دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کاش دنیا دست زنها بود، زنها که زاییده اند یعنی خلق کرده اند و قدر مخلوق خودشان را می دانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را.
شاید مرد ها چون هیچ وقت عملا خالق نبوده اند، آنقدر خود را به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند. اگر دنیا دست زنها بود، جنگ کجا بود?
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حتا اگر در یک زمان خاصی، یاد گرفتن موضوعی بی‌فایده به نظر برسد، باز هم نباید آن را سرسری بگیری. بعدها می‌فهمی چقدر به دردت می‌خورد. هیچ‌کدام از درس‌هایی که می‌خوانی بی‌فایده نیستند. این قانون دنیاست.
یگانه زربافتی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کیف به خودی خود نه هدفی دارد و نه آرزویی؛ اما هر وسیله یا هر چیزی را که ما بخواهیم، با آغوش باز می‌پذیرد. شما به کیف اعتماد می‌کنید و کیف هم به نوبه خود به شما اعتماد می‌کند. به اعتقاد من، کیف نماد صبوری است، نشانه درک عمیق است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر میکردم سرکوب دیگه منسوخ شده. سال هاست به ما میگن که ترس ها و امیال مون رو سرکوب نکنیم. سرکوب باعث عصبیت و اضطراب و ناشادمانی میشه، به علاوه ی صدتا درد و مرض دیگه. فکر می کردم دیگه دوره ی سرکوب گذشته. به ما می گن که درباره ی ترس هامون حرف بزنیم، با احساساتمون در تماس باشیم.
منظورشون این نبوده که با مرگ در تماس باشیم. مرگ به قدری قدرتمنده ... دیدن ادامه » که باید سرکوبش کنیم، البته اونهایی که راهش رو بلدن.

برفک - دان دلیلو - صفحه 310
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تعداد ترجمه های فارسی رمان شاهزاده کوچولو به مرز 90 ترجمه نزدیک شده و این درحالی است که شادی بین تمام این ترجمه ها تعداد بسیار کمی واقعا ترجمه باشند و کارشناسان باید نطر بدهند که اسم باقی این کارها را چه باید گذاشت. سوال من از این به اصطلاح مترجمین این است که معنی ترجمه ی کتاب چیست؟آیا ترجمه قوانینی ندارد؟ آیا مترجم اجازه ی دخل و تصرف ... دیدن ادامه » در واژه ها و یا لحن گفتگویی که مورد نظر نویسنده بود را دارد؟ در مورد کتاب شاهزاده کوچولو این کار بسیار ظریف و حساس تر نیز هست. اگر چه این کتاب ظاهرا کم حجم و با طراحی هایی کودکانه نوشته شده و بسیاری بر این باورند که این کتاب، برای کودکان نوشته شده و مترجمین عزیز به این باور کتاب را با واژه هایی سلیقه ای ترجمه کرده اند که خوشایند کودکان باشد، اما باید این را بدانند که این کتاب هب هیچ وجه کتاب کودک نیست بلکه کتابی است فلسفی وشاعرانه که اگزوپری آن را در سال 1939 آغاز می کند ولی برای نوشتنش نیاز به فراقتی خاص دارد که برای کتابهای دیگرش این کار را نکرده . اگزوپری پیش از اتمام شاهزاده کوچولو دو کتاب دیگر را شروع کرده و چایان می رساند( کتا خلبان جنگ سال 1942 که بعد از انتشاردر شش ماه اول پرفروشترین کتاب سال امریکا می شود/ و کتاب نامه ای به یک اسیر- سال 1943 )و شاهزاده کوچولو را در همان سال یعنی 6 آوریل 1943 به چایان می رساند و از بین سیزده کتاب اگزوپری شاهزاده کوچولو تنها کتابی است که در فصل چهار آن به شکلی وصیت بار از زبان راوی قصه و دومین کاراکتر اصلی (خلبان) می گوید:" من دوست ندارم کتابم را سرسری بخوانند" / در مورد ترجمه ی این رمان کاش مترجمین عزیز با انگیزه ای فرهنگی و ارزشمند اقدام به این کار کنند نه با نگاهی بیزنسی یا به دلیل کسب شهرت؛ این رمان امروز در کالج فرانسه با پیشگفتاری نسبتا طولانی تدریس می شود و شناخته تر از دیگر آثار اگزوپری است و محققین معتقدندشاهزاده کوچولو خود اگزوپری است و گل رُز معروف قصه کسی نیست جز همسر محبوبش کنسوئلا؛
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نباید ناامید شد کتابا بهم یاد دادن "هر تجربه تلخ نشونه ی جون سختی ماست نشونه طاقتمون, همین تجربه‌ها بهمون یاد میدن چطور زندگی کنیم..."
ساجده قاسمی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حمویه-سرگذشت پادشاه سامانی و دلدادگان-حسینقلی مستعان
رخند قامتی بلند و رسا داشت که در چهارده سالگی به بالای برادر بیست و دو ساله اش اسماعیل رسید. گیسو ی تابدارش شبه رنگ بود و چهرهء کشیده اش را بینی باریک بلندش به دو قسمت متمایز کرده بود و این چهره از هر سمت به صورت دیگر دیده می شد. گمان می بردی که دو نیمرخ زیبا از دو تن زیباترین دختران ... دیدن ادامه » بهشت گرفته و با ترکیب آن دو این چهره را ساخته اند. زیبا تر و فروزان تر از همه چشمانش بود که در نظر اول فرو هشته و نیم خفته دیده می شد و اضطرابی در دل می افکند که در این حالت که چنین دلپذیر است، اگر گشوده شود چه حالت خواهد داشت.
لطفش، جاذبه اش، قدرتش، خشمش، سخن گفتنش، فرمان دادنش نیز در چشمانش بود. رفتاری چنان باشکوه داشت که مانندش در هیچ ملکه ای دیده نشده بود. مردم بخارا که هنوز حکایات زندگی ملکهء فرمانفرمای قرن پیشین، مادر طغشاده و جاذبهء عجیب او را از یاد نبرده بودند اعتراف می کردند که وی هرگز نمی توانست از لحاظ جاذبه و ابهت و شکوه به پای رخند برسد.
یگانه زربافتی و عزیز داش تیموری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شب مینا-گابریل گارسیا مارکز-ترجمه از صفدر تقی زاده
ردِ خون تویِ برف
نناداکونته در دستشویی متوجّه شد که بلوز و دامنش خونی شده است، اما حوصله شستنشان را نداشت. دستمال خونی اش را در سبد آشغال انداخت، حلقه نامزدی اش را به انگشت دست دیگرش کرد و انگشت زخمی را با آب و صابون شست. خراش انگشت تقریباً نامریی بود. اما همین که سوار اتومبیل شدند، ... دیدن ادامه » انگشتش باز به خون افتاد، و نناداکونته انگشتش را از پنجرهء اتومبیل بیرون آورد، با این فکر که باد پرسوزی که از روی مزارع می وزد، زخم را می سوزاند. این شیوه نیز بی فایده بود، اما هنوز دل نگران نبود. با همان شوخ طبعی ذاتی اش گفت: 《اگر بخواهند رد ما را پیدا کنند، خیلی ساده است. کافی است رد خون مرا روی برف دنبال کنند.》 آن وقت به حرفی که زده بود فکر کرد و در نخستین پرتو بامدادی چهره اش شکوفا شد.
گفت: 《فکرش را بکن، رد خون بر روی برف از مادرید تا پاریس. راستی نمی شود بر روی این یک آهنگ ساخت.》
یگانه زربافتی این را خواند
Zahra Ranjbar و فاطمه خیاطی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دختری در قطار-پائولا هاوکینز-ترجمه از مهر آیین اخوت
ریچل-عصر
وقتی قوطی را نزدیک دهانم می آورم و می نوشم، جین و تونیکِ آماده لبِ قوطی کف می کند. خوشبو و سرد است، مزه ی اولین تعطیلاتم با تام را می دهد؛ سفر به دهکده ای ماهیگیری در ساحل باسک، سال ۲۰۰۵. صبح ها یک کیلومتر در جزیره ی کوچکی در خلیجِ آن جا شنا می کردیم و در سواحلِ مخفی و دور از چشمی که آن جا پیدا کرده بودیم عشقبازی می کردیم؛ عصرها توی نوشگاه می نشستیم و جین و تونیکِ مردافکن می خوردیم و دسته ی بازیکنانِ فوتبالِ ساحلی را تماشا می کردیم که روی شن های وقتِ جزرِ دریا مشغولِ بازیِ پرآشوبی بودند با بیست و چند نفر در هر تیم.
جرعه ... دیدن ادامه » ای دیگر می خورم و بعد یکی دیگر؛ هیچی نشده قوطی به نصف رسیده، اما عیبی ندارد. سه تای دیگر توی کیسه ی پلاستیکی دارم که کنار دستم است. فردا تعطیل است، درنتیجه از بابتِ نوشیدن و بعد سوارِ قطار شدن عذاب وجدان ندارم. خوشبختی یعنی همین. خوشی از همین جا شروع می شود.
گفتند تعطیلاتِ آخرِ هفته معرکه می شود. آفتابِ عالی، آسمان بی ابر. قدیم ها احتمالاً با ماشین تا کوُرلی وود می رفتیم و وسایل پیک نیک می بردیم و تمام عصر روی پتو زیر آسمانِ لکه لکه و آفتاب گذرا دراز می کشیدیم و شراب می خوردیم. شاید هم توی حیاط با رفقا چیزی کباب می کردیم یا می رفتیم رستوران و بارِ رُز و توی حیاطش می نشستیم که چهره ی همه از آفتاب و الکل می درخشید و عصر سلانه سلانه می گذشت و تلو تلو خوران و دست در دست بر می گشتیم خانه و روی مبل خوابمان می بُرد.
آفتاب زیبا، آسمان بی ابر، کسی همبازی ام نیست، کسی نیست که همراهش کاری بکنم. زندگیِ اینطوری، این طور که من در لحظه زندگی می کنم، تابستان ها که طولِ روز بیشتر است سخت تر می شود... تابستان ها که پوششِ تاریکی کم تر است، وقتی همه بیرون اند و می گردند و دیوانه وار و آشکارا سر خوش اند. طاقت فرساست و باعث می شود اگر به آن ها ملحق نشوی حالّت خراب شود.
تعطیلاتِ آخرِ هفته پیش رویم است؛ چهل و هشت ساعتِ خالی تا پر کنم. قوطی را دوباره تا دهانم می آورم، اما یک قطره اش هم نمانده.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو چیزی نیستی که به آن فکر میکنی ، تو با چیزی که در سرت داری تعریف و شناخته نمی شوی ، بلکه چیزی هستی که انجام میدهی ، یعنی اعمالت .
امیرحسین آل‌عوض این را خواند
فاطمه خیاطی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هی فلانی زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک.
آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز ... دیدن ادامه » برای او و جز با او نمیخواهی.
من گمانم زندگی باید همین باشد.
یگانه زربافتی و الهام رحیمی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
...
آدمو ساختی که خرابش کنی؟
از تو بهش یهو جوابش کنی؟

به‌خاطر ... دیدن ادامه » یه سیب نیم‌خورده
کی آبروی بنده‌ای رو برده؟

زدی تو پوزش که سرافکنده شه؟
پیش زنش طفلکی شرمنده شه؟

میگن همیشه بخشش از بزرگاس
خدا کیه؟ بزرگِ کلِ دنیاس

قربون قدرتت، تو که خدایی
اول و آخر بزرگیایی

خودت بهش کلی ماشالّا گفتی
وقتی که ساختی باریکلّا گفتی
...
محسن باقری و محمدجواد اسماعیلی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گــاهــی وقــت‌هــا
دروغ‌هــا
تــنــهــا چــیــزی هــســتــنــد کــه مــا را در کــنــار هــم نــگــه مــی‌دارد.
فاطمه خیاطی این را خواند
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مرده خوشبخت کسی است که روی زمین دلبستگی نداشته باشد (صفحه 80)
فاطمه خیاطی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر کانت همه انسانها "عقل عملی" دارند. یعنی یک نوع ویژگی عقلانی که در هر زمانی به ما می‌گوید چه چیزی در زمینه اخلاق درست و نادرست است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چندین ساعت بی هدف قدم زدم. 《همه آنچه آرزوی بشر است.》 این کلمات را تکرار می‌کردم اما موفق نمی‌شدم کوچکترین هوسی را در خودم برانگیزم. چه دور به نظر می‌رسید آن زمانی که هر دانه گندم در کف دستم سنگینی می‌کرد!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نخیر
من نمی تونم زنم رو برای همچین ... چنین... دختری ترک کنم.... بیشتر مکافاته. بله، درسته که اولش احتمالا خیلی هیجان انگیزه، یه نفس تازه، یه رنگین کمون، یه تولد دوباره، می تونم خوب تصورش کنم، قبول، باشه، خیلی هم خوب! چشم! خیلی هم عالی! حرفی نیست. ولی خوب که چی؟ بعدش چی؟
امیرحسین آل‌عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم براتون می سوزه. شما ها همیشه دست و پا می زنین,می خوایین کاری بکنین ,ولی نمی تونین,به خودتون می پیچین ,یقه ی همدیگرو می گیرین,به سر و کله ی هم می زنین. یه چیز سنگین رو همتونه . شما ها خلاصی ندارین,زورتون به کسی نمیرسه .دست های بسته و دور تا دور سیم خاردار. دلم براتون می سوزه. دلم خیلی براتون می سوزه._از نمایشنامه زاویه (دو نمایشنامه کتاب ... دیدن ادامه » دیکته و زاویه به شدت جذاب و تاثیر گذارند!)
امیرحسین آل‌عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از همان آغاز تولد به ما تلقین می‌کنند که دریا زیباست بدون آن‌که اجازه بدهند خودمان درباره‌اش تصمیم بگیریم.
محسن تهمتن و امیرحسین آل‌عوض این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
باید لحظات خوب و بد را دوباره تجربه کرد تا به خط راهنما رسید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش ... دیدن ادامه » کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
محسن تهمتن و امیرحسین آل‌عوض این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با این سرعت پیشرفت علم پزشکی که کم و بیش با سرعت بدتر شدن شرایط محیط زیست برابری می‌کند، محتمل‌ترین سناریو این است که درست لحظه‌ای که زمین به مکانی غیر مسکونی بدل می‌شود، بشر به موجودی فناناپذیر بدل می‌شود.
امیرحسین آل‌عوض این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از دشمنانش پرسیدم گفت و گفت و گفت...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من باختم... اما کسی جز ما نخواهد برد
بوی مرا این آب و صابون ها نخواهد برد
امیرحسین آل‌عوض این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم, هرگز کشاورز نمی شدم."
محسن تهمتن این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسانی که دوستمان دارند از کسانی که از ما متنفرند ، ترسناک ترند . مقاومت در برابر آنها دشوارتر است و من کسی را نمی شناسم که بهتر از دوستان بتواند شما را به انجام کاری هدایت کند که درست برخلاف میل شماست
فاطمه خیاطی و Amir hossain Mosavi این را خواندند
امیرحسین آل‌عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب بی نظیر است به همه پیشنهاد میکنم آن را بخوانند
فاطمه خیاطی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
((خدا_نمی دونم وجود داره یا نه ولی می دونم که امیدوارم الآن این جا با ما باشه و حرف من رو بشنوه_ازش میخوام دیگه هیچ وقت نذاره خودم با خودم راضی باشم. نذاره بترسم از این که به کسی نیاز داشته باشم یا از رنج کشیدن بترسم، چون که هیچ رنجی بدتر از یه اتاق تیره و تار و خاکستری نیست که درد نتونه بهش برسه.))
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کدام منطق باید ما را از رنج تحمل ناپذیر لحظه ای نجات دهد که در آن، فردی که می پرستیمش و نزدیکی او برای زندگی و حتی تنِ مان حیاتی است، با قلبی بی تفاوت و شاید راضی با غیبت همیشگی ما کنار می آید؟ برای آن که برای مان همه چیز است، هیچ چیز نیستیم.
منطق نمیخواد! جایگزین میخواد :)
۲۷ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 173