دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
حیف است در کتابخانه ای این کتاب نباشد... به واقع شاهکاری است ترجمه شاهکار... مهندس کاظم انصاری استادانه آخرین اثر نیکالای واسیلیویچ گوگل را ترجمه کردند... بخوانید و بشناسید استاد داستان روسی را...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعن اوج بدسلیقگی است تعبیر کاندید به ساده دل... کاندید یعنی خوش بینی... امان از دست آقای قاضی و ترجمه های خیلی آزادشان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حیف که دو زبانه نیست
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
_ خیلی عاشقانه است که در خفا عاشقانه باشی...


#جایی_که_عاشق_بودیم
سید محمد ابراهیم زاده این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
_ هیچ قانونی وجود ندارد ، چون زندگی همین حالا هم به اندازه کافی قانون دارد.

#جایی_که_عاشق_بودیم
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو مرا خوشحال می کنی
هر وقت تو در اطرافم هستی ، در لبخندت احساس امنیت می کنم ،
تو مرا زیبا می کنی
هر ... دیدن ادامه » وقت احساس میکنم که کمی زیادی حواسم پرت است ،
تو مرا خاص می کنی و خدا می داند که من چقدر منتظر بودم تا به چنین انسانی تبدیل شوم
تو مرا عاشقت میکنی
و این عظیم ترین چیزی است که قلبم برای انجامش آماده شده است ...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فضای خانه‌ای که تونی در آن زندگی می‌کند، در کنار مادری که با مردان متعددی هر بار به خانه می‌آید و نگاه پسربچه به این روابط، از نظر فرهنگی با جامعه ما تناسبی ندارد. (خانم دکتر م.ب)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هزارآفرین به مترجم این اثر.با اختلاف بهترین ترجمه موجود در بازار همین ترجمه سپاس ریوندی هست.
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه‌ی ما تصویر خاصی از یک جنایتکار در ذهن داریم، مخصوصا یک جنایتکار جنگی. برای مثال نگاه غریب، اگر نگوییم ظالمانه‌اش، را تخیل می‌کنیم که با مطالعه‌ی دقیق حالت چهره‌اش یا چشمانش قابل تشخیص است. در ظاهرش به دنبال چیزی می‌گردیم که افکار جنایتکارانه‌اش را برملا سازد. باور داریم اگر واقعا ممکن بود پلیدی آدم‌ها را ببینیم، همه‌چیز بسیار ... دیدن ادامه » آسان‌تر می‌شد. اما تاریخ هربار از نو نشان می‌دهد که چنین چیزی را نمی‌شود از ظاهر کسی تشخیص داد. ‌‌
کافه اروپا
اسلاونکا دراکولیچ
مینا مکوندی این را خواند
ای بسا که با دانستن این موضوع همه چیز سخت تر هم میشد وقتی کاری از دستمان بر نمی آمد.
۲۳ ساعت پیش
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی کتاب روح القوانین اثر منتنسکیو رو داره؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حقیقتا به اندازه‌ای شخصیت‌پردازی قدرتمندی داره که هیچ‌وقت نمیتونین فکر‌ کنین همچین کسی واقعا وجود نداشته و این کارها و فکرا رو نکرده باشه ، به خصوص کسایی که تخیل مضاعفی دارن و پیش از هر کاری لحظه به لحظه انجام اون رو برای خودشون روی صحنه به نمایش میذارن خیلی با این داستان همذات پنداری میکنن.
از اینا گذشته پیچشی که تو داستان ایجاد میکنه و اتفاق هایی که میوفته مخاطب رو به نحوی رو هوا نگه میداره که تو هیچ لحظه ای نمیتونه عاملی برای قضایا پیدا کنه یا حتی بخاد قضاوتی بکنه.

یا ... دیدن ادامه » تعویض شدن جایگاه خواننده در ضمن داستان که یه لحظاتی از بالا و از نگاه دیگری بزرگ ، لحظاتی از جایگاه سوم شخص، لحظاتی اول شخص ، و این چرخش ها به نحوی حرفه ای برنامه ریزی شده که بعد از خوندن کامل کتاب میفهمه که چه اتفاقایی داشت می افتاد.

شدیدا پیشنهاد میکنم
مینا مکوندی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من روی جلدِ این کتاب اشتباه تایپی صورت گرفته، بجای "بدترین رمان" نوشته شده "بهترین رمان"
اصلا ارزش خوندن نداره
ناراحت وقتم هستم که صرف خوندن این کتاب شد
حیف
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک عمر قفس بست مسیر نفسم را
حالا که دری هست دگر بال و پری نیست
حالا که مقدر شده آرام بگیرم
سیلاب ... دیدن ادامه » مرا برده و از من اثری نیست
بگذار که درها همگی بسته بمانند
وقتیکه نگاهی نگران پشت دری نیست...
مینا مکوندی این را خواند
سِیّد عِرفان باقِری ، امین رستمی و fatemeh mozaffarpour این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«ماسلوا» دختری از طبقه پایین و فقیر جامعه است که از دوران بچگی خدمتکار خانه دو خانم بیوه بوده تا اینکه در 18 سالگی توسط جوانی اشراف زاده به نام «نخلودف»فریفته می‌شود. پس از آن ماسلوا مجبور به تن فروشی و تحمل شرایط خیلی سختی می‌شود و در آخر نیز گرفتار توطئه‌ای در خانه ارباب خود می‌شود و اربابش کشته می‌شود.

پلیس ماسلوا را به اتهام قتل ... دیدن ادامه » بازداشت می‌کند. هنگامی که ماسلوا در دادگاه حاضر می‌شود یکی از اعضای هیئت منصفه نخلودف است. نخلودف پس از اینکه متوجه می‌شود چه بلایی بر سر ماسلوا آورده است از کار خود پشیمان می‌شود و سعی می‌کند تا بتواند رنجی را که تمام این سال‌ها بر ماسلوا روا داشته است جبران کند، اما جبران تمام این سال‌ها کار ساده‌ای نیست.
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مجموعه خوبیه . شامل مقالاتی ادبی و سیاسی از چند نویسنده و نظریه پرداز بزرگ که خوش خوان و تقریبا همه فهم هست و پیچدگی خاصی نداره . این مقالات که توسط عبدالله کوثری ترجمه شده اند , قبلا در مطبوعات مختلف طی بیست سال چاپ شده اند و این کتاب صرفا گرد آوردی مطالب پیشین هست .
۴ روز پیش، چهارشنبه
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بسیار خوبی هست
مطالب به خوبی مدون و نوشته شده
فقط جنس کاغذ کتاب کاهی مانند هست
با آرزوی موفقیت
۴ روز پیش، چهارشنبه
مینا مکوندی این را خواند
امروزه استفاده از کاغذ کاهی که قابل بازیافت و سبک هست بسیار رواج دارد.
۲۲ ساعت پیش
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان مالدیو یه داستان کوتاه مدرن از آشفتگی ذهن انسان معاصر و سردرگمیه.این داستان بهترین داستان این کتاب هست.البته شمعی برای یلنا و یازده و سی دقیقه به وقت تهران هم قابل توجهن.
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام کی این کتابو موجود می کنید ؟
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب با نام «فرزندپروری؛ تربیت مغز و ذهن کودکان» با ترجمه سعید صیادلو توسط نشر دانژه هم منتشر شده است.
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ادبیات آمریکای لاتین از خاص ترین ها یا شاید خاص ترینِ دنیای ادبیات هست . فوق العاده دلچسب و خواندنی
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
واقا کتاب خوبی است ولی آخرش خیلی مزخرف تموم میشه
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی با خاطرات فوق العاده تلخ و بی نهایت گیرا...
مینا مکوندی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سه داستان کوتاه خوب و عاشقانه با ترجمه روان از دو نویسنده معروف روس . تورگنیف و داستایوسکی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من این ترجمه از محاکمه ترجمه خوبی نیست. بارها موقع خوندن اون دچار عدم تمرکز شدم. اول فکر می کردم مشکل از خود من هست ولی بعد دیدم چند نفر دیگه که همین ترجمه رو خونده بودند همین مشکل رو داشتند. خلاصه اینکه تصمیم دارم محاکمه رو بار دیگه با ترجمه آقای علی اصغر حداد بخونم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

دلقکم ... !
مـــالــــــــک ِ
غمگین ... دیدن ادامه » ترین
قلب ِ این خاک... !!! چَشم
و دندانهایم
سپید ِ سپید
و قلبم سیاه ِ جداییها ... بگذریم رهگذر ...!! تو بخند
که خنده ات ،
نان ِ شب ِ کودک ِ
بی مادر ِمن است ... و ... من ،
میدانــم ،
که دلقکها ،
هــــرگـــــز ،
اسکار نمی گیرند ... .
.
.
#حسین_ناصری
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وَ تَواصَو بِالصَّبر برای قلب تکه و پاره ام جواب نداد تو را خواندم ... .
.
.

بسم ... دیدن ادامه » الله الرحمن الرحیم ، « تو » ...
.
.
.
#حسین_ناصری
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

پدر !
امروز که طول و عرض زندگی ام
را ... دیدن ادامه » وجب می زدم ،
پر بود از داشته ها و نداشته هایم .
داشته هایی که نداشته ام
و نداشته هایی که داشتم ... !!! .
.
و در آخر ،
مثل ِ همیشه ،
به تــــــو رسیدم ... پدر .
.
.
به تیتر ِ تمام ِ نداشته هایم ... !
به حرفهایی که با تو نزده ام !
به قرارهایی که با تو نگذاشته ام !
به دستانی که موهایم را
هیچگاه نوازش نکرد !
به حسرتهایی که هفته ای
هفــــــت روز ، روزی سه وعـده
سرد سرد ، خوردم ...!!! .
.
.
حالا ،
در آستانه برگ ِ
چهلم دفتر ِ زندگی ام ،
به سر فصل تمام ِ
نداشته هایم خو گرفته ام پدر ،
به تو ... .
.
.
و من ،
مثل ماهیهای بی آب ِ دریا ،
تک تک ِ روزهـــــــای بی تو ام را
جان دادم ...
#حسین_ناصرى
بسیار دلنشین...
۵ روز پیش، سه شنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

حالا دیگه وقتی اسم غلامرضا تختی به گوشم میخوره ، هاله ای از یه غم عمیق وجودم رو فرا میگیره .
غمی که هر کسی غلامرضا تختی رو بفهمه فلجش میکنه و از پا میاندازتش ...
وقتی ... دیدن ادامه » کتاب تنهایی رو مینوشتم برای همه عجیب بود و سوال که ؛ « تنهایی » چرا ...؟!!
حسین ناصری با اینهمه روابط و ضوابط و افتخارات ...! شاید دیالوگ‌های فیلم غلامرضا تختی حرف حرف و بند بند دل منو ... باشه !
دیالوگ‌هایی که با تموم جونم میفهممش :
« مملکت حسادت و خیانت » ! وقتی افراد کوتاه قد برای اینکه قدشون نمیرسه بهت به هر کثافتکاری و نامردی دست میزنن ...! از مردم و مسئولین کشورت که تا روی سکویی و رو پرده نمایش ، هستن و ظرف یک شب ایمان خودشون رو هم عوض میکنن تا خانواده خودت ! و نزدیکترین دوست و محرمت ...! از اینکه تو بجایی برسی که تو رو بخوان فقط برای سوء استفاده !
تو رو بخوان برای منفعت شخصی و تو رو بخوان نه برای خودت بلکه برای خودشون !
این خیلی دردناکه که حالا تو « تنهاترینی » ... هر تلفنی که بهت میشه و هر تماسی و هر علاقه و حتی عشقی ، پشتش منافع شخصی باشه و اینکه یه چیزی ازت بکنن ...!! اینکه مهربونیت وظیفه بشه و تا کارشون راه افتاد مثل دستمال کاغذی پرتت کنن بیرون ...!
اینکه حلال مشکلات همه باشی و گره هر کسی رو باز کنی و مجبور باشی گره کور زندگی خودت رو با دندونات باز کنی ...
اینکه بجایی برسی که عشق و خانواده و بهترین دوست زندگیت رو یکجا کنار بزاری و حتی کسی نفهمه چطور مُردی ...! اینکه تو سی سالگی تنهاترینِ روی زمین بشی و در ۳۷ ، ۵۰ یا ۷۰ سالگی در انتهای غربت بمیری ...! و از همه دردناک‌تر اینه که این « تنهایی » رو هیچکس نمیفهمه و نخواهد فهمید جز خودت ... قلبم از دیدن فیلم غلامرضا تختی سوخت و با تمام جانم احساسش کردم و ساعت‌ها گریستم ...! لعنت به حسادت ، به خیانت و به مردمی که دیگه قلبی تو سینه ندارن ...! لعنت به این مدل از زندگی ...
و لعنت به دنیایی که حتی میترسم تو خیابون‌هاش قدم بزنم که نکنه .........!
#حسین_ناصری
#اردیبهشت۹۸
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

اگر می بینی
شعرهایم
لکنت ... دیدن ادامه » دارند ،
از ضربه هاى توست عزیز ...!!! .
.
.
آ ..آ ..آ ..آغووووش ِ
بررررفی ااااااات ، ک ُ...جااااست ...؟!
.
.
.
#حسین_ناصری
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

زخمهای زیادی بر تن دارم
اما ،
بهترینش ... دیدن ادامه » برای توست زیبای من ... !!! ۰
۰
۰
#حسین_ناصری
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 524