده است: «رقص در غبار: عشق یعنی رقصیدن روی خرده شیشه»، «شهر زیبا: رئالیسم نارس؛ تقابل فیلیا و اروس»، «چهارشنبه سوری: بیماری اتوس»، «درباره الی...: تئاتر قضاوت»، «جدایی نادر از سیمین: خانواده مقدس» و «گذشته: منتظر پارالاکس» عناوین بخش های مختلف این کتاب هستند.

اسلامی معتقد است که مفهوم گسست، عنصری کلیدی در سینمای اصغر فرهادی است، این سینما بحران گسستی که به لحاظ سیاسی و اجتماعی در جامعه ایران ظهور و بروز داشته، در خود درونی کرده است. و هم به عنوان مضمون و هم به عنوان یک فرم و یا قالب روایی دگرگونی و تحول پیدا کرده است البته فرم و محتوا در سینمای فرهادی در یکدیگر تنیده شده و دارای هم آهنگی مثال زدنی هستند. به این ترتیب مازیار اسلامی با رعایت ترتیب زمان ساخت فیلمهای فرهادی روی آنها متمرکز شده و تحلیل کرده‌ که چگونه مفهوم «گسست» هم از منظر تماتیک و هم از جهت فرم و ساختار در سینمای اصغر فرهادی با تغییر و تحول همراه بوده است.

این کتاب که به همت نشر چشمه در مجموعه مطالعات سینمایی این ناشر به چاپ رسیده است، تقریبا همزمان با اکران فیلم فروشنده پشت ویترین کتابفروشی ها قرار گرفت. بنابراین اگرچه دربرگیرنده آثار سینمایی اصغر فرهادی از آغاز تا فیلم «گذشته» است و درواقع «فروشنده» که در این ماه ها توفیق بسیاری را نصیب فرهادی کرده در زمان نگارش این اثر هنوز به نمایش عمومی درنیامده بود. اما با این حال جمع بندی که اسلامی در این کتاب از سینمای فرهادی و جایگاه آن ارائه کرده بی گمان فرصت مغتنمی در اختیار مخاطب قرار می دهد تا به درک درستی از این سینما که «فروشنده» نیز حامل شاخصه های آن است، رهنمون شود.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درآمد
ثبت و ضبط رویدادها و حوادث تاریخی براساس شنیده‌ها و دیدگاه‌های افراد یکی از انواع فعالیت‌های پژوهشی نسبتاً نوپاست، که تاریخ شفاهی نامیده می‌شود. مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر نیز به سبب اهمیت جایگاه اجتماعی و سیاسی خاندان صدر و به‌ویژه امام موسی صدر، این پروژه را در دستور کار خود قرار داد و تلاش کرد که با کسانی که از ایشان خاطره‌ای دارند، دیدار و خاطرات و مشاهدات آنان را ثبت و ضبط کند.

حاصل ... دیدن ادامه » این تجربه و فعالیت گردآوری مجموعه‌ای معتنابه از اطلاعات و انتشار چهار کتاب در مجموعه‌ای با عنوان «تاریخ شفاهی» است. در این نوشتار قصد داریم به معرفی کتاب یاران موافق بپردازیم که حاوی خاطرات آیت‌الله سید مرتضی مستجابی است. مصاحبه‌گر و تدوین‌گر این کتاب حمید قزوینی است.

زندگی آیت‌اللّه مستجاب‌الدعواتی
سید مرتضی مستجاب الدعواتی در بیدآباد یکی از قدیمی‌ترین محله‌های اصفهان به‌دنیا آمده و به علت اوضاع سخت آن زمان، دوران کودکی را در فشار مادی گذرانده است. سید مرتضی در دامان پدر با اصالت و با فرهنگ رشد کرد؛ فرهنگ زورخانه، ورزش پهلوانی، ایثار، جوانمردی، پاکی، دوستی، صداقت و خدمت به خلق. پدر اهل ورزش و زورخانه بود و این امر باعث ایجاد اشتیاق در سید مرتضی شد و بعد از گذشت چند سال ایشان نیز به پهلوانی شهره شد.
از سال سوم متوسطه به قم، منزل آیت‌الله سیدصدرالدین صدر، رفت و برای اولین بار سید موسی صدر را ملاقات کرد. با اینکه روحیه سید مرتضی با فرهنگ زورخانه‌ای همخوانی داشت، با دیدن آیت‌الله سید صدرالدین صدر به سلک روحانیت علاقه‌مند شد.

عمدۀ تحصیلات حوزوی خود را در تهران در مدرسۀ مروی گذراند. در نجف دروس خارج را تحصیل کرد و از آیت‌الله سید ابواالحسن اصفهانی اجازه اجتهاد گرفته است. سپس به تهران بازگشت و مدیریت یکی از مدارس علمیه را برای مدتی عهده‌دار شد.
روحیۀ ورزشکاری آیت‌الله مستجابی او را به سمت مبارزات سیاسی هدایت کرد. شاید بتوان گفت که دوران رضاخان و کشف حجاب و بدرفتاری پاسبان‌ها با زنان محجبه هم تأثیر مستقیمی بر مبارزات ایشان داشته است. سید مرتضی در نجف با سید مجتبی نواب‌ صفوی آشنا شد و با هم به ایران آمدند. آنان گروه فداییان اسلام را در قم پایه گذاشتند.

مصاحبه‌
با همکاری صمیمانۀ آیت‌الله مستجابی جلسات مصاحبه و گردآوری خاطرات ایشان با امام موسی صدر از فروردین ماه 1391 آغاز شد. تعداد جلسات مصاحبه دوازده جلسه و به مدت 38 ساعت به طول انجامید. گفت‌وشنودها در فضایی صمیمانه برگزار شده و از همین ‌رو، تدوین‌گر شیوۀ گفتاری در تدوین این اثر انتخاب کرده است.

گفتنی است که به علت کهولت سن بسیاری از خاطرات آیت‌الله مستجابی از حافظۀ ایشان پاک شده است و از این ‌رو، این کتاب تمامی خاطرات ایشان نیست و آن‌گونه که تدوین‌گر کتاب در مقدمه ذکر کرده است، اساساً، از ابتدا هم،‌ چنین قصدی در میان نبوده است.

یاران موافق
کتاب یاران موافق با خاطرات آیت‌الله مستجابی از تولد و دوران کودکی و خانواده و هجرت آغاز می‌شود. سید مرتضی مستجابی خاطراتش با آقا موسی را از دوران تحصیل در قم و نجف آغاز می‌کند. به خاطر دارد که آقا موسی از شاگردان باهوش و ذکاوت حوزۀ قم و نجف بوده و معتقد است سید موسی صدر پیش از سفر به نجف به درجۀ اجتهاد نائل شده است. سید مرتضی مستجابی از سفرهای موسی صدر به اصفهان می‌گوید. سفرهایی که گاهی دو تا سه ماه طول می‌کشیده است. افراد و شخصیت‌های مختلفی برای دیدار با سید موسی صدر در منزل ایشان جمع می‌شدند. در این سفرها سید موسی صدر یک روز برای تجار، یک روز برای مسئولین شهر و یک روز برای علما و... سخنرانی می‌کند. اصفهانی‌ها دوست داشتند آقا موسی در اصفهان بماند. سید مرتضی معتقد است که قم و نجف برای آقا موسی محدود بود و آقا موسی باید در جهانی بزرگ‌تر می‌بود.

اولین‌باری که آیت‌الله مستجابی برای دیدار سید موسی به لبنان رفت، ایشان در صور بود. اوضاع لبنان سخت بود، ولی آقا موسی اهل گله و شکایت نبود. با اینکه دشمن زیاد داشت، ولی هیچ وقت تند حرف نمی‌زد. همچنین در چند سفر آلمان با هم بودند؛ البته بدون هماهنگی. امام صدر به دعوت رسمی به آلمان سفر کرده بود و چند دیدار و سخنرانی کرد و در تلویزیون و روزنامه منعکس شد. نکتۀ دیگری که آیت‌الله مستجابی از امام موسی صدر می‌گوید، ذوق هنری امام صدر در زمینه‌های مختلف است. امام صدر اهل ادبیات و شعر و موسیقی بود و دیگران را برای فراگیری تشویق می‌کرد. سید مرتضی می‌گوید: آقا موسی یک جنبه نداشت و در تمام زمینه ها اطلاعات و فعالیت داشت.

از متن کتاب
بندۀ همت آن باش که «آنی» دارد. ما هم از آن روز که اولین بار موسی رو دیدیم «آن» بود. گرفت ما رو، ما هم اون رو گرفتیم. تا الان و تا بعد حیات ... با همۀ تلخی‌های روزگار و گذشت زمان و فراق آقا موسی، ذره‌ای از وفا و صفا و نورانیتی که ما در او دیدیم، به هیچ وجه در رحمون ساقط نمی‌شه. آقا موسی از نظر من همیشه هست. همیشه با هم هستیم ... تا آخرین نفس ما با هم حرف می‌زنیم... مثل موسی رو دیگه ما نداشتیم. متأسفانه موسی‌ها کم بودند، خیلی کم ...

ویژگی های کتاب
بخش مصاحبه شامل؛ تولد، خانواده و اولین هجرت، خاندان صدر، ورود به سلک روحانیت، مبارزات سیاسی، امام موسی صدر و سجادۀ شعر است.
بخش زندگی‌نامه‌ها؛ به مختصری از زندگی افراد مرتبط به امام موسی صدر و آیت‌الله مستجابی پرداخته که در کتاب به نامشان اشاره شده است.
اسناد کتاب شامل؛ عکس‌ها، اسناد ساواک و نامه‌نگاری‌های امام موسی صدر با آیت‌الله مستجابی است.
سخنان حجت‌الإسلام‌و‌المسلمین عبدالأمیر قبلان؛ این بخش حاوی سخنان حجت‌الإسلام‌والمسلمین عبدالأمیر قبلان است که در خلال جنگ‌های داخلی لبنان و حملات اسرائیل به جنوب، همراه هیئتی و به نمایندگی از امام موسی صدر به ایران آمد و با عده‌ای از علما و خیرین ایرانی در شهرهای مختلف دیدار کرد و گزارش‌هایی را از وضعیت شیعیان و تحولات لبنان ارائه داد و کمک‌هایی را برای مردم جنگ‌زدۀ لبنان جمع آوری کرد.
لوح فشرده؛ لوح فشرده‌ای ضمیمۀ این کتاب است که حاوی مستندی نه دقیقه‌ای است. کارگردان این مستند کوتاه تلاش کرده است که حال و هوا و فضای مصاحبه و مصاحبه‌شنوندۀ کتاب را به خواننده منتقل کند.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی که حتی آشنایی مختصری با ابن‌سینا داشته باشد در توصیف این اندیمشند بزرگ از القابی همچون فیلسوف، دانشمند، پزشک، ریاضی‌دان و سایر القاب احترام‌آمیز استفاده می‌کند. همچنین با توجه به روش و اسلوب فکری او در زمینه‌های مختلف، او را یکی از بزرگترین و برجسته‌ترین «عقلگرایان» کل تاریخ بشری قلمداد می‌کنند. همچنین اهمیت دیگر این فیلسوف عقلگرا آن است که یکی از پایه‌گذاران و مؤسسان فلسفه در جهان اسلام است که فیلسوفان بعدی همه بر سر خوان فلسفی او نشسته و بهره گرفته‌اند. حال اگر بشنویم که یکی از پژوهشگران بزرگ و ممتاز فلسفه اسلامی در دوران معاصر می‌گوید: «بی‌گمان ابن‌سینا بزرگترین پایه‌گذار تفکر رازورزانه و تاریک‌اندیشانه خرافاتی در اسلام است و بزرگترین ضربتی که بر پیکر فلسفه و عقلانیت در اسلام زده شد، به دست او انجام گرفت»، یک‌باره شوکه شده و سخت دچار شگفتی می‌شویم؛ زیرا ابدا انتظار چنین سخنی را درباره ابن‌سینا نداریم. در طول تاریخ هزارساله فلسفه اسلامی، ابن‌سینا نه تنها مخالف و منتقد، بلکه حتی دشمنان بزرگی نیز داشته است، اما حتی دشمنان سرسخت او نیز در باب فیلسوف و عقلگرابودن او تردید نکرده‌اند. پس علت این‌که اندیشمند پرآوازه مغربی، پروفسور محمد عابد الجابری (1936-2010)، این‌گونه در مورد ابن‌سینا قضاوت می‌کند، چیست؟

پاسخ در یک کلمه این است: روش. روش مواجهه عابد الجابری و نحوه خوانش او از فلسفه اسلامی کاملا متفاوت با دیگران بوده و مختص به خود اوست. او با روش خاص خود در پی بازخوانی نوینی از سنت فلسفی در جهان اسلام است. همین روش جدید، او را به نتایج جدید و گاه شگفت‌انگیزی کشانده است که در بسیاری از موارد موضوع مناقشه‌های فروانی قرار گرفته است. توضیح این روش جدید را همراه با چند مثال از زبان خود عابد الجابری در فصل اول همین کتاب می‌توان مطالعه کرد. عنوان فصل بدین قرار است: «بازخوانی امروزین میراث، روش‌شناسی و چند نمونه.»

البته ... دیدن ادامه » باید این نکته را متذکر شد که عابد الجابری کتابی با عنوان «بازخوانی تاریخ فلسفه در مشرق اسلامی» ندارد. آن‌چه که ترجمه شده است، در واقع، گزینش و گلچینی است که مترجم از آثار مختلف او فراهم آورده است. مترجم در گزینش شش فصل این کتاب، خوب عمل کرده است و بخش‌های جالب و مهمی را گردآوری نموده است که علاوه بر تازگی نظریات و نتایج، خواننده را با نگاه کلی عابد الجابری به فلسفه شرق جهان اسلام آشنا می‌کند.
فصل دوم، «خاورشناسی و فلسفه اسلامی: روش و نگرش»، به نقد پژوهش‌ها و دیدگاه‌های مستشرقان و موافقان آنان در باب تاریخ فلسفه اسلامی اختصاص دارد. در این فصل محققان بزرگ و مشهوری که در زمینه تاریخ فلسفه اسلامی صاحب دیدگاه‌های خاصی هستند، به‌شدت نقد می‌شوند. این افراد عبارتند از: شیخ مصطفی عبدالرزاق، دکتر ابراهیم مدکور، امیل بریه، دی بور، دکتر س. پینس و هانری کربن. حاصل بررسی‌ها و تاملات عابد الجابری در مورد این افراد آن است که آنان علاوه بر این‌که هر کدام اشکالات خاص خود را دارند، اما همگی در این اشکال مشترک هستند که فلسفه اسلامی را به‌طور مستقل لحاظ نکرده و نگاه ابزاری به آن داشتند. همه آنان با دیدگاه اروپامحوری به این فلسفه نگریسته و آن را در ارتباط با مسائل و نیازهای خود مورد بررسی قرار داده‌اند. این امر باعث شده است که فهم آنها از این فلسفه کج و معیوب باشد و آن را به‌درستی درک نکنند. عابد الجابری ثمره این کارهای به ظاهر علمی را فقط بدفهمی فلسفه اسلامی می‌داند. موافقان و طرفداران این مستشرقان نیز با اعجاب به کار آنان نظر کرده و از پشت صحنه پژوهش‌های آنان غافل مانده‌اند.

در «پروژه بازخوانی تازه‌ای از فلسفه سیاسی-دینی فارابی»، عابد الجابری با روش خاص خود به فلسفه فارابی می‌پردازد. در ابتدا اهمیت و لزوم توجه به اندیشه‌های فلسفی فارابی را متذکر می‌شود. سپس تلاش می‌کند که مسئله اصلی و اساسی او را صورت‌بندی کند. در ادامه به بحث از مدینه فاضله و کشف معانی نهفته آن منتقل می‌شود. نسبت ما، مسلمانان امروزی، با اندیشه‌های فارابی و تاثیر آن‌ها در فرهنگ و تمدن آتی جهان اسلام دغدغه اصلی عابد الجابری است. نکته جالب توجه در این‌جا آن است که او نسبت به فارابی نگاه مثبتی دارد و گاه حتی خود را شیفته اندیشه‌های او نشان می‌دهد به حدی که او را با لقب «روسو»ی جهان اسلام در قرون وسطی می‌ستاید.

علاوه بر این‌که طولانی‌ترین و مفصل‌ترین قسمت این کتاب « ابن‌سینا و فلسفه مشرقی» است، شاید جنجالی‌ترین نوشته این فیلسوف مغربی هم باشد. او در این فصل به‌طور مبسوط به فلسفه ابن‌سینا می‌پردازد و به‌صورتی خصمانه با او تسویه حساب می‌کند. عابد الجابری بر این باور است که ابن‌سینا انحرافی از فارابی است و سبب انحراف‌های بعدی نیز هست. البته در آثار مکتوب خود ابن‌سینا مطلبی وجود ندارد که چنین نظری را توجیه کند. این پژوهشگر معاصر نیز ضمن اعتراف به این مطلب می‌افزاید که فهم حقیقی ابن‌سینا و واقعیت پنهان فلسفه‌اش بسیار دشوار است؛ زیرا این فیلسوف معنای نهایی اندیشه‌های فلسفی‌اش را پنهان می‌کند. به همین دلیل نیاز به روش خاصی وجود دارد تا ناگفته‌های ابن‌سینا کشف گردد. او این روش را «بازخوانی غیرمستقیم» می‌نامد و در ابتدای فصل آن را توضیح می‌دهد. سپس این روش را در ادامه به‌کار می‌گیرد و، به زعم خودش، فلسفه حقیقی ابن‌سینا را از لابه‌لای آثار و نوشته‌های او بیرون می‌کشد و بازسازی می‌کند. نتیجه همان می‌شود که در ابتدای این نوشتار گفته شد. البته عابد الجابری فقط منتقد و مخالف ابن‌سینا نیست. او کل فیلسوفان شرقی جهان اسلام را که تقریبا همگی ایرانی هستند، این‌گونه می‌داند؛ یعنی این نظریه را به فیلسوفانی همچون سهروردی و ملاصدرا نیز تعمیم می‌دهد. در مقابل، فیلسوفان غربی جهان اسلام، به‌ویژه ابن‌رشد، را به‌شدت می‌ستاید و تنها راه نجات فرهنگ و تمدن اسلامی را رجوع به فلسفه ابن‌رشد می‌داند.

عابد الجابری در بخش دیگری از کتاب خود، نسبتا بی‌طرفانه غزالی را مورد کاوش قرار می‌دهد. جان‌مایه این بخش آن است که ظاهرا سه کار بزرگی که غزالی انجام داده است، کاملا با یکدیگر در تناقض هستند. آن سه کار عبارتند از: دعوت به تصوف، ابطال فلسفه و دفاع از منطق. این اندیشمند جهان عرب با بررسی زوایای مختلف اندیشه و زندگی فردی و اجتماعی غزالی به این نتیجه می‌رسد که اگر آن سه مورد را در ارتباط با وقایع و شرایط آن روزگار لحاظ کنیم و بفهمیم، به‌خوبی خواهیم دید که هیچ تناقضی میان آن‌ها در کار نیست. از نظر او با چنین روشی معلوم می‌شود که آن‌چه تناقضات اندیشه غزالی به‌شمار می‌آید، در واقع عناصر سازنده تفکر اوست. همچنین او برخلاف نظر مشهور غزالی را ادامه فلسفه ابن‌سینا می‌داند!

آخرین بخش این اثر، «پیوست: جابری و پروژه نقد عقل عربی-اسلامی»، نوشته عابد الجابری نیست، بلکه نوشته‌ای در مورد اوست به قلم یکی از اندیشمندان جهان عرب به نام: کمال عبداللطیف. این بخش علی‌رغم این‌که کوتاه است، اما به‌طور مختصر و مفید کلیت پروژه فکری عابد الجابری را توضیح می‌دهد. هر چند این بخش، آخرین قسمت کتاب است، اما اگر کسی با عابدالجابری آشنا نباشد، خوب است که مطالعه کتاب را با همین قسمت آغاز کند.

متاسفانه در فضای فلسفی کشور ما، این فیلسوف مغربی چندان جدی گرفته نشده است. حتی آشنایی خوبی نیز با او وجود ندارد. در حالی که آثار و اندیشه‌های عابد الجابری، که نتیجه چهار دهه پژوهش‌های سخت و جدی و آکادمیک هستند، فارغ از نتایج‌شان شایسته تامل جدی هستند و باید متعاطیان فلسفه اسلامی با او و پژوهش‌هایش به‌خوبی آشنا شوند؛ زیرا تحقیقات او در این زمینه افق‌های جدید و امکانات نوینی را پیش پای اهل فلسفه اسلامی می‌گذارند و راهی یک‌سره نو در ارائه صورت جدیدی از فلسفه اسلامی باز می‌کنند. البته عابد الجابری منتقدان بزرگی نیز دارد که به‌شدت با روش و نظریات او مخالف‌اند. امیدواریم که پس از آشنایی کامل و مناسب با اندیشه‌های این فیلسوف، آراء و نظریات منتقدان و مخالفان او نیز، از رهگذر ترجمه یا تالیف، مورد توجه اهل فلسفه اسلامی واقع شود. اگر این اتفاق رخ دهد، خواهیم دید که چه غوغا و جنجال و آشوبی در باب فلسفه اسلامی در کنار ما به وقوع پیوسته و ما از آن کاملا بی‌خبر بوده‌ایم. و نیز خواهیم دید که فلسفه اسلامی و مسائل آن تا چه اندازه مهم و سرنوشت‌‌ساز است و چقدر سرنوشت ما به آن‌ها گره خورده است. آری! فلسفه اسلامی هنوز نیز زنده و زایاست.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به کمبود روحیه شادی در جامعه ایرانی که معمولا از آن سخن گفته می شود خواندن کتابی با عنوان «در جستجوی شادی» برای هر علاقمند به کتابی می تواند وسوسه کننده باشد. این کتابی به قلم راس هریس نوشته شده و دکتر مریم فاتحی زاده ( دانشیار دانشگاه اصفهان) و شیرین عظیمی‌فر آن را به فارسی برگردانده اند.

به اعتقاد نویسنده عقاید رایج در مورد شادی گمراه کننده و نادرست هستند و متاسفانه افراد جامعه زندگی خود را بر این عقاید ناکارآمد بنا نهاده‌اند. برای درک بهتر این ادعا راس هریس دو معنی از واژه شادی ارائه داده است. یک معنای آن به احساس خوشی، لذت و خشنودی دلالت دارد. همه انسان‌ها از تجربه احساسات خوشایند لذت می‌برند و در زندگی خود در جستجوی آن هستند. اما باید در نظر داشت این حس پایدار و ابدی نیست و در نهایت فرد آن را از دست می‌دهد. بنابراین اگر هدف اصلی زندگی جستجو و تعقیب این احساسات خوشایند و لذت بخش باشد نتیجه خوبی نخواهد داشت چراکه هر چه بیشتر تلاش کنیم، احتمال این که به اضطراب و افسردگی دچار شویم بیشتر می‌شود.

اما ... دیدن ادامه » شادی معنای متفاوت دیگری نیز دارد و آن داشتن زندگی پربار و پرمعناست. در واقع با در نظر گرفتن این معنی و مفهوم از شادی، فرد می‌پذیرد که زندگی با درد و رنج همراه است. بنابراین به جای فرار از ناملایمات و احساسات ناگوار زندگی، می‌توان چگونگی کنار آمدن با آنها را فرا گرفت و در مسیر ارزش‌های خود در زندگی قدم برداشت و یک زندگی پربار و پرمعنا برای خود ساخت.

دکتر راس هریس در این کتاب خودآموز، در سه مرحله به مخاطب آموزش می‌دهد که چگونه باید دام شادی را شناسایی کرد، چگونه می‌توان به جای اجتناب از افکار و احساسات دردناک و یا نابود کردن آنها رابطه خود با آنها را تغییر داد، و در نهایت نحوه ایجاد یک زندگی غنی و پربار و احساس سرزندگی و نشاط پایدار را آموزش می‌دهد. این سه مرحله در این کتاب در سه بخش تشریح شده‌اند.

این کتاب بر اساس درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) نگاشته شده است. درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش از درمان رفتاری آمده است و شاخه‌ای از روان‌شناسی بالینی تجربی است. این درمان یکی از رفتاردرمانی‌های مبتنی بر توجه آگاهی (mindfulness) است که اثربخشی آن برای درمان طیف گسترده‌ای از وضعیت‌های بالینی معلوم شده است.

بخش اول این کتاب به این موضوع می‌پردازد که «اجتماع به ما می‌آموزد زندگی باید سرشار از لذت، خوشی، صلح و رضایت باشد و انسان‌ها در کنار یکدیگر با خشنودی زندگی کنند. اما آیا این نگرش واقع بینانه است؟هزاران راهکار روان‌شناختی برای رهایی از احساسات منفی همانند خشم، ترس، عصبانیت، ناامنی و غیره وجود دارد ولی بدون شک متوجه خواهید شد اگر حتی این احساسات برای مدتی ناپدید شوند مجددا باز خواهند گشت.» در عین حال از سال‌های ابتدایی زندگی به ما می‌آموزند که باید احساسات خود را کنترل کنیم که این امر پیش زمینه اصلی برای دام شادی را فراهم می‌کند. اما کنترل احساسات به میزان مناسب و سودمند مشکلی ایجاد نخواهد کرد بلکه کنترل افراطی است که مضر است. راهکار کنترل احساسات ناخوشایند از آن جهت نامناسب است که موجب صرف زمان و انرژی زیاد شده، در دراز مدت ناکارآمد خواهد بود و با بازگشت مجدد افکار، انسان خود را معیوب و سست قلمداد می‌کند. در نهایت دکتر هریس برای در امان ماندن از دام شادی، اولین قدم را افزایش خودآگاهی می‌داند. وی توصیه می‌کند روزانه به هر عملی که برای فرار از افکار و احساسات منفی انجام می‌دهید دقت کرده و به عواقب راهکار کنترل افکار خود فکر کنید.

در بخش دوم کتاب روش‌های متفاوتی برای مواجه شدن با افکار و احساسات ناخوشایند آموزش داده شده است. در واقع در این فصل دکتر راس هریس با استفاده از 6 قاعده اصلی در رویکرد پذیرش و تعهد درمانی به مخاطب می‌آموزد که چگونه می‌توان به جای کشمکش داشتن با افکار و احساسات منفی، به آنها اجازه عبور داد و با افقی جدید به آنها نگریست. شش رویکرد در درمان ACT عبارتند از: گسلش؛ که روشی جدید برای بازگو کردن افکار به گونه‌ای است که تاثیر کمتری بر فرد داشته باشد، گشودگی؛ به معنای ایجاد فضا برای احساسات ناخوشایند، هیجانات و غرایز و امتناع از سرکوبی آنها، ارتباط با زمان حال؛ به معنای زندگی کردن در لحظه کنونی، خودمشاهده‌گر؛ که یک جنبه قدرتمند از آگاهی انسان است، ارزش‌ها؛ یعنی اینکه می‌خواهیم چگونه انسانی باشیم و چه چیزهایی برایمان معنا و اهمیت دارد، و در نهایت عمل متعهدانه؛ که ایجاد یک زندگی با معنا و غنی است.

این بخش از کتاب براساس اصول مذکور و با ارائه مثال‌ها و تمرین‌های متعدد و متنوع، نحوه برخورد با احساسات ناخوشایند، بدون سرکوب و اجتناب کردن از آنها را تشریح کرده است. برای مثال در فصل پنجم از بخش دوم کتاب، نویسنده مهارتی با عنوان «تکنیک صداهای احمقانه» ارائه کرده است و آنرا برای قضاوت‌های منفی و تکرار شونده برای خویشتن بسیار مفید دانسته است. در این تکنیک فرد باید چندین بار افکار منفی خود را با صدای شخصیت های کارتونی طنز، مثلا میکی موس، برای خود بازگو کند. با این کار نه تنها به مجادله، اجتناب، یا جایگزین کردن افکار و احساسات نامطلوب نپرداخته است بلکه درمی‌یابد که آنها چیزی فراتر از یک سلسله واژه نمی باشند و این استنباط موجب می‌گردد تا افکار تاثیر کمتری بر فرد داشته باشند.

در نهایت در فصل پایانی کتاب، نویسنده آموزش‌هایی را ارائه می‌دهد که بتوان به جای جستجوی افکار و احساسات شادی‌آفرین بر ایجاد یک زندگی غنی و پربار تمرکز کرد و بدین صورت به احساسات لذت بخش و پایداری همچون سرزندگی و تکامل دست یافت. برای این منظور نویسنده ابتدا به تبیین مفاهیم ارزش و هدف می‌پردازد سپس بیان می‌کند که در رویکرد ACT به داشتن یک زندگی ارزش مدار اهتمام می‌ورزیم چراکه تا هر میزان که به اهداف خود دست یابید باز هم خواسته‌ی دیگری خواهید داشت. اما ارزش ها همواره باقی خواهند ماند و همواره در دسترس خواهند بود.

ترجمه سلیس و روان مترجمان موجب درک بهتر کتاب شده است. این کتاب با هدف استفاده عموم نوشته شده است اما برای مشاوران، معلمان و روان‌درمانگران بسیار مفید است.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
میشائیل کلهاس اثر هاینریش فون کلایست نویسنده شهیر آلمانی است که قدرت تاثیرگذاری قلم او بر دو نویسنده معروف اروپا «کافکا» و «هرمان هسه» انکار ناپذیر است. چنان که فرانتس کافکا در خصوص داستان میشائیل کلهاس به معشوقه خود می‌نویسد: «دیشب نامه‌ای برایت ننوشتم. چون غرق در مطالعه میشائیل کلهاس بودم و دیروقت شد (نمی‌دانم داستان آن را می‌دانی؟ اگر نمی‌دانی دست نگه دار. خودم آن را برایت خواهم خواند) به جز بخش کوچکی که دو روز پیش خوانده بودم، باقی آن را در یک نشست خواندم آن هم برای دهمین بار. این داستانی است که من به راستی با خلوص نیت در دست می‌گیرم.»

زندگانی شخصی کلایست پیوسته در کلنجار با ناممکن و هردم دستخوش بیماریهایی روان پریشانه بوده است و شگفت انگیز است که او در 35 سالگی دست به خودکشی می‌زند آن هم به همراه زنی که مبتلا به بیماری است. او در جایی نوشته است: برای من در این جهان چیزی که بخواهم بیاموزم یا به دست آورم وجود ندارد.

آثار ... دیدن ادامه » به جا مانده از او هشت نمایشنامه، یک رمان دو جلدی گمشده، چندین نقد که یکی از آنها در باب تئاتر عروسکی است و از آثار درخشان زیبایی‌شناختی متافیزیکی است، مجموعه لطایفی در محتوا و قالب باشکوه و چند رساله مطبوعاتی که مانند همه دیگر آثارش خصلتی شوریده‌وار دارند. در متن داستان بیان دیونوسیوسی یعنی بیانی پرشور و سرمستی آور از یک سو و در دیگر سو تقابل با احساسات پرشور، مسئله شناخت و توانایی استخراج یقینی در محتوای داستانها روشنگر ویژگی‌های داستانی کلایست است. او آخرین راز زندگی مخرب آلودش را به خواهرش چنین می‌نویسد: «حقیقت آن است که روی زمین از هیچ چیز کمکی برای من برنمی آید.»

روحیات شکننده و خلقیات حساس کلایست و بی‌میلی و بی‌انگیزگی او نسبت به خشونت نظامی و ارتش و بازگشت و استعفایش پس از هفت سال خدمت به سوی دانشگاه نشان می‌دهد که ما با خصوصیات نویسنده‌ای آسیب دیده، حساس و شکننده و البته باتجربه روبه‌رو هستیم. باید دقت داشت که کلایست از جمله نویسندگان خاصی است که در جنگهای ضدناپلئونی در محاصره شهر مانیس شرکت داشته و در دو جنگ واقعی دیگر هم. او پس از مورد مطالعه قرار دادن آثار فیلسوفانه کانت، دچار شوک و انقلابی هراس‌انگیز در شیوه اندیشیدن خود می‌شود و پی می‌برد که حقیقت و کمال دست یافتنی نیستند و می‌نویسد: «یگانه هدف من و آن هدف والایم فروپاشیده است و من دیگر هیچ مقصودی ندارم». به راستی نمی‌توان به این فرض صورت مسلمی داد که کلایست جزء نخستین نویسندگان نیست‌گرای آلمانی است که دچار بیماری فلسفی نیهلیسم است؟ همان طور که نیچه در اراده معطوف به قدرت در تعریف نیست‌گرایی می‌گوید:« نیست‌گرایی این است که برترین ارزشها، ارزش خویش را از دست می‌دهند، هدفی در کار نیست یا «چرا» را پاسخی نیست.» آیا کلایست دچار همان بی‌هدفی تعریف شده از نگاه نیچه‌ای نشده است؟ بیش از بی‌هدفی یا هدف گم‌کردگی، کلایست گرایشی انکارناپذیر به ناامیدی و تردید داشت چرا که در خلوت خود می‌دانست چیزی در درون اوست که هر اندازه تاریک، زیرزمینی، بربرخو و غول آسا بود چنان که به شیوه‌ای دیونوسیوسی خروشان بود و کلام را در هر تعبیر و جمله‌ای زیر باری فراتر از توان زبان می‌برد.

روایت میشائیل کلهاسِ کلایست بر بستر چشم انداز عمومی زمانه‌ای است که خیزش هانس کلهاس در آن رخ داده است. اگر چه در مجموع با نگاهی واقع بینانه نوشته شده است. و از نومیدی انسانی عدالت خواه در پیچ و خم یک دولت خودکامه و آلوده به خویشاوند سالاری، کارشکنی و تفرعن هزار فامیلی پر کرّ و فر و متکی بر ابزار و اسلحه سگ و نوکر، ترسیمی زنده به دست می‌دهد. باید این داستان را بیش از همه روایتی فلسفی- اجتماعی دانست، چیزی کم و بیش متفاوت از داستان راهزنان جوانمرد و یا رابین هودی که شکاف ناخوشایند طبقاتی به حمایت از محرومانش کشیده باشد.

آن چه در این داستان مایه حرکت شخصیت‌ها و تصادم آنها است پیش از هر چیز نگرش به قانون به عنوان خشت اول جامعه است. از دیدگاه کلهاس قانون تنها قراردادی مصلحت‌اندیشانه برای تثبیت مناسبات اجتماعی نیست. بلکه به عنوان چکیده خرد و انصاف، نشان نظامی کیهانی است که حتی صلح نفسانی انسانها نیز به آن بستگی دارد، چرا که روشن‌ترین و رساترین بیان خدشه‌ناپذیری حریم حرمت انسانی است. قانون از این دیدگاه مقامی ملکوتی و مقدس می‌یابد. کلایست به منظور تاکید بر این نکته، برای کلهاسِ داستان، نام میشائیل کلهاس یا میکائیل فرشته عدالت در آئین مسیحیت را برمی‌گزیند. در «گنده پیرلوکارنو» هم از آغاز شالوده این قصه شبح‌الود قرار می‌گیرد که در میان قصه‌های این نویسنده کوتاه‌ترین است.

داستان «گنده پیرلوکارنو» در ابتدا به قصری سوخته اشاره می‌کند و سپس با رجعتی کوتاه و فشرده به گذشته، شرح و دلیل این آتش سوزی را باز می‌گوید و به این ترتیب در قاب چشم‌اندازی اجمالی و در فضایی بسیار هیجان آلود، خواننده را تماشاگر چرخه جنایت و مکافات در دادگاه جهانی و وجدان آدمی می‌سازد. از این نگاه می‌توان «گنده پیرلوکارنو» را کوتاه‌ترین اثر ادبیات مدرن جهان دانست. کلایست در این اثر با مطرح ساختن کنش ضمیر ناخودآگاه آدمی به سهم خود و در عمل از پیشگامان آموزه و اندیشه زیگموند فروید می‌شود.

«زلزله در شیلی» را می‌توان شاهدی دیگر برای گرایش کلایست به اندیشه‌های ژان ژاک روسو دانست. ظاهرا در اندیشه‌ها و آموزه‌های روسو نوعی تمدن گریزی و یا دست کم میل به بازگشت به طبیعت وجود داشته است. انسان طبیعی در اندیشه او در ذات خود خصایلی نیکو دارد و در بهشتی از معصومیت زندگی می‌کند. هبوط این انسان زمانی آغاز می‌شود که جامعه را پایه‌ریزی می‌کند و با قبول قرارداد اجتماعی از دامان طبیعت بیرون می‌آید. «زلزله در شیلی» نخستین بار در سال 1807 با چاپ رسید و نخستین واکنش عوام‌زده این بود که این اثر با موضعی که در قبال نهادهای عقیدتی جامعه دارد گستاخانه و شالوده شکن است. برخلاف این نظر باید گفت مایه‌هایی از بینش غایت مندانه و بسیار زهد آمیز کلایست در این جا هم بروز می‌کند. جهانی که در این داستان توصیف می‌شود، انحطاط زده است و در معرض ویرانگری تعصب. ایمان از سرچشمه خود دور و عشق در چنبره ملاحظات اجتماعی بدل به پیوندی مصلحتی شده است که بر این انحطاط هرج و مرج طبیعت نیز اضافه می‌شود.
«مارکوئیز فون اُ...» نیز جهانی مبهم و معمایی است با این تفاوت که تلاش در راه رسیدن به وضوح در این داستان نمودی روشنتر دارد و مارکوئیز فون اُ... را در این راه تا به درجه تقدس بالا می‌برد. هسته این داستان موضوعی مکرر است و ای بسا به روزگار دوری برمی‌گردد که آدمی در معصومیت خویش، ناآگاه از حاصل آمیزش، زایش را به ماورا ربط می‌داد. کلایست در «مارکوئیز فون اُ...» این قصه بارداری ناخودآگاه را به حیطه روان‌شناختی بسیار استادانه‌ای درمی‌آورد که سیاقی کافکایی دارد و انسان را در نهانی‌ترین گوشه حریم و حرمت خود در معرض گزند بیگانه نشان می‌دهد. با این حال درون مایه داستان، چرخش آن را به سوی پایانی خوش ضروری می‌سازد.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انتشار مجموعه ای بالغ بر نود کتاب که جملگی در برگیرنده بهترین داستانهای کوتاه انگلیسی زبان امریکا و کانادا در صد سال گذشته اند، کاری است کارستان در حوزه ادبیات داستانی خارجی که نشر نیستان کمر همت به انجام آن بسته است و در این چند سال اخیر سفت و سخت در این مسیر حرکت کرده است.

عظمت این پروژه وقتی روشن می شود که توجه داشته باشیم که در هر کتاب بین ده تا پانزده داستان منتشر می شود که سرجمع ما را به رقمی نزدیک به هزار و پانصد داستان کوتاه می رساند. آن هم نه هر داستانی، بلکه داستانهایی که هرساله از میان انبوهی داستان دیگر به عنوان برگزیدگان آن سال انتخاب شده اند.

این ... دیدن ادامه » جایزه ادبی به دنبال درگذشت نویسنده بزرگ آمریکایی ویلیام سیدنی پورتر یا همان اُ.هنری ( در سال ۱۹۱۰)، پس از راه اندازی بنیادی به نام این نویسنده، شروع به کار کرد. اُ. هنری استاد داستان کوتاه بود پس دور از انتظار نبود اگر قالب داستان کوتاه در این جایزه مورد توجه قرار گرفت. به این ترتیب جایزه اُ . هنری تنها شامل حال برترین داستان‌های کوتاهی شد که توسط نویسندگان انگلیسی زبان نوشته شده است.

روال کار بدین گونه است که بنیاد ادبی اُ. هنری برای شناخت برگزیدگان این جایزه، هر سال داستان‌های کوتاه منتشر شده در معتبرترین مجلات ادبی ایالات متحده را جمع آوری کرده و با انتخاب ۲۰ داستان برگزیده و همچنین سه داستان برتر از میان آنها، برگزیدگان خود را معرفی می‌کند.

به این ترتیب کتاب «نقشه هایت را بسوزان» که با ترجمه لیدا طرزی و به همت کتاب نیستان در مجموعه نود جلدی داستانهای برگزیدگان جایزه اُ.هنری به بازار آمده است، در برگیرنده بهترین داستانهای نویسندگان انگلیسی زبان در سال 2003 است.

با عنایت به آنچه گفته شد، این مجموعه ارزنده نود جلدی که حدود هزار و پانصد داستان کوتاه را شامل می شود، از میان هزاران داستان کوتاه در صد سال گذشته گلچین شده و معرف بهترین داستانهای کوتاه ادبیات انگلیسی زبان صد سال گذشته است و اکثریت قریب به اتفاق نویسندگان نامدار این حوزه داستانهایی در این مجموعه از خود به یادگار گذاشته اند.

مجموعه داستان «نقشه هایت را بسوزان» از نه داستان تشکیل شده که سه نویسنده آن از جمله چهره های نامدار ادبیات داستانی آمریکا و کانادا محسوب می شوند، نخست رابین جوی لف که نویسنده داستانی ست که عنوان کتاب نیز از آن گرفته شده و سپس ویلیام ترور که داستان مجسمه مقدس به قلم او به این مجموعه راه یافته و سرانجام نیز از همه معروف تر آلیس مونرو بانوی نوبلیست که داستان پدرها که از آثار در خور اعتنای اوست در این مجموعه منتشر شده است. از دیگر نویسندگانی که داستانهایی در این کتاب داشته اند می توان به : ای اس بایات (آن چیز در جنگل)، مارجوری کمپر (لطف خدا)؛ ایوان اس کانل (شب انتخابات)، تیم جانستون ( دختر ایرلندی)چیمانارا انگوزی آدیچی(سفارت امریکا)و مالی جایلز (دو کلمه) . این درست که شاید شش نویسنده دیگر به شهرت سه نویسنده ای که در ابتدا نامبردیم نیستند اما این بدان معنا نیست که داستان های انتخاب شده از آنها، در سطح پایین تری قرار دارد، بلکه این داستانها نیز توسط همان داوران و با دقت نظر بسیار انتخاب شده است.

گفتنی است که پیشتر کتابی به همین نام توسط نشر نیلوفر (با ترجمه مژده دقیقی) منتشر شده که برگزیده ای از داستانهای برجسته انگلیسی زبان در یکی دو دهه گذشته است و از نشریات ادبی پراکنده گلچین شده و تنها یک داستان مشترک در این دو کتاب (که هردو نیز به عنوان نام اثر آن را برگزیده اند) دلیل این تشابه اسمی شده است. داستانی که البته از جذاب ترین داستانهای کتاب حاضر است.

پیدا کردن تم های مشترک در مجموعه داستانهای کوتاه کاری ست دشوار، به ویژه اگر با رویکردی کیفی گزینش شده و باشند، نه رویکردی مضمونی و یا فرمی؛ بخصوص که به قلم نویسندگان گوناگون هم باشد و نه یک نویسنده. مجموعه حاضر نیز از این قاعده مستثنی نیست، اما اگر از داستان نخست کتاب (آن چیز در جنگل) اثر ای اس بایات که به دلیل پیروی از سبک و سیاقی فولکلوریک در مضمون و فرم روایت از تفاوت های اساسی با دیگر داستانها برخوردار است، صرف نظر کنیم؛ شاید بتوان در بقیه داستانها ملاحظاتی نزدیک به هم را ردیابی کرد، هر چند که باز همه اینها با اگر و اما همراه است. اما به هر حال در این داستانهای کوتاه از مایه هایی همانند، مهاجرت و جنگ در داستانهای «سفارت آمریکا» و «نقشه هایت را بسوزان»؛ عشق در داستانهای «لطف خدا» و دختر ایرلندی»، سیاست در داستان «سفارت امریکا» می توان دید. در داستان «پدرها» آلیس مونرو، چخوف گونه داستانی از جزئیات و ریزه کاری های روایی قابل تامل درباره سالمندی نوشته است و در داستان«مجسمه مقدس» اثر ویلیام ترور نیز کم و بیش با طنزی کنایه آمیز دست روی دردسرهای پیش آمده به واسطه خیرخواهی های ساده لوحانه می گذارد.
گزینش کنندگان این داستانها نیز معتقدند:ذ«در بین داستانهای این مجموعه همچنین با داستان‌هایی روبروییم که در آنها سیاست و استعاره‌های حاکم بر آن دستمایه تحولی بزرگ در زندگی شخصی راوی داستان می‌شود و جدای از آن می‌توانیم داستان‌هایی را بخوانیم که حول تأثیر لحظه‌ای خاص یا کنشی خاص از زندگی یک شخصیت می‌گردند و... تمامی این داستان‌های تلاشی است برای به نمایش کشیدن الگوهای متفاوت از زندگی انسانی در بستر زندگی شهری.»

سرانجام سخن اینکه برای آنها که اهل خواندن داستان کوتاهند، «نقشه هایت را بسوزان» و دیگر آثاری که در این مجموعه منتشر شده اند، فرصت هایی مغتنم محسوب می شوند که امیدواریم هر چه زودتر شاهد به سرانجام رسیدن این کار بزرگ در نشر نیستان باشیم.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در آخرین سالهای ده سی، سرمایه‌داران کالیفرنیایی در اقدامی نمادین، سه نسخه از بهترین اثرش را در میدان شهر سوزاندند و پاره ای از کتابخانه ها آن را از لیست کتابهای‌شان حذف کردند. خود او که چنین واکنش هایی را پیش بینی می‌کرد به ناشرش توصیه کرده بود کتاب را در تیراژی پایین منتشر کند. با این حال چنان استقبالی از خوشه های خشم صورت گرفت که دیگر تمهیدات جان شتاین بک برای بی سرو صدا فرستادن این اثر به بازار بی‌اثر شد؛ مخالفان کتاب آن را اثری در تبلیغ سوسیالیسم به حساب آوردند. اما طولی نکشید که جان فورد فیلمساز پرآوازه سینمای کلاسیک امریکا به سراغ این رمان رفت (1940) و حاصل این اقتباس ادبی شاهکاری سینمایی بود که با هفت اسکاری که نصیب آن شد بر شهرت و آوازه جهانی کتاب افزود.

جان شتاین بک نماینده جریانی از ادبیات رئالیستی در آمریکا بود که از گرایشات سوسیالیستی برخوردار بود. همین باعث می شد که دغدغه پرداختن به قشر کارگر و کشاورز و طبقات محروم جامعه به شکلی پررنگ در اغلب آثارش نمود داشته باشد. نگاه او به رویای آمریکایی نگاهی منتقدانه بود، رویایی که به زعم او به شکل فاجعه آمیزی به بی عدالتی و نابرابری های حاد در جامعه آمریکایی انجامیده بود و آرزوهای چند نسل بربادرفته می نمود.

داستان ... دیدن ادامه » بلند «مروارید» اگرچه از جمله متفاوت ترین نوشته های جان شتاین بک محسوب می شود، اما در ادامه همین نگاه قرار می گیرد. شخصیت های اصلی این داستان نیز در زمره همان مردم فقیری قرار می گیرند که شتاین بک اغلب دغدغه پرداختن به زندگی آنها را داشت. اما تفاوت اصلی این اثر از آنجا ناشی می شود که نویسنده به جای اینکه تاثیر فقر را بر زندگی این شخصیت ها مورد بررسی قرار دهد، به تاثیر ثروت در زندگی آنها پرداخته است!

به این ترتیب می توان گفت در مروارید جان شتاین بک از آن رویکرد رئالیسم سوسیالیستی که مشخصه آثار مهم او محسوب می شد، فاصله گرفته است. چرا که این داستان اگرچه برپایه روایتی به ظاهر رئال پیش می رود اما گاه به ناتورالیسم پهلو می زند و گاه جنبه های تمثیلی آن دیگر وجوه اثر را تحت الشعاع قرار می دهد و اینها در مجموع باعث شده مروارید میان افسانه و حقیقت در نوسان باشد و گاه رگه هایی از فولکلر نیز در آن دیده شود.

با این اوصاف دور از انتظار نیست اگر مخاطب مروارید دستی باز برای برداشت های متنوع داشته باشد و چنانکه خود نویسنده نیز انتظار داشته و در دیباچه اثر نوشته است: «حال اگر این اثر تمثیلی باشد، چه بسا هرکس معنایی در خور حال خود در آن بیابد و داستان زندگی خود را در آن بخواند.»

داستان مروارید شرح زندگی دشوار صیادی بومی (در مکزیک) به نام کینو است که در تامین معاش خانواده دچار مشکل است و از بد حادثه عقرب فرزندش را می گزد. او که توان پرداخت هزینه های پزشک را ندارد، در اوج ناامیدی به دریا می زند. اینبار اما بخت با اوست، صدفی را شکار می کند که بزرگترین مرواریدی که تا آن زمان دیده و شنیده در آن صدف آرمیده است. وارد شدن مروارید به زندگی آنها به یکباره همه چیز را دگرگون می کند. خبر صید این مروارید در شهر می پیچد و یکباره همه آنها که پیشتر به کینو پشت کرده بودند، به طمع مروارید به سراغ او می آیند، کینو آرزوهای دور و درازی برای خانواده و فرزندش در سر می پروراند و...

مروارید در این داستان می تواند مظهر و نماد بسیاری از چیزها باشد، تمثیلی از ثروت و قدرت و یا هرآنچه آدمی در آرزو و شهوت بدست آوردن آن است. طُرفه اینکه آنچه کینو منجی خود می پندارد، سرانجام تباه کننده زندگی اش می گردد و در واقع تمام خیالپروری هایش آرزوهایی بربادرفته بیشتر نمی شود.

فارغ از حیث مضمونی مروارید به لحاظ ادبی یکی از زیباترین آثار جان شتاین بک محسوب می شود، با بیانی مجذوب کننده و روایتی مبتنی بر تصاویری بکر و زنده از طبیعتی که شخصیت های رمان می کوشند روزی خود را از دل بیرون بکشند. از آثار جان شتاین بک ترجمه های گوناگونی به فارسی انجام شده است. اما بی شک ترجمه سروش حبیبی از اثر حاضر (که به شکلی مقبول توسط نشر فرهنگ معاصر در دسترس علاقمندان قرار گرفته) از جمله بهترین برگردانهای آثار این نویسنده بزرگ به زبان فارسی است؛ به خصوص لحن غنایی این داستان که به طور ملایمی در آن طنین انداز شده است و نثر کتاب در ترجمه از این منظر خواندنی و در خور اعتنا از کار در آمده است.

جان شتاین بک از آن نویسندگانی که سینمای آمریکا به نوشته های شان روی خوش بسیار نشان داده است و او نیز مانند بسیاری از نویسندگان هم دوره خود با هالیوود نیز به همکاری پرداخته است و آثاری فراموش ناشدنی از روی داستانهی او ساخته شده است به خصوص توسط جان فود و الیا کازان. «مروارید» نیز مورد توجه سینما قرار گرفته و در سال 1947 فیلمی به کارگردانی «امیلیو ایندیو فرناندس» براساس این داستان جلوی دوربین رفت که خود اشتاین بک نیز در نوشتن آن همکاری داشت.

سروش حبیبی به انتهای کتاب حاضر نوشته ای کوتاه اما خواندنی درباره جان شتاین بک افزوده که به شکلی مختصر و مفید اطلاعات جالبی درباره این نویسنده به مخاطب علاقمند ارائه می کند.

http://www.alef.ir/book
مشتاق حسین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فرهنگ غذا خوردن ما در دهه های اخیر دچار دگرگونی های بسیاری شده است، نه فقط در کلان شهرها که در شهرستانها و حتی روستاها نیز این مسئله به روشنی قابل ردیابی است. مدرنیته به سنتی ترین لایه های جامعه ایرانی رسوخ کرده و به تناسب آن نوع اندیشیدن، باورها و حتی عادت های ما را نیز دگرگون کرده است. با این اوصاف امر غریبی نیست اگر محتوا و فرم تغذیه ما نیز از چنین تغییراتی بی نصیب نمانده باشد.

این روزها برای خیلی از خانواده ها همانقدر که غذاخوردن و سیر شدن اهمیت دارد، چه خوردن و چگونه خوردن نیز دارای اهمیت است. به عبارتی همانقدر که روی محتوای غذا فکر می کنند، به شکل آن و نحوه ارائه آن نیز توجه دارند.

روزگاری ... دیدن ادامه » داشتن دستپخت خوب یکی از امتیاز های مثبت برای خانم خانه بود؛ امروزه امانحوه ارائه غذا نیز نشان دهنده هنر و توانایی های صاحب سفره است. نحوه ارائه غذا تنها در چگونگی سرو آن خلاصه نمی شود. به بیان ساده پذیرایی از میهمان تنها با غذایی که می خورد صورت نمی گیرد، بلکه از لحظه ای که سفره انداخته می شود، این مهم آغاز شده است.

سفره آرایی اولین گام در پذیرایی از میهمان در سر سفره است. این چیزی است که بسیاری از ما توجهی نسبت به آن نشان نمی دهیم. در حالی که با سفره ای آراسته می توانیم میهمان خود را به مراتب بیشتر تحت تاثیر قرار دهیم و بر لذت خوردن غذایی که برای او آماده کرده ایم بیفزاییم. کتاب «سفره‌آرایی، میوه‌آرایی و تزئینات پانیذ» نوشته سمیرا جنت دوست می تواند مرجع بسیار خوبی آموختن هنر تزئین سفره باشد.


مولف کتاب حاضر معتقد است: «اگر خانم‌ها می‌خواهند زندگی موفقی داشته باشند باید از سفره غذای خانه‌شان شروع کنند.» این عبارت ناظر بر اهمیتی و نقشی است که فرهنگ غذا خوردن در دنیای امروز می تواند داشته باشد.

نکته اینجاست که همه شیوه هایی که برای تزئین یا سفره آرایی استفاده می شود، به گونه ای نیست که هزینه هایی بسیار بیشتر را به ما تحمیل کند. گاه با استفاده از موادی بسیار ساده و در دسترس می توان غذا را تزئین کرد و یا همان سالادی با کج سلیقگی در ظرف ریخته می شود، می تواند از چیدمانی برخوردار باشد که نه تنها زیبایی دوچندانی به سفره غذا می بخشد، بلکه اشتهای ما را نیز به شدت تحریک می کند.

با این حال استفاده از ابزارهای ساده و دم دستی‌ای که در هر خانه‌ای پیدا می‌شود و بکارگیری آنها با ایده‌های خلاقانه برای تزئین انواع سفره ها، هنری است که از عهده هر کسی برنمی‌آید. اما این هنرها مبتنی بر شگردهایی هستند که می توان آنها آموخت و در صورت علاقه و تمرین در آنها تبحر یافت. کتاب «سفره آرایی، میوه آرایی و تزئینات پانیذ» مجموعه کامل و کارآمدی در این زمینه محسوب می شود، به ویژه اینکه برای علاقه‌مندان به تزئینات کوچک و ساده در غذا، میز، هدیه و... ایده‌های جالبی ارائه می‌دهد.

سمیرا جنت دوست- استاد ممتاز و برجسته بین‌المللی در آموزش رشته‌های صنایع غذایی- از سال 1365 فعالیت خود را در این زمینه آغاز کرده است. این سرآشپز تبریزی از سوی سازمان جهانی غذا لقب «بانوی اول آشپزی ایران» را به خود اختصاص داده و کتابی که تحت عنوان «دسر» منتشر کرده برای دومین بار مقام اول جایزه گورمند را برای او به ارمغان آورده است. «سفره‌آرایی، میوه‌آرایی و تزئینات پانیذ» چهارمین کتاب از مجموعه است که تحت عنوان دایره‌المعارف صنایع غذایی ایران به قلم جنت دوست و توسط موسسه پانیذ مهر ایرانیان منتشر شده است.

کتاب حاضر را کم و بیش می توان یک دایره‌المعارف و مرجع در زمینه سفره‌آرایی، میوه‌آرایی و تزئینات محسوب کرد؛ چنانکه از چگونگی سرو غذا گرفته تا چیدن میز غذا، انتخاب کارت دعوت، تزئین سفره عقد و... را فراموش نکرده و هر آنچه در این حوزه جای می گیرد پوشش می دهد.

مهمترین ویژگی کار جنت دوست در این نکته خلاصه شده که رویکرد و نگاه او در این زمینه رو یکردی خلاقانه و نگاهی مبتنی بر شگردهای هنرمندانه است. نویسنده کتاب کوشیده توجه مخاطب را به نکات و ابزاری ساده که به دلیل دم دست بودن آنها اغلب نادیده گرفته می شوند، جلب کرده و بدانها بیاموزد که چه کارهای جالبی با همین وسایل ساده می توان انجام داد.

جنت دوست با توجه به عرضه فعالیت هایش در خارج کشور، کتاب حاضر را به صورت دوزبانه (فارسی و انگلیسی) منتشر ساخته است؛ اما صرف نظر از این مسئله مهمترین خصوصیت کتاب «سفره‌آرایی، میوه‌آرایی و تزئینات پانیذ» اتکای آن به تصویر به جای افزودن به متن است. در سالهای گذشته اغلب کتابهای آشپزی در ایران بیشتر شامل دستور پخت و رسپی بودند در این رابطه کتابهای خوب و مفید زیادی در بازار نشر وجود دارد. اما کتاب حاضر با عنایت به روشهای نوین آموزش در این حوزه، متکی بر تصویر و البته تصاویری بزرگ و با کیفیت عالی ست. وقتی کار تزئین و زیبا سازی در میان باشد بی شک هیچ چیزی به اندازه تصویر برای نشان دادن آن و همچنین آموزاندن نحوه انجام تزئینات، سودمند نیست.

سرانجام اینکه جنت دوست با این کتاب تزئیناتی را که گاه اغلب ما دیده ایم و به گمانمان بسیار پیچیده و دشوار به نظر رسیده به گونه ای راز گشایی و آموزش می دهد که یاد این مثل معروف می افتیم: «معما چون حل شود آسان شود» و این توفیق اندکی نیست، چرا که با توجه به اهداف آموزشی نویسنده در تالیف این مجموعه کتابها، این آسان سازی ها نتایج خوبی در آموزش مخاطبان می تواند به دنبال داشته باشد.

http://www.alef.ir/book
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان «ولادت» به قلم سعید تشکّری از انتشارات نیستان در هفتاد و سه فصل، آغازگر سلسله داستان‌هایی با محوریّت محبّت و ارادت ایرانیان به اهل‌البیت(ع) است. رمان با ضرباهنگی جذّاب و به دور از کلیشه، ما را به ملاقات آدم‌هایی در تاریخ می‎برد که نماد دل‌بازی‎های انسانی به سبک علوی هستند. استفاده‌ی رمزآلود از ذکر یونسیّه و حدیث کساء در جای‌جای رمان، نشانه‌هایی اثربخش از شخصیّت‌ها را در ذهن خواننده ثبت می‎کند.

تواردهای شاعرانه نیز سهمِ بسزایی در پردازش قصّه دارند. برای مثال در فصل ششم، ص 31 آمده است: « ... پرتاب سنگ‌ها از سوی علویان ادامه داشت. هارون به دنبال تابوت موسی بن جعفر در نیل جلو می‎رفت امّا سنگ‌ها دریا را به آتش کشید. دریای آتش، آتش هاویه ...» چنان‌که می‌بینید نام امام موسی بن جعفر با حضرت موسی و نام هارون [الرّشید] با «هاویه» تناسبی لطیف دارند. از دیگرسو اخوّت موسی و هارون و اشاراتی کنایه‌آمیز در طول قصّه به هارونِ بدسرشت که گاه به عموزادگیِ خود با موسی بن جعفر التجا می‎بُرد، همه و همه چالش‌های معرفتی خاصّی را برای مخاطب ایجاد می‎کنند و جاهایی از متن، چنان نرمای بیان زیاد می‌شود که ذهن خواننده را در خود می‎بلعد و به دقایقی مکث نیاز است. مثلاً در فصل سیزدهم، ص 55: «... آرام به سوی صندوق رفت؛ درِ صندوق را گشود؛ لباس‌ها را کناری زد؛ ترمه‌ی ابوالقاسم را برداشت؛ بویید؛ یک کفن و یک مکتوب و یک وصیّت، همه‌ی داراییِ مانده از شویش بود...».
... دیدن ادامه »
عنصر تأثیرگذار رؤیای صادقه نیز دیگر مؤلّفه‌ی جذّاب متن است. جالب است که شخصیّت‌های مثبت و منفی، استثنایی در این موضوع خاص ندارند و کشمکش‌های خیال انگیز آنها با ضمیرشان ما را با زوایای پنهانی از شخصیّت‌های روایت آشنا می‎کند. مشاغل ذکر شده در رمان نیز کلیدواژه‌هایی برای رمزگشایی روایت است که اگر مخاطب از همان ابتدا با توجّه بهتر و بیشتری در آنها درنگ کند، دریافت‌های موفّق‌تری از پیام داستان خواهد داشت.

یکی دیگر از موارد قابل اشاره در سیر قصّه، آشناییِ به‌موقع با اسم اشخاص و اماکن است که مانع سردرگمی‎ مخاطب می‎شود. آفتِ سردرگمی ‎در اغلب رمان‌ها ملال‌آورست که خوش‌بختانه مؤلّف، قلم خود را از این آفت در امان داشته است.

خوانش ذهن شخصیّت‌های رمان در حدّی قابل تحمّل و تأمّل پیش می‎رود، چه اگر زیاده از حد این کار صورت بگیرد، خیال‌پردازیِ خواننده تعطیل می‎شود که این حد نگهداشتن نشان‌دهنده‌ی تجربه‌ی نگارنده‌ی رمان است. اگر با حواس جمع‌تری رمان را بخوانیم، گاه به گزاره‌هایی برمی‎خوریم که تنها در گفتمان اهل قدرت و سیاست یافت می‎شود. برای مثال در فصل هفدهم، ص 85: «غنیمت را باید خودت بسازی؛ آن وقت شریک نداری». جالب است که به طور ضمنی، روایت به ما گوشزد می‎کند که بدی، کاری جز تحقیر ندارد و اگر انسانِ بد، کسی را برای تحقیر پیدا نکند، خودش را تحقیر می‎کند.

در فصل هفتاد و یکم، روایت به نقطه‌ای طلایی می‎رسد که جز با دعوت به خواندن، نمی‎توان آن را توصیف نمود... در پایان باید اشاره کرد که پرداختن به داستان ارادت ایرانیان به اهل‌البیت(ع) از این منظر، حُسن اتّفاقی است که باید مدام و پویا باشد، تا آثاری فاخر و ماندگار را بر پیش‌خوان فرهنگ و معنویّت ایران زمین شاهد باشیم.

http://www.alef.ir/book
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این شمایل فراموش ناشدنی سینما دوست داشت در فیلمهایش، لااقل به اندازه یک پلان حضور داشته باشد؛ این نه امضاء که عادت او بود، امضای او خود فیلمهایش بود؛ کدام یک از فیلمهای هیچکاک را می توان دید و نفهمید او کارگردانی کرده؟ این فیلمساز مولف و صاحب سبک سینما باوجود اینکه بهترین فیلمهایش را در آمریکا ساخت اما آکادمی اسکار به شکلی عجیب او را نادیده گرفت.

میان روشنفکران آمریکایی و اروپایی همیشه اختلاف سلیقه هایی اساسی وجود داشته، به ویژه در مورد سینما و البته آلفرد هیچکاک. در حالی روشنفکران آمریکایی او را یک تکنسین ماهر سینمای تجاری محسوب می کردند و زیاد هم با طنازی هایش حین مصاحبه میانه ای نداشتند؛ اصحاب کایه دو سینما که جریان موج نوی سینمای فرانسه را سامان دادند، هیچکاک را بر صدر نشانده و گفتگوهای بلند و بالا با او ترتیب داده و آن را کتاب می کردند. نکته درخور تامل این بود که این جوانان که ایده هایی نوگرایانه در سر داشتند؛ عاشق سینمای فیلمسازی بودند که اگر چه در اوج سینمای کلاسیک ایستاده بود اما با نوگرایی میانه ای نداشت.

... دیدن ادامه » درباره سینمای هیچکاک مقالات بسیاری نوشته شده و کتاب های فراوانی نیز منتشر شده است. چنانکه وقتی صحبت از کتابی تازه درباره سینمای هیچکاک مطرح می شود، ناخودآگاه این پرسش به میان می آید که چگونه می توان به شکلی متفاوت به هیچکاک و سینمایش نزدیک شد؟ چنانکه حاصل کاری نو و دارای حرفهایی تازه باشد.

بی اغراق «هیچکاکی که نمی شناسید!» یکی از همین کتابهاست؛ کتابی که هیچکاک را در رهگذر مقالات، گفتارها و مصاحبه هایش به مخاطب علاقمند به سینما معرفی می کند و این حوزه ای است که در مورد هیچکاک مغفول مانده است. اگر چه از هیچکاکِ فیلمساز که تسلطی غبطه برانگیز بر مدیوم سینما دارد، زیاد گفته شده اما هیچکاکِ نویسنده نه تصویر آشنایی وجود داشته و نه اشاره چندانی به او شده است. در سالهای دور و نزدیک در مجموعه کتابهایی تحت عنوان آلفرد هیچکاک تقدیم می کند، داستان های کوتاه و بلندی برای علاقمندان آثار پلیسی و جنایی منتشر می شد که اغلب آنها نوشته های داستان نویسان دیگر بود که به انتخاب هیچکاک به علاقمندان این سبک از داستانها ارائه می شد. کتاب «هیچکاکی که نمی شناسید!» به کوشش سیدنی گاتلیپ گردآوری و تالیف شده، با ترجمه بسیار خوب رحیم قاسمیان به فارسی در آمده و به همت نشر هرمس منتشر شده است. با توجه به آنچه گفته شد کتاب حاضر بیشتر بر اساس جنبه ای کمتر شناخته شده از آلفرد هیچکاک شکل گرفته است.

هیچکاک علاوه بر گفتگوهای کوتاه و بلند بسیاری که داشته، به صورت پراکنده مقالات، یادداشتها، گفتارها و داستانهایی نیز نوشته است که از قضا تعداد آنها اندک هم نیست. سیدنی گالتیک برای ارائه تصاویری تازه و بکر از جنبه های مختلف سینمای هیچکاک به سراغ این منابع مکتوب اما پراکنده در دل مجلات، روزنامه ها و کتابها رفته است. باید توجه داشت که گردآوری این مطالب ،بررسی، دسته بندی و در نهایت استفاده فکر شده از آنها، برخلاف تصور رایج (نسبت به کتابهای گرد آوری شده) کار بسیار دشواری است؛ به خصوص که گرد آورنده کتاب حاضر با رویکردی از پیش طراحی شده دست به گزینش بهترین و کار آمد ترین آنها زده و در نهایت به شکلی جهت دار آنها را تدوین و تنظیم کرده است.

کاری که سیدنی گاتلیب در این کتاب انجام داده نمونه ای مثال زدنی و موفق از اثری است که بر پایه جمع آوری مطالب یک (یا چند) نویسنده انجام می شود. او در واقع به شیوه ای پژوهشگرانه و در قامت یک مولف به این پروژه سامان داده است؛ نه صرفا یک گردآورنده که مقالات را با ترتیب زمانی پشت هم ردیف می کند.

گاتلیپ در پیشگفتار نسبتا بلندی که برای کتاب نوشته به شکلی دقیق از چند و چون این مقالات و گفتگوها و همچنین هدفی که در کتاب دنبال می کرده سخن گفته است. افزون بر آن در ابتدای هر بخش از کتاب پیش آنکه مخاطب با مجموعه نوشته هایی که حول یک موضوع مشخص جمع شده اند، روبه رو شود مقدمه ای نوشته است که اطلاعات لازم را برای ورود به بحث در اختیار خواننده می گذارد.

این کتاب از پنج بخش تشکیل شده است: «زندگی در سینما»، «بازیگران مرد، بازیگران زن، ستاره ها»، «هیجان، تعلیق، تماشاگر»، «تولید فیلم» و «تکنیک، سبک و هیچکاک در حین کار» با چنین سر فصل هایی گاتلیب از میان مقالات و گفتگوهای هیچکاک، هر کدام را که با محور بحث ارتباط داشته برای انتشار در این کتاب برگزیده است. از این منظر خطا نیست اگر کتاب حاضر را هیچکاک به روایت هیچکاک ارزیابی کنیم، چرا که خواننده این کتاب اگر نه به شکلی مستقیم که از لابلای نوشته های هیچکاک به دریافتی تازه نسبت به هیچکاک می رسد.

گاتلیب مطالب هر بخش را با ترتیب زمان نوشته شدنشان مرتب و منتشر کرده است. البته در پاره ای موارد بین مقالات اول و آخر هر بخش فاصله‌ی زمانی نزدیک به چند دهه را شاهد هستیم. این فواصل زمانی باعث شده اند که تغییر یا تکامل نگاه هیچکاک در برخی موارد قابل ردیابی و بررسی باشد. به عبارت دیگر نشان می دهد هیچکاک در مورد آن موضوع خاص در دوره های زمانی مختلف چه نظری داشته است.

در منحصر به فرد بودن این کتاب همین بس که این مطالب برای اولین بار در قالب کتاب منتشر شده اند و علاقمندان هیچکاک در هیچ کتاب دیگری بدانها دسترسی نخواهند یافت.اما گذشته از نکات بسیار جالبی که در این کتاب از هیچکاک درباره سینمایش، بازیگرانش، نحوه تولید، چگونگی سبک و شاخصه های سبک شناسانه و... گفته شد نکته مهم ارائه تصویری کمتر شناخته شده از هیچکاک به عنوان یک نویسنده است، آن هم نوشته هایی پر مایه که حکایت از توانایی صاحب آن قلم دارد. تصویری که نقطه مقابل تصور رایج درباره هیچکاک به عنوان یک تکنسین سینما قرار گرفته و حکایت از هنرمندی اهل اندیشیدن دارد.

http://www.alef.ir/book
محمد رجایی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چهل سال بعد از مرگ مشکوک او درسال 1973، جسدش را با نبش قبر از دل خاک بیرون کشیدند تا به رازگشایی از این ماجرا بپردازند؛ در آن ایام سیاه بعد از کودتای پینوشه در شیلی، اندک زمانی بعد از مرگ دلخراش سالوادور آلنده رئیس جمهور محبوب آن کشور، چه بر پابلو نرودا گذشته بود. او غمگین و فروپاشیده از مرگ آلنده، در تدارک مهاجرت از شیلی چمدانهایش را بسته بود که درست روز قبل از سفرش سر از بیمارستان در آورد. اعلام کردند که براثر سرطان پروستات به مرگی طبیعی در گذشته اما این روایتی نبود که مورد پذیرش مردم شیلی قرار بگیرد.

همین که هنوز بعد از چهل سال چنین مسئله ای یک دغدغه ملی و میهنی در این کشور محسوب می شود و با وجود دشواری آزمایش و ردیابی بقایای سم بر جسدی مربوط به چهل سال قبل این پروژه دنبال شده حکایت از اهمیت پابلو نرودا نزد مردم کشورش دارد. شاعری برجسته با عاشقانه هایی فراموش ناشدنی و تاثیر گذار که برنده جایزه نوبل شده بود، او شاعری آزادی خواه و آرمان گرا بود که تاپای جان به آرمانهایش وفادار ماند و چه بسا جان خود را نیز بر سر آنها گذاشت. او روزگاری به عنوان رقیب سالوادور آلنده در انتخابات ریاست جمهوری از سوی حزب کمونیست معرفی شده بود، اما وقتی رقیب را چهره ای موجه دید، کنار کشید به حمایت از او پرداخت.

نرودا ... دیدن ادامه » بعد از کودتا و مرگ آلنده تنها چهارده روز زنده ماند و مرگش در بیمارستانی که تحت نظر کودتا گران بود به طرز مشکوکی بعد از تزریقی نامشخص رخ داد. این درحالی بود که بعد از مرگ آلنده او جدی ترین آلترناتیو برای رهبری مخالفان پینوشه محسوب می شد و کودتاگران انگیزه کافی برای به قتل رساندن او را داشتند.

پابلو نرودا یکی از آن اسطوره های چپ گرایی است که سالهاست نسل آنها منقرض شده است، زندگی پرفراز و نشیبی داشت که حاصل حضور وی در یکی از پر تنش ترین دوره های تاریخ کشورش بود؛ زندگی او که پاندول وار میان ادبیات (شعر) و سیاست (مبارزه) در نوسان بود از جذابیت ویژه ای برخوردار است؛ پر از حوادث ریز و درشت و نشست و برخاست با چهره های نامدار ادب و هنر جهان و... او در جنگ های داخلی اسپانیا به عنوان سفیر شیلی در این کشور حضور داشت و همین مسئله فرصتی برای تجربیات منحصر به فردی در راستای مبارزات چپ گرایانه بود. بنابراین کتاب خاطرات او مملو است از شرح های پراکنده درباره تاریخ کشورش و همچنین تاریخ اروپا؛ از دیگر سو آشنایی و نشست و برخاست او با بزرگان ادب و هنر جهان کتاب خاطراتش را مملو از حکایت های خواندنی درباره این شخصیت های نام آشنا ساخته است.

کتاب« اعتراف به زندگی» زندگی نامه خود نوشت پابلو نرودا (زاده ۱۲ ژوئیه ۱۹۰۴ - درگذشته ۲۳ سپتامبر ۱۹۷۳) است نام اصلی او ریکاردو الیسر نفتالی ریس باسوآلت بود که متاثر از نام یان نرودا شاعر اهل چک نام مستعار پابلو نرودا را انتخاب کرد و به این نام نیز به شهرتی جهانی رسید. او از یک سو دیپلمات، سناتور، فعال سیاسی، مبارز چپگرا و از سوی دیگر شاعری نوگرا و برنده جایزه نوبل ادبیات بود. با وجود تجربیات طولانی مدت او در عرصه سیاست، تبعید و مبارزه (که در کتاب حاضر نیز این فصول از زندگی او نیز روایت شده) نرودا پیش از هر چیز به عنوان شاعری بزرگ شناخته می شد و این وجه شخصیت او آنقدر پررنگ بود که دیگر وجوه زندگی اش را تحت الشعاع قرار می داد چنان که هنوز اشعار او از پرفروش ترین کتابهای این سالها نیز محسوب می شود.

نرودا هم اشعار سیاسی سروده و هم اشعار عاشقانه؛ دور از انتظار نیست اگر اشعار عاشقانه او ماندگارتر از دیگر اشعارش باشند چرا که اشعار سیاسی اغلب متاثر از زمان سرودنشان هستند بنابراین تاریخ مصرف دار به نظر می رسند؛ با این حال او اشعاری جامعه گرایانه نیز سروده که هنوز لطف خود را حفظ کرده اند؛ همچنین او در برخی اشعارش با پیوند زدن مفاهیم سیاسی و اجتماعی با بیانی عاشقانه تجربه هایی ماندگار را نیز پشت سر گذاشته.

احمد پوری را بیشتر به عنوان مترجم حوزه شعر می شناسیم که تجربه برگردان آثار پابلو نرودا را نیز در کارنامه دارد. چنان که پوری در مقدمه کتاب نوشته، برگردان این اثر به فارسی حاصل یک علاقه درونی و البته قدیمی به این شاعر نامدار بود که یکبار در دوران جوانی (1357) انجام شده؛ اما به دلایلی آن ترجمه منتشر نشده و بعد هم از دست رفته است. در حد فاصل این سالها دو ترجمه دیگر از این کتاب به بازار آمده که فارغ از کم و کیف آنها سالهاست دیگر منتشر نشده اند؛ با این حال پوری از ناشر نخستین ترجمه کتاب (نشر آگاه) برای انجام دوباره آن رخصت طلبیده و پس از سالها این بار در میانسالی دست به کار ترجمه این اثر شده است. حاصل کار هم با توجه به شناختی که از نرودا، اشعار و زندگی اش داشته مقبول و خواندنی از کار در آمده است.

اعتراف به زندگی از آن کتابهای خاطرات خودنوشت منحصر به فرد محسوب می شود که نه فقط خواندن آن را لذت بخش می سازد که از سطح اثری صرفا درباره زندگی نویسنده فراتر می رود. این ویژگی حاصل کیفیت خاص اعتراف به زندگی ست که از شکل های مرسوم خاطره نویسی تا اندازه زیادی فاصله گرفته است.

ویژگی مورد اشاره تا اندازه ای ناشی از چگونگی شکل گیری این کتاب و مهمتر از آن روحیات شاعرانه نویسنده است. اعتراف به زندگی حاصل ایام آرامشی است که در اواخر عمر نرودا با روی کار آمدن آلنده در شیلی نصیب او شد. در این ایام به عنوان سفیر شیلی به فرانسه رفت، از قضا جایزه نوبل هم در همین دوره نصیب او شد. به هر حال نرودا از این فرصت برای نوشتن خاطراتش استفاده کرد. نرودا از آن هنرمندانی نبود که عادت به نوشتن یادداشت روزانه داشته باشد، بنابراین نوشتن کتاب را براساس حافظه خود شروع کرد همین مسئله باعث شده بخش های مربوط به دوره کودکی و جوانی اش، در قیاس با بخشهای مربوط به میانسالی اش کلی گویانه تر باشد به همین لحاظ خاطرات سالهایی که چندان از آن دور نشده دقیق تر و با جزئیات بیشتری نوشته شده اند و خاطرات قدیمی تر متکی به تخیل و توصیفات شاعرانه است.

گذشته از این مسئله، نرودا در کلیت این اثر نیز تمایلی به نوشتن به شکل کلاسیک نداشته تا خاطراتش را با یک روند خطی مبتنی بر توالی زمان پیش ببرد. این رویکرد اگرچه باعث شده خواننده نتواند سیر زمانی و توالی اتفاقاتی که نرودا از سر گذرانده را به طور روشن و دقیق دریابد، اما در عوض بر غنای وجوه هنری و ادبی اثر افزوده است.

البته دوران آرامش نرودا ، پس از یک عمر دربه دری، مبارزه و تبعید، چندان طولانی نبود همانند همه مردم شیلی آرزوهای او نیز با کودتای نظامی ژنرال پنوشه نقش برآب شد؛بنابراین او هنگامی که مشغول نوشتن این اثر بود، به شکلی مشکوک درگذشت و نه فرصت کامل کردن آن را یافت و نه فرصت بازنگری و انجام اصلاحات. در واقع کتاب حاضر پس از مرگ او به کوشش همسر نرودا و یکی از دوستان نزدیکش جمع آوری و برای انتشار تصحیح شد.

همین نکته باعث شده این خاطرات حالتی پازل وار به خود بگیرد هر تکه پازل چونان روایتی است که نرودا در یک نشست درباره خاطرات گذشته اش نوشته است. چنین کیفیتی البته جذابیت های خاص خود را نیز دارد چرا که کار مخاطب را نیز آسان ساخته و بر تنوع محتوای کتاب افزوده است.

در شکل فعلی کلیت کتاب به 12 فصل تقسیم شده که هر یک به دوره ای از زندگی نرودا می پردازد. کتاب با توصیفاتی شاعرانه و روایتی دلنشین از ایام کودکی نرودا در دل طبیعتی بکر آغاز می شود و تا ایام روی کار آمدن آلنده ادامه می یابد. نرودا اگر چه فرصت پرداختن به حوادث کودتا را که با روندی تند از راه می رسد پیدا نمی کند، اما از شنیدن خبر مرگ آلنده آنقدر غمگین می شود که به نوشتن درباره این اتفاق می پردازد و این آخرین بخش از خاطرات نرودا را تشکیل می دهد.

با توجه به آنچه درباره کتاب و چگونگی ساختار آن گفته شد، بی فایده نبود اگر مترجم سالشمار وقایع زندگی نرودا را به انتهای کتاب پیوست می کرد تا مخاطبی که کمتر با روند زندگی او آشناست، رخدادهای مهم زندگی او را با ترتیب زمانی در اختیار داشته باشند اما به هر حال این چیزی نیست که دسترسی به آن در این روزگار دشوار باشد؛ مهم خود کتاب است که به مثابه یک اثر ادبی هم می توان از خواندن آن و ظرافت های شاعرانه اش لذت برد و هم از اطلاعاتی که درباره زندگی نرودا، تاریخ شیلی، گوشه هایی از تاریخ اروپا و نیز فصولی از زندگی برخی شخصیت های ادبی و هنری بهره برد.

http://www.alef.ir/book
مشتاق حسین این را خواند
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کمتر نویسنده ای این شانس را پیدا می کند که خالق اثری باشد که شخصیت اصلی آن پا از ساحت ادبیات فرانهاده و وارد حافظه جمعی مردم کشورش شود. چنان که به عنوان مصداقی دارای بار معنایی خاص که از یک نوع نگرش و طرز فکر در زندگی حکایت می‌کند، محسوب شود. ایوان گانچاروف نویسنده ای که در ایران و جهان با رمان آبلومف معروف است از چنین شانسی برخوردار بوده است. تا جایی که ایوان تورگنیف می‌گوید: «تا زمانی یک روس در دنیا باقی بماند، آبلوموف هم زنده خواهد ماند.» به این ترتیب آبلومفیسم اسطوره‌ای است که از دل ادبیات برخاسته از فرهنگ روسی به هر کسی که دچار رخوت و بی حالی روحی شود نسبت داده می شود.

گانچاروف کارنامه بلند و بالایی ندارد: سه رمان، یک سفرنامه آثار اصلی او را تشکیل می دهد که باید به آنها چند داستان کوتاه ، نوشته های خاطره نگارانه و همچنین نقد ادبی نیز افزود. این کارنامه به ظاهر کوچک اما به واقع پروپیمان سه رمان زیر را شامل می شود که هریک به شکلی نمادین به دوره ای از حیات مردم روس اشاره دارد: «داستان همیشگی»، «آبلوموف» و «پرتگاه» سه شخصیت اصلی این رمانها نیز نماد آدمهایی بر آمده از این دوران هستند؛ آدمهایی که گانچاروف با بهره بردن از ویژگی های آنها و همچنین حوادثی که از سر می گذرانند به بازتاب دادن، سه دوره از حیات جمعی مردم آن سرزمین پرداخته است.

... دیدن ادامه » اگر چه آبلوموف به عنوان شاهکار این نویسنده معروف شده و دیگر آثار این نویسنده را تحت الشعاع خود قرار داده است؛ اما این مسئله نباید باعث غافل شدن از دیگر رمانهای گانچاروف گردد. هر سه این آثار دستاورد ذهنی نویسنده‌ای است که آگاهی عجیبی از روان شناسی اجتماعی دوران خود دارد. این مسئله را در قالب آثاری داستانی به مخاطب عرضه می کند. گانچاروف به وسواس در نوشتن شهره بود چنان که تقریبا هر ده سال یکبار رمانی به قلم او منتشر می شد. این وسواس از آنجا سرچشمه می گرفت که گانچارف ترجیح می داد رمانش به لحاظ مضمونی پروپیمان باشد، برخی منتقدان براین باور بودند با محتوای یک اثر او دیگران ده رمان می نویسند! البته گانچاروف برای این منظور، نه از روش بیان مستقیم که از روش انتقال معنا در دل اثر بهره می برد، و البته همواره نیز از اینکه آثارش آن گونه که باید درک نشوند در هراس بود.

وسواس او هنگام نوشتن سومین و آخرین رمانش پرتگاه به حدی بود که می ترسید عمرش برای به پایان رساندن آن کفاف نکند، اما به هر حال این رمان در سال 1869 منتشر شد و خود او نیز تا سالها بعد زنده ماند.

گانچاروف معتقد بود کسانی که می خواهند از آثار نوشته شده توسط او بیشترین بهره را ببرند باید با خواندن «داستان همیشگی» شروع کنند و این رمان دری است که برای رسیدن به «آبلوموف» و «پرتگاه» باید از آن گذشت.

این رمان که با ترجمه خوب حشمت الله کامرانی به فارسی درآمده و چاپ تازه‌ی آن در سری کتابهای هرمس جیبی به بازار فرستاده شده است، نه تنها اثری کلیدی در کارنامه گانچاروف که یکی از آثار مهم در تاریخ ادبیات روسیه نیز هست. البته تاکید گانچاروف بر خواندن این اثر پیش از دیگر آثارش، ناظر به اهمیت این رمان در فهم فضای حاکم بر آثارش و سیر تکاملی آنهاست. به بیان دیگر این گونه نیست که رمانهای بعدی او به دلیل برخورداری از ارتباط داستانی با «داستان همیشگی» بدون خواندن این رمان قابل فهم نباشند. گانچاروف با این آثار به شکلی نمادین قصد نشان دادن سه دوره از تاریخ روسیه را داشت که پس از یکدیگر واقع شده بودند و با توجه به وسواس عدم درک آثارش چنین پیشنهادی را مطرح می ساخت.

«داستان همیشگی» همچون دیگر آثار این نویسنده به سبک رئالیستی نوشته شده و از منظر تاریخی از گانچاروف با این اثر پیشگام در رئالیسم در ادبیات روسیه محسوب می شود و نقش پر رنگی در کلید زدن جریانی دارد که به پایان دادن به رمانتیسم در ادبیات روسی انجامید. این رمان از یک منظر شرح تفاوت ها و شکافهای فکری میان نسلهای مختلف و همچنین مردم روسیه در آن روزگار است. الکساندر آدویف شخصیت اصلی رمان که از محیط روستایی به کلان شهر آن روزگار وارد می شود، نماینده نسل جوانی است که چالش های بسیاری با عمویش پیوتر اوانیچ (نماینده نسل قبل از او) دارد. از دیگر سو او نماد روح سنتی روسیه است که در تقابل با عمویش که نماد بخش متاثر از مدرنیته در این سرزمین قراردارد. از این منظر رمان حاضر را می توان شرح رویارویی الکساندر آدویف با چندوچون زندگی در دنیای جدید که رو به مدرن شدن دارد ارزیابی کرد. دستاورد این رویارویی به هم ریختن تصورات پیشین و شکل گرفتن دریافت هایی تازه درباره راه و رسم زندگی در جامعه آن روزگار است که چالش هایی در زمینه های مختلف پیش می آورد. تغییرات الکساندر آدویف جوان ساده دلی که وارد شهر بزرگ شده به گونه ای است که دیگر او قابل شناسایی نیست، تا آنجا که حتی برای الکساندر آدویف که روزگاری دوری از دختر مورد علاقه اش را ناممکن می دانست، با قرارگرفتن در موقعیت هایی تازه نه تنها او را فراموش می کند که حتی عشقی تازه را جایگزین او می سازد.

گانچاروف در این رمان به زیبایی تغییر آدمها را متاثر از قرار گرفتن در موقعیت هایی تازه به نمایش گذاشته است. او در پایان رمان این شخصیت ها را (و به عبارتی جریانهایی که نمایندگی می کنند را) در بن بستی قرار می دهد که از دید نویسنده سرنوشت آن دوره روسیه نیز محسوب می شود. حسن کار گانچاروف این است که نسبت این شخصیت ها و موقعیت های دراماتیک اثر موضع روایتگرایانه خود را حفظ کرده و دست به قضاوت و جانبداری نزده است به همین دلیل ذهن مخاطب را برای برداشت های شخصی خود آزاد می گذارد. این مسئله در آن روزگار که نویسندگان به کرات به قضاوت و نتیجه گیری در دل داستانها می پرداختند امری نوآورانه محسوب می شد.

گانچاروف در هنگام نوشتن این اثر اگر چه هنوز پختگی سالهایی که آبلوموف را نوشت نداشت، اما در عوض از سرخوشی و میلی بازیگوشانه در روایت رمان بهره برده که جذابیت ویژه ای برای «داستان همیشگی» به همراه آورده است. به همین دلیل رمان حاضر نه فقط اثری خواندنی و حتی سرگرم کننده محسوب می‌شود بلکه یکی از آثار مهم در تاریخ ادبیات روسیه به حساب می آید، به خصوص به عنوان یکی از سرفصل های رئالیسم روسی که در سده بعد با روی کار آمدن حزب کمونیسم یکسره به مسیری دیگر افتاد .

حشمت الله کامرانی علاوه بر ترجمه روان و خوبی که از این اثر ارائه کرده با افزودن دو پیوست به انتهای کتاب شرایطی را مهیا ساخته تا خواننده به درک بهتری از اثر برسد. «زندگی و چگونه زیستن» نوشته ای است به قلم ویکتور روزف که تحلیلی خواندنی از «داستان همیشگی» و با اشاره به دیگر آثار گانچاروف را پیش روی خواننده می گذارد.

پایان بخش کتاب نیز گزیده ای از مطلبی با عنوان «دیر بهتر تا هرگز» به قلم گانچاروف است. در این مقاله که در دهه های پایانی عمر او نوشته شده، گانچاروف نگاهی دارد به راه و رسم خود در نوشتن و همچنین درباره سوالاتی که اغلب درباره شیوه کارش و مدت زمان طولانی ای که صرف نوشتن می کند، به پاسخگویی پرداخته است.

سرانجام اینکه نمی توان به کتاب حاضر اشاره کرد و به شکل انتشار آن در قالب مجموعه هرمس جیبی توجهی نداشت. بی اغراق مجموعه هرمس جیبی، به لحاظ کتاب‌پردازی یکی از شکیل ترین و البته خوش دست ترین قطع های جیبی در دهه های گذشته بوده و حکایت از آن دارد که ناشر از جنبه های مختلف به شکلی حساب شده آن را طراحی و اجرا کرده است. چنین تمهیدی باعث شده، در روزگاری که برخی گرانی کتاب را بهانه ای برای کتاب نخواندن عنوان می کنند، اثری ارزنده را در حجمی بیش از پانصد صفحه با قیمتی به بازار ارائه شده که معمولا روی پشت جلد کتابهای هشتاد صفحه ای شاهد آن هستیم. با این اوصاف کتاب حاضر از هر منظر می تواند گزینه ای مناسب برای علاقمندان کتاب و به خصوص شاهکارهای کلاسیک دنیای ادبیات، محسوب شود.

http://www.alef.ir/book
مشتاق حسین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می‌گویند تصویر، ارزش 1000 کلمه را دارد، ولی تصویر به ندرت بدون همراهی با دیگر عناصر بصری تأثیرگذار است و اضافه‌شدن رنگ به تصویر می‌تواند به عنوان روشی مؤثر برای انتقال سریع اطلاعات به بیننده یا برانگیختن حس و حالت خاصی مورد استفاده قرار گیرد و حتی الهام‌بخش باشد. بیش از 80 درصد از دریافت حسی ما، به وسیله برداشت بصری مشخص می‌شود و آنچه می‌بینیم مهم‌ترین عامل در شناخت دنیای دوروبر ماست. با درنظرگرفتن اهمیت بینایی و غلبه رنگ‌ها در دنیای طبیعی، جایگاه مطالعه و تجربه رنگ‌شناسی بیشتر مشخص می‌شود و کتاب «عناصر ساختار طرح: اصول رنگ» می‌تواند به عنوان یکی از منابع ضروری و مهم در این حوزه و زمینه درنظر گرفته شود.

از ویژگی‌های این کتاب محدود نبودن به مفاهیم زیبایی‌شناسی و آثار هنری است چنان که در صفحه 111 به کاربرد رنگ در اهداف سیاسی اشاره می‌شود و نشان می‌دهد انقلاب‌ها، کشورها و احزاب سیاسی اغلب از رنگ‌های خاصی برای تمایز استفاده کرده‌اند. همچنین رنگ می‌تواند توانایی ما را در انجام کارها بیشتر کند و در بهبود و بالابردن روحیه کارکنان و بازده‌ی بیشتر کار، بسیار مؤثر باشد.
... دیدن ادامه »
از دیگر رموز امروزی و کمتر شناخته شده برای ایجاد ارتباط درست و بهره‌برداری از واکنش‌های مخاطبان نسبت به فام‌ها و ترکیبات خاص رنگی، روان‌شناسی رنگ هم از دیدگاه نظریه‌پردازی و هم کاربردی است؛ حوزه‌ای که دانشمندان و روان‌شناسان درباره رابطه مفهوم رنگ با خودآگاه و ناخودآگاه انسان و معانی نهفته در آن پژوهش کرده‌اند و در این زمینه در کتاب حاضر، به روان‌شناس سوئیسی کارل یونگ، و پدر روان‌شناسی نوین زیگموند فروید نیز اشاره شده است.

رنگ می‌تواند در تغییر رفتار انسان نیز نقش ایفا کند و در احساس ما تغییر به وجود آورد. این نکته فقط مورد توجه هنرمندان نیست، مثلا «در ولز، پلیس، دیوار سلول‌های زندان را به رنگ آبی سلطنتی نقاشی کرده بود زیرا شواهد نشان می‌دادند رنگ آبی مشوق راستگویی است».

انتخاب ترکیبات موفق رنگ، می‌تواند در رشته‌های مختلف از جمله مُد و طراحی داخلی، در فروش و استقبال مردم تأثیر بسزایی داشته باشد. در اغلب موارد، انتخاب رنگ‌ها برای طراحی، بیشتر توسط پیام و اهداف مخاطبان شناسایی می‌شود و در برخی موارد، مُدهای فصلی و پیش‌بینی‌ رنگی، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و نیازمند استفاده از منابع دیگری است که در این کتاب به سایت‌های مفیدی اشاره می‌شود که می‌تواند در دسترستی به اطلاعات به روز و استفاده از امکانات متنوع فضاهای رنگی به کمک طراحان و سفارش‌دهندگان بیاید. به عنوان نمونه، گروه بازاریابی رنگ (www.colormarketing.org) با اطلاعات رنگی محلی و صنعتی ویژه‌ای که دارد، همکار حرفه‌ای‌ها و مرجع مُدهای رنگی است. مؤسسة رنگی پنتون (www.panton.com) نیز پیش‌بینی‌های فصلی را به صورت آنلاین و دانلود مجانی با فایل PDF منتشر می‌کند.

مطالب و موضوعات کاربردی این کتاب، مؤلف را از پرداختن به موضوعات و معضلات جدیدی که کمتر به آن پرداخته شده است غافل نمی‌کند. در صفحه 74 به موضوع «کوررنگی» یا ناتوانی در دیدن رنگ‌های خاص که حدود 10درصد از مردم سراسر دنیا به آن مبتلا هستند اشاره شده است و یکی از طراحانی را معرفی می‌کند که با الهام از این فکر که طرح می‌تواند تأثیر مثبتی در زندگی مردم داشته باشد، رنگ‌ساز را آفرید (www.coloradd.net) ؛ برنامه‌ای برای کمک به کسانی که از کوررنگی رنج می‌برند و همچنین طراحانی که استفاده حرفه‌ای از سری رنگ‌ها را در طراحی، مد، طراحی داخلی یا معماری لازم دارند.

خصوصیات منطقه‌ای، جغرافیایی و فرهنگی از نکات جذاب دیگر مبحث رنگ است که طراح باید به آن توجه کند و به خصوصیات مخاطب مورد هدف آگاه باشد و تلفیق ایده‌ها در ارتباط با رنگ و فرهنگ می‌تواند چالشی هیجان‌انگیز و جالب باشد.

موضوع مهم دیگری که مؤلف بدان اندیشیده جنبه شناساگر و ماندگاربودن رنگ در خلق نشان تجاری یا هویت بصری برای یک شرکت است؛ موضوعی که نشان می‌دهد شرکت‌هایی که در نشان تجاری خود استفادة موفقی از رنگ کرده‌اند، همگی شناخته‌شده و به یادماندنی هسنتد.

مواردی که بدان اشاره شد، مرور برخی نکات ظریف و مهمی است که بدون توجه به ‌آن‌ها نباید انتظار خلق یک اثر هنری و یا طراحی موفقی در حوزه Design و چندرسانه‌ای (multimedia) و وب‌سایت داشته باشیم. زیرا رنگ یک ابزار ممتاز سازمان‌دهی و ارتباط است و در نشانه‌شناسی می‌تواند الگویی راهگشا در رسیدن به چندین ایده، راهنما و حس‌آفرین باشد و این همان موضوعاتی است که در کتاب «عناصر ساختار طرح: اصول رنگ» بدان پرداخته شده است.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ویلیام سیدنی پورتر را همه به عنوان یک داستان کوتاه نویس نامدار و سهل الممتنع می‌شناسند که سبک خاصی را بر پایه لطافت طبع و پایانی غافلگیر کننده پایه گذاری کرد. نویسنده‌ای که به گفته خودش برخی از بهترین ایده‌های داستان‌هایش را از نیمکت پارک‌ها، تیرهای چراغ برق و دکه‌های روزنامه‌فروشی گرفته‌است. به راستی که دنیای داستان کوتاه دنیای قطعه‌ها و برشهایی ناب از لحظه‌های زودگذر زندگی است که در نگاه اول ساده و پیش پا افتاده می‌آیند اما در دنیای ادبیات با دوربینی نافذ و موشکاف، یک لحظه تبدیل به ابدیتی شکوهمند می‌شود و همه اینها سرچشمه گرفته از یک لحظه درنگ و یک لحظه کشف و شهود از دنیایی دیگر است.

پس از درگذشت اُ. هنری در سال 1910، بنیادی به نام این نویسنده در آمریکا تاسیس شد. نزدیک به یک قرن است که دوستان ویلیام سیدنی پورتر به احترام او و سبکی که در ادبیات داستانی امریکا بنا نهاد، جایزه‌ای بنام اُ. هنری برگزار کردند که داوران این جایزه ادبی هر ساله، بیست داستان را برگزیده و سه داستان از این بیست داستان را برنده اعلام کردند. داستانهای برتر این رقابتها در نشریات مختلف از جمله نیویورکر و نیوانگلند ریویو منتشر می‌شد. پروژه‌ی ترجمه 90 جلد کتاب از 90 سال داستان نویسی در مکتب اُ. هنری به همت انتشارات نیستان در ایران در نوع خود حرکت ارزشمند و تازه‌ای است که با توجه به تنوع موضوعی داستانها، به آشنایی مخاطب فارسی زبان با سیر تحول ادبیات داستانی در امریکا در طول این 90 سال از دوره کلاسیک تا مدرن و همچنین معرفی داستان نویسان برتر امریکا کمک شایانی می‌کند.

کتاب ... دیدن ادامه » «بعضی زنها» شامل 11 داستان کوتاه از برترین داستان نویسان انگلیسی زبان دنیا از جمله: ران رَش، آلیس مونرو، جِس رو و... است که با ترجمه روان لیدا طرزی و مقدمه لورا فورمن- سردبیر جایزه ادبی اُ. هنری- منتشر شده است تا افق تازه‌ای از ادبیات داستانی انگلیسی زبان را به روی مخاطبان بگشاید. این مجموعه درواقع شامل داستانهای برگزیده جایزه اُ. هنری در سال 2010 می‌باشد که به لحاظ تاریخی آثار این مجموعه در سبک و سیاق فرمی و محتوایی داستان‌های دهه اول قرن بیست و یکم نگارش شده‌اند.

عنوان این مجموعه از نام داستانی از آلیس مونرو در همین کتاب برداشت شده است؛ داستانی کاملا زنانه و موجز درباره پیچیدگی‌های روحی و شخصیتی افراد و روابطشان با یکدیگر از دریچه روایت یک پیرزن سالخورده.

یکی از داستانهای شاهکار مجموعه حاضر، داستان «تا گوسفندان در امان بچرند» نوشته «جس رو» می‌باشد که با ظرافت در روایتی سیال از زبان یک نیمچه فیلسوف خرده روایتهایی را به موازات یکدیگر پیش می‌برد و باز با فلش‌بکهایی به نقاط مشخصی در ابتدای داستان برمی‌گردد و با درون کاوی شخصیت اصلی که راوی داستان نیز می‌باشد مخاطب را به درون روح و روان شخصیت فرامی‌خواند و درگیر درگیریهای راوی می‌کند.

جنگ، مرگ، بدشانسی، رابطه انسان و طبیعت و سایر دغدغه‌های انسانی از جمله مضامینی است که جان و دل داستانهای این مجموعه را بهم پیوند می‌زند. و مسائل فرهنگی و اجتماعی مطرح در دهه نخست قرن بیست و یکم را به خوبی به تصویر می‌کشد به خصوص در داستان اول این کتاب، «آن آوازهای گاوچرانی قدیمی» نوشته آنی پرولکس که قصه‌ای بسیار غمگین و تاثیرگذار دارد، درباره زوج بسیار جوانی که در آستانه بچه‌دار شدن مشکلات عدیده‌ای گریبانشان را می‌گیرد؛ داستانی مملو از رنج انسانی در برابر خشونت طبیعت که با لطافت و ظرافت هر چه تمام‌تر به تصویر کشیده شده است و شاید بیشتر از هر داستان دیگری در این مجموعه، مخاطب را با یک اثر به غایت امریکایی روبه‌رو می‌کند... گویی ناتورالیسم آن گونه که در فرانسه با آثار امیل زولا اوج گرفت و آن گونه که در امریکا با آثار جک لندن و همینگوی به حیات خود ادامه داد، چنان در روح و جان و فرهنگ این سرزمین پهناور رسوخ کرده که حالا حالاها قصد رخت بربستن از ادبیات، ترانه‌ها، رویاها و کابوسهای این دیار را ندارد.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انسان قرن بیستمی هنوز از بحران دو جنگ جهانی رها نشده بود که با بحران هویت (Identity Crisis) و از خودبیگانگی (Alienation) یا الینه شدن مواجه شد. بحرانی که او را از مفهوم خویشتن، خالی و بدون ایجاد پیوند با فردیتش، خانواده، اجتماع و محیط پیرامونی و کارش و البته تهی از محتوای زندگی کرد. شتاب صنعتی شدن، توأم شد با سیاست‌های تمامیت‌خواهانه سیاست‌مداران جهان. آن چنان که فردی چون سناتور مک کارتی سعی کرد در ایالات متحده، علیه جریان فکری پویای جامعه که از قضا درصدد از بین بردن معضلات به وجود آمده بود، بایستد و همه مصلحان مستقل جامعه را که به قدرت وابسته نبودند، متهم به کمونیست کرد و در لیست سیاه مشهورش قرار داد. این روش سیاست‌ورزی به مرور به تمام جهان نیز تسری پیدا کرد و انسان آن روزگار که تاب و توان شتاب آن را نداشت با انسداد اندیشه مواجه شد و خود را به مثابه ابزاری تابع همان بحران‌ها دید. این جریان بیمار با دگرگونی‌هایی به قرن معاصر که در دهه دوم آن به سرمی‌بریم، منتقل شد که دستاورد ننگین آن، تروریسم گسترده می‌باشد.

کتاب انسان موجودی یکروزه اثر دکتر اروین یالوم سعی دارد به بررسی موشکافانه مفهوم ارتباط و هویت انسانی در قالب روش‌های مشاوره با بهره‌گیری از تکنیک داستان‌نویسی بپردازد. مترجم اثر می‌نویسد: ... این چنین است که کسی می‌آید و کسی می‌میرد. (صفحه 14) اما پیام جاری یالوم در این آمدن و رفتن همان تأکید بر مفهوم محتوا، هویت و رابطه است. مثلثی که در جوامع کنونی با روان بشریت بیگانه می‌باشد. در داستان درمان معیوب، به یالوم این احساس دست داده که نقشش به عنوان درمانگر با درمانجو (پل انروز نویسنده) عوض شده است. ... من در این تصور بودم که با او مصاحبه می‌کنم در حالی که در واقع او بود که با من مصاحبه می‌کرد. قاعدتاً باید چنین باشد.(صفحه24). در اینجا مفهوم پشتیبان برای فرار از مرگ مطرح است. مرگی که انسان تهی از معنا را از خوشی‌های دروغینش هم جدا می‌کند. در داستان دوم هنگامی که یالوم با چارلز تاجر که فقدان پدر را در 8 سالگی تجربه کرده است و پس از آن، معلم کلاس نجاری و یک همکار را ناخودآگاه در نقش پدر دیده تا از واقعیت مرگ گریزان باشد. یالوم با نقل یک تجربه تلاش می‌کند معنا را به زندگی تهی او تزریق کند. در آخر هم: «... بله، دقیقاً. منظورم اینه که پیش‌بینی پایان راه، گاهی باعث می‌شه که به زمان حال با سرزندگی بیشتری چنگ بزنیم.». (صفحه47). و با یک حداحافظی پس از آن زندگی چارلز سرشار از معنا می‌شود.
... دیدن ادامه »
داستان دیگر، آرابسک پیچیده است؛ ناتاشای درمانجو پس از ابتلا به نقرس، کار در باله و همینطور، همسرش را از دست می‌دهد. یالوم با استفاده از تکنیک تداعی آزاد، اندیشه او را منظم و هدفمند می‌سازد و او از خیالبافی که به بی‌راهه کشانده، نجات می‌یابد: «... برای من یکی از تاریک‌ترین ابعاد مرگ اینه که، وقتی می‌میرم، تمام دنیای من – که دنیای خاطراتم هستند، یا مملو از آدم‌هایی که می‌شناختم، دنیایی که انگار ریشه‌هایش در سنگ خارا فرورفته – با من ناپدید خواهند شد...» (صفحات65و66).

داستان مولی، متشکرم سراسر درباره مواجهه دکتر کراس با مرگ است؛ مرگ برادر معتادش. کراس 30 سال بعد از آخرین مراجعه‌اش به یالوم، حالا خوب است و زندگی تشکیل داده و این ناشی از همکاری مولی، منشی فوت شده یالوم در سروسامان دادن محیط فیزیکی خانه اوست. به همین سادگی. ریک اونز ، مدیرکل بازنشسته، قهرمان داستان پنجم است که همه را از موضع بالا می‌بیند و خود را فردی خلاق می‌ داند. تمام استعدادش را در نداشتن رابطه با محیط اطراف متمرکز کرده است. اما اونز به تعادل می‌رسد و در ایمیلی به یالوم، حلقه مفقوده بهبود اختلال خود را در شاه بیت یک ترانه می‌یابد:« ...آه، به من زمینی اهداکن، زمینی به زیر آسمانهای پرستاره، مرا اسیر مکن...».

پیشگیری از فرار از خود واقعی، درونمایه اصلی داستان ششم است؛ «ملاحظه بچه‌هاتو بکن». جاستین پرستار یک بیمار که همکار فوت شده اوست،سرطان و یک پسر معتاد دارد. او با نجوایی در گوش همکار یالوم او را به زندگی بازگردانده اما خود در چنبره مرگ گرفتار است. بالاخره او هم بیماری سرطان خود را به دوستان خود می‌گوید و با رسیدن به آرامش و تعادل، بزرگ‌ترین چالش پیش از مرگ خود را حل می‌کند. «در حال زندگی کن!»؛ این پیام داستان هفتم کتاب است و پاسخ نهایی به عمده آلام و اختلالات روانی انسان‌ها. سالی، پیرزن 60 ساله که آثار نوشته شده خود را از 42 سال قبل نگه داشته، توانایی مواجهه با آن‌ها را ندارد. ناخودآگاه باید با گذشته پردرد و آرزوی هم زمان نویسنده شدن مواجه بشود. یالوم که خود نویسنده است، ضمن تعامل با درمانجویش، او را به تعادل و آرامش می‌رساند و او از یک مرحله سخت زندگی عبور می‌کند.

الی در داستان «برو گم شو دنبال مرض کشنده خودت باش: تجلیل از الی»، درمانجویی مبتلا به سرطان است که در فرایند نزولی مرگ قرار دارد، اما به حریم خصوصی به شدت پایبند می‌باشد که در جهان فناورانه امروزی تحدید شده است. او افراد فضول را دچار شهوت کنجکاوی می‌داند که می‌خواهند به ارضای بیمارگونه فضولی خود بپردازند. دکتر یالوم به مواجهه خود با مرگ اشاره می‌کند و فرار از آن را پناه بردن به تور می‌داند که سوراخ بزرگی در وسط آن است. در این داستان هردو –یالوم و الی- به مکاشفه در خویشتن می‌پردازند. داستان نهم با عنوان سه بار گریستن هم درباره مرگ است. هلنا، روانشناسی که در سوگ دوستش نشسته، طی چالشی با مکانیسم دفاعی انکار او، سعی می‌کند دوستش را از گذشته‌اش حذف کند اما یالوم این کار را تشخیص قراردادی تعبیر می‌کند و هلنا را که یک روانشناس است، از این رفتار برحذر می‌کند. داستان دهم، انسان موجودی یکروزه، عنوان اصلی کتاب است؛ او دیدگاه روان‌شناسانه درمانجوهایش –جارود و آندرو- را با اندیشه‌های مارکوس اورلیوس، فیلسوف امپراطور یونانی که ایده اصلی نوشتن کتاب بوده، همسو کرده و آنان را متعهد به زندگی و پذیرش واقعیت آن می‌کند. یالوم در یک پس گفتار و مترجم اثر در یک مصاحبه اختصاصی سعی کرده پیام نویسنده کتاب را به صورت بهتری به مخاطب آن منتقل نماید.

http://www.alef.ir/book
فهیمه نصرالهی و parisa zendebudi این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی نویسنده‌ها فیلم‌ساز می‌شوند، در آثار تصویری‌شان، هم به جزئیات صحنه و اجزای دیگری در گفتار و رفتار شخصیت‌ها توجه می‌کنند، هم دیالوگ‌ها را اصولی‌تر می‌نویسند. منطق فیلمنامه هم که جای خود دارد؛ برمبنای منطق داستان‌نویسی تنظیمش می‌کنند. وقتی ‌هم که فیلمسازی نویسنده می‌شود، یکی از اتفاق‌های مبارک در آثارش این است که به تصویرسازی و خیال‌پردازی، برمبنای اصل استوار مدیوم سینما، توجه ویژه وجود دارد.

نیما قلی‌زادگان از نسل سینماگران جدید امروز و نیز سینمادوستانی است که در نویسندگی و مشخصا داستان‌نویسی هم طبع‌آزمایی کرده است. رمان «ملاقات با شانا» تازه ترین تجربه‌ی منتشرشده‌ او در این عرصه، محسوب می شود.

قلی‌زادگان ... دیدن ادامه » فیلمسازی است که مستندهایی در تحلیل یک عمر فیلمسازی برخی از چهره های سینمایی در کارنامه خود دارد و از طرفی چند کار پژوهشی نیز در حوزه‌های مورد علاقه‌اش تدوین کرده که نشانگر روح جست‌وجوگر و کنکاش‌گر اوست. همین روحیه شاید موجب شده وقتی ‌که در یک اثر داستانی دست به قلم گرفته، برمبنای آینده‌نگری یا اصل حکمی، عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی، اثری در حال و هوای پساآخرالزمانی نگاشته شود.

شاید مانند آن‌چه که وقتی ژول ورن تصویر می‌کرد، عجیب می‌نمود اما چند دهه بعد همان عجایب به واقعیت‌های معمول و مرسوم تبدیل شدند، شهر و جامعه‌ی آینده‌ای که قلی‌زادگان چیده و تصویر کرده، شاید الان عجیب و علمی- تخیلی محسوب شود اما شاید همین ماجرا چند دهه بعد نع علمی تخیلی و نه حتی محتمل که به امری بدیهی در زندگی بدل شود.

او در رمانی 123 صفحه‌ای، آینده‌ای را تصویر کرده که انسان را شبیه‌سازی می‌کنند؛ آن‌هم نوعی شبیه‌سازی که اصلا قابل تمیز و تشخیص نیست. انسان شبیه‌سازی‌شده به درون جامعه فرستاده می‌شود و یک زندگی عادی را در پیش می‌گیرد اما در کمال تعجب، این نمونه‌ی ساختگی از انسان هم درگیر همان عواطف انسانی معمول می‌شود، عاشق می‌شود، کنجکاوی می‌کند و درنهایت هم بر آن‌ها که او را پدید آورده و حیات بخشیده‌اند، عصیان می‌کند و عملا باعث می‌شود که پروژه با شکست در عمل به نفس و نیت طراحان و مجریانش مواجه شود.

با این فرض که تمام داستان‌ها با کاراکترهایی که خلق می‌کنند، به‌دنبال پاسخ دادن به سوالی هستند، قلی‌زادگان در رمان «ملاقات با شانا» در پی این بوده که با توجه به توسعه‌ی ساخت اعضای بدن مصنوعی انسان، اگر علم تا جایی پیشرفت کند که قلب و مغز هم بتواند بسازد، سرنوشت انسان به چه سمتی سوق پیدا می‌کند؟ در این صورت، احساسات او چقدر طبیعی است و اصلا چه شکلی می‌شود؟ اگر این اتفاق برای مغز و قلب انسان بیفتد، چه پیش می‌آید؟ مثلا اگر کلیت یک انسان به‌صورت مصنوعی تولید شود، چه اتفاقی برای انسان رخ می‌دهد؟ این قطعا ایده‌ی اثر بوده و نویسنده بعد از طرح ایده، به‌دنبال قصه‌پردازی رفته است.

زبان، لحن و روایت در داستانی از جنس ملاقات با شانا نیز قطعا عاملی تاثیرگذار بوده است. معمولا ادبیات این نوع داستان‌ها به خاطر فضا، شخصیت و پیچیدگی‌هایی که دارد، و همچنین نوع تصویرهایی که برای مخاطب غریب و ناآشنا هستند، باید ساده باشد؛ چون به دنیا و زمانی مربوط است که هنوز نرسیده است. بنابراین، گفتن از دنیایی چنین ناملموس، نباید پیچیده باشد. در غیر این‌صورت، احتمال دارد بخشی از حرف و متن اصلی از دست برود. بنابراین نویسنده تا جایی که امکان داشته، سعی کرده‌ در این رمان از جمله‌ها و گفت‌وگوهای ساده استفاده کند.

اما مخاطب این رمان چه کسانی هستند؟ شاید حتا درباره‌ی گروه سنی مخاطب رمان «ملاقات با شانا» هم نتوان با قطعیت حکم داد. مخاطب رمان «ملاقات با شانا» خیلی از افراد می‌توانند باشند اما کسانی که به دنبال ادبیات داستانی متنوع‌تری هستند و در حوزه ادبیات داستانی تنوع را دنبال می‌کنند، با این رمان بیشتر می‌توانند ارتباط بگیرند و برای‌شان جذاب‌تر است. رمان به‌طور کلی برای سن خاصی طراحی نشده است، اما به خاطر اینکه شخصیت اصلی داستان خانم است، برای خانم‌ها باید جذاب‌تر باشد. همچنین با توجه به حال و هوا و حجم آن، برای آن‌ها که در پایان دوره‌ی نوجوانی و نیز در محدوده‌ی جوانی عمر خود هستند شاید گیراتر و دلچسب‌تر باشد.

خود قلی‌زادگان درباره‌ی سبک داستان «ملاقات با شانا» گفته است، نمی‌شود گفت که سبک این کتاب علمی تخیلی است اما مطمئنا یکی از زیرشاخه‌های آن است. همچنین نمی‌توان گفت رئالیزم جادویی است، چون رئالیزم جادویی تغزلی است. شاید سبک این کتاب در ژانری ترکیبی از علمی- تخیلی و رئالیزم جادویی قرار بگیرد. شاید هم سبکی ابداعی، یا شاید روایتی کمی پیش‌روتر از آن‌چه می‌بینیم، درباره‌ی زندگی و دنیای که کمی دیر یا زود، خواهیم دید.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جف اولسون را باید در رده نویسندگانی همچون پیتر دراکر، دیل کارنگی و کن بلانچارد محسوب کرد که با خوشبینی و راهکارهای ساده و عملیاتی سعی در تغییر نگرش و خودآگاهی مخاطب نسبت به توانایی‌های نهفته خود، برای نیل به موفقیت و خوشبختی در زندگی دارند. این نوع نگرش که با در هم آمیختن مفاهیم عمومی مدیریت و روان‌شناسی سبک جدیدی در نوشتن کتاب‌های موفقیت ایجاد کرده، با استقبال بسیار خوبی هم از طرف مخاطبان مواجه شده است. لازم به ذکر است که این گونه از کتاب‌های مدیریتی را نباید در رده کتابهای دانشگاهی دسته‌بندی کرد چرا که اساسا این گونه مواجهه باعث دلسردی مخاطب می‌شود. نویسندگان فوق‌الذکر، خود از متخصصان و نظریه‌پردازان عرصه مدیریت هستند اما آگاهانه سعی در ساده‌سازی مفاهیم مدیریتی دارند تا بتوانند آن را برای گستره‌ای از مخاطبان کاربردی کنند. مزیت رقابتی این گونه نوشته‌ها در این است که همه مخاطبان می‌توانند خودشان را در این کتاب‌ها پیدا کنند و ارزیابی نسبتا دقیقی از توانایی‌ها و یا نقاط ضعف خود به‌دست آورند. برای خواندن این کتابها لازم نیست حتما مدیر باشید یا به مباحث مدیریتی علاقه‌مند باشید، کافیست به موفقیت در هر کاری که انجام می‌دهید اهمیت بدهید و میل به پیشرفت داشته باشید؛ آنگاه این کتاب‌ها می‌توانند بسان جرقه‌ای در انبار باروت عمل کنند.

جف اولسون در کتاب برتری خفیف به ما گوشزد می‌کند موفقیت حقیقی از پیشرفت‌های کوچک و ناچیز حاصل می‌شود، نه پیشرفت‌های بزرگ. موفقیت روز به روز و قدم به قدم شکل می‌گیرد. کتاب برتری خفیف به مخاطب نشان می‌دهد که تصمیمات روزمره می‌توانند کلید اصلی موفقیت باشند. نویسنده در این کتاب از قانون‌های نانوشته‌ای سخن می‌گوید که همه ما بر طبق آن‌ها زندگی می‌کنیم اما از وجودشان بی‌اطلاعیم. جف اولسون در ابتدا این اصول را به شیوه‌ای ساده توضیح می‌دهد و با منظم کردن آنها در ذهن مخاطب باعث می‌شود به انتخاب‌های کوچک و ظاهرا بی‌اهمیت روزانه‌مان نگاهی دوباره بیندازیم و از آنها عاملی برای حرکت به سوی خوشبختی استفاده کنیم.

کتاب ... دیدن ادامه » را می‌توان در این جمله معروف از چارلز رید خلاصه کرد که هر عملی بکاری، عادتی را درو می‌کنی. هر عادتی که بکاری، شخصیتی را درو می‌کنی. هر شخصیتی که بکاری، سرنوشتی را درو می‌کنی. به عبارتی دست کم نگرفتن قدرت عادتها. همه ما عادت‌های بد را می‌شناسیم با آن‌ها در کشمکش هستیم، درباره‌شان صحبت می‌کنیم. می‌دانیم که باید آنها را از بین ببریم، اما نمی‌بریم. اما در مقابل عادتهای بد عادتهای خوب هم وجود دارند. خلاص شدن از عادتی که آن را نمی‌خواهید، از طریق رویارویی مستقیم بسیار دشوار است. شیوه غلبه بر عادت بد به‌وجود آوردن عادت‌های جدید است که می‌دانیم چگونه انجامش دهیم. در این کتاب هفت عادت رفتاری و نگرشی مثبت و سازنده آورده شده است که قاطعانه شما را تحت هر شرایطی به موفقیت می‌رسانند و در مسیر رسیدن به رویاهایتان از شما پشتیبانی می‌کنند.

عادت اول: حضور داشته؛ باشید بدین معنی که کارتان را آغاز کنید ،توانایی انجام آن به دنبالش می‌آید. تلاش کردن و انتظار کشیدن و تسلیم نشدن.

عادت دوم: ثابت قدم؛ باشید اگر متعهد شوید که هروز به طور مداوم و بدون توجه به اتفاقات جاری حضور داشته باشید. بیش از نیمی از نبرد را برده‌اید. بقیه آن به مهارت، دانش، انگیزه و نحوه اجرای شما بستگی دارد. کافی است کمی بیشتر از دشمن‌تان مقاومت کنید.

عادت سوم:داشتن دیدگاه مثبت؛ گاهی اوقات زندگی شما را خسته و ناکام می‌کند و افسردگی شما را در خودش فرو می‌برد. آن را بپذیرید و برای گذر از آن مبارزه کنید و بدانید که تنها نیستید. گام‌های کودکانه بردارید و بدانید مسیری خارج از افسردگی نیز وجود دارد.

عادت چهارم: به مدت طولانی متعهد شوید: حضور داشتن ضروری است. حضور داشتن مداوم و مستمر قدرتمند است. حضور داشتن مداوم و مستمر با دیدگاهی مثبت بسیار قدرتمندتر است. اما انجام تمام این کارها به مدت یک هفته... فقط انجام آن‌ها به مدت یک هفته است. مهم نیست که تلاش می‌کنید چه کاری را انجام دهید. شما باید از خودتان بپرسید آیا می‌خواهم ده هزار ساعت یا حتی مقدار بیشتری از وقتم را صرف آن کار کنم تا به چیزی که می‌خواهم دست پیدا کنم یا نه؟

عادت پنجم: پرورش اشتیاق سوزان توام با ایمان؛ اشتیاق سوزان چیزی است که به شما انگیزه می‌دهد تا با مشکلات مقابله کنید اما این اشتیاق سوزان توام با ایمان است که شما را از میان موانع عبور می‌دهد.

عادت ششم: حاضر به پرداختن بها باشید؛ به یاد داشته باشید: هر بهایی که بپردازید، بهای بیشتری برای انجام ندادن آن کار نسبت به انجام دادنش وجود دارد. بهای مسامحه و غفلت بسیار بیشتر از بهای نظم و انظباط است. در واقع مهم نیست که برای موفقیت چه بهایی می‌پردازید، بهای شکست در مقابل آن بسیار بیشتر و دردناک‌تر است. ممکن است پنج سال یا ده هزار ساعت طول بکشد تا به موفقیت برسید، اما بازنده بودن یک عمر طول می‌کشد.

عادت هفتم: صداقت در برتری خفیف را تمرین کنید؛ صداقت در برتری خفیف یکی از بزرگترین رازهای موفقیت است. با خودتان رو راست باشید.
خلاصه: هر موجود زنده‌ای قادر به انجام دادن کارهای بزرگ است. خیلی‌ها هرگز نمی‌توانند کار بزرگی انجام دهند یا آن را تجربه کنند؛ اما همه می‌توانند، اگر فقط بدانند که این فرآیند چگونه است.
حضور داشتن

حضور داشتن مداوم و مستمر.
حضور داشتن مداوم و مستمر با دیدگاهی مثبت.
آماده بودن و متعهد بودن طولانی مدت.
پرورش اشتیاقی سوزان توام با ایمان.
حاضر به پرداخت بها بودن.
و انجام کارهایی که متعهد به انجام دادن آن‌ها شده‌اید، حتی زمانی که هیچ کس حواسش به شما نیست.

http://www.alef.ir/book
آرمان حیدری ارجلو این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ایران چطور می‌تواند جامعه‌ای آرام، سالم و پویا همراه با وحدت داشته باشد؟ آیا ایران نیز می‌تواند در آینده‌ای نزدیک به کشورهای توسعه یافته دنیا بپیوندد؟ اسلامیت و جمهوریت ایران چه نسبتی با توسعه یافتگی آن پیدا خواهد کرد؟ آیا با این دو ویژگی مدل توسعه یافتگی ایران متفاوت خواهد بود؟ روی مدارهای بومی یا الگوهای جهانی توسعه؟

جامعه چطور برای توسعه سیاسی آماده خواهد شد؟ اساسا جامعه چیست؟ آیا به تعداد زیادی انسان کنار هم می‌توان نام جامعه را اطلاق کرد؟ اگر چنین است چه تفاوتی میان انسان و حیوانات وجود دارد؟ آیا تعداد زیادی گوسفند کنار هم جامعه گوسفند را تشکیل خواهند داد یا گله گوسفند؟

پس ... دیدن ادامه » جامعه از آن جهت جمع می‌شود که انسان‌ها در نسبت و ارتباط با یکدیگر معنا پیدا کنند و ظهور و حضور یابند. در جوامع انسان‌ها نمی‌توانند از استقلال کامل برخوردار باشند و همواره به دیگری وابسته هستند و این تعامل و همکاری میان آن‌هاست که جامعه را متحقق می‌کند. روند و مطالعه توسعه در ایران نیز می‌بایست از نگاه جامعه‌شناسانه بررسی شود و آقای محمد رضایی در کتاب «شکاف‌های جامعه ایرانی» در سه قلمرو فرهنگ، سیاست و جامعه به این مهم پرداخته است. وی در قلمرو جامعه با تمرکز بر مفهوم قانون به مسئله قانون، وضعیت وضع و اجرای قانون و هم چنین برای اجرای درست قانون و رفع معضل قانون گریزی در ایران مباحث خوب و پیشنهاداتی نیز ارائه می‌دهند.

رویکرد رضایی در مسئله قانون و قانون پذیری ابتدا مرکززدایی در امر قانون توسط دولت و دوم تغییر نگاه ابزاری به قانون برای اداره جامعه است. وی اعتقاد بر این دارند که می‌بایست از دولت به عنوان قهرمان حاکمیت قانون در جامعه مرکز زدایی کرد و در ادامه از قانون نیز به همین ترتیب. و هر چه بیشتر باید از ابزارهای تکنولوژیک بهره گرفت و به وسیله آنها ساختارسازی کرد.

در حوزه فرهنگ، یعنی بخش بعدی کتاب مولف به فرهنگ عمومی و چیستی آن پرداخته و در ادامه چالش‌های اصلی حوزه فرهنگ در ایران و سپس سیاست گذاری راهبردی در این عرصه ارائه می‌کنند. پرسش اصلی رضایی در بحث فرهنگ عمومی و سیاست گذاری آن به این ترتیب است که وظیفه دولت در این موضوع چیست؟ دولت کدام یک از نقش‌های هدایت، حمایت، نظارت یا تولید را بر عهده دارد؟

در آخرین بخش کتاب نویسنده به مسئله خطیر توسعه سیاسی ایران و ملاحظه‌ای مفهومی پیرامون آن داشته و وضع موجود توسعه سیاسی در ایران به ارائه سیاست در توسعه سیاسی ایران و نیز نگاهی متفاوت نسبت به گفتمان اعتدال دارند. از منظر این پژوهش چالش‌های اصلی برنامه سیاسی در ایران حول مفهوم گذار از شبه دموکراسی به دموکراسی صورت بندی شده است. شبه دموکراسی به وضعیتی در اداره جامعه اطلاق می‌شود که تعهدی برای گسترش و تعمیق همه توان دموکراتیک جامعه ایجاد نمی‌کند. در واقع ابزارهای صوری و سطحی دموکراسی مانند انتخابات، پارلمان، تفکیک صوری قوا و مانند اینها به خدمت گرفته می‌شوند، در حالی که ابعادی از نظام دموکراتیک که رویه‌های استفاده از همین لوازمات صوری را نظارت پذیر و پاسخ‌گو می‌سازد. مانند آزادی مطبوعات، رسانه‌های مستقل و آزادی احزاب و تشکلها همیشه مورد غفلت واقع می‌شوند.

محمد رضایی سعی دارد که برداشتی دیگر و متفاوت از وضع مناسبات اجتماعی در ایران ارائه دهد و در این اندیشیدن مفروضات خود را با عنوان مفهوم ناجامعه در ایران معرفی کرده است. ناجامعه‌ها از اساس در دنیای متکثر امروزین نمی‌توانند به پیوستگی ایده آل مقوم مفهوم جامعه در بیان جامعه‌شناسی دست یابند. او کوشید با توصیف دقیق وضع موجود به شکاف‌هایی از جامعه ایران اشاره کند که برای اداره مناسبات اجتماعی حیاتی است. در تحلیل و استدلال‌های خود نیز هرچه بیشتر سعی داشته است از آمار و ارقام دقیق و گسترده بهره گیرد و این چنین کتاب فاقد ادعای بدون پشتوانه و نگاه شخصی است و حدود نیمی از آن را آمارهای دقیق جای گرفته است.

رضایی در این پژوهش پیرامون جامعه، فرهنگ و سیاست ایران از نگاه‌های غرض‌ورزانه و پیش فرضانه پرهیز و به خوبی واقعیت‌های کشور را در این حوزه‌ها شناسایی و ارائه کرده اند. این کتاب به همه دانشجویان جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، سیاستگذاری و مطالعات فرهنگی توصیه و پیشنهاد می‌شود و به ویژه پژوهشگران حوزه مطالعات و توسعه ایران.

http://www.alef.ir/book
فرشته حسین پور این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حسین سناپور از دل مکتبی برخاست که خواننده‌محور نبود، آنطور که شنیده ایم در جلسات داستان نویسی هوشنگ گلشیری تنها چیزی که اهمیت نداشت مخاطب عام بود. به عبارت روشنتر قرار نبود برای رسیدن به مخاطب عام سطح اثر پایین آورده شود، اگر چه برعکس آن از منظر استاد هیچ عیبی نداشت. هوشنگ گلشیری به زبان داستان، ساختمان اثر و همچنین برخورداری از نثری پیراسته بسیار اهمیت می داد و اگر نخواهیم حکم کلی صادر کنیم چنین داستانهایی اغلب از حرکت درونی برخوردارند و یا حداقل اینکه از آن اشکال داستان پرداز متعارف بسیار دور هستند.

البته قرار نبود شاگردان گلشیری به نسخه های مشابه او بدل شوند، چنانچه سناپور هم اینگونه نشد. هر یک از آنها به راهی رفته اند که شباهت ها و تفاوت هایی با شیوه کار استادشان داشته اند؛ برخی بیشتر برخی کمتر. حسین سناپور هم از این قاعده مستثنی نیست؛ به نظر او نیز آموخته های بسیاری از گلشیری داشته، اما برخلاف آنها که کوشیدند در همان سبک و سیاق استادشان دست به تجربه بزنند (مثلا شهریار مندنی پور)؛ سناپور با درونی ساختن این آموخته ها، راهی دیگر را برگزید که با این نویسندگان تفاوت هایی آشکار دارد؛ راهی که با ممارست در آن، سناپور به سبک خاص خود رسیده است. سبکی که رمان سپید تر از استخوان را می توان یکی از تکامل یافته ترین آثار او در این زمینه محسوب کرد، اگر چه شاید جذاب ترین آنها نباشد. چنانکه برخی کماکان نیمه غایب را جذاب ترین اثر او محسوب می کنند، رمانی که بعد از بارها تجدید چاپ، اجازه انتشارش لغو شد. چنین تصمیمی مانع از رسیدن این رمان به دست مخاطبان در سالهای بعد از آن نشد، زیرا این وظیفه را کسانی که در بازار انتشار غیر قانونی کتاب فعالند، برعهده گرفتند و تنها ناشر و نویسنده در این میان متضرر شدندکه در چهارچوب قانون فعالیت می کردند.

بگذریم؛ ... دیدن ادامه » حسین سناپور اگرچه نویسنده ای نیست که بخواهد آثار پرفروش مخاطب پسند بنویسد و یا حتی ادبیاتی میانه را نمایندگی کند، اما با این حال از جمله نویسندگانی است که سبک کارش طرفداران خاص خود را دارد که تعداشان هم کم شمار نیست. مهمترین دلیلی که باعث می شود خوانندگان آثار او، دایره وسیع تری را شامل شوند این است که سبک سناپور اگر چه نشان از گرایش او به شیوه های نو و متفاوت ادبیات داستانی (در روایت و فرم اثر) دارد، اما در عین حال یک رگه داستانگویی محسوسی در آثار او هست که ضامن جذابیت این داستانها می شود؛ سپید تر از استخوان نیز از چنین ویژگی‌ای برخوردار است.

البته داستان در این رمان، از حرکتی برخوردار نیست که جلوه بیرونی داشته و یا متکی بر حادثه پردازی باشد (کاری که سناپور در رمان لب بر تیغ تا اندازه ای به آن نزدیک شد) بلکه به شیوه روایت های مدرنیستی در ذهن شخصیت ها جریان دارد و در واقع نویسنده حرکت داستانی را به لایه های درونی تر اثر برده است. سناپور در رمان سپید تر از استخوان برای روایت یک شب بیداری و کشیک شبانه دکتر ادیب در بیمارستان از شیوه تک گویی درونی، جریان سیال ذهن که هر دو به شیوه اول شخص روایت می شوند، بهره برده و در عین حال در بخش هایی از رمان آن را با زاویه دید دانای کل محدود (که به شیوه سوم شخص روایت می شود)، در آمیخته است.

سناپور در تازه ترین رمانش، از این تکنیک آشنا با تبحر استفاده می کند و این تغییر نظرگاه ها چنان با ظرافت انجام می شود که خواننده اصلا آن را احساس نمی کند (برخلاف آثار نویسندگان تازه کار که هریک از این تغییرها همانند ترمزی خواننده را کلافه می کنند).

رمان سپید تر از استخوان رمانی تلخ است، این تلخی گواه از تلخ اندیش تر شدن نویسنده دارد، در فضایی این چنین که دم به تلخی و سیاهی می زند، غریب نیست اگر پزشک داستان بیشتر از آنکه به زندگی بیندیشد، در ذهن خود با مرگ همنشین باشد. با این احوال از چنین پزشکی نیز نمیتوان انتظار داشت رسالت نجات دهندگی خود را آنگونه که باید، به انجام برساند.

این مایه البته بی مقدمه در ذهن دکتر ادیب نازل نشده مجموعه ای از عوامل که نویسنده در کنار هم چیده، همانند خودکشی خواهرش، روابط شکست خورده و... راوی اصلی رمان را به چنین احساسی رسانده اند. البته این اطلاعات به طور ضمنی و تدریجی در طول رمان به خواننده داده می شود.
رمان در دو سطح جریان دارد، یکی در ذهن دکتر ادیب و دیگر در کلینیکی که او آن شب در آنجا کشیک ایستاده است. نویسنده آنچه را که در ذهن شخصیت می گذرد، به فراخور سیالیت ذهن بدون تقدم و تاخر زمانی بیان می کند، اما آنجا که حوادث به بیرون از ذهن دکتر ادیب اشاره دارد، منطق روایت از تداوم زمانی پیروی می کند.این فاصله گذاری هوشمندانه از یک سو نشان دهنده این واقعیت است که چگونه رخدادهای ذهنی و عینی می توانند بر یکدیگر اثر گذاشته و فرد را به سمت آسیب پذیری و حتی فروپاشی ذهنی و جسمی پیش ببرند، چنانکه رسیدن به دریافتی که حکایت از ضرورت خودکشی دارد، تنها از طبعی آسیب پذیر و ذهنی فروپاشیده بر می آید. اینجاست که در می یابیم آدمهای این رمان بیش از آنکه به پزشک جسم احتیاج داشته باشند به پزشک روان نیاز دارند. سناپور با چنین کنایه ای نشان می دهدکه بیماری تن اگر ناخواسته شخص را به سمت مرگ می برد، بیماری روان او را به جایی می رساند که خود خواسته مرگ را فرابخواند.

سپید تر از استحوان رمانی است خواندنی که از جنبه های مختلفی می تواند مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد، هم از منظر روان شناختی و هم از منظر جامعه شناختی و... تنها بسته به این است که مخاطب رویکرد مورد نظر خود را برگزیند، آن وقت با رمانی طرف خواهد بود که حرفهای گوناگونی برای گفتن دارد.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شجاعت زیادی می‌خواهد وقتی به نویسنده نامداری بدل شده ای، آن هم با شهرتی که مرزها را درنوردیده، یکباره زبانی را که به واسطه آن بدین جایگاه رسیده ای رها کرده و شروع کنی به نوشتن به زبانی دیگر. جومپا لاهیری نویسنده ای ست که چنین شجاعتی را دارد. او همواره نه به زبان مادری اش که به زبان انگلیسی می نوشت؛ اما مدتی است که انگلیسی نوشتن را کنار گذاشته و رفته به سراغ زبان ایتالیایی که از جوانی دغدغه آموختن آن را داشته است.

اگر جومپا لاهیری به اعتبار امروز رسیده نباید از طبع جسور او غافل شد، جسارتی که رد آن را در آثارش نیز می توان دید. در شخصیت هایی که سرکشی و جسارت جزئی از وجود آنها ست. نکته جالب در مورد او این است که در هر دو این موقعیت ها او انسانی است مهاجرت جزئی از وجود درونی او ست، اگر چه خود او آغاز گر این جریان نبوده است. او که یکبار به زبانی غیر از زبان مادری اش نوشته و موفق بوده، پس دلیلی ندارد که از بابت نوشتن به زبانی دیگر که آن هم زبانی نیست که در کودکی با اهل خانه به واسطه آن سخن می گفته اند، به خود نگرانی راه دهد. چنانکه تازه ترین نوشته های او که به ایتالیایی منتشر شده نیز حکایت از توانایی او در نوشتن به این زبان دارد.

جومپا ... دیدن ادامه » لاهیری نویسنده‌ای‌ هندی‌تبار است که در سال ۱۹۶۷ در لندن زاده شده و حالا در آمریکا زندگی می کند. ازجمله نویسندگان تحصیل کرده محسوب می شود با مدرک دکترا و چند مدرک کارشناسی ارشد و... در ایران با کتاب «مترجم دردها» شناخته و معروف شد؛ همان کتابی که جایزه پولتزر را برایش در همان گام نخست، به ارمغان آورد. استقبال از این کتاب ترجمه و نشر دیگر آثار او را نیز در پی داشت و البته همان گونه که تقدیر نویسندگان موفق در ایران است، از اغلب آثار او چندین ترجمه توسط ناشران مختلف به بازار آمده است.

اما در این میان نشر ماهی از همان ابتدای کار به شکلی مقبول و متمرکز توسط امیر مهدی حقیقت آثار جومپا لاهیری را به مخاطبان فارسی زبان عرضه کرد و تاکنون علاوه بر خاک غریب و مترجم دردها، کتابهای همنام و گودی را نیز به بازار فرستاده است. انتشار هفتمین چاپ از کتاب خاک غریب که از جمله مجموعه داستانهای جومپا لاهیری محسوب می شود، به روشنی گواه میزان مقبولیت این نویسنده در میان مخاطبان فارسی زبان است؛ در این حال که می دانیم مخاطبان فارسی اغلب با رمان میانه بهتری دارند. اما جومپا لاهیری با داستان کوتاه به شهرت رسیده و همان کتاب نخست او نیز (مترجم دردها) مجموعه داستانهای کوتاه بود. خاک غریب درواقع حاصل رویکرد دوباره او به داستان کوتاه است بعد از نوشتن یک رمان با عنوان همنام.

این کتاب از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول شامل پنج داستان کوتاه است با عناوین: خاک غریب، جهنم – بهشت، انتخاب جا، خوبی محض و به کسی مربوط نیست؛ بخش دوم که خود عنوان هما و کاشیک را دارد از سه داستان اولین و آخرین بار، آخر سال و رفتن به ساحل.

چنان که از عنوان این کتاب نیز می توان حدس زد، خاک غریب دربرگیرنده داستانهایی است که غربت و مهاجرت مضمون اصلی آنها را تشکیل می دهد. مضامینی که در آثار قبلی جومپا لاهری نیز دیده می شد. البته جای تعجب ندارد اگر غربت تم مورد علاقه نویسنده ای باشد که از زادگاه خود دور افتاده، و به هر دلیل خواسته یا ناخواسته طعم زندگی را در سرزمینی دیگری چشیده که بدان تعلق نداشته است. به خصوص اگر این نویسنده از شرق به غرب آمده باشد. این احساس تعلق داشتن به جایی دیگر، چیزی است که نمی توان به سادگی از آن عبور کرد؛ بنابراین تاثیر آن در اندیشه و آثار چنین نویسندگانی همواره پررنگ بوده؛ جومپا لاهیری نیز چنین نویسنده‌ای است. اگر چه امروز به نویسنده ای نامدار بدل شده اما چنین شهرتی مانع از آن نیست که او تجربه ذهنی و درونی شده خود را فراموش کند؛ چه بسا حالا به مراتب بیش گذشته ریشه های هندی / بنگالی او مورد توجه و بررسی قرار می گیرد!

جومپا لاهیری پیش از نوشتن خاک غریب نیز به درونمایه غربت پرداخته اما در این کتاب تم به عنوان درونمایه ای غالب بر اغلب داستانهای کتاب سایه انداخته است. به خصوص که این بار تاکید نویسنده بر ریشه های بنگالی شخصیت ها بیشتر شده است و شخصیت های داستانها نیز بعضا به نسل خود او نزدیک تر شده اند؛ به عبارتی او شرایطی را چیده که بتواند تجربه های نسل خود را در این اثر بیشتر منعکس کند؛ تجربه فردی که به نسل دوم مهاجران تعلق دارد. برای مثال در داستان کوتاه خاک غریب (که عنوان کتاب نیز از آن گرفته شده است) ما با خانواده ای مهاجر روبه رو هستیم، دختر خانواده که به نسل دوم مهاجران تعلق دارد، رفته رفته به سن رشد و بلوغ رسیده است. او نه تنها تفاوت های فرهنگی را درک می کند، بلکه شاهد تاثیر این تفاوت ها بر زندگی نزدیکانش نیز هست، به خصوص پدرش که درگیر یک رابطه عاطفی شده است.

نگاه جومپا لاهیری به مقوله غربت در این داستان ها از کیفیت فراگیرتری نسبت به داستانهای قبلی خود برخوردار است، چرا که از یک سو در اینجا مهاجرت به کشورهای مختلفی را شاهد هستیم و از دیگر سو نویسنده تنها به طرح دلایلی که اغلب مهاجران بدان سبب ترک دیار می کنند (یعنی رسیدن به شرایط بهتری در زندگی) بسنده نکرده و ابعاد دیگری از مهاجرت را نیز مورد توجه قرار داده است. مهاجرت در داستانهای خاک غریب به دلایل گوناگونی صورت می گیرد، حتی مرگ که می تواند سبب ساز رفتن از جایی به جای دیگر شود.

در داستان «انتخابِ جا» نویسنده ایده ازدواج را در غربت مطرح می کند، ازدواج آدمهایی که در غربت یک نسل جلو آمده اند، بنابراین در عین ارتباط ذهنی که با ریشه های قدیمی خود دارند، خودشان نیز در حال ریشه زدن در خاک غریب هستند.

درواقع جومپا لاهیری در خاک غریب بیشتر به شخصیت هایی می پردازد که خود مهاجرت نکرده اند، اما مهاجر محسوب می شوند؛ چرا که در خانواده ای مهاجرزده شده یا رشد کرده اند. چنین شخصیت هایی که خود نویسنده نیز بدانها تعلق دارند، از احساس دوگانه و در عین پیچیده تری نسبت وطن ابا و اجدادی خود و جایی که در آن به دنیا آمده و رشد کرده اند دارند. لاهیری با قدرت این پیچیدگی ها را در موقعیت های مختلف بازتاب داده و دستمایه نوشتن داستانهایی جذاب قرار داده است.

داستانهای او طبیعتی متعادل دارند، لطیف و بر آمده از جزئی نگری های نگاهی زنانه، حتی با اینکه در داستانهای زیادی از نگاه مردان داستانهای خود را روایت می کند، اما چنان با مهارت می نویسد که خواننده اصلا چنین احساسی ندارد.

هنر جومپا لاهیری این است که به گونه ای می نویسد که هم مخاطب غیرحرفه ای را مجذوب خود می کند و هم اینکه مخاطب حرفه ای را راضی نگه می دارد. خاک غریب نیز از این قاعده مستثنی نیست. لطف داستان های کوتاه او در این است که به سنت داستانهای کوتاه مدرنی تعلق دارد که داستانگو هستند، بنابراین مخاطب عام نیز می تواند بدون مشکل با آنها ارتباط برقرار کرده و از خواندنشان لذت ببرد.

http://www.alef.ir/book
مژگان خراسانیان این را خواند
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دایره المعارف هنر (یک جلدی) تألیف رویین پاکباز نخستین بار در سال ۱۳۷۸ از چاپ درآمد. از آن زمان تاکنون، که این دایره المعارف در هیأتی تازه و محتوایی جامع و در حجم سه جلدی به همت نشر فرهنگ معاصر به بازار آمده، نسخه یک جلدی آن تقریبا هر سال تجدید چاپ شده است. این درست که چنین اقبالی از یک سو می تواند نشانه نیاز جامعه و البته خلاء موجود در این زمینه باشد، اما این فاکتورها نباید موجب غافل شدن از کیفیت خود کار باشد که بی شک نقشی بسیار تعیین کننده در اقبال از این اثر داشته است. اثری که آیدین آغداشلو از آن به عنوان کتاب بالینی خود نامبرده است. چنین تعریفی به شکلی موجز بی آنکه وارد جزییات شود، به روشنی برکیفیت و اهمیت این اثر تأکید دارد.

بی گمان انتشار فرهنگ هایی از این دست و در این سطح از کیفیت، که به حق از سطح متعارف بازار نشر ایران فراتر هستند؛ از یک سو حاصل دانش و پشتکار مولفی توانمند و از دیگر سو محصول حضور ناشری علاقمند است که میوه اندیشه مولف را چنان که باید و به چشم آید، به بار می نشاند.

اما ... دیدن ادامه » آنچه به عنوان ویراست جدید دائره المعارف هنر (در سه جلد) در چند ماه اخیر به بازار آمده، علاوه بر افزوده هایی در حوزه های موضوعی پیشین، در راستای برخورداری از جامعیت بیشتر، از حوزه های موضوعی تازه ای نیز برخوردار شده است.

حال که دایره المعارف هنر در این قد و قواره (در سه جلد) منتشر شده، نمی توان درباره آن نوشت و اشاره ای به محل تولد آن نداشت! به یاد دارم که چندی پیش یکی از اساتید بزرگ فرنگ دیده و فرنگ مانده انتقادی داشت به برخی آثار ترجمه ای و پژوهشی که توسط بخش خصوصی انجام شده بود، در عین اینکه خود نیز اذعان داشت که این قسم کارها باید متولی دانشگاهی داشته باشد؛ اما بدین نکته توجه نداشت که وقتی نهادهای دانشگاهی و دولتی وارد این میدان نمی شوند، تکلیف چیست؟ آیا باید به کل از آن صرف نظر کرد یا اینکه وارد این میدان شد، اگرچه دشوار باشد و یا پر از آزمون و خطا.

بدین جهت از این نکته در اینجا یاد کردم که بی اغراق بسیاری از آثار منتشر شده توسط نشر فرهنگ معاصر آثاری بوده اند که نهادهای دولتی و یا دانشگاهی باید متولی انتشار آن می شدند؛ اما در غیاب این نهادهای عریض و طویل که اغلب برگزاری مراسم های موسمی بی فایده را به انجام کارهای پژوهشی مدت دار ترجیح می دهند، ناشری از بخش خصوصی جور آنها را کشیده است. از این منظر آثار ارزنده ای که داشتن هریک از آنها می تواند حیثیتی برای یک ناشر باشد، در فرهنگ معاصر فراوان است. دایره المعارف هنر (سه جلدی) نیز یکی از همین آثار است.

این رویکرد را باید به حساب روحیه ای گذاشت که گردانندگان فرهنگ معاصر به کالبد این مجموعه دمیده اند. چنین روش و منشی در حوزه نشر، یادآور نوع عمل کار آفرینان در حوزه های اقتصادی و تولیدی‌ست چنان که بیش از هر چیز به خود کار اهمیت می دهند، به انجام و به بار نشستنش؛ بی آنکه نفع و ضرر مالی را در آن دخیل کنند. اگر به بار نشست و منفعت اقتصادی داشت که چه بهتر. خلاصه اینکه انتشار این قسم کتابها که به بار نشستن آنها صبر عظیم می خواهد و همت کبیر و تازه معلوم نیست در انتها منفعتی داشته باشد یا نه؛ از چنین روحیه‌ای برمی آید که به نفس کار اهمیت می دهد. بنابراین حاصل آن انتشار کتاب هایی با این سطح از کیفیت در زمینه های مختلف بوده است؛ کتابهایی با چاپ تمیز و کاغذ خوب و صحافی نفیس.

بگذریم؛ دایره المعارف هنر (سه جلدی) در واقع پاسخ به وعده‌ای است که در زمان انتشار ویراست اول کتاب (دایره المعارف هنر یک جلدی) داده شده بود، اینگونه که مخاطب آن کتاب را در حکم یک کار پایه بپذیرد، برای آینده که ویراست جدید و کاملتری (دایره المعارف هنر سه جلدی) به بازار آید. وعده ای که مولف اثر، رویین پاکباز با ده سال کار بی وقفه (۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳) سرانجام آن را محقق ساخته است.

رویین پاکباز متولد ۱۳۱۸ در رشت است. فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا (کارشناسی نقاشی) و همچنین دانشگاه سوربن فرانسه (کارشناسی ارشد زیبایی شناسی) بوده است. نقاش، منتقد، مورخ و پژوهشگری بنام در حوزه هنرهای تجسمی محسوب می شود با کارنامه‌ای بلند و بالا در تالیف کتاب و مقاله در این حوزه؛ سابقه برگزاری نمایشگاه های نقاشی گوناگون و همچنین تدریس در دانشگاه های مختلف را نیز باید به آن افزود. به قول خاص و عام از یگانه کسانی است که در این حوزه به صورت علمی و در سطح بالا پژوهش کرده و می‌کند.

اما اثری سترگ بدین پایه، به همت یک تن به انجام نرسیده، آزاده افراسیابی، فائقه بقراطی، فاطمه سادات توابع قوامی، هیلا دارابی،مهدی سیفی، حمید رضا قلیچ خانی، حمید رضا کرمی، توکا ملکی، حسن موریزاده و مهران مهاجر از جمله همکاران رویین پاکباز در شکل گیری ویراست جدید دایره المعارف هنر بوده اند.

شکی نیست که وقتی از هنر یاد می شود، این واژه آشنا به گستره وسیعی اشاره دارد؛ از هنرهای تجسمی گرفته تا ادبیات، تئاتر و سینما و... اما باید در نظر داشت، در کتاب حاضر واژه «هنر» معنای محدودتری به خود گرفته است و در واقع مولف با توجه حوزه تخصص خود و همکارانی که در حوزه های خاص از آنها بهره گرفته، به طور خاص «هنر بصری» یا «هنر تجسمی» را مد نظر داشته است. البته این محدوده در ویراست جدید گسترش یافته و حوزه هایی دیگری نیز همانند طنز نگاری یا چاپگری نیز بدان افزوده شده است.

بدین معنا، این دایره‌المعارف در هیات سه جلدی خود شامل مقولات مربوط به نقاشی، پیکره‌سازی و هنر گرافیک، عکاسی، رسانه های نو، تصویر گری، چاپ گری و طنز نگاری می شود. با توجه به اینکه در این اثر از هنر بدین معنا مراد شده است ، خوانندگان علاقمند به حوزه های بالا می توانند اطلاعات مورد نظر خود را در مدخل های این کتاب بیابند، افزون براین اطلاعات قابل توجهی نیز در زمینه‌های، طراحی صنعتی، خوشنویسی، سفالگری، موزاییک، معماری و همچنین هنرهای سنتی در این کتاب می توان یافت.

ساختار اصلی دایره المعارف هنر سه جلدی مشابه نسخه یک جلدی آن است، یعنی کتاب از دو بخش تشکیل شده، یکی بخش اصلی یا بدنه که دربرگیرنده مدخلهای اصلی دایره المعارف است و دیگری بخش فرعی یا پیوست ها. اما تفاوت در اینجاست که با توجه به حوزه های افزوده شده به گستره موضوعی کتاب و افزودن مدخل های تازه، تعداد مدخل های کتاب از ۲۸۵۵ مدخل، به ۵۶۳۷ مدخل ارتقاء یافته است؛ به عبارت دیگر مدخل های کتاب تقریبا دوبرابر قبل شده اند. در چاپ قبلی ۸۴۴ تصویر سیاه و سفید، و ۱۶۰ تصویر رنگی در کتاب مورد استفاده قرار گرفته بود که در ویراست تازه به ۱۱۴۳ تصویر سیاه و سفید و ۳۷۴ تصویر رنگی ارتقاء یافته است.

چنین افزایشی در پیوست های کتاب نیز وجود دارد. در ویراست تازه، دو جلد اول کتاب به خود مدخل ها اختصاص یافته که با ترتیب الفبایی و تصاویری برای درک بهتر این مدخل ها تدوین شده اند و جلد سوم نیز شامل پیوست های کتاب شده است. پیوست های کتاب نیز از سه بخش تشکیل می شوند و هر یک از این بخش‌ها ترتیب الفبایی جداگانه خود را دارد .

پیوست نخست تحت عنوان تاریخ شناسی دربرگیرنده ۱۱۰ مقاله مصور درباره تاریخ تحولات هنر در جوامع مختلف است این بخش به تنهایی ۴۲۷ تصویر داردکه مقالات پیوست یکم را کامل می کنند. اهمیت تصاویر کتاب زمانی روشن می شود که توجه داشته باشیم با دایره المعارفی سروکار داریم که موضوع آن هنرهای تصویری و تجسمی است.

پیوست دوم با عنوان مضمون شناسی، شامل ۳۷۹ مدخل است که به ترتیب الفبایی، موضوع ها، مواد تصویری معمول در آثار هنری را دربرمی گیرد. این موضوعات گستره متنوعی را شامل می شود، از شخصیت های مذهبی و ادبی گرفته تا جانوران، رویدادها، الاهگان و خدایان ، صحنه ها و نمادها و...
پیوست سوم کتاب در واقع حکم واژه شناسی دارد که دربرگیرنده قریب به ۲۰۰۰ واژه و اصطلاحاتی است که در این کتاب مورد استفاده قرار گرفته اند و در این جا اصل واژه و برابر نهاد فارسی آنها یکجا ارائه شده است.

برخورداری از اثری با این مختصات در حوزه هنر، بی گمان از جمله ضرورت های هر کتابخانه ای است؛ چه کتابخانه ای عمومی باشد و چه کتابخانه ای شخصی. به خصوص که کتاب حاضر درواقع اثری امتحان پس داده است، ویراست اول آن که در گذشته منتشر شده است، مورد استقبال قرار گرفته و حالا با ویراست تازه و جامعتری از این کتاب روبه رو هستیم. کتابی که هم به مدخل های قبلی افزوده و در هر حوزه جامع تر شده و هم حوزه های جامانده ای که می توانستند در این دایره المعارف قرار بگیرند بدان افزوده شده اند.

اما فارغ از آنچه اشاره شد که جملگی بر کاربردی بودن و کارآمدی این اثر تاکید دارند، جا دارد اشاره ای داشته باشیم به نقش و تاثیر کلان تر این دایره المعارف در حوزه ای که بدان می پردازد. در واقع از همه آنچه گفته شد، مهمتر نقش این فرهنگ در زمینه شکل گیری ادبیات هنر و جا افتادن زبانی کامل و رسا در این حوزه است. متاسفانه هنوز ما فاقد آن زبان کامل و گویایی هستیم که بتوانیم در ادبیات هنری به صورت مکتوب مورد استفاده قرار دهیم و یا اینکه در گفتگوهای خود راجع به هنرهای تجسمی ، نقاشی و بسیاری از زمینه ها ( که از قضا اغلب نیز در گستره موضوعی همین فرهنگ قرار می گیرند)، مورد استفاده قرار دهیم. این مهم ناشی از این است بسیاری از نکاتی که در داخل این حوزه قرار می گیرند، قدمت طولانی در فرهنگ و هنر ما نداشته اند، بنابراین واژگان مورد استفاده در آنها هنوز به شکل تثبیت شده و هماهنگی مورد استفاده قرار نمی گیرند.

دایره المعارف هنر به خصوص در شکل سه جلدی خود، جدای همه ارزش های گوناگونی که دارد و می تواند پاسخ گوی علاقمندان در زمینه های مختلف هنری باشد، نقشی موثر نیز در تبیین این زبان گفتاری یا نوشتاری که ادبیات هنرهای تجسمی را می سازد، داشته و پس از این نیز (به شکل وسیع تری) خواهد داشت؛ نقشی که آن را در بلندای زمانی به شکل روشن تری می توان مشاهده و ردیابی کرد.

تالیف دایره المعارف کاری است بس دشوار و فرساینده، حتی اگر کل کار مبتنی بر ترجمه چند دایره المعارف و تدوین آن در قالب یک دایره المعارف فارسی باشد. اما رویین پاکباز و همکارانش، نه با یک یا چند دایره المعارف، نه با چند منبع محدود، بلکه با گستره وسیعی از هنرها روبه رو بوده اند که بخش قابل توجهی از آنها نیز معطوف به فرهنگ و هنر ایرانی بوده است. از این جهت این دایره المعارف نیازمند پژوهش در حوزه هایی گوناگون از فرهنگ و هنر ایرانی بوده اند که برای نخستین بار مدخل هایی بدین شکل برای آنها تالیف و تدوین شده است.

بنابراین بخش قابل توجهی از مدخل های این کتاب برای نخستین بار در چنین قالبی پی ریزی شده و اطلاعات دایره المعارفی آنها ارائه شده است. این مهم در مقالات و پیوست های کتاب نیز مشاهده می شود.

خلاصه کلام اینکه دایره المعارف سه جلدی هنر به آن بنا های عظیمی می ماند که ورود به آنها و تماشایشان مرعوب کننده است، چه رسد به اینکه بخواهی وارد میدان ساخت آن بشوی!

http://www.alef.ir/book
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دایره المعارف هنر (یک جلدی) تألیف رویین پاکباز نخستین بار در سال ۱۳۷۸ از چاپ درآمد. از آن زمان تاکنون، که این دایره المعارف در هیأتی تازه و محتوایی جامع و در حجم سه جلدی به همت نشر فرهنگ معاصر به بازار آمده، نسخه یک جلدی آن تقریبا هر سال تجدید چاپ شده است. این درست که چنین اقبالی از یک سو می تواند نشانه نیاز جامعه و البته خلاء موجود در این زمینه باشد، اما این فاکتورها نباید موجب غافل شدن از کیفیت خود کار باشد که بی شک نقشی بسیار تعیین کننده در اقبال از این اثر داشته است. اثری که آیدین آغداشلو از آن به عنوان کتاب بالینی خود نامبرده است. چنین تعریفی به شکلی موجز بی آنکه وارد جزییات شود، به روشنی برکیفیت و اهمیت این اثر تأکید دارد.

بی گمان انتشار فرهنگ هایی از این دست و در این سطح از کیفیت، که به حق از سطح متعارف بازار نشر ایران فراتر هستند؛ از یک سو حاصل دانش و پشتکار مولفی توانمند و از دیگر سو محصول حضور ناشری علاقمند است که میوه اندیشه مولف را چنان که باید و به چشم آید، به بار می نشاند.

اما ... دیدن ادامه » آنچه به عنوان ویراست جدید دائره المعارف هنر (در سه جلد) در چند ماه اخیر به بازار آمده، علاوه بر افزوده هایی در حوزه های موضوعی پیشین، در راستای برخورداری از جامعیت بیشتر، از حوزه های موضوعی تازه ای نیز برخوردار شده است.

حال که دایره المعارف هنر در این قد و قواره (در سه جلد) منتشر شده، نمی توان درباره آن نوشت و اشاره ای به محل تولد آن نداشت! به یاد دارم که چندی پیش یکی از اساتید بزرگ فرنگ دیده و فرنگ مانده انتقادی داشت به برخی آثار ترجمه ای و پژوهشی که توسط بخش خصوصی انجام شده بود، در عین اینکه خود نیز اذعان داشت که این قسم کارها باید متولی دانشگاهی داشته باشد؛ اما بدین نکته توجه نداشت که وقتی نهادهای دانشگاهی و دولتی وارد این میدان نمی شوند، تکلیف چیست؟ آیا باید به کل از آن صرف نظر کرد یا اینکه وارد این میدان شد، اگرچه دشوار باشد و یا پر از آزمون و خطا.

بدین جهت از این نکته در اینجا یاد کردم که بی اغراق بسیاری از آثار منتشر شده توسط نشر فرهنگ معاصر آثاری بوده اند که نهادهای دولتی و یا دانشگاهی باید متولی انتشار آن می شدند؛ اما در غیاب این نهادهای عریض و طویل که اغلب برگزاری مراسم های موسمی بی فایده را به انجام کارهای پژوهشی مدت دار ترجیح می دهند، ناشری از بخش خصوصی جور آنها را کشیده است. از این منظر آثار ارزنده ای که داشتن هریک از آنها می تواند حیثیتی برای یک ناشر باشد، در فرهنگ معاصر فراوان است. دایره المعارف هنر (سه جلدی) نیز یکی از همین آثار است.

این رویکرد را باید به حساب روحیه ای گذاشت که گردانندگان فرهنگ معاصر به کالبد این مجموعه دمیده اند. چنین روش و منشی در حوزه نشر، یادآور نوع عمل کار آفرینان در حوزه های اقتصادی و تولیدی‌ست چنان که بیش از هر چیز به خود کار اهمیت می دهند، به انجام و به بار نشستنش؛ بی آنکه نفع و ضرر مالی را در آن دخیل کنند. اگر به بار نشست و منفعت اقتصادی داشت که چه بهتر. خلاصه اینکه انتشار این قسم کتابها که به بار نشستن آنها صبر عظیم می خواهد و همت کبیر و تازه معلوم نیست در انتها منفعتی داشته باشد یا نه؛ از چنین روحیه‌ای برمی آید که به نفس کار اهمیت می دهد. بنابراین حاصل آن انتشار کتاب هایی با این سطح از کیفیت در زمینه های مختلف بوده است؛ کتابهایی با چاپ تمیز و کاغذ خوب و صحافی نفیس.

بگذریم؛ دایره المعارف هنر (سه جلدی) در واقع پاسخ به وعده‌ای است که در زمان انتشار ویراست اول کتاب (دایره المعارف هنر یک جلدی) داده شده بود، اینگونه که مخاطب آن کتاب را در حکم یک کار پایه بپذیرد، برای آینده که ویراست جدید و کاملتری (دایره المعارف هنر سه جلدی) به بازار آید. وعده ای که مولف اثر، رویین پاکباز با ده سال کار بی وقفه (۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳) سرانجام آن را محقق ساخته است.

رویین پاکباز متولد ۱۳۱۸ در رشت است. فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا (کارشناسی نقاشی) و همچنین دانشگاه سوربن فرانسه (کارشناسی ارشد زیبایی شناسی) بوده است. نقاش، منتقد، مورخ و پژوهشگری بنام در حوزه هنرهای تجسمی محسوب می شود با کارنامه‌ای بلند و بالا در تالیف کتاب و مقاله در این حوزه؛ سابقه برگزاری نمایشگاه های نقاشی گوناگون و همچنین تدریس در دانشگاه های مختلف را نیز باید به آن افزود. به قول خاص و عام از یگانه کسانی است که در این حوزه به صورت علمی و در سطح بالا پژوهش کرده و می‌کند.

اما اثری سترگ بدین پایه، به همت یک تن به انجام نرسیده، آزاده افراسیابی، فائقه بقراطی، فاطمه سادات توابع قوامی، هیلا دارابی،مهدی سیفی، حمید رضا قلیچ خانی، حمید رضا کرمی، توکا ملکی، حسن موریزاده و مهران مهاجر از جمله همکاران رویین پاکباز در شکل گیری ویراست جدید دایره المعارف هنر بوده اند.

شکی نیست که وقتی از هنر یاد می شود، این واژه آشنا به گستره وسیعی اشاره دارد؛ از هنرهای تجسمی گرفته تا ادبیات، تئاتر و سینما و... اما باید در نظر داشت، در کتاب حاضر واژه «هنر» معنای محدودتری به خود گرفته است و در واقع مولف با توجه حوزه تخصص خود و همکارانی که در حوزه های خاص از آنها بهره گرفته، به طور خاص «هنر بصری» یا «هنر تجسمی» را مد نظر داشته است. البته این محدوده در ویراست جدید گسترش یافته و حوزه هایی دیگری نیز همانند طنز نگاری یا چاپگری نیز بدان افزوده شده است.

بدین معنا، این دایره‌المعارف در هیات سه جلدی خود شامل مقولات مربوط به نقاشی، پیکره‌سازی و هنر گرافیک، عکاسی، رسانه های نو، تصویر گری، چاپ گری و طنز نگاری می شود. با توجه به اینکه در این اثر از هنر بدین معنا مراد شده است ، خوانندگان علاقمند به حوزه های بالا می توانند اطلاعات مورد نظر خود را در مدخل های این کتاب بیابند، افزون براین اطلاعات قابل توجهی نیز در زمینه‌های، طراحی صنعتی، خوشنویسی، سفالگری، موزاییک، معماری و همچنین هنرهای سنتی در این کتاب می توان یافت.

ساختار اصلی دایره المعارف هنر سه جلدی مشابه نسخه یک جلدی آن است، یعنی کتاب از دو بخش تشکیل شده، یکی بخش اصلی یا بدنه که دربرگیرنده مدخلهای اصلی دایره المعارف است و دیگری بخش فرعی یا پیوست ها. اما تفاوت در اینجاست که با توجه به حوزه های افزوده شده به گستره موضوعی کتاب و افزودن مدخل های تازه، تعداد مدخل های کتاب از ۲۸۵۵ مدخل، به ۵۶۳۷ مدخل ارتقاء یافته است؛ به عبارت دیگر مدخل های کتاب تقریبا دوبرابر قبل شده اند. در چاپ قبلی ۸۴۴ تصویر سیاه و سفید، و ۱۶۰ تصویر رنگی در کتاب مورد استفاده قرار گرفته بود که در ویراست تازه به ۱۱۴۳ تصویر سیاه و سفید و ۳۷۴ تصویر رنگی ارتقاء یافته است.

چنین افزایشی در پیوست های کتاب نیز وجود دارد. در ویراست تازه، دو جلد اول کتاب به خود مدخل ها اختصاص یافته که با ترتیب الفبایی و تصاویری برای درک بهتر این مدخل ها تدوین شده اند و جلد سوم نیز شامل پیوست های کتاب شده است. پیوست های کتاب نیز از سه بخش تشکیل می شوند و هر یک از این بخش‌ها ترتیب الفبایی جداگانه خود را دارد .

پیوست نخست تحت عنوان تاریخ شناسی دربرگیرنده ۱۱۰ مقاله مصور درباره تاریخ تحولات هنر در جوامع مختلف است این بخش به تنهایی ۴۲۷ تصویر داردکه مقالات پیوست یکم را کامل می کنند. اهمیت تصاویر کتاب زمانی روشن می شود که توجه داشته باشیم با دایره المعارفی سروکار داریم که موضوع آن هنرهای تصویری و تجسمی است.

پیوست دوم با عنوان مضمون شناسی، شامل ۳۷۹ مدخل است که به ترتیب الفبایی، موضوع ها، مواد تصویری معمول در آثار هنری را دربرمی گیرد. این موضوعات گستره متنوعی را شامل می شود، از شخصیت های مذهبی و ادبی گرفته تا جانوران، رویدادها، الاهگان و خدایان ، صحنه ها و نمادها و...
پیوست سوم کتاب در واقع حکم واژه شناسی دارد که دربرگیرنده قریب به ۲۰۰۰ واژه و اصطلاحاتی است که در این کتاب مورد استفاده قرار گرفته اند و در این جا اصل واژه و برابر نهاد فارسی آنها یکجا ارائه شده است.

برخورداری از اثری با این مختصات در حوزه هنر، بی گمان از جمله ضرورت های هر کتابخانه ای است؛ چه کتابخانه ای عمومی باشد و چه کتابخانه ای شخصی. به خصوص که کتاب حاضر درواقع اثری امتحان پس داده است، ویراست اول آن که در گذشته منتشر شده است، مورد استقبال قرار گرفته و حالا با ویراست تازه و جامعتری از این کتاب روبه رو هستیم. کتابی که هم به مدخل های قبلی افزوده و در هر حوزه جامع تر شده و هم حوزه های جامانده ای که می توانستند در این دایره المعارف قرار بگیرند بدان افزوده شده اند.

اما فارغ از آنچه اشاره شد که جملگی بر کاربردی بودن و کارآمدی این اثر تاکید دارند، جا دارد اشاره ای داشته باشیم به نقش و تاثیر کلان تر این دایره المعارف در حوزه ای که بدان می پردازد. در واقع از همه آنچه گفته شد، مهمتر نقش این فرهنگ در زمینه شکل گیری ادبیات هنر و جا افتادن زبانی کامل و رسا در این حوزه است. متاسفانه هنوز ما فاقد آن زبان کامل و گویایی هستیم که بتوانیم در ادبیات هنری به صورت مکتوب مورد استفاده قرار دهیم و یا اینکه در گفتگوهای خود راجع به هنرهای تجسمی ، نقاشی و بسیاری از زمینه ها ( که از قضا اغلب نیز در گستره موضوعی همین فرهنگ قرار می گیرند)، مورد استفاده قرار دهیم. این مهم ناشی از این است بسیاری از نکاتی که در داخل این حوزه قرار می گیرند، قدمت طولانی در فرهنگ و هنر ما نداشته اند، بنابراین واژگان مورد استفاده در آنها هنوز به شکل تثبیت شده و هماهنگی مورد استفاده قرار نمی گیرند.

دایره المعارف هنر به خصوص در شکل سه جلدی خود، جدای همه ارزش های گوناگونی که دارد و می تواند پاسخ گوی علاقمندان در زمینه های مختلف هنری باشد، نقشی موثر نیز در تبیین این زبان گفتاری یا نوشتاری که ادبیات هنرهای تجسمی را می سازد، داشته و پس از این نیز (به شکل وسیع تری) خواهد داشت؛ نقشی که آن را در بلندای زمانی به شکل روشن تری می توان مشاهده و ردیابی کرد.

تالیف دایره المعارف کاری است بس دشوار و فرساینده، حتی اگر کل کار مبتنی بر ترجمه چند دایره المعارف و تدوین آن در قالب یک دایره المعارف فارسی باشد. اما رویین پاکباز و همکارانش، نه با یک یا چند دایره المعارف، نه با چند منبع محدود، بلکه با گستره وسیعی از هنرها روبه رو بوده اند که بخش قابل توجهی از آنها نیز معطوف به فرهنگ و هنر ایرانی بوده است. از این جهت این دایره المعارف نیازمند پژوهش در حوزه هایی گوناگون از فرهنگ و هنر ایرانی بوده اند که برای نخستین بار مدخل هایی بدین شکل برای آنها تالیف و تدوین شده است.

بنابراین بخش قابل توجهی از مدخل های این کتاب برای نخستین بار در چنین قالبی پی ریزی شده و اطلاعات دایره المعارفی آنها ارائه شده است. این مهم در مقالات و پیوست های کتاب نیز مشاهده می شود.

خلاصه کلام اینکه دایره المعارف سه جلدی هنر به آن بنا های عظیمی می ماند که ورود به آنها و تماشایشان مرعوب کننده است، چه رسد به اینکه بخواهی وارد میدان ساخت آن بشوی!

http://www.alef.ir/book
nabiroozgary روزگاری و فرشته حسین پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دایره المعارف هنر (یک جلدی) تألیف رویین پاکباز نخستین بار در سال ۱۳۷۸ از چاپ درآمد. از آن زمان تاکنون، که این دایره المعارف در هیأتی تازه و محتوایی جامع و در حجم سه جلدی به همت نشر فرهنگ معاصر به بازار آمده، نسخه یک جلدی آن تقریبا هر سال تجدید چاپ شده است. این درست که چنین اقبالی از یک سو می تواند نشانه نیاز جامعه و البته خلاء موجود در این زمینه باشد، اما این فاکتورها نباید موجب غافل شدن از کیفیت خود کار باشد که بی شک نقشی بسیار تعیین کننده در اقبال از این اثر داشته است. اثری که آیدین آغداشلو از آن به عنوان کتاب بالینی خود نامبرده است. چنین تعریفی به شکلی موجز بی آنکه وارد جزییات شود، به روشنی برکیفیت و اهمیت این اثر تأکید دارد.

بی گمان انتشار فرهنگ هایی از این دست و در این سطح از کیفیت، که به حق از سطح متعارف بازار نشر ایران فراتر هستند؛ از یک سو حاصل دانش و پشتکار مولفی توانمند و از دیگر سو محصول حضور ناشری علاقمند است که میوه اندیشه مولف را چنان که باید و به چشم آید، به بار می نشاند.

اما ... دیدن ادامه » آنچه به عنوان ویراست جدید دائره المعارف هنر (در سه جلد) در چند ماه اخیر به بازار آمده، علاوه بر افزوده هایی در حوزه های موضوعی پیشین، در راستای برخورداری از جامعیت بیشتر، از حوزه های موضوعی تازه ای نیز برخوردار شده است.

حال که دایره المعارف هنر در این قد و قواره (در سه جلد) منتشر شده، نمی توان درباره آن نوشت و اشاره ای به محل تولد آن نداشت! به یاد دارم که چندی پیش یکی از اساتید بزرگ فرنگ دیده و فرنگ مانده انتقادی داشت به برخی آثار ترجمه ای و پژوهشی که توسط بخش خصوصی انجام شده بود، در عین اینکه خود نیز اذعان داشت که این قسم کارها باید متولی دانشگاهی داشته باشد؛ اما بدین نکته توجه نداشت که وقتی نهادهای دانشگاهی و دولتی وارد این میدان نمی شوند، تکلیف چیست؟ آیا باید به کل از آن صرف نظر کرد یا اینکه وارد این میدان شد، اگرچه دشوار باشد و یا پر از آزمون و خطا.

بدین جهت از این نکته در اینجا یاد کردم که بی اغراق بسیاری از آثار منتشر شده توسط نشر فرهنگ معاصر آثاری بوده اند که نهادهای دولتی و یا دانشگاهی باید متولی انتشار آن می شدند؛ اما در غیاب این نهادهای عریض و طویل که اغلب برگزاری مراسم های موسمی بی فایده را به انجام کارهای پژوهشی مدت دار ترجیح می دهند، ناشری از بخش خصوصی جور آنها را کشیده است. از این منظر آثار ارزنده ای که داشتن هریک از آنها می تواند حیثیتی برای یک ناشر باشد، در فرهنگ معاصر فراوان است. دایره المعارف هنر (سه جلدی) نیز یکی از همین آثار است.

این رویکرد را باید به حساب روحیه ای گذاشت که گردانندگان فرهنگ معاصر به کالبد این مجموعه دمیده اند. چنین روش و منشی در حوزه نشر، یادآور نوع عمل کار آفرینان در حوزه های اقتصادی و تولیدی‌ست چنان که بیش از هر چیز به خود کار اهمیت می دهند، به انجام و به بار نشستنش؛ بی آنکه نفع و ضرر مالی را در آن دخیل کنند. اگر به بار نشست و منفعت اقتصادی داشت که چه بهتر. خلاصه اینکه انتشار این قسم کتابها که به بار نشستن آنها صبر عظیم می خواهد و همت کبیر و تازه معلوم نیست در انتها منفعتی داشته باشد یا نه؛ از چنین روحیه‌ای برمی آید که به نفس کار اهمیت می دهد. بنابراین حاصل آن انتشار کتاب هایی با این سطح از کیفیت در زمینه های مختلف بوده است؛ کتابهایی با چاپ تمیز و کاغذ خوب و صحافی نفیس.

بگذریم؛ دایره المعارف هنر (سه جلدی) در واقع پاسخ به وعده‌ای است که در زمان انتشار ویراست اول کتاب (دایره المعارف هنر یک جلدی) داده شده بود، اینگونه که مخاطب آن کتاب را در حکم یک کار پایه بپذیرد، برای آینده که ویراست جدید و کاملتری (دایره المعارف هنر سه جلدی) به بازار آید. وعده ای که مولف اثر، رویین پاکباز با ده سال کار بی وقفه (۱۳۸۳ تا ۱۳۹۳) سرانجام آن را محقق ساخته است.

رویین پاکباز متولد ۱۳۱۸ در رشت است. فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا (کارشناسی نقاشی) و همچنین دانشگاه سوربن فرانسه (کارشناسی ارشد زیبایی شناسی) بوده است. نقاش، منتقد، مورخ و پژوهشگری بنام در حوزه هنرهای تجسمی محسوب می شود با کارنامه‌ای بلند و بالا در تالیف کتاب و مقاله در این حوزه؛ سابقه برگزاری نمایشگاه های نقاشی گوناگون و همچنین تدریس در دانشگاه های مختلف را نیز باید به آن افزود. به قول خاص و عام از یگانه کسانی است که در این حوزه به صورت علمی و در سطح بالا پژوهش کرده و می‌کند.

اما اثری سترگ بدین پایه، به همت یک تن به انجام نرسیده، آزاده افراسیابی، فائقه بقراطی، فاطمه سادات توابع قوامی، هیلا دارابی،مهدی سیفی، حمید رضا قلیچ خانی، حمید رضا کرمی، توکا ملکی، حسن موریزاده و مهران مهاجر از جمله همکاران رویین پاکباز در شکل گیری ویراست جدید دایره المعارف هنر بوده اند.

شکی نیست که وقتی از هنر یاد می شود، این واژه آشنا به گستره وسیعی اشاره دارد؛ از هنرهای تجسمی گرفته تا ادبیات، تئاتر و سینما و... اما باید در نظر داشت، در کتاب حاضر واژه «هنر» معنای محدودتری به خود گرفته است و در واقع مولف با توجه حوزه تخصص خود و همکارانی که در حوزه های خاص از آنها بهره گرفته، به طور خاص «هنر بصری» یا «هنر تجسمی» را مد نظر داشته است. البته این محدوده در ویراست جدید گسترش یافته و حوزه هایی دیگری نیز همانند طنز نگاری یا چاپگری نیز بدان افزوده شده است.

بدین معنا، این دایره‌المعارف در هیات سه جلدی خود شامل مقولات مربوط به نقاشی، پیکره‌سازی و هنر گرافیک، عکاسی، رسانه های نو، تصویر گری، چاپ گری و طنز نگاری می شود. با توجه به اینکه در این اثر از هنر بدین معنا مراد شده است ، خوانندگان علاقمند به حوزه های بالا می توانند اطلاعات مورد نظر خود را در مدخل های این کتاب بیابند، افزون براین اطلاعات قابل توجهی نیز در زمینه‌های، طراحی صنعتی، خوشنویسی، سفالگری، موزاییک، معماری و همچنین هنرهای سنتی در این کتاب می توان یافت.

ساختار اصلی دایره المعارف هنر سه جلدی مشابه نسخه یک جلدی آن است، یعنی کتاب از دو بخش تشکیل شده، یکی بخش اصلی یا بدنه که دربرگیرنده مدخلهای اصلی دایره المعارف است و دیگری بخش فرعی یا پیوست ها. اما تفاوت در اینجاست که با توجه به حوزه های افزوده شده به گستره موضوعی کتاب و افزودن مدخل های تازه، تعداد مدخل های کتاب از ۲۸۵۵ مدخل، به ۵۶۳۷ مدخل ارتقاء یافته است؛ به عبارت دیگر مدخل های کتاب تقریبا دوبرابر قبل شده اند. در چاپ قبلی ۸۴۴ تصویر سیاه و سفید، و ۱۶۰ تصویر رنگی در کتاب مورد استفاده قرار گرفته بود که در ویراست تازه به ۱۱۴۳ تصویر سیاه و سفید و ۳۷۴ تصویر رنگی ارتقاء یافته است.

چنین افزایشی در پیوست های کتاب نیز وجود دارد. در ویراست تازه، دو جلد اول کتاب به خود مدخل ها اختصاص یافته که با ترتیب الفبایی و تصاویری برای درک بهتر این مدخل ها تدوین شده اند و جلد سوم نیز شامل پیوست های کتاب شده است. پیوست های کتاب نیز از سه بخش تشکیل می شوند و هر یک از این بخش‌ها ترتیب الفبایی جداگانه خود را دارد .

پیوست نخست تحت عنوان تاریخ شناسی دربرگیرنده ۱۱۰ مقاله مصور درباره تاریخ تحولات هنر در جوامع مختلف است این بخش به تنهایی ۴۲۷ تصویر داردکه مقالات پیوست یکم را کامل می کنند. اهمیت تصاویر کتاب زمانی روشن می شود که توجه داشته باشیم با دایره المعارفی سروکار داریم که موضوع آن هنرهای تصویری و تجسمی است.

پیوست دوم با عنوان مضمون شناسی، شامل ۳۷۹ مدخل است که به ترتیب الفبایی، موضوع ها، مواد تصویری معمول در آثار هنری را دربرمی گیرد. این موضوعات گستره متنوعی را شامل می شود، از شخصیت های مذهبی و ادبی گرفته تا جانوران، رویدادها، الاهگان و خدایان ، صحنه ها و نمادها و...
پیوست سوم کتاب در واقع حکم واژه شناسی دارد که دربرگیرنده قریب به ۲۰۰۰ واژه و اصطلاحاتی است که در این کتاب مورد استفاده قرار گرفته اند و در این جا اصل واژه و برابر نهاد فارسی آنها یکجا ارائه شده است.

برخورداری از اثری با این مختصات در حوزه هنر، بی گمان از جمله ضرورت های هر کتابخانه ای است؛ چه کتابخانه ای عمومی باشد و چه کتابخانه ای شخصی. به خصوص که کتاب حاضر درواقع اثری امتحان پس داده است، ویراست اول آن که در گذشته منتشر شده است، مورد استقبال قرار گرفته و حالا با ویراست تازه و جامعتری از این کتاب روبه رو هستیم. کتابی که هم به مدخل های قبلی افزوده و در هر حوزه جامع تر شده و هم حوزه های جامانده ای که می توانستند در این دایره المعارف قرار بگیرند بدان افزوده شده اند.

اما فارغ از آنچه اشاره شد که جملگی بر کاربردی بودن و کارآمدی این اثر تاکید دارند، جا دارد اشاره ای داشته باشیم به نقش و تاثیر کلان تر این دایره المعارف در حوزه ای که بدان می پردازد. در واقع از همه آنچه گفته شد، مهمتر نقش این فرهنگ در زمینه شکل گیری ادبیات هنر و جا افتادن زبانی کامل و رسا در این حوزه است. متاسفانه هنوز ما فاقد آن زبان کامل و گویایی هستیم که بتوانیم در ادبیات هنری به صورت مکتوب مورد استفاده قرار دهیم و یا اینکه در گفتگوهای خود راجع به هنرهای تجسمی ، نقاشی و بسیاری از زمینه ها ( که از قضا اغلب نیز در گستره موضوعی همین فرهنگ قرار می گیرند)، مورد استفاده قرار دهیم. این مهم ناشی از این است بسیاری از نکاتی که در داخل این حوزه قرار می گیرند، قدمت طولانی در فرهنگ و هنر ما نداشته اند، بنابراین واژگان مورد استفاده در آنها هنوز به شکل تثبیت شده و هماهنگی مورد استفاده قرار نمی گیرند.

دایره المعارف هنر به خصوص در شکل سه جلدی خود، جدای همه ارزش های گوناگونی که دارد و می تواند پاسخ گوی علاقمندان در زمینه های مختلف هنری باشد، نقشی موثر نیز در تبیین این زبان گفتاری یا نوشتاری که ادبیات هنرهای تجسمی را می سازد، داشته و پس از این نیز (به شکل وسیع تری) خواهد داشت؛ نقشی که آن را در بلندای زمانی به شکل روشن تری می توان مشاهده و ردیابی کرد.

تالیف دایره المعارف کاری است بس دشوار و فرساینده، حتی اگر کل کار مبتنی بر ترجمه چند دایره المعارف و تدوین آن در قالب یک دایره المعارف فارسی باشد. اما رویین پاکباز و همکارانش، نه با یک یا چند دایره المعارف، نه با چند منبع محدود، بلکه با گستره وسیعی از هنرها روبه رو بوده اند که بخش قابل توجهی از آنها نیز معطوف به فرهنگ و هنر ایرانی بوده است. از این جهت این دایره المعارف نیازمند پژوهش در حوزه هایی گوناگون از فرهنگ و هنر ایرانی بوده اند که برای نخستین بار مدخل هایی بدین شکل برای آنها تالیف و تدوین شده است.

بنابراین بخش قابل توجهی از مدخل های این کتاب برای نخستین بار در چنین قالبی پی ریزی شده و اطلاعات دایره المعارفی آنها ارائه شده است. این مهم در مقالات و پیوست های کتاب نیز مشاهده می شود.

خلاصه کلام اینکه دایره المعارف سه جلدی هنر به آن بنا های عظیمی می ماند که ورود به آنها و تماشایشان مرعوب کننده است، چه رسد به اینکه بخواهی وارد میدان ساخت آن بشوی!

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هرچه دهه سی میلادی به پایان خود نزدیک می شد، با قدرت یافتن روزافزون هیتلر و اقبال حزب نازی در میان توده مردم آلمان، فشارهای بر روی یهودیان نیز بیشتر می‌شد.
هیتلر اما یکباره به پروژه «راه حل نهایی» که همانا نابود کردن یهودیان بود نرسید، بلکه مرحله به مرحله این طرح را پیش برد. یکی از نخستین مراحل جای دادن یهودیان در «گتو»ها بود. گتوها بخشهایی حصاربندی شده از شهرهای مختلف بودند که با جمع کردن یهودیان در آن مناطق، کنترل آنها و همچنین سیاست تحت فشار گذاشتن‎شان ممکن می شد. این طرح بعدها در دیگر شهرهای اشغال شده بیرون از آلمان نیز دنبال شد. چنانکه بعدها ورشو صاحب یکی از بزرگ ترین گتوهای سراسر اروپا شد.

آلمانی‌ها ... دیدن ادامه » یهودیان را به‌اجبار در این گتوها گرد آورده و با حصاربندی آنها به هیچ‌کس از یهودیان اجازه‌ی خارج‌شدن از آن را نمی دادند. یهودیان گتو باید همواره بر رو و پشت لباس خود ستاره‌ی شش‌پر را که علامت مخصوص قوم یهود است بدوزند تا سربازان آلمانی آنها را بشناسند و تردد بدون این علامت در گتو ممنوع است و مجازات رعایت نکردن آن، اعدام است.

نگهداری حیوانات، درخت، وسیله‌ی ارتباط جمعی و هرنوع وسیله‌ی تزیینی در این گتوها برای یهودیان ممنوع است و مجازات شدیدی را برای خاطیان درپی خواهد داشت.

رمان «یعقوب کذاب» اثر یورک بکر در یکی از همین گتو ها می گذرد و نویسنده روایت سوم شخص را برای بازگویی این رمان برگزیده است. راوی می‌گوید که خود در این گتو بوده و تنها بازمانده‌ی زنده‌ی آن است.

در این گتو تردد بعد از ساعت ۸ شب نیز ممنوع است و هرکس در ساعت منع عبور و مرور توسط سربازان آلمانی دستگیر شود، مجازات خواهد شد. پیداست در چنین زندان سیاهی، شوق زندگی چقدر رنگ¬پریده است و مردمی که هیچ امیدی به زندگی ندارند. آمار خودکشی بسیار بالا است زیرا زندگی نکبت‌بار چنان بر پیکره‌ی اجتماع چنگ انداخته است که هیچ روزنه‌ی امیدی برایش متصور نیست و جنبه-های بی‌رحم زندگی گلوی ساکنان آن را تا حد جنون می‌فشارد. بسیاری دیگر تاب و تحمل زندگی را نیاورده و ترجیح می‌دهند تا به زندگی خود خاتمه دهند.

درمیان مردمی که با یأس و ناامیدی مطلق در دنیایی محصور زندگی می‌کنند، حتی کورسویی از امید، شاید خبری که هنوز درستی آن چندان مشخص نیست، بتواند امیدی را در دل یأس آلود این مردم زنده کند و باعث شود با همین جرقه‌ی امیدی که در دل‌شان نوری را روشن کرده و به کالبد بی‌رمق آنها که از شدت ناامیدی تا مرز خودکشی پیش رفته‌اند، جانی دوباره بدمد و آنها را به تلاش و تکاپو وادارد تا برای زنده‌ماندن امیدوار شده و بخواهند برای رسیدن به افق‌هایی که در خیال آنها جان گرفته، با مرگ پنجه درافکنند.

یک خبر به¬طور تصادفی به¬گوش قهرمان داستان می¬رسد. خبری خوش که او را امیدوار کرده است:
«توی اتاق رادیو روشن است. صدای آن چندان صاف نیست. قاعدتاّ باید صدای یکی از آن فرستنده¬های ملیشان باشد. به¬هرحال فرستنده¬ی کذایی پخش نمی¬کند. از وقتی یعقوب گرفتار این گتو شده است، موسیقی نشنیده؛ هیچ¬یک از ما نشنیده، مگر آن¬که کسی آواز خوانده باشد.
گوینده¬ی رادیو چیزهای بی¬اهمیتی درباره¬ی یک ستاد فرماندهی می¬گوید؛ شخصی پس از کشته¬شدن به درجه¬ی سرهنگ دومی ارتقا یافته است. سپس مطلبی درباره¬ی تأمین اطمینان¬بخش مایحتاج عمومی می¬آید و درست در همان لحظه این خبر به¬دست گوینده می¬رسد: نیروهای سلحشور و قهرمان ما در یک نبرد دفاعی پرشور موفق شدند حمله¬ی نیروهای بلشویکی را در بیست کیلومتری بسانیکا متوقف کنند در طول درگیری که...
در این لحظه آن کسی که بیرون آمده بود، دوباره به اتاق خود برمی¬گردد، در را می-بندد و در سنگین¬تر از آن است که صدایی به بیرون درز کند.» (صفحه ۱۲ کتاب)

حال که این خبر خوش را شنیده، می‌خواهد آن را برای دیگر هم‌بندیهایش که در این شهر حصارشده دچار یأس و سرخوردگی‌اند، بازگو کند تا شعله‌ی امیدی را در دل آنها برافروزد؛ اما چگونه؛ چون:

«... مردم می‌پرسند او این را از کجا می‌داند. جان کلام در همین¬جاست، او این خبر را در قرارگاه شنیده است.
«در قرارگاه؟»

به‌دنبال این پرسش، یعقوب چهره¬ای وحشت¬زده به خود خواهد گرفت و به¬جای پاسخ، سر را به زیر خواهد انداخت و به این ترتیب سوءظن موجود تأیید خواهد شد: عجب، چه کسی گمان می¬کرد آدمی مثل حییم این‌طوری از آب درآید؟ ولی می-بینی که چه ساده می¬شود گول آدم¬ها را خورد... و به همین آسانی یعقوب بی آن-که خطایی کرده باشد، جاسوس قلمداد خواهد شد.» (صفحه ۲۴ کتاب)
پس ناچار است دروغی بگوید؛ دروغی که می¬تواند هزینه¬ی زیادی برایش درپی داشته باشد و قهرمان داستان می¬داند که ممکن است بهای این دروغ را با جانش بپردازد؛ اما گرچه در ابتدا ترس این خطر تمام وجودش را دربرگرفته؛ اما سرانجام با شجاعت تمام این خطر را به¬جان می¬خرد.
اما یک دروغ ساده، دروغهای دیگری را به¬دنبال خواهد داشت؛ هرچند ناچیز؛ اما به-هرحال دروغ است و تو مجبوری تا برای رهایی از پرسشهای دیگران باز هم دروغ بگویی و بعد دروغی دیگر... حالا دیگر به جایی رسیده¬ای که نمی¬توانی دست از دروغگویی برداری؛ زیرا اکنون عده¬ی زیادی دل به خبرهای تو بسته¬اند؛ آمار خودکشی¬های گتو به صفر رسیده است و همه منتظر لحظه¬ی موعودند و تو دیگر اجازه نداری امیدی را که به آنها بخشیده¬ای از آنان بازپس بگیری و همین تم اصلی این رمان را تشکیل می‌دهد.

اما واکنشی که مردم از شنیدن این خبر نشان می‌دهند، دوگونه است. برخی از شنیدنش خوشحال می¬شوند؛ اما برخی نیز می‌ترسند؛ زیرا می‌دانند که این خبر همانطور که در میان مردم پخش شده، به¬گوش گشتاپو هم خواهد رسید و آنگاه عواقب وحشتناکی درانتظار آنها خواهد بود.

روایت داستان بسیار شیوا و دلچسب است و بی‌شک استادی علی اصغر حداد در ترجمه این رمان سهم به‌سزایی در جذابیت و تاثیر گذاری این روایت برای مخاطبان دارد.

پایان داستان نیز چنان که نویسنده می‌گوید به دو صورت است؛ یکی آنکه نویسنده برای پایان رمان یک قصه‌ی ساختگی را از خود روایت می‌کند و درپی آن پایان راستین داستان را می‌آورد.

آنچه نویسنده‌ی رمان درپی آن است و می‌خواهد برای خواننده¬اش توضیح دهد، این است که ضمن روایت زندگی غم¬بار مردم گرفتار گتو، نقش امیدواری و آرزو را در زندگی آنها بیان کرده و می¬گوید که حتی در اوج ناامیدی و یأس مردم می¬توان شعله‌ای را در دل آنها برافروخت تا در بدترین شرایط برای رسیدن به افقی روشن به تلاش و تکاپو برخاست و با ناملایمات زندگی مبارزه کرد؛ هرچند سرانجام این داستان چندان خوش نیست؛ اما این تلاش انسان برای ایجاد انگیزه¬ی مبارزه ستودنی است.

http://www.alef.ir/book
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 4 از 23