دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
پس به جای این که به دخترت باد بدهی که دوست داشتنی باشد ، به او یاد بده که صادق و مهربان باشد . یاد بده که شجاع باشد ؛ او را ترغیب کن افکارش را به زبان بیاورد ، حقایق وجودی اش را بیرون بریزد
وقتی این گونه شد ، او را مدح و ستایش کن ، وقتی در شرایط سخت ، موضعی حقیقی را در پیش گرفت و روی آن پافشاری کرد او را بیش از هر زمانی تشویق کن . به او بگو که ... دیدن ادامه » مهربانی مهم است ، او را تحسین کن ، اما به او یاد بده که هرگز مهربان بودن را باری به هر جهت نگیرد . به او بگو که او نیز شایسته مهربانی دیگران است . به او یاد بده برای تمام عقایدش ایستادگی کند .
محمد امین ایرانی و آلاله پورکرم این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درگیری ها شدید بود. تو جنگ های تن به تن حضور داشتم. وحشتناک بود.بنظر می اومد آدمیزاد نمی تونست اون کارها رو انجام بده. میزنن با سرنیزه بدن همدیگه رو سوراخ می کنن، با دست همدیگه رو خفه می کنن، استخونای همدیگه رو می شکنن. همه جا پر از ناله و فریاده. هیچ چیز انسانی نمیشه اینجا پیدا کرد...
آلاله پورکرم این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- عمه لیوبا، می توانی کمی غذا برایم بفرستی؟ خجالت می کشم چنین تقاضایی از تو میکنم ولی گرسنگی باعث این کار شده است.
- یک سرباز آلمانی به خانواده اش می نویسد: نگران نباشید، گریه زاری نکنید، چون هر چه زودتر زیر خاک بروم، کمتر رنج خواهم کشید.
- حتی آبدیده ترین سربازان هم از فکر ندیدن دوباره زن و فرزند به گریه می افتادند. آنهایی که درون گرا ... دیدن ادامه » تر بودند به خاطره های روزهای خوش پناه می بردند و خود را به آن دلخوش می کردند.
آلاله پورکرم این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما در اینجا حبس شده ایم و با دنیاهیچ ارتباطی نداریم، همیشه در وحشت و اضطراب به سر می بریم، بخصوص در این چند هفته اخیر. پس چرا وقتی که همدیگر را دوست داریم، باید از هم کناره بگیریم؟ چرا نباید در چنین مواقعی به همدیگر ابراز علاقه کنیم؟ چرا باید صبر کنیم تا به سن مناسب برسیم؟
آلاله پورکرم این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پس از چند دقیقه چفت آهنی واگن برداشته می شود و در سنگین واگن کنار می رود. ناگهان زندانیان غرق در نور خورشید می شوند.چشم هایشان را می مالند و سپس با چشمی نیمه باز به دنیای بیرون نگاه می کنند. چشم اندازی که از واگن می بینند، بی درخت و سوت و کور است. مسطح، برهوتی بی انتها و جنگلی در دوردست. آنها تنها انسان هایی هستند که به چشم می خورند...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- در حال آزادی، انسان هیچ چیز را نمی بیند. نه گونه گونی رنگ گل ها را، نه تعداد اشکال برگ های درختان را، نه زیبایی طبیعت را، معذالک، تصور می کنیم ستایشگر صمیمی آنها هستیم...
- برای ما،هیچی از این شیپور "بیدار باش" صبح ها بی معناتر نیست. چون که اصلاً خوابی وجود ندارد تا "بیدار باشی" بتواند وجود داشته باشد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چطور تهیه کنم ؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما چرا باید خیال کنیم مادر، از اول مادر زاده شده بود؟ او، برای دنبال کردن رویاهایش فرصت نیافت. او، تک و تنها توانست با تمام آنچه روزگار برایش مقدر کرد، مثل توانایی یا غم و غصه کنار بیاید. کاری برای گریز از تقدیر در زندگیش نتوانست انجام دهد؛ غیر از آنکه صبر کند و رنج بکشد، بکوشد تا از آن بگذرد و تمام توانش را به کار گیرد تا بهتر زندگی کند. ... دیدن ادامه » همه ی تن و تمام قلبش را یک جا وقف زندگی کرد. چرا من هرگز نتوانستم به رویاهای مادر فکر کنم؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای پاک کردن کتاب ها
کافی است آنها را باز نکنیم،
آدم ها هم همینطور
برای محو کردنشان کافیست هرگز با آنها صحبت نکنیم.
الهام یحیوی و آلاله پورکرم این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر بد است که نمی شود بروی بیرون و فقط ده دقیقه یک نفر را ببینی.همین میزان تماس انسانی برای سه روز من کفایت می کند--بعد ده دقیقه ی دیگر لازم دارم.ولی نمی شود کسی را برای ده دقیقه دعوت کرد‌.می مانند و می مانند و نمی روند تا آخر مجبور می شوی چیزی توهین آمیز مثل این بگویی"حالا برو" سال ها این جمله ی مورد علاقه ام بود"بیشتر از این نگهت ... دیدن ادامه » نمی دارم"یا "بیشتر از این وقتت را نمی گیرم" ولی فایده ای نداشت.آدم های زیادی در دنیا هستند که هیچ کاری ندارند و جایی ندارند بروند و از هیچ چیز به اندازه ی هدر دادن زندگی شان با گپ زدن لذت نمی برند.این را هرگز درک نکردم.


برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در آن سپیده سحر و در آن حال دریافتم که اگر همه چیز را از انسان بگیرند، باز هم حتی اگر یک لحظه و یک دم هم که شده می تواند خوشبخت بماند و آن زمانی ست که به محبوب خویش بیندیشد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لوی، امیدوارم ما هرگز نسبت به یکدیگر احساس گناه نکنیم و همدیگر را به خاطر هر چیز مهمی ببخشیم و اگر اهمیتی ندارد به خاطر آن عصبانی نشویم هر چند معمولاً کسانی که از همه بیشتر به هم نزدیک هستند رنج می برند و عذاب می کشند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زیر آسمان هرکه بگوید:
این «زیبا» است
«زشت» را هم مجسم کرده است.
وقتی ... دیدن ادامه » بگوید:
این «خوب» است
«بد» را هم مجسم کرده است.
بودن و نبودن
همدیگر را بوجود می آورند
سخت و آسان
مکمل همند
بلند و کوتاه
به همدیگر شکل می دهند
بالا و پست
به هم وابسته اند
لحن و صدا
همنوایی می کنند
پیش و پس همقدم اند.
از این رو, فرزانگان کارها را می گردانند, بی آن که کاری بکنند
و دیگران را هدایت می کنند بی آن که حرفی بزنند.
ده هزار چیز, بی چون و چرا, کار می کنند
اگر بی تنگچشمی زندگی کنند,
بی خودپسندی عمل کنند,
دلبسته ی کامیابی نباشند,
آن وقت کامیابی هم,
رهاشان نخواهد کرد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حتی اگه دولت دستها و ذهنم رو جزو داراییهای خودش بدونه، اراده ام مال خودمه.
آلاله پورکرم این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به ... دیدن ادامه » حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه،نه! آیینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا همه ای کاش ای کاش!
ظرف این لحظه ولیکن خالی ست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید در این خانه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقی ست
تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده...



" سهراب سپهری "
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی سکوت و تنهایی مرا تحت فشار می گذاشت، خردم می کرد و درونم را مانند یخ، تکه تکه می کرد، گاهی اوقات، نیاز داشتم بلند صحبت کنم؛ حتی اگر برای تنها نشانه ی زندگی در آپارتمانم باشد.
یک سوال فلسفی: آیا اگر درختی در جنگل بیفتد و کسی نباشد صدای افتادنش را بشنود، صدایی تولید می کند؟ و اگر زنی که کاملا تنهاست گاه گاهی با گیاهی که داخل گلدان است، ... دیدن ادامه » صحبت کند، دیوانه است؟ مطمئن بودم اینکه انسان گاهی با خودش حرف بزند، کاملا عادی است. این به آن معنا نبود که من انتظار پاسخ داشته باشم..
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یه کتاب کاملا فاشیستی و پوچ
تحسین نژاد پرستی، نویسنده جامعه افغان را برترین جامعه سراسر جهان می داند. نگاه تحقیر آمیز به سایر کشورها به خصوص آمریکا و ایران دهه چهل!مسابقه بادبادک بازی را برتر از بازیهای المپیک به تصویر کشیده!مشمئز کننده است
تحقیر پدر و پسر خدمتکار. در امریکا زندگی راحتی را گذرانده بعد علیه آنها هم می نویسد.
کتابهای ... دیدن ادامه » با ارزش یووال نوح هراری را ممنوع کرده اند اما این کتاب بی ارزش هزاران طرفدار دارد و هر سال چاپ جدیدش می آید.
درود بر نادرشاه افشار...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کی موجود میشه؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مناسب
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق آدم‌ها را نجات می‌دهد، ولی این جا هیچ کس نمی‌تواند کسی را نجات دهد. آدم‌های گرفتار و فلک زده با هم رابطه بر قرار می‌کنند و اسمش را می‌گذارند عشق. ولی این بیشتر هرزگی است، تا عشق.
سکوت من گذشته دارد . به خاطر آن بارها تشویق شده ام . هفت هشت ساله بودم که دانستم هر بچه ای آن را ندارد . سکوت من اولین دارایی ام به حساب می آمد .
امیر خبر ندارد که روزی صد بار به او خیانت می کنم . وقتی که زیرشلواری اش به همان حالتی که در اورده وسط اتاق است . وقتی توی جمع آن قدر سرش گرم است که متوجه من نیست . وقتی سیر شده و یادش می افتد که منتظر ما نمانده است . وقتی مرا علت ناکامی هایش به حساب می آورد . وقتی زن دیگری را به رخ من می کشد . وقتی که می تواند از هر چیزی به تنهایی لذت ببرد . وقتی که تنهایم می گذارد ، به او خیانت می کنم .

... دیدن ادامه »
آلاله پورکرم این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کونچیتا: درباره‎ی حسادت. حسادت از نظر شوهر آنا کم‎ارزشه، تقریبا یه صفت حیوونیه. و درست فکر می‎کنه. اصلا دلش نمی‎خواد آنا فکر کنه شوهرش می‎تونه همچه احساسات زشت و شرم‎آوری داشته باشه.
پالومو: آخه آدم که نمی‎تونه جلوی حسادتو بگیره. اینم یه قسمت از طبیعت آدمه.
کونچیتا: دیگه نه.
آلاله پورکرم این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی آرامش عزیزانت به دروغ تو وابسته باشد،انجام آن بسیار آسان می شود.
مریم طالبی و آلاله پورکرم این را خواندند
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ولادیمیر ناباکوف در این اثر به روایت زندگی مشترک زن‌ و شوهری ثروتمند می‌پردازد که با ورود برادرزاده‌ی جوان شوهر به نابودی کشیده می‌شود. داستان اودیپ‌وار و تراژیک این مثلث عشقی درونمایه‌ی سایر آثار ناباکوف را در خود دارد، با این حال قلم طنزآمیز ناباکوف بنا به توصیف خودش حال‌وهوایی سرخوشانه به این رمان می‌بخشد.

ناباکوف کمتر از ... دیدن ادامه » ۳۰ سال داشت که «شاه بی‌بی سرباز» را در روسیه منتشر کرد، با این حال انتشار آن به زبان آلمانی بود که برای نویسنده‌ی جوان روس شهرت و موفقیت مالی فراوانی به همراه آورد، به حدی که بنا به نظر منتقدان، شهرت ناباکوف بیش از هر چیز مدیون این رمان است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اما هیچ داستانِ برجسته ای با پایان خوش تمام نمی شود، بلکه یک‌ داستانِ خوب با پایان خود در مخاطبش شروع می شود. و پدر من آن داستان جذابی بود که هم از آغاز تا پایانش، هر لحظه داستانی را در مخاطب خود که من بودم، آغاز و آغاز و آغاز می کرد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب نویسندگان کشورهای عقب مانده با فرهنگی پست و خرافاتی مانند ایران را نخوانید شما چه انتظاری دارید که از چنین جوامعی آثاری منطقی و خوب به وجود آید؟مردم این کشورها بیمارند،در فقر به سر می برند و کلاهبرداری و دلالی و رانت خواری جزء مشاغل اکثریت به شمار می آید. آیا شما می خواهید نوشته‌های افرادی با ذهن بیمار را بخوانید؟کدام کتاب تاریخی ... دیدن ادامه » ما بر اساس واقعیت است؟کدام کتاب فلسفی از نویسندگان ایرانی معروف است؟کدام نویسنده ایرانی جایزه نوبل ادبیات را برده است؟شما کتاب سووشون را بخوانید فقط در آن خرافات و ترویج خرافات می بینید.
شما جدا از مردم این کشور نیستید، پس باید می نوشتید بیماریم!!
بله، تا زمانی که یک نفر ضمن توهین به قشر مهمی از جامعه بخواهد عقایدش را به دیگران تحمیل کند، فرهنگ ما پست و بیمار است...
۲۴ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یا به یکدیگر عشق بورزید، یا بمیرید.
- بالأخره روزی خواهی مرد، ولی نه برای مدتی طولانی و نه برای همیشه. پس ناامید نباش.
- یک معلم در جاودانگی تو مؤثر است. تو هیچ‌گاه نمی‌توانی بگویی که این تأثیر تا کی پایان می‌پذیرد.
- ... دیدن ادامه » سرنوشت در برابر بسیاری از افراد سر تسلیم فرود می‌آورد. این خود انسان است که خودش را به‌خطر می‌اندازد.
- هر شب که می‌خوابم، می‌میرم. و صبح روز بعد، وقتی بیدار می‌شوم، دوباره متولد می‌شوم.
ناهید اخوان و آلاله پورکرم این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یا به یکدیگر عشق بورزید، یا بمیرید.
- بالأخره روزی خواهی مرد، ولی نه برای مدتی طولانی و نه برای همیشه. پس ناامید نباش.
- یک معلم در جاودانگی تو مؤثر است. تو هیچ‌گاه نمی‌توانی بگویی که این تأثیر تا کی پایان می‌پذیرد.
- ... دیدن ادامه » سرنوشت در برابر بسیاری از افراد سر تسلیم فرود می‌آورد. این خود انسان است که خودش را به‌خطر می‌اندازد.
- هر شب که می‌خوابم، می‌میرم. و صبح روز بعد، وقتی بیدار می‌شوم، دوباره متولد می‌شوم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی عالی با متنی فوق‌العاده.
بخشهایی از کتاب: در یکی از موارد انتشار مواد هسته‌ای، حتی یک نفر هم از مواد هسته‌ای کشته نشد؛ اما بیش از هزار نفر در حین فرار از حادثه کشته شدند.

غریزه‌ی ... دیدن ادامه » ترس راهنمای خوبی برای فهم جهان نیست.

این غریزه توجه ما را به سمت خطراتی نامحتمل هدایت می‌کند و باعث می‌شود از چیزهای واقعاً خطرناک غافل شویم.

ترس تنها در صورتی می‌تواند مفید واقع شود که متوجه خطرات واقعی باشد.

ترسناک = چیزی که احساس خطر را در ما به وجود می‌آورد.

خطرناک = آن‌چه ما را واقعاً در معرض خطر قرار می‌دهد.
آلاله پورکرم این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خاله تاب آن کتک را نیاورد و در چهل سالگی بر اثر بیزاری از زندگی جان داد. عمو جبران مافات کرد، بدین معنی که افتاد به‌دنبال زن‌های جوان. من هیچ ملامتش نمی‌کنم چون خودم هم از وقتی که مرد شده‌ام از این کارها کرده‌ام.
دیگر خاطرم جمع شده است، چون نه از طرف پدر کشیده‌ای به‌طرفم حواله شده نه از مادر. البته مادر بی‌میل نیست مرا سیلی بزند ولی ... دیدن ادامه » من تازگی‌ها یک حیله دفاعی به‌کار می‌برم و آن اینکه با آرنجم سپری می‌سازم که بی‌آنکه از حدود ادب ظاهری خارج شوم ضربه دست او را خنثی می‌کنم. حیله من خیلی هم دفاعی نیست چون بازویم را به شدت به دست مادر می‌کوبم.
مادرم پس از لحظه‌ای تفکر می‌گوید: تو از سهم نان شیرینی دسر محروم خواهی بود. این تنبیه به تو حالی خواهد کرد که اذیت کردن این دخترهای بیچاره چه مزه‌ای دارد
ناهید اخوان و آلاله پورکرم این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مترجمانی که ارادت خاصی به کتب نویسندگان پارسی زبان دارند بالاخص انان که روز خود را با حافظ اغاز می کنند و شاهنامه را همچون گنجینه ای گرانبها دوست می دارند,باید از کار برکنار شوند و کتبی که توسط ایشان ترجمه گردیده,معدوم شوند.
کاش فقط کتاب "نمی خواندید".. کاش از همان آثار نویسندگان خارجی یاد می گرفتید.
۲۳ خرداد
برای ترجمه خوب قبل از تسلط به زبان مبدأ باید به زبان مقصد تسلط داشت
شما هم بهتره این آراء و نظرات غیرتخصصی و شبه مغولی رو برای خودت نگه داری!
۲۴ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 185