دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
عالی بود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه ی بسیار روانی داشت. خوندنش رو توصیه می کنم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتالب عالی بوداما صحافی اش افتضاح. چند صفحه اولش رو که خوندم همه ی کتاب برگ برگ شد!!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی که دید هر کس رو نسبت به زندگی تغییر میده. به جرات میتونم بگم خوندنش برای همه از لزوماته
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من چاپ دوم این کتاب را خریدم که فقط شامل دو نمایشنامه است و 90 صفحه هم بیشتر نیست. چاپ اول شامل 6 نمایشنامه است و تعداد صفحاتش همان است که تو توضیحات این صفحه می بینید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو چیزی نیستی که به آن فکر میکنی ، تو با چیزی که در سرت داری تعریف و شناخته نمی شوی ، بلکه چیزی هستی که انجام میدهی ، یعنی اعمالت .
امیرحسین آل‌عوض این را خواند
فاطمه خیاطی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوبی بود مهمتر اینکه برای پسرم جذابیت داشت. حتما پیشنهاد میکنم.
شیما خسروشاهین این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هی فلانی زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک.
آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز ... دیدن ادامه » برای او و جز با او نمیخواهی.
من گمانم زندگی باید همین باشد.
یگانه زربافتی و الهام رحیمی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
توضیح و معرفی بیشتر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
...
آدمو ساختی که خرابش کنی؟
از تو بهش یهو جوابش کنی؟

به‌خاطر ... دیدن ادامه » یه سیب نیم‌خورده
کی آبروی بنده‌ای رو برده؟

زدی تو پوزش که سرافکنده شه؟
پیش زنش طفلکی شرمنده شه؟

میگن همیشه بخشش از بزرگاس
خدا کیه؟ بزرگِ کلِ دنیاس

قربون قدرتت، تو که خدایی
اول و آخر بزرگیایی

خودت بهش کلی ماشالّا گفتی
وقتی که ساختی باریکلّا گفتی
...
محسن باقری و محمدجواد اسماعیلی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من سفارش دادم و نوشته تحویل بعداز۳تا۶روز کاری امروز روز ششم است ولی هنوز برای نرسیده
علیرضا کمداری این را دوست دارد
همراه گرامی
جهت پیگیری سفارشات در ساعات اداری با شماره 02188210852 تماس حاصل فرمایید.
۱۹ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب جالبی است
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب مجموعه ای از 18 یادداشت متمرکز بر توصیف احساس نویسنده از جنگ بر پایه تجربه شخصی اش از جنگ کرواسی است. می توان چکیده کل مطالب این کتاب را در یادداشت 17 با عنوان "نامه ای به دخترم" یافت. انتظار یک داستان پیوسته را نداشته باشید.

گزیده ای از نامه ای به دخترم:

از ... دیدن ادامه » آن روز به بعد خدا رو شکر می کنم که تو یک مرد نیستی، که مادر یک زن هستم. هر کس هر چه می خواهد بگوید، به نظر من فرزند پسر داشتن در دوران جنگ بدترین بلایی است که می تواند سر یک مادر بیاید ... در جنگ موضع میانه ای وجود ندارد. ناگهان، تو به عنوان یک کروات یا صرب مسئول تمام کارهایی می شودی که کروات ها یا صرب های دیگر انجام می دهند. یک دفعه به یک ملیت تقلیل پیدا میکنی. در واقع محکوم می شوی چرا که در موقع جنگ ملیت این خطر را دارد که فقط به خاطر آن کشته شوی ... ما زن ها را سربازی نمی برند. زن ها هم در جنگ کشته می شوند، اما کسی از آنها انتظار ندارد بجنگند. به هر حال کسی باید باشد که مرده ها را دفن کند، برایشان عزاداری کند و زندگی را ادامه بدهد. و به همین دلیل وضع ما در جنگ فرق می کند. در اصل، جنگ یک بازی مردانه است. شاید برای اینکه آدم کشتن برای آنها که بچه ای به دنیا نیاورده اند راحت تر است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گــاهــی وقــت‌هــا
دروغ‌هــا
تــنــهــا چــیــزی هــســتــنــد کــه مــا را در کــنــار هــم نــگــه مــی‌دارد.
فاطمه خیاطی این را خواند
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مرده خوشبخت کسی است که روی زمین دلبستگی نداشته باشد (صفحه 80)
فاطمه خیاطی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر کتاب «خواب عمیق گلستان»

«ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، ﺑﻬﺎﺭﻱ ﺑﺎﺷﺪ»

ژان ... دیدن ادامه » آنوی، نمایشنامه‌نویس و مترجم فرانسوی چه زیبا گفته که «زندگی زیباست، امّا شکل ندارد. کارِ هنر، شکل دادن به زندگی است.» زمانی که کتاب #پرتقال_خونی را خواندم، با شکل‌گیری زندگی از هنر نویسندگی خانم #پروانه_سراوانی آشنا شدم. حالا بعد از گذشت روزها و ماه‌ها از آن تجربه سرشار از لذت، اثر جدیدی از این نویسنده را مطالعه کردم.

خواب عمیق گلستان، روایت زنی به اسم گلستان است که زندگی بسیار پرفراز و نشیبی را پشت سر می‌گذارد. گلستان، که عاشق پسری جوان به اسم عادل می‌شود، با او ازدواج می‌کند و ماحصل این ازدواج به جز دو فرزند به نام‌های علیرضا و سرمه و یک جنین سقط شده، ماجراها و حوادث زیاد دیگری نیز می‌باشد. به قول حضرت حافظ؛
«بدان مثل که شب آبستن است روز از تو
ستاره می‌شمرم تا که شب چه زاید باز»

داستان در محیط بیمارستان شروع می‌شود. جایی که گلستان در آنجا بستری و به کما رفته است و مابین زندگی و مرگ، در تلاش و تکاپوست. گویا تقدیر برای این زن این گونه است که همیشه بجنگد. چه در بیداری و چه در کما. او همیشه برای زندگیش جنگیده و خواهد جنگید. این شخصیت بسیار شبیه به شخصیت نازلی در کتاب پرتقال خونی است. به قول تُرک زبان‌های عزیز، «خاک نازلی و گلستان را از یک جا برداشته‌اند.»

نویسنده از همان ابتدای ماجرا دست خواننده را می‌گیرد و او را به گذشته‌ی گلستان می‌برد. خانم سراوانی با فلش‌بک‌های پی‌درپی، جدا از اینکه سعی دارند شخصیت‌های داستان را پرداخته و کم‌کم وارد داستان کنند، زندگی گلستان را به صورت قطعات یک پازل جلو چشم ما می‌چینند. این بازی با زمان باعث می‌شود اثر زیباتر و خوش‌خوان‌تر شود. شاید اگر داستان از نقطه‌ی A شروع و به نقطه‌ی Z ختم می‌شد برای خواننده تا این اندازه جذابیت نداشت. زمانی که در انتهای کتاب، این پازل هزار‌تکه از بی‌گاه‌ها، زمستان‌ها، پاییزها و تابستان‌ها، با قطعه «گلستان» که همان بهار گمشده است کامل می‌شود، تابلویی به پیچیدگی نقاشی‌های جکسون پولاک را می‌بینیم که در عین پیچیدگی، زیبا و حماسی است. و به حق که قهرمان این حماسه، گلستان است.

زمانی که آثار هاروکی موراکامی را می‌خوانم، از شناخت و درک فوق‌العاده‌ی موراکامی از دنیای موسیقی لذت می‌برم. چون موراکامی زمانی قبل از نویسنده شدن مسئول یک کلوپ موسیقی بوده است. اینکه خانم سراوانی تا چه اندازه در دنیای گل‌شناسی و پرورش گل، دستی بر آتش دارند را می‌توان لا‌به‌لای هر سطر، پاراگراف و صفحه‌ای دید.

زمانی این شناخت زیباتر می‌شود که راوی، داستان زندگی خودش را با زندگی و نشو و نمای گل‌های گلخانه‌اش مقایسه می‌کند. مقایسه سختی‌هایی که گلستان کشیده و ترس از فروپاشی‌ای که هر لحظه یقه‌ی او را می‌گیرد با رشد و گل دادن و در نهایت زمین خوردن آبشار طلایی یا پژمردن و جوان مرگ شدن سانسوریا. حتی در فاصله‌ی صفحات 23 تا 28، راوی با مقایسه‌ی هجوم کرم‌ها، مورچه‌ها و پروانه‌ها به آشپزخانه، به شکلی هوشمندانه، یک پیش زمینه‌ی فکری به خواننده می‌دهد و او را در یک تعلیق زیبا فرو میبرد.

باز شدن گره‌های این تعلیق به دست خود راوی در فصل‌های پیش رو انجام می‌شود. ولی خواننده‌ی نکته‌بین می‌تواند ببیند که گلستان همانطور که کرم‌ها را با خالی کردن تمام برنج در سطل آشغال از بین برد، خواهد توانست آفات زندگیش را هم نابود کند. حتی اگر برای این کار باید از خیلی چیزها بگذرد. روزی از برنج می‌گذرد برای دفع کرم‌ها و روزی از خانه ای که خودش با مرارت ساخته.

افلاطون، وصال را مدفن عشق و چینی‌ها، ازدواج را گورستان عشق می‌دانند. این جمله در مورد عشق عادل و گلستان به درستی صدق می‌کند. هر کدام از ما در حد توان خود، زورگو، متجاوز و ظالم هستیم. برای بروز این بُعد تاریک از شخصیتمان فقط کافیست در زمینه و شرایط مناسب آن قرار بگیریم. آن وقت حیوان درون ما بیدار می‌شود و شروع به کشتن می‌کند.

بزرگترین روانکاو تاریخ، فیودور داستایوِسکی میگوید «جانور نمی‌تواند به ستمبارگی انسان باشد، که ستمش بسیار هنرمندانه است.» عادل کارمندی تحصیل کرده است، خود را عاشق زن و فرزندانش نشان می‌دهد و این نقش را به زیبایی بازی می‌کند. به قول ساموئل باتلر، نویسنده‌ی بریتانیایی «انسان یگانه حیوانی است که تا وقتی طعمه خود را نخورده با او خیلی دوستانه رفتار می‌کند.» زمانی که حیوان درون عادل عصیان می‌کند، به راحتی خیانت و آدم ربایی می‌کند و حتی آرزوی مرگ همسر به کما رفته‌اش را می‌کند و او را به هرزگی متهم می‌کند. آیا این حجم از حیوانیت هنرمندانه نیست؟! قلب عادل مثل یقه‌ی پیراهن‌هایش همیشه چرکین و کثیف است.

تبانی و خیانت ناهید و عادل، زندگی گلستان را به آتش کشید. آتشی که پانزده سال شعله کشید و زندگی گلستان را خشکاند. اما گلستان ثابت کرد که یک زن می‌تواند سیاوش باشد و از آتش بگذرد. گلستان ثابت کرد که یک زن می‌تواند ابراهیم باشد و آتش را به گلستان تبدیل کند.

این کتاب حرف دل بسیاری از زن‌های این آب و خاک است. زن‌هایی که همیشه بی‌دفاع و بی‌یاور بوده‌اند و هستند. زن‌هایی که حتی قانون هم حق را به آنها نمی‌دهد. کتاب بسیار زیبایی بود و پیشنهاد می‌کنم حتما آنرا بخوانید.


کلام آخر اینکه؛ از نویسنده‌های زنده حمایت کنید، مرده‌ها به پول شما نیازی ندارند.
با آروزی سرفرازی برای خانم سراوانی تا جاویدِ جاویدان.
کیومرث حشمتی
اردیبهشت 1398

برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من این کتاب رو خریدم و خوندم. ولی میشه گفت در سطح تخصصیه. بیشتر به درد روانشناسان میخوره تا عمومی. خیلی خسته کننده و سخته و میشد راحت تر از این مطلب رو رسوند. من پشیمانم و حاضرم زیر قیمت بفروشمش
آقای مترجم ناکام و سرخورده. چرا به جای این دروغ بافی ها نمی ری ترجمه ات رو قوی تر کنی؟ این داستان هایی که سر هم می کنی در شان یک مترجم نیست.
۲۲ ارديبهشت
زیر قیمت بفروش به من.میخرم
۲۴ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه به شدت ضعیف. هر چند صفحه یک بار تصمیم میگرم که کتاب رو تو دریا بندازم اما باز به سختی قبول میکنم ادامه بدم. ترجمه به جای جزئی نوشته برخه‌ای و در جای دیگه به جای واقعیت نوشته فاکت.
این ترجمه رو نخرید خواهشا
ضمن احترام به نظر شما ایرادات شما مربوط به ویراستاری است نه ترجمه.
این کتاب به شیوه نواورانه ای ترجمه شده که ممکنه مورد پسند همه نباشه اما من از خوندنش لذت بردم
۱۸ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا عکس نداره؟؟!!!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دیگه بهتر ازین در بین کتب ایده پردازی ندیدم. عالیه واقعا. همینطور که می خونی ، ایده هات جلوی چشمت رژه میرند.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستانی بی سر و ته و خسته کننده همراه با شخصیت‌های بی هویت و پوچ. البته ترجمه خوبی دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر کانت همه انسانها "عقل عملی" دارند. یعنی یک نوع ویژگی عقلانی که در هر زمانی به ما می‌گوید چه چیزی در زمینه اخلاق درست و نادرست است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب عالی بود
البته نه در حد ملت عشق اما در حد خودش ارزش خواندن رو داره و قشنگه
مونا پورحسینی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چندین ساعت بی هدف قدم زدم. 《همه آنچه آرزوی بشر است.》 این کلمات را تکرار می‌کردم اما موفق نمی‌شدم کوچکترین هوسی را در خودم برانگیزم. چه دور به نظر می‌رسید آن زمانی که هر دانه گندم در کف دستم سنگینی می‌کرد!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نخیر
من نمی تونم زنم رو برای همچین ... چنین... دختری ترک کنم.... بیشتر مکافاته. بله، درسته که اولش احتمالا خیلی هیجان انگیزه، یه نفس تازه، یه رنگین کمون، یه تولد دوباره، می تونم خوب تصورش کنم، قبول، باشه، خیلی هم خوب! چشم! خیلی هم عالی! حرفی نیست. ولی خوب که چی؟ بعدش چی؟
امیرحسین آل‌عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان کتاب جالبه و انگیزه خواننده برای پیگیری داستان تا آخر کتاب بیشتر و بیشتر میشه.
اما مشکل نشر ملیکان و فشرده کردن متن در راستای کم کردن مصرف کاغذ و ویراستاری بده کتاب و غلط های چاپی و نگارشی در برخی موارد باعث کلافه شدن خواننده میشه.
امیرحسین آل‌عوض این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دلم براتون می سوزه. شما ها همیشه دست و پا می زنین,می خوایین کاری بکنین ,ولی نمی تونین,به خودتون می پیچین ,یقه ی همدیگرو می گیرین,به سر و کله ی هم می زنین. یه چیز سنگین رو همتونه . شما ها خلاصی ندارین,زورتون به کسی نمیرسه .دست های بسته و دور تا دور سیم خاردار. دلم براتون می سوزه. دلم خیلی براتون می سوزه._از نمایشنامه زاویه (دو نمایشنامه کتاب ... دیدن ادامه » دیکته و زاویه به شدت جذاب و تاثیر گذارند!)
امیرحسین آل‌عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
معماری اسلامی ایران
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب خیلی جذاب و گیراست.ولی حذف عمدی ایرانیان و زبان فارسی به واضح ترین شکل ممکن باعث آزار خواننده است.مولانا درحد ۳۰ بیت هم شعر ترکی نداره ولی آنچنان ترکها مال خودش کردن که حتی برای معرفی شمس تبریزی هم از بردن اسم ایران و ایرانی طفره میرن. همه جا از آناتولی نام برده میشه و این که مولانایی که در اونجا زندگی می‌کرده ولی شعر فارسی رو ... دیدن ادامه » به عمیق ترین و پرمعناترین شکل این زبان میگه ، چرا باید اینچنین غصب بشه و به همه جهان ، ترک معرفی بشه!!؟؟؟
مونا پورحسینی این را خواند
جواد تمدنی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 3 از 482