دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
ریویویی که نوشتم طولانی شد و به دلیل ارجاعات مختلفی که دادم، برای اینجا مناسب نبود. درصورت تمایل می توانید در آدرس ذیل مطالعه بفرمایید
https://bit.ly/2WUSLxX
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قلمی روان، داستانی گیرا.. بسیاااار لذت بردم. کتاب را که دستم گرفتم دوست نداشتم آن را زمین بگذارم. ترکیبی از عشق، تعهد، مهربانی، تسلیم نشدن در برابر ظلم، شجاعت و ... بود. و چقدر من، زری را دوست داشتم.
برشی از کتاب:
کاش دنیا دست زن ها بود. زن ها که زائیده اند یعنی خلق کرده اند و قدر مخلوق خودشان را می دانند.قدر تحمل و حوصله و یک نواختی و برای ... دیدن ادامه » خود هیچ کاری نتوانستن را. شاید مردها چون هیچ وقت عملا خالق نبوده اند آنقدر خود را به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند! اگر دنیا دست زن ها بود، جنگ کجا بود؟!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آنقدر مدارا کرده ام که دیگر مدارا عادتم شد. وقتی خیلی نرم شدی
همه تو را خم می کنند..
علیرضا طاهری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش من هم اشک داشتم و جای امنی گیر می آوردم و برای همه غریب ها و غربت زده های دنیا گریه می کردم برای همه آنها که به تیر ناحق کشته شده اند و شبانه دزدکی به خاک سپرده می شوند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب را شارژ کنید لطفا
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام، لطفا این کتاب رو موجود کنید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی بچه هستی برای این که پیرو جمع نباشی با این جمله به تو حمله می‌کنند «اگه همه از بالای پل بپرند پایین، تو هم باید بپری؟» ولی وقتی بزرگ می‌شوی ناگهان متفاوت بودن با دیگران جرم به حساب می‌آید و مردم می‌گویند «هی، همه دارن از روی پل می‌پرن پایین، تو چرا نمی‌پری؟»
آلاله پورکرم این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب بسیار سطحی و با تعصب نوشته شده، تعدادی از پاراگراف های کتاب در چندین جا تکرار شده که بیشتر باعث حجیم تر شدن کتاب شده تا عمیق تر شدن تحقیق .
به جای جمع آوری اطلاعات دقیق در مورد تعداد نیروهای نظامی، وضعیت اسلحه های آنها و درگیری های نظامی که در دوره قاجاریه با دشمنان خارجی و شورش های داخلی انجام شده ، بیشتر نویسنده به انتقاد از ... دیدن ادامه » شاهان قاجار (که گویا بخشی از متن کتابهایی شده که بعضی از مورخین ایرانی در کتاب های تاریخ معاصر باید بنویسند ) پرداخته شده و خواننده پس از مطالعه کتاب اطلاعات جامع و کاملی را به دست نخواهد آورد
آلاله پورکرم این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پایان کتاب کمی‌بازه اما کتابیه که کشش داره و شما رو کنجکاو می‌کنه که چی‌ میشه. از طرفی بخاطر حجم کم به راحتی می‌تونید بخونیدش و وقت‌گیر هم نیست.ولی توصیه می‌کنم حتما موقع خوندنش یه پتو بندازین روی سرتون
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دو سال پیش وقتی اولین کتاب‌هام از باژ رو خوندم، دلم می‌خواست ازش کتاب بخرم. بعد وارد سایتش شدم و این مجموعه‌ی جذاب رو دیدم..اولین چیز جلد بی نظیرش توجهم رو جلب کرد. رقص رنگ‌‌ها و شادابی و طراوت جلدش. دومین چیز خلاصه‌ای که ازش خوندم به من فهموند که حتما یه کتاب عالی با یه مفهوم قشنگه. یه سال بعد بالاخره این کتاب رو خریدم.می‌تونم بگم ... دیدن ادامه » وقتی می‌خوندمش کلمه به کلمه‌ی کتاب برام لذت‌بخش بود. داستان دوتا دوست، که سردرگمن..زیبایی یا زشتی؟ توی این کتاب با قشنگترین داستان ممکن مفهوم زیبایی و زشتی نشون داده شده..امیدوارم که حتما این مجموعه‌ی قشنگ رو بخونید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انتخاب از جمله مجموعه‌هایی‌هستش که با کششی بی‌نهایت من رو جذب خودش کرد. ترجمه قابل فهم و درک بود و نوشته‌ی نویسنده مملو از توصیفاتی بود که فضا و حس‌وحال رو در ذهن مجسم می‌کرد. با‌این‌حال اگر که علاقه‌ای به اینکه پسر یا دختر داستان همزمان با چند نفر رابطه‌ی عاشقانه داشته باشند، این کتاب رو بهتون پیشنهاد نمی‌کنم...اما به صورت کلی ... دیدن ادامه » کتابی جذاب، عالی و دلخواه بقیه‌ست
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است
و ... دیدن ادامه » هیچ چیز،
نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش،
نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا ازهجوم خالی اطراف نمی رهاند
و فکر می کنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد
سهراب سپهری
شهلا ترابی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
کسی میدونه که چاپ چه سالی از مجموعه تاریخ تمدن ویل دورانت دارای ویراستاری و فونت خطوط و... بهتری هست؟یعنی آیا در چاپ های جدید از کیفیت ویراستاری سابق(مانند سال ۶۵)_که بالا بود_کاسته شده؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. چاپ چه سالی است؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
باز دوباره تابستان از راه رسید .بهترین فصل برای کتاب خواندن برای من با کلی خاطرات,خاطراتی از یالوم با کتاب درمان شوپنهاور لذات فلسفه ویل دورانت پیرمرد ودریا .به خصوص اگه زیر سایه درختی در دشت یا در نزیکی یک گندمزار طلایی باشه.
parisa zendebudi این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
باز دوباره تابستان از راه رسید .بهترین فصل برای کتاب خواندن برای من با کلی خاطرات,خاطراتی از یالوم با کتاب درمان شوپنهاور لذات فلسفه ویل دورانت پیرمرد ودریا .به خصوص اگه زیر سایه درختی در دشت یا در نزیکی یک گندمزار طلایی باشه و لذت کتاب خوندن رو با غروب منظره ای این چنینی دوچندان کرد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من شیفته ادبیات و عرفان ایرانی ام...سالهاپیش قطع پالتویی منطق الطیر بدستم رسید و بارهاخوندم...الان دنبال چاپ جدید بدون غلطهای تایپی میگردم که این کتاب رو اینجاپیداکردم و با خوشحالی بسیار زیاد سفارش دادم...ولی افسوس همین الان بدستم رسید و باعجله شروع به وارسی کردم و تازه متوجه شدم هم داستانها و قطعات انتخابی و ناقصه و هم ابیاتش!!!!!
بشدت ... دیدن ادامه » سرخورده شدم و حالم گرفت
ای کاش توی توضیحات کتاب این مطلب ذکرمیشد...چون از روی عکس جلد،همانطوریکه میبینید،اصلا مشخص نیست
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تقریبا همه ی آدم بزرگا پر از حسرت خداحافظی هایی هستن که آرزو می کنن کاش می تونستن برگردن و بهتر اداش کنن. خداحافظی ما نباید اونطوری باشه.
fatemeh mozaffarpour این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دنبال کتاب خارج شدن روح از بدن اثر سلیا گرین ام گیر نمیاد به هیچ وجه هرکس خبر داشت بگه لطفا
۵ روز پیش، چهارشنبه
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست، جز به نفهمیدن.و یاس انسان امروز، یاسی است ناشی از آگاهی اش به خویش و خوش بینی انسان در تاریخ زائیده ی جهلش نسبت به خویش است.
۵ روز پیش، چهارشنبه
سپیده علیزاده این را خواند
محمد قائدی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی در میانه‌ی بحرانی شخصی در شهر ول می‌گردی، چهره‌ی آدم‌ها کیفیتی به غایت بی‌رحم و بی‌تفاوت پیدا می‌کند. خیلی افسرده‌کننده است این که هیچ‌کس نمی‌ایستد تا دستت را بگیرد.
شهر کتاب آنلاین این را خواند
fatemeh mozaffarpour و Ssd Sd این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دست‌کم یک نژادپرست، مثلاً کسی که از سیاهان متنفر است، ته دلش آرزو نمی‌کند سیاه باشد. تعصبش، هر چه‌قدر هم زشت و احمقانه، دقیق است و صادقانه. نفرت از پولدارها از جانب کسانی که له‌له می‌‌زنند با آدم‌های منفورشان جا عوض کنند حکایت گوشت و گربه است.
fatemeh mozaffarpour و شهر کتاب آنلاین این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من به‌تون می‌گم اون بیرون چه خبره: یه مشت برده که عاشق آزادی‌یی هستن که به خیال خودشون دارن. ولی اونا خودشون رو به شغل‌شون زنجیر کرده‌ن، یا به یه مشت بچه‌ای که پس انداخته‌ن. اونا هم زندانی‌ان، فقط خودشون خبر ندارن...
شهر کتاب آنلاین این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد کتاب فلسفه ملال
معنا در زندگی و «فلسفهٔ ملال»

مهران ... دیدن ادامه » داور

بشر در طول زندگی به کرٔات دچار ملال و کسالت می‌شود. ملال وقتی به سراغ آدمی می‌آید که زندگی او از معنا تهی شده باشد؛ معنای زندگی می‌تواند معنای کل زندگی یا خرده‌معناهایی باشد که در زندگی به وجود می‌آیند. ملال، همان فقدانِ معنای زندگی است. معنای زندگی، خود حاصلِ عواملی چون «عشقِ راستین، هنر، رابطه با خداوند و...» است. ملال معمولاً زمانی ایجاد می‌شود که نمی‌توانیم آنچه را می‌خواهیم انجام دهیم، یا مجبور باشیم کاری را انجام دهیم که نمی‌خواهیم؛ چیزی که با فقدان اراده در ارتباط باشد.
درکتاب «فلسفه ملال» اثر لارس اسونسِن، ملال مشکلی عمده در مدرنیته است. چون در روزگارمعاصر، ساختارهای سنٔتیِ معنا ناپدید می‌شوند و ملال گسترش بیشتری می‌یابد. در مدرنیته و پسامدرنیته، ذهن خود را از سنٔت رها می‌کند و باید برای خود به دنبال معناهایی جدیدتر بگردد که تاکنون متناسب با زندگی بشر معاصر نبوده‌اند. به همین خاطر، مشکل ملال در بشر امروزی رو به افزایش است. نویسنده که از تجربیات و آراء فلاسفه و نویسندگان برای شناخت و درمان ملال استفاده کرده است، علاوه بر ذکر نظریات موجود در فلسفه غرب، تاکید بیشتری بر رویکرد اگزیستانسیالیستی هایدگر در باب ملال دارد. «باید ملال را به عنوان واقعیتی اجتناب‌ناپذیر، یعنی به مثابه بارِ هستی بپذیریم؛ انسان مجبور به تحمل ملال است؛ ملال سرشت و تقدیر آدمی است؛ انسان محکوم به بودن و هستی است که ملال نیز بخشی از آن است که باید به ناچار و به اجبار آن را بپذیرد.»
از سویی، همه‌ درمان‌هایی هم که برای رفع ملال توصیه شده‌اند احتمالاً چیزهایی هستند که فی‌نفسه ارزش دنبال کردن دارند و سزاوار نیست آن‌ها را صرفاً به مفری برای گریز از ملال فروبکاهیم.
ملال عامل مشکلات بیشماری شمرده شده است، منجمله: «مصرف مواد مخدر، الکل، سیگار، بی‌بندوباری جنسی، اختلالات تغذیه، ویرانگری، افسردگی، ستیزه‌جویی، خشونت، دشمنی، خودکشی، رفتارهای پرخطر، مازوخیسم، سادیسم، وقت‌گذرانی، مُد و مُدلینگ، هرج و مرج، آنارشیسم، وندالیسم، اَشکال مختلف عرفان، فعالیت و اشتغالِ غیرمتعارف، قمار، بسیاری از سرگرمی‌ها و بازی‌های بی‌ارزش، اعتیاد به حضور در فضای مجازی، دیگرآزاری و...»
عواملی هم که بیشتر باعث ایجاد ملال در آدمی می‌شوند عبارتند از: «رسانه‌های جمعی و شیفتگی به آن‌ها، ذهن‌گرایی زیاد، فردگرایی، باور به خِرَدِ جهانی، بیکاری، شتاب‌زدگی، خداناباوری، عدم قناعت‌ و...»
ملال از دلِ بی‌معنایی بیرون می‌جهد؛ بی‌معنایی در زندگی باعث ملال انسان می‌شود و ملالِ انسان نیز خود، باعث بی‌معنایی زندگی می‌شود و این‌چنین دورِ بسته‌ی بنیادینی بین ملال و بی‌معنایی در زندگی شکل می‌گیرد. به قول هایدگر: «آگاهی به از دست دادن معنای زندگی، ملال را پدید می‌آورد؛ ملال با معنای کل هستی درتضاد کامل است.»
درمان‌هایی برای ملال پیشنهاد شده است، مثل: «عشقِ راستین، رابطه‌ی عمیق با خداوند، رواقی‌گری، خوابیدن، هنرورزی، زندگی در زمان حال و...» هایدگر اما ملال را به عنوان چیزی والا می‌نگرد و باور دارد که مردمانِ والا با حالات والا خو گرفته‌اند و مردمانِ حقیر تنها با حالات حقیر یا هوس‌ها خو می‌گیرند. هایدگر، ملال را رویارویی بشر پر رمز و راز با تن عریان خود می‌داند که بشر را دچار هراس شدید می‌کند؛ انسان از عریانی خویش و مواجهه با رازهایش هراس دارد، پس اگر به شناخت تنِ عریانِ اسرارآمیز خویش نایل نشود، دچار وحشت و بیزاری از ملال خواهد شد. برعکس، اگر خود را بشناسد، دیگر ملال برایش عذاب‌آور نخواهد بود. پس چنین می‌افزاید که اگر بشر نخواهد دچار ملال شود، حتی باید به زور و اجبار، خود به دامان رنج فرو رود تا از خودِ واقعی‌اش بگریزد و این‌گونه از ملال رهایی یابد. همه‌چیز به دلیل فقدان معنا بی‌اهمیت و ملال‌انگیز می‌شود؛ آن‌هم به یکباره وناگهان و نه آرام‌آرام.
نیچه نیز ملال را می‌ستاید و آن را خاصِ انسان‌های خلاق می‌داند: «انسان‌های خلاق، ملال را تحمل می‌کنند، انسان‌های پست‌تر اما ازآن می‌گریزند.» این در حالی است که کی‌یرکگور ملال را وحدت وجود شیطانی می‌خواند: «امور شیطانی، چیزهای تهی هستند و ملال، پوچی وهیچی‌ای است که درهر واقعیتی نفوذ می‌کند؛ پس ملال امری شیطانی است.»
فقط انسان دچار ملال می‌شود چون سیستم عصبی انسان توسعه‌یافته است. افراد کودن برخلاف افراد مستعد بی‌علاقه می‌شوند اما دچار ملال نمی‌شوند.
جامعه‌ای که خوب عمل می‌کند توانایی انسان برای یافتنِ معنا در جهان را تقویت می‌کند و جامعه‌ای که عملکرد خوبی ندارد، این‌چنین نیست. افزایش ملال بدین معناست که جامعه یافرهنگی که حامل معناست، دچار نقصی جدی است.
ادبیات جهان مملو از نمونه‌های ملال در زندگی بشر است. در کل، هرآنچه برای انسان معنای زندگی بیاورد، ملال‌زُداست و هرآنچه تهی ازمعنای زندگی باشد، قطعاً ملال‌آور خواهد بود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی بر کتاب فلسفه‌ی ملال
معنا در زندگی و «فلسفهٔ ملال»

مهران ... دیدن ادامه » داور

بشر در طول زندگی به کرٔات دچار ملال و کسالت می‌شود. ملال وقتی به سراغ آدمی می‌آید که زندگی او از معنا تهی شده باشد؛ معنای زندگی می‌تواند معنای کل زندگی یا خرده‌معناهایی باشد که در زندگی به وجود می‌آیند. ملال، همان فقدانِ معنای زندگی است. معنای زندگی، خود حاصلِ عواملی چون «عشقِ راستین، هنر، رابطه با خداوند و...» است. ملال معمولاً زمانی ایجاد می‌شود که نمی‌توانیم آنچه را می‌خواهیم انجام دهیم، یا مجبور باشیم کاری را انجام دهیم که نمی‌خواهیم؛ چیزی که با فقدان اراده در ارتباط باشد.
درکتاب «فلسفه ملال» اثر لارس اسونسِن، ملال مشکلی عمده در مدرنیته است. چون در روزگارمعاصر، ساختارهای سنٔتیِ معنا ناپدید می‌شوند و ملال گسترش بیشتری می‌یابد. در مدرنیته و پسامدرنیته، ذهن خود را از سنٔت رها می‌کند و باید برای خود به دنبال معناهایی جدیدتر بگردد که تاکنون متناسب با زندگی بشر معاصر نبوده‌اند. به همین خاطر، مشکل ملال در بشر امروزی رو به افزایش است. نویسنده که از تجربیات و آراء فلاسفه و نویسندگان برای شناخت و درمان ملال استفاده کرده است، علاوه بر ذکر نظریات موجود در فلسفه غرب، تاکید بیشتری بر رویکرد اگزیستانسیالیستی هایدگر در باب ملال دارد. «باید ملال را به عنوان واقعیتی اجتناب‌ناپذیر، یعنی به مثابه بارِ هستی بپذیریم؛ انسان مجبور به تحمل ملال است؛ ملال سرشت و تقدیر آدمی است؛ انسان محکوم به بودن و هستی است که ملال نیز بخشی از آن است که باید به ناچار و به اجبار آن را بپذیرد.»
از سویی، همه‌ درمان‌هایی هم که برای رفع ملال توصیه شده‌اند احتمالاً چیزهایی هستند که فی‌نفسه ارزش دنبال کردن دارند و سزاوار نیست آن‌ها را صرفاً به مفری برای گریز از ملال فروبکاهیم.
ملال عامل مشکلات بیشماری شمرده شده است، منجمله: «مصرف مواد مخدر، الکل، سیگار، بی‌بندوباری جنسی، اختلالات تغذیه، ویرانگری، افسردگی، ستیزه‌جویی، خشونت، دشمنی، خودکشی، رفتارهای پرخطر، مازوخیسم، سادیسم، وقت‌گذرانی، مُد و مُدلینگ، هرج و مرج، آنارشیسم، وندالیسم، اَشکال مختلف عرفان، فعالیت و اشتغالِ غیرمتعارف، قمار، بسیاری از سرگرمی‌ها و بازی‌های بی‌ارزش، اعتیاد به حضور در فضای مجازی، دیگرآزاری و...»
عواملی هم که بیشتر باعث ایجاد ملال در آدمی می‌شوند عبارتند از: «رسانه‌های جمعی و شیفتگی به آن‌ها، ذهن‌گرایی زیاد، فردگرایی، باور به خِرَدِ جهانی، بیکاری، شتاب‌زدگی، خداناباوری، عدم قناعت‌ و...»
ملال از دلِ بی‌معنایی بیرون می‌جهد؛ بی‌معنایی در زندگی باعث ملال انسان می‌شود و ملالِ انسان نیز خود، باعث بی‌معنایی زندگی می‌شود و این‌چنین دورِ بسته‌ی بنیادینی بین ملال و بی‌معنایی در زندگی شکل می‌گیرد. به قول هایدگر: «آگاهی به از دست دادن معنای زندگی، ملال را پدید می‌آورد؛ ملال با معنای کل هستی درتضاد کامل است.»
درمان‌هایی برای ملال پیشنهاد شده است، مثل: «عشقِ راستین، رابطه‌ی عمیق با خداوند، رواقی‌گری، خوابیدن، هنرورزی، زندگی در زمان حال و...» هایدگر اما ملال را به عنوان چیزی والا می‌نگرد و باور دارد که مردمانِ والا با حالات والا خو گرفته‌اند و مردمانِ حقیر تنها با حالات حقیر یا هوس‌ها خو می‌گیرند. هایدگر، ملال را رویارویی بشر پر رمز و راز با تن عریان خود می‌داند که بشر را دچار هراس شدید می‌کند؛ انسان از عریانی خویش و مواجهه با رازهایش هراس دارد، پس اگر به شناخت تنِ عریانِ اسرارآمیز خویش نایل نشود، دچار وحشت و بیزاری از ملال خواهد شد. برعکس، اگر خود را بشناسد، دیگر ملال برایش عذاب‌آور نخواهد بود. پس چنین می‌افزاید که اگر بشر نخواهد دچار ملال شود، حتی باید به زور و اجبار، خود به دامان رنج فرو رود تا از خودِ واقعی‌اش بگریزد و این‌گونه از ملال رهایی یابد. همه‌چیز به دلیل فقدان معنا بی‌اهمیت و ملال‌انگیز می‌شود؛ آن‌هم به یکباره وناگهان و نه آرام‌آرام.
نیچه نیز ملال را می‌ستاید و آن را خاصِ انسان‌های خلاق می‌داند: «انسان‌های خلاق، ملال را تحمل می‌کنند، انسان‌های پست‌تر اما ازآن می‌گریزند.» این در حالی است که کی‌یرکگور ملال را وحدت وجود شیطانی می‌خواند: «امور شیطانی، چیزهای تهی هستند و ملال، پوچی وهیچی‌ای است که درهر واقعیتی نفوذ می‌کند؛ پس ملال امری شیطانی است.»
فقط انسان دچار ملال می‌شود چون سیستم عصبی انسان توسعه‌یافته است. افراد کودن برخلاف افراد مستعد بی‌علاقه می‌شوند اما دچار ملال نمی‌شوند.
جامعه‌ای که خوب عمل می‌کند توانایی انسان برای یافتنِ معنا در جهان را تقویت می‌کند و جامعه‌ای که عملکرد خوبی ندارد، این‌چنین نیست. افزایش ملال بدین معناست که جامعه یافرهنگی که حامل معناست، دچار نقصی جدی است.
ادبیات جهان مملو از نمونه‌های ملال در زندگی بشر است. در کل، هرآنچه برای انسان معنای زندگی بیاورد، ملال‌زُداست و هرآنچه تهی ازمعنای زندگی باشد، قطعاً ملال‌آور خواهد بود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
باختن به یک‌ حریف قدر قابل تحمل بود اما تسلیم شدن پیش از سوت پایان مسابقه اصلا قابل تحمل نبود..
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب جالبی بود. تا به حال کتابی با همچین موضوعی نخوانده بودم. نومبکو مایکی دختر سیاه پوست بسیار باهوشی است که دائما در تلاش برای رها شدن از شرایط نامناسب پیش آمده هست. در ابتدا قسمت های کتاب نسبت به همدیگه بی ربط به نظر میرسن اما هرچه جلوتر میرید ارتباط اونها بیشتر میشه. ترکیبی از جهت گیری های سیاسی مختلف، حرص و طمع قدرت و حکومت، رفتارهای ... دیدن ادامه » ظالمانه علیه سیاه پوستان، تاریخ، تلاش و امید رو توی این کتاب می تونیم ببینیم. عجیب ترین اتفاقات ممکن توی این کتاب رخ میده مثلا وقتی در حال خوندن یک صفحه هستید واقعا نمی تونید حدس بزنید صفحه ی بعد قراره چه اتفاقی بیفته که اینها حاکی از قدرت نویسنده است. نویسنده پیش از نوشتن این رمان روزنامه نگار بوده که این موضوع در کتابش خیلی تاثیر گذار بوده. ترجمه ی جناب بهمنی هم که حرف نداره.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
باسلام، جدا از توضیحاتی که برای کتاب ها ارایه میدید،لطفا سرفصل ها رو هم بذارید.
بالاخره کتاب ها متنوع هستند،سرفصل های توضیحی متفاوت هست و اگر سرفصل های کتاب هم مشخص باشه برای خرید خیلی
میتونه کمک بکنه.
بارها ... دیدن ادامه » پیش اومده دنبال کتابی بودم و با کتابهای دیگه ای برخورد کردم که مشتاق بودم بخرم، ولی چون از سرفصل ها اطلاع
نداشتم برای خرید منصرف شدم.
بهرحال خیلی میتونه کمک بکنه به انتخاب بهتر.
تشکر.
حسین علیزاده این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم میخواد سطر به سطر کتاب رو ببلعم یا شاید به جاش، به همه ی اونایی که دوستشون دارم هدیه بدمش
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 539