دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
چه‌بسا حقیقت این است که، تاکسی ندیده‌باشدمان، وجود نداریم؛ نمی‌توانیم درست حرف بزنیم، تا وقتی کسی به حرف‌مان گوش بدهد، و در یک کلام، کاملا زنده نیستیم، تا زمانی که دوست داشته بشویم.
۱۹ بهمن
کاملا موافقم
۱۰ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی چاپ 36 کتابی رو در این بی‌رونقی چاپ کتاب ببینی، تشویق می شوی که کتاب را بخوانی. من چنین کردم. با جنبه‌های مذهبی کتاب مشکل نداشتم.
سه چیز به شدت آزار دهنده بود: 1- طرح وحشتناک روی جلد که من اصلا متوجهش نشدم - 2 - تاکیدهای عجیب، علائم تعجب فراوان
- که می‌دانیم امروزه به شدت نهی شده است) و 3- قهرمان انگاری و یکسویه نگری. آیا به صرف اینکه ... دیدن ادامه » وبلاگی 500 کامنت داشته یعنی موفق بوده؟ ایشان در تمامی مواجهات مباحثه‌ای موفق بوده‌اند. واقعا؟
۰۵ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قدیما زندگی شخصی نویسنده‌ ها از نوشته‌ هاشون جالب‌ تر بود. امروزه روز نه زندگی‌ هاشون جذابه نه نوشته‌ هاشون.
۳۰ دى
سلام. از کتاب خوشتون نیومد؟
۳۰ دى
سلام. چرا. کتاب خوبیه. این جمله هم از خود کتابه.
۰۲ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پشیمان خواهیم شد از فرصت‌هایی که سوخت، تهدید شد، بی‌مذاکره، بی‌ژنو، بی‌استانبول. به اویی نامه خواهیم نوشت که حالا دیگر حتی نیست تا پاسخی دهد. هرچند فرض کن اگر بود و پاسخ می‌داد نامه را، نامه نانوشته را، قصه نانموده را، چه پاسخی؟ تهش این بود که: لن ترانی، لن ترانی ابداً. یا اگر خیلی خاطرمان را می‌خواست می‌گفت: ولکن اُنظُر الی الجَبَل. ... دیدن ادامه » تازه آن هم زیر فشار افکار عمومی. وگرنه که سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند؟ بعد تو در دلت می‌گویی جبل؟ بی‌انصاف، حتی من هم انظر الی الجبل؟ حتی من؟ که ز تشنگی بمردم برِ آب زندگانی؟ دست مریزاد. گیرم که من آخرین، آخرالمؤمنین، گیرم که هر جبلی دکاً، گیرم که ما موسی و خَرّ صعقاً، ولی انظر الی الجبل؟

...غیاب» صوری، چیزی نیست جز فوران «حضور». هرچه بیشتر برای فراموشی تلاش کنی، بیشتر خودش را تحمیل می‌کند. هرچه دورتر شوی نزدیک‌تر شده‌ای. این «وجود عدمی»، شدتی بسیار بیشتر و طاقت‌فرساتر از آن فراموشی دستوری دارد. در واقع «او» هرچه بیشتر «نیست»، بیشتر «هست». هرچه بیشتر انکار می‌شود، بیشتر جان می‌گیرد. چه‌کسی دستور فراموشی را صادر می‌کند؟
۲۲ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نفرت انگیز!
نمی‌دانم چرا در لابلای خاطرات شین، نویسنده به دنبال اظهار فضل و بیان آمار و اطلاعاتی است که البته بی‌ربط به کتاب نیست ولی جای آن لابلای خاطرات شین نیست.
۰۹ دى
کتاب ارومیه در محاربه ی عالم سوز کتاب تاریخ وقایع آذربایجان در تسلط ارامنه و اکراد بر مردم بی دفاع ارومیه می باشد یکبار خواندن کتاب برای درک وقایع کافی نیست جیلولوق در آذر بایجان و توطئه ی اجانب برای تساحب قسمتی از تاریخ و پاکسازی نژادی را بیان می کند ... دیدن ادامه » .
۱۴ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بسیار خوبی است. ترجمه مترجم جوان کتاب در اوائل بدجوری توی ذوق می‌زنه. اگر با این قضیه کنار بیاییم، واقعا بحث جالبی داره. البته به نظرم نویسنده در جاهایی دچار پرگویی است و می توانست راحت‌تر و ساده‌تر هم بنویسد.
کتاب را با معرفی دکتر شکوری در برنامه کتاب باز شبکه نسیم خواندم. ممنونم ازش
۲۳ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی عالی با ترجمه‌ای محشر. باید خواند و دوباره خواند تا جملات آن بر روح جاری شود
۱۶ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید


کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست اثر کیم وو چونگ، مدیر و موسس کمپانی دوو است. این کتاب مجموعه‌ای از یادداشت‌های کیم وو چونگ خطاب به کشورش است که بعد از گردآوری به شکل یک کتاب در آمده است. این کتاب در کره تبدیل به پرفروش‌ترین کتاب شد و به دلیل پیام‌های جهانی‌اش یکی از موفق‌ترین کتاب‌های جهان نیز، لقب گرفته است.
کیم‌وو ... دیدن ادامه » – چونگ پس از جنگ کره، با دستان خالی یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا را تاسیس کرد. شرکت او با کشتی به چک‌اسلواکی اتومبیل صادر می‌کند، در ایرلند ویدیو تولید می‌کند و در «سیلیکون ولی» در کالیفرنیا مدیریت بخش طراحی ریز‌تراشه‌های کامپیوتر را به عهده دارد. دیگر محصولات شرکت او مانند «پونتیاک لومان» لیفت تراک‌های «کاتر پیلار» و قطعات مختلف هواپیماهای «بوئینگ» و نیز قطعات کامپیوتری «لیدینگ ادج» بازار آمریکا را احاطه کرده است.
پشت جلد کتاب سنگفرش هر خیابان از طلاست آمده است:
شما باید با کیم‌وو چونگ آشنا شوید، نه تنها به این دلیل که پسربچه فقیری بود که با تلاش و کوششی وصف‌ناپذیر، گروه صنعتی دوو را با بیش از ۲۵ میلیارد دلار فروش سالیانه تاسیس کرد و یا به این دلیل که رهبران جهان، نبوغ افسانه‌ای او را در کار و تجارت ستوده‌اند؛ شما می‌بایست با وی آشنا شوید، زیرا سرگذشت وی مجموعه‌ای از راهنمایی‌های خلاقانه و کاربردی در راه رسیدن به موفقیت در کار و زندگیست.
۰۶ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آرام باشید! خوشحال باشید! خودتان را رها کنید! این کتاب یادتان می‌دهد که چطور این کارها را انجام دهید. برنامه تن‌پروری از آن برنامه‌های غذایی یا ورزشی معمولی نیست. تن‌پروری فلسفه‌ای است که کل زندگی‌تان را از امروز به بعد دگرگون خواهد کرد. تن‌پروری رو به رشدترین سبک زندگی در تمام دنیاست، و این امر به سبب قابلیت‌های بالای آن است.

واسراشتاین، ... دیدن ادامه » نویسنده این کتاب، یکی از طنزنویسان بزرگ آمریکا بود ــ کسی که همواره در نثر طنزآمیزش شمه‌هایی از جدیت را به نمایش می‌‌گذاشت.
۱۴ فروردين ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سنکا، فیلسوف بزرگ رواقی (حدود سال ۳ ق.م تا ۵۶ م) که با عیسی معاصر بود، مقاله ای درخشان در باب غضب نوشت و این گونه به توصیفش پرداخت: «زشت ترین و جنون آمیزترین احساسات.» او می گوید که «برخی فرزانگان غضب را جنون آنی نامیده اند، زیرا درست به همان اندازه کنترل ناپذیر است. خشمگینان چنین اند: غافل از نزاکت، بی اعتنا به تعهدات شخصی، سرسخت و مصر ... دیدن ادامه » بر هر کاری که زمانی آغاز کرده اند، کر و کور در برابر منطق یا نصیحت، برآشفته بهانه های بی اساس، ناتوان از تشخیص انصاف یا حقیقت، چنان چون ویرانه هایی که بر آوارها فرو می ریزند
۲۲ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب تم خسته کننده ای دارد. البته ترجمه عالی خانم خالصی حرف ندارد.
۲۲ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

دو رمان در یک کتاب. شیوه جالبی است. کتاب رفت و آمد مکرری بین دو تاریخ متفاوت دارد. 740 قمری و 2008 میلادی. شیفتگی شمس و مولانا از یک طرف و مشکلات اللا زنی که با خانواده‌اش مشکل دارد و درحین ویراستاری کتاب عاشق نویسنده کتاب می‌شود. داستان از زبان چندین نفر بیان می‌شود. این قسمت برای من خیلی جذاب بود.
۰۶ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق.
خود به تنهایی دنیایی است عشق.
یا درست در میانش هستی، در آتشش
یا ... دیدن ادامه » بیرونش هستی، در حسرتش…

سنگی را اگر به رودخانه ای بیندازی، چندان تاثیری ندارد. سطح آب اندکی می شکافد و کمی موج بر می دارد. صدای نامحسوس “تاپ” می آید، اما همین صدا هم در هیاهوی آب و موج هایش گم می شود. همین و بس. اما اگر همان سنگ را به برکه ای بیندازی… تاثیرش بسیار ماندگارتر و عمیق تر است. همان سنگ، همان سنگ کوچک، آب های راکد را به تلاطم در می آورد. در جایی که سنگ به سطح آب خورده ابتدا حلقه ای پدیدار می شود؛ حلقه جوانه می دهد، جوانه شکوفه می دهد، باز می شود و باز می شود، لایه به لایه. سنگی کوچک در چشم به هم زدنی چه ها که نمی کند. در تمام سطح آب پخش می شود و در لحظه ای می بینی که همه جا را فرا گرفته. دایره ها دایره ها را می زایند تا زمانی که آخرین دایره به ساحل بخورد و محو شود.
۰۶ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
طنزی تلخ!!!
چقدر فریب خورده ایم و مهمتر اینکه چقدر مخاطبمان را فریب داده ایم! در یک کلام در چه جنگلی زندگی می کنیم؟
کتاب نفرت آدمی را برمی انگیزد، ولی هشدارهای خوبی هم دارد.
متاسفانه ترجمه آقای ثابتی ترجمه روانی نیست.
۰۶ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوبیه. سهل و ممتنع. نکته انحرافی همون عبارت 20 سالگیه. خیلی از تکنینک‌ها در هر سنی قابل اجراست.
۰۸ بهمن ۱۳۹۶
با سلام و احترام به شما بزرگوار. توصیه و تاکید می نمایم به همه دوستان بزرگوار وخوب که واقعاً به دنبال یک مطالعه سودمند و البته نشاط آور هستند، که حتماً کتاب فوق العاده ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذّات واقعی / ج 1» و به ویژه جلد ... دیدن ادامه » دوم آن را مطالعه (و لطفاً به همگان معرفی) نمایید. در واقع این مجموعه کتابها بسیار ارزشمند است برای داشتن یک زندگی توأم با آرامشی مداوم، تندرستی و به ویژه داشتن ازدواجی موفق و البته برای تحکیم خانواده و پیشگیری از برخی از طلاق های نابخردانه و نیز راهی مطمئن برای جلوگیری از تولید فرزندانی معیوب و مریض می باشد. برای مطالعه بهتر و بیشتر به سایت «www.Book.soltanpanah.ir» مراجعه نمایید. از نوشتن نظرات ارزشمند خود در دیدگاه هادریق ننمایید. با تشکر.
۰۹ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود. به نوعی و دراکثر بخشها تصویری از جامعه ما. این عبارت شاهکار بود:
در کنار ساختارهای رسمی و سیستم‌ها، انسان‌ها هم با ضعف‌ها و بی‌اخلاقی‌ها و خودخواهی‌های خود، به افزایش مشکلات و چالش‌ها کمک می‌کنند. نباید سهم یکایک‌مان را در آنچه در اطرافمان می‌گذرد، نادیده بگیریم.
و:
خنده‌ها اشک شد، جاری روی گونه‌ها؛ رویاهای شیرین ... دیدن ادامه » زنان به کابوسی تلخ بدل شد. البته همه‌جای این ویرانه بیرون‌آمده از دل اتحادیه ازهم‌پاشیده به‌یک شکل نبود. استبداد و فقر و ناامنی با چهره‌هایی متفاوت به مردمان آزاد از یوغ کمونیسم دهن‌کجی می‌کرد. آن روزها کشورهای اروپای شرقی به ویترین سوپرمارکت‌های پر از کالاهای رنگارنگ بی‌شباهت نبود؛ همان مغازه‌هایی که بیشتر مردم تنها از پشت ویترین می‌توانستند خوراکی‌های خوش‌آب‌ورنگ و به‌ظاهر خوشمزه را تماشا و در حسرت خوردن‌شان دق کنند. درست است، قحطی و فقر برای شهروندان اروپای شرقی واژه‌ای غریب نبود، اما بعد از فروپاشی، بعد ازمیان‌برداشته‌شدن دیوارها، به‌ناگه مظاهر زندگی مدرن و مصرف‌گرایی و مسائلی از این دست زندگی بسیاری از آن‌ها را زیرورو کرد. از آن پس بود که مردم شرق اروپا با حسرت به شیشه ویترین‌های پرزرق‌وبرق مغازه‌ها خیره می‌شدند و تنها می‌توانستند آب دهان‌شان را فرودهند.
۰۳ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 2 از 3