دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کتابی که باید سالی 2 بار خوانده شود
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب یکی از بهترین کتابها هستش که خوندم واقعا بینظیره
حتما این کتاب رو بخونید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در کتاب به زبان اصلی کشور جلید ایران است، و هرچه درباره کشور جلید گفته شده در حقیقت درباره ایران است.
آمنه ابراهیمی و غزال کیوان این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتم رو تلف کردم با خوندن این کتاب..
به نظرم نویسنده سقوط از پله های ترقی در شغلهای مختلف رو که در ابتدای کتاب اشاره کرده اینجا هم ادامه داده
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من خیلى این کتاب رادوست داشتم.
شماهم خواستید بخوانید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به محتوای کتاب و داستانی که داره، بسیاری از بخشهای کتاب سانسور شده و این موضوع خیلی از مواقع باعث میشه خواننده دچار سردرگمی بشه. حین مطالعه کتاب بارها و بارها حس میکنید که اصلا مطالب پیوستگی لازم را نداره، من هر بار مجبور شدم به متن انگلیسی کتاب رجوع کنم تا متوجه بشم داستان از چه قراره. ممکنه این سؤال پیش بیاد که آیا این سانسور به متن اصلی ضربه وارد میکنه؟
با قاطعیت عرض میکنم بله؛ عملاً چیزی جز یک داستان ساده از اون کتاب ارزشمند باقی نمونده
من واقعاً متن اصلی را ترجیح میدم، بسیار روان و ساده نوشته شده
نشر قطره ... دیدن ادامه » هم بسیار ضعیف عمل کرده؛ شما که اطلاع دارید محتوای عمده کتاب درباره خشونت و آزار جنسی زنان هست، پس لطف کنید با این چارچوب اصلاً سمت ترجمه کتاب نرید. خیلی بهتر از اینه که یک کتاب با ترجمه سخیف به بازار عرضه کنید.
ترجمه به هیچ وجه قابل قبول نیست، حتی زمان برخی افعال به وضوح اشتباه ترجمه شده.
مثلا در متن اصلی زمان فعل گذشته ست (برای مثال سالاندر داد زد) ولی در ترجمه به زمان حال حال ترجمه شده (سالاندر داد میزند). واقعاً متأسفم برای این ترجمه و این حجم از سانسور
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب مفیدی است. اگر مایلید بدانید چرا کره جنوبی که بعد از ایران در میبر توسعه قرار گرفت امروز چنان است و ما چنین احتمالا پاسخ ان را در کتاب خواهید یافت. کتاب به بررسی مساله توسعه در هشت کشور بنگلادش، هند، شیلی، مکزیک، کره جنوبی، فیلیپین، موزامبیک و کنگو می پردازد. توصیه شده است در هنگام خواندن در مقام مقایسه واقع گرایانه میان ایران ... دیدن ادامه » و این کشورها در ائید.
شهر کتاب آنلاین این را خواند
مونا کانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بدی نیست. تبختر ذاتی شاهزادگان قاجاری در برخی صفحات کتاب به چشم می خورد. به نظر می رسد نویسنده کششی نامرئی به انگلیسیها دارد که می خواهد آن را مخفی کند. از نقاط قوت آنهم انصافی لست که در نقد شخصیتها است، از جمله مصدق و محمدرضا شاه.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مطالعه این کتاب رو به دانش آموزان به ویژه سنین 12-13 سال به بالا توصیه می کنم. اگر فرزند نوجوانی دارید حتما این کتاب رو براش بخرید. اگر معلم یا استاد دانشگاه هستید حتما این کتاب رو در کلاس معرفی کنید و درباره برخی قسمت هاش صحبت کنید. اگر قصد برگزاری مسابقه کتابخوانی دارید، این کتاب، انتخاب خوبیه.
کتاب کودکانه نیست و برای همه سنین مفیده. ولی موضوعاتی رو مطرح میکنه که دونستن و فکر کردن بهش در سنین پایین تر فایده زیادی داره.
و حالا چرایی این توصیه:

این ... دیدن ادامه » کتاب درباره تاثیر 23 سال دویدن و تمرین ماراتن بر زندگی نویسنده است، از تاثیرات مثبت جدید تا از بین بردن عادت های بد قبلی مانند سیگار کشیدن در اثر این انتخاب ساده (تمرین دو ماراتن توسط یک انسان معمولی). برای نویسنده دوی ماراتن نمادی از زندگیه، که قواعدی را درباره اش کشف کرده و در زندگی به کار گرفته رو با خواننده به اشتراک میگذاره. نویسنده سعی نکرده مثل برخی کتاب ها آمپول انگیزه و تلاش و حکمت رو به خواننده تزریق کنه. سعی کرده با ریتمی آرام و مناسب احساسات و تجربیات شخصی خودش رو به عنوان یک انسان معمولی به سادگی روایت کنه و به خواننده فرصت فکر کردن و حق انتخاب بده. خوندن گزیده ای از فصل اول، دوم و چهارم این کتاب می تونه حال و هوای اون رو بهتر ترسیم کنه.

گزیده ای از فصل اول:
- گاهی اگر خوشم بیاید تندتر می دوم ولی در آن صورت زمان تمرین را کمتر می کنم، چون نکته مهم آن است که شور و نشاط فرد در پایان هر جلسه ورزش به روز بعد منتقل شود. همین رویه را در مورد نوشتن هم در پیش گرفته ام و آن را جزء واجبات می دانم.
- محور اصلی کار یک دونده که هر روز تمرین می کند، رقابت فردی نیست. بی شک دوندگانی هم پیدا می شوند که برای چیره شده بر رقیبی خاص تن به تمرینات سخت می دهند، ولی سوال این است که اگر بنا به هر دلیلی آن فرد نتواند در رقابت شرکت کند آنان چه کار خواهند کرد؟ در چنین مواقعی یا انگیزه شان را به کلی از دست می دهند و یا دست کم میل و رغبت شان فروکش می کند. چنین افرادی در این رشته زیاد دوان نخواهند آورد. عاملی که بیش از هر چیز دیگر به اکثر دوندگان انگیزه می دهد، هدف شخصی است. برای نمونه رسیدن به یک حدنصاب تازه و شکست رکورد خود. مادامی که یک دونده بتواند دست به رکوردشکنی بزند از کار خود خشنود خواهد بود. در غیر این صورت، چنین احساسی سراغ او نخواهد آمد. حتی اگر نتواند به حدنصاب موردنظر خود برسد، تا زمانی که از نتیجه کار و نهایت تلاش خود رضایت داشته باشد -که شاید در جریان مسابقه هم منجر به کشفی مهم در مورد خود او شده باشد- به هدف خود رسیده است و احساسی امیدوارانه و خوشایند تا مسابقه بعد به او انگیزه خواهد داد. این قاعده در حرفه خود من نیز مصداق دارد. در رمان نویسی نیز، تا جایی که من می دانم، مسئله ای به نام برد و باخت مطرح نیست.
- دویدن از دید من، هم تمرین است و هم یک استعاره. من با دویدن هر روزه و شرکت در مسابقات مختلف ذره ذره ملاک ها را بالاتر می برم، و با شفاف کردن هر مرحله از کار در واقع خود را ارتقا می دهم. دلیل تلاش هر روزه من دست کم همین بوده است که سطح کار خود را بالا ببرم. خودم می دانم که دونده بزرگی نیستم، از هیچ نظر. معمولی هستم یا شاید بتوان گفت متوسط. ولی مسئله آن نیست، بلکه نکته مهم این است که آیا می توانم از دیروز بهتر باشم یا نه. در دوهای استقامت تنها رقیبی که باید بر آن غلبه کرد، خود است، کسی که قبلا بوده اید.
- کمبریج پر از دونده است، که شاید به خاطر میزبانی این شهر در مسابقه ماراتن بوستون باشدو مسیر دو آن درامتداد رود چارلز تا ابد ادامه دارد و اگر کسی بخواهد می توان ساعت ها در آن مسیر بدود. متنها اشکالش آن است که دوچرخه سوارها هم از آن استفاده می کنند و دونده باید مدام یک چشمش به دوچرخه های تیزرویی باشد که مثل باد از کنارش رد می شوند. در چند جا هم چاله چوله هایی به چشم می خورد که اگر لحظه ای از آنها غافل شوید کله پا خواهید شد. چند تابلو بلند راهنمایی و رانندگی هم سر راه آدم وجود دارد که می تواند دردسرساز بشود. سوای موارد یاد شده، این مسیر برای دویدن حرف ندارد.
- درک این واقعیت که من باید خودم باشم و نه کسی دیگر، از جمله امتیازات بزرگ برای من محسوب می شود. لطمه روحی، تاوانی است که هر شخص باید بابت استقلال خود بپردازد.
- حس تک افتادگی در پاره ای مواقع می تواند مثل اسیدی که از محفظه اش بیرون ریخته باشد، جان آدمی را ذره ذره پنهانی بخورد و نابود سازد. آن را به شمشیر دو لبه نیز می توان تشبیه کرد. هم از من محافظت می کند و هم در عین حال تکه ای درونم را قطع می کند و جدا می سازد. به شیوه خود -شاید بر حسب تجربه- از این خطر آگاهم و به همین دلیل جسمم را دائم به فعالیت وا می دارم. حتی گاهی تا آخرین رمق از بدنم کار می کشم تا تصویری درست از تنهایی درونی به دست آورم و بتوانم راه درمانی برای آن پیدا کنم.

گزیده ای از فصل دوم:
- طولی نکشید که دور سیگار را هم خط کشیدم. ترک سیگار در واقع یکی از نتایج طبیعی دویدن های هر روزه به حساب می آمد. ""کار ساده ای نبود ولی من نمی توانستم هم خوب سیگار بکشم و هم خوب بدوم."" شورو شوق دویدن و بیشتر دویدن، محرک نیرومندی شد تا دیگر سراغ دود نروم و بر وسوسه های بعدی آن تیز غلبه کنم. ترک سیگار همچنین به حرکتی نمادین برای وداع با زندگی پیشینم شباهت داشت.
- به تعبیری دیگر، انسان نمی تواند همه را راضی کند. کافه را با همین نگرش اداره می کردم. افراد زیادی به آنجا می آمدند و اگر از هر ده نفر یکی خشنود می شد و می گفت دوباره می آید، برای من کفایت می کرد. از هر ده نفر اگر یک مشتری دائمی می شد چرخ کافه می چرخید. به عبات دیگر، مهم نبود که باقی نه نفر از بار من خوششان نیاید. چنین درک و دریافتی انگار باری را از روی دوش من برداشته بود. البته باید یقین پیدا می کردم که آن یک نفر واقعا از کافه خوشش آمده است.
ریتم و سرعت گام ها نسبتا خوب بود و مسابقه هم به نظرم چندان سخت نیامد. اصلا دردی در پاهایم احساس نکردم و نتیجه گرفتم که می توانم در مسابقه دو ماراتن شرکت کنم. ولی بعدها فهمیدم که دشوارترین بخش ماراتن، تازه پس از طی 22 مایل از راه می رسد.
- می گویند: حتما اراده ای قوی دارید. چه کسی از تعریف و تمجید بدش می آید، هر چه باشد از تحقیر که خیلی بهتر است، منتهی بحث صرفا بر سر قدرت اراده نیست. کاروبار جهان که به این سادگی ها نیست. واقعیتش را بخواهید حتی ارتباط چندانی بین دویدن هر روزه و داشتن یا نداشتن اراده ای قوی نمی بینم. فقط به یک دلیل ساده توانسته ام بیش از بیست سال به دویدن بپردازم: با اوضاع و احوال من جور درمی آید، یا دست کم مایه عذابم نبوده است. خواه ناخواه انسان کاری را که دوست دارد دنبال می کند و از انجام کارهای ناخوشایند سرباز می زند. قبول دارم که چیزی شبیه اراده نقشی کوچ در این میان ایفا می کند اما تا کسی اعتقادی قلبی به کاری نداشته باشد نه قدرت اراده به کمکش خواهد آمد نه نگران عواقب ترک کار خواهد بود. در آن تداوم نخواهد داشت و اگر هم داشته باشد بر خود جفا کرده است. به همین دلیل حتی یکبار هم به دیگران توصیه نکرده ام به دو رو آورند.

گزیده ای از فصل چهارم:
- تمرکز یعنی همان توانایی معطوف ساختن تمامی استعداد محدود خود بر امور اساسی در لحظه. بدون آن نمی توان کار ارزشمند ارائه داد، حال آنکه با تمرکز دقیق و کافی می توان استعداد پریشان و یا حتی نیم بند را سروسامان داد.
- قابلیت مهم بعدی برای یک رمان نویس، استمرار و پایداری است. اگر کسی سه چهار ساعت در روز بر نوشته اش تمرکز کند و بعد از یک هفته خسته شود، قادر به نوشتن اثری بلند نخواهد بود. یک داستان نویس -یا کسی که سودای نوشتن یک رمان را در سر می پروراند- باید آنقدر حوصله داشته باشد که به مدت شش ماه، یکسال و یا دوسال هر روز بر کارش تمرکز کند. آن را می توان با عمل تنفس مقایسه کرد. اگر تمرکز را فرآیند نفس گیری و دم بدانیم، در آن صورت استمرار، هنر آرام آرام نفس بیرون دادن و بازدم است، در عین حال که هوا نیز در شش ها ذخیره می شود. چنانچه توازنی میان این دو برقرار نشود در درازمدت نمی توان کار رمان نویسی را ادامه داد، یا دست کم کاری بسیار سخت خواهد بود. پس باید بتوان دم و بازدم، هر دو را انجام داد. خوشبختامه این دو آموزه -تمرکز و استمرار- چون اکتسابی هستند و کارایی شان با تمرین و تکرار بالاتر می رود، تفاوتی اساسی با استعداد دارند. با هر روز پشت میز تحریر نشستن و واداشتن خود به تمرکز بر موضوعی می توان هر دو را فراگرفت. از بسیاری جهات شبیه فرآیند ورزدادن عضلات است.
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار مشتاق داشتن این کتاب بسیار مفید هستم اما متاسفانه مدت طولانی است که در انتظار موجود شدنش هستم. مسوولین لطفاً پیگیری کنند. با سپاس
۶ روز پیش، چهارشنبه
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من به عنوان یکی از دوستدارن رمان شاهزاده کوچولو و کسی که کتابی تحقیقی (محبوب ترین شاهزاده ی دنیا) ونمایشنامه ای برای این رمان نوشته، به تحقق دوستی محقق و ساکن فرانسه، ترجمه ی آقای پرویز شهدی را از بین حدود نود ترجمه فارسی ، بهترین و درست ترین ترجمه ی میدانم واز همینجا از آقای شهدی بخاطر ترجمه ی این رمان صمیمیانه تشکر میکنم.
کاش دوستانی ... دیدن ادامه » که دست به ترجمه ی این رمان می زنند با هدفی ارزشمند تر این کار را انجام دهند نه اینکه با هدف پرفروش بودن کتابشان (که البته بسیاری از ترجمه های فارسی اصلا ترجمه نیستند بلکه فقط کپی و رونویسی هستند.آنهم اگر از ترجمه هایی استفاده کرده باشند که از اصل فرانسوی نوشته شده باشد. در غیر این صورت بیشتر ترجمه های انگلیسی این رمان اشتاباهات زیادی دارند.)
شهر کتاب آنلاین و مهدی کریمی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من خوندمش قبلا. خیلی عالیه. چخوف کلا عالیه
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نیل گایمن قلم بسیار شیرین و روونی داره.من زبان اصلی این کتاب رو خوندم.و محشر بود.یه نگاه به ترجمه انداختم.کمی ترجمه شیرینی قلم گایمن رو از بین برده بود متاسفانه.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کی میشه این کتاب رو موجود کنین؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من چاپ دوم این کتاب را خریدم که فقط شامل دو نمایشنامه است و 90 صفحه هم بیشتر نیست. چاپ اول شامل 6 نمایشنامه است و تعداد صفحاتش همان است که تو توضیحات این صفحه می بینید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوبی بود مهمتر اینکه برای پسرم جذابیت داشت. حتما پیشنهاد میکنم.
شیما خسروشاهین این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
توضیح و معرفی بیشتر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب جالبی است
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب مجموعه ای از 18 یادداشت متمرکز بر توصیف احساس نویسنده از جنگ بر پایه تجربه شخصی اش از جنگ کرواسی است. می توان چکیده کل مطالب این کتاب را در یادداشت 17 با عنوان "نامه ای به دخترم" یافت. انتظار یک داستان پیوسته را نداشته باشید.

گزیده ای از نامه ای به دخترم:

از ... دیدن ادامه » آن روز به بعد خدا رو شکر می کنم که تو یک مرد نیستی، که مادر یک زن هستم. هر کس هر چه می خواهد بگوید، به نظر من فرزند پسر داشتن در دوران جنگ بدترین بلایی است که می تواند سر یک مادر بیاید ... در جنگ موضع میانه ای وجود ندارد. ناگهان، تو به عنوان یک کروات یا صرب مسئول تمام کارهایی می شودی که کروات ها یا صرب های دیگر انجام می دهند. یک دفعه به یک ملیت تقلیل پیدا میکنی. در واقع محکوم می شوی چرا که در موقع جنگ ملیت این خطر را دارد که فقط به خاطر آن کشته شوی ... ما زن ها را سربازی نمی برند. زن ها هم در جنگ کشته می شوند، اما کسی از آنها انتظار ندارد بجنگند. به هر حال کسی باید باشد که مرده ها را دفن کند، برایشان عزاداری کند و زندگی را ادامه بدهد. و به همین دلیل وضع ما در جنگ فرق می کند. در اصل، جنگ یک بازی مردانه است. شاید برای اینکه آدم کشتن برای آنها که بچه ای به دنیا نیاورده اند راحت تر است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه به شدت ضعیف. هر چند صفحه یک بار تصمیم میگرم که کتاب رو تو دریا بندازم اما باز به سختی قبول میکنم ادامه بدم. ترجمه به جای جزئی نوشته برخه‌ای و در جای دیگه به جای واقعیت نوشته فاکت.
این ترجمه رو نخرید خواهشا
ضمن احترام به نظر شما ایرادات شما مربوط به ویراستاری است نه ترجمه.
این کتاب به شیوه نواورانه ای ترجمه شده که ممکنه مورد پسند همه نباشه اما من از خوندنش لذت بردم
۱۸ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
معرفی بیشتر لطفا
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
معرفی بیشتر لطفا
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا معرفی بیشتر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلمان فارسی واقعا افتخار بزرگی برای ایران است
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
نمیشه توضیحات بیشتر یا سرفصل های این کتاب رو بگذارید؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
نمیشه توضیحات بیشتر یا سرفصل های این کتاب رو بگذارید؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ایا برای نظام جدید هم مناسب است؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ایا برای نظام جدید هم مناسب است؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک شاعر معاصر بی نظیر که واقعا در حد و اندازه ی خودش بهش پرداخته نشده
حافظ زمان حال
در یک کلمه فوق العاده
بیژن ارشادی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک شاعر معاصر بی نظیر که واقعا در حد و اندازه ی خودش بهش پرداخته نشده
حافظ زمان حال
در یک کلمه فوق العاده
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 68