دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
سلام به راستی هدف ما خواندن یک داستان چیست وقتی که ما داستانی را می خوانیم خود را در کنار قهرمان داستان و یا تک تک شخصیتهای آن داستان قرار می دهیم و از خلال گفتگوها و برخوردها و نتایجی که در نهایت به دست می آید در داستان زندگیشان شریک می شویم حال اگر نویسنده متعهد و با اخلاق باشد مسیر داستان به گونه ای خواهد بود که در نهایت قلب ما از آن ... دیدن ادامه » همه ایثار و فداکاری ها گرم شده و یا اگر مبارزه با ظلم باشد از پیروزی قهرمان شاد می شویم و ... بزرگترین اثر یک کتاب این است که واقعیتهای زندگی را به نشان می دهد آن هم به زبانی ساده و زیبا . کتاب خواندن حس انساندوستی ما را می افزاید ما را با مردمان و فرهنگهای دیگر آشنا می کند .لحظاتی را که شما به خواندن کتاب مشغولید افکار منفیتان از بین می رود( که همین به تنهایی برای خواندن کتاب کافی است )کتاب خواندن شما را به تفکر وا می دارد اما اما و اما باید کتابهای خوب با نویسنده های متعهد را خواند مثلا تولستوی تورگنیف چخوف گی دو موپاسان بالزاک هوگو ریموند چندلر سامرست موام و .... البته نباید از فرهنگ خودمان هم غافل باشیم که تاج تمام این کتابها قرآن هست و بعد هم کلیلت نظامی و سعدی و حافظ فردوسی و عطار سخن بسیار است شاد و خوشحال باشید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی که باید سالی 2 بار خوانده شود
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این کتاب یکی از بهترین کتابها هستش که خوندم واقعا بینظیره
حتما این کتاب رو بخونید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در کتاب به زبان اصلی کشور جلید ایران است، و هرچه درباره کشور جلید گفته شده در حقیقت درباره ایران است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتم رو تلف کردم با خوندن این کتاب..
به نظرم نویسنده سقوط از پله های ترقی در شغلهای مختلف رو که در ابتدای کتاب اشاره کرده اینجا هم ادامه داده
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرمن خیلى عالى بود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش دنیا دست زنها بود، زنها که زاییده اند یعنی خلق کرده اند و قدر مخلوق خودشان را می دانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را.
شاید مرد ها چون هیچ وقت عملا خالق نبوده اند، آنقدر خود را به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند. اگر دنیا دست زنها بود، جنگ کجا بود?
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من خیلى این کتاب رادوست داشتم.
شماهم خواستید بخوانید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من٣جلدش را خواندم.
الآن هم مى خواهم این کتاب را بخرم $$$
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب زیبایى با ماجراى جذاب و بکرى است
خواندن ان براى هر سنى جذابیت دارد.
من توصیه میکنم بخوانید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حتا اگر در یک زمان خاصی، یاد گرفتن موضوعی بی‌فایده به نظر برسد، باز هم نباید آن را سرسری بگیری. بعدها می‌فهمی چقدر به دردت می‌خورد. هیچ‌کدام از درس‌هایی که می‌خوانی بی‌فایده نیستند. این قانون دنیاست.
یگانه زربافتی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کیف به خودی خود نه هدفی دارد و نه آرزویی؛ اما هر وسیله یا هر چیزی را که ما بخواهیم، با آغوش باز می‌پذیرد. شما به کیف اعتماد می‌کنید و کیف هم به نوبه خود به شما اعتماد می‌کند. به اعتقاد من، کیف نماد صبوری است، نشانه درک عمیق است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر کتاب قبلی نویسنده یعنی خدمتکار و پروفسور را خوانده‌اید و یا یادداشت بنده را مطالعه کرده‌اید باید بگویم که کتاب جدید، یعنی انتقام، بسیار با آن تفاوت دارد. مهم‌ترین تفاوت این است که انتقام یک مجموعه داستان کوتاه است حال آنکه خدمتکار و پروفسور یک رمان است. با این حال، نبوغ نویسنده در هر دو کتاب و بخصوص این کتاب بسیار بارز است. علاوه بر این، کتاب خدمتکار و پروفسور دارای داستان خطی و با پایانی منطقی است اما مجموعه داستان‌های انتقام متفاوت است که در ادامه به بررسی آن می‌پردازم.

به شخصه نحوه قرار گرفتن داستان‌ها و ارتباط هرچند اندک این 11 داستان کوتاه را بسیار دوست داشتم. اگرچه در اکثر داستان‌ها اتفاق اصلی مربوط به مرگ و کشته شدن انسان‌ها است اما نوع بیان داستن بسیار دلچسب بود. از خواندن این کتاب لذت بردم. به نظرم این داستان‌ها از نوع پست مدرن باشند. اگرچه مطمئن نیستم اما از آنجایی که داستان‌ها برش‌های کوتاهی از زندگی واقعی افراد مختلف هستند بدون اینکه نتیجه خاصی در هر داستان قرار داشته باشد. در واقع، نویسنده در هر داستان صحنه‌هایی از زندگی افراد را بیان می‌کند. باید متذکر شوم که در تمام داستان‌ها یک راوی به بیان اتفاقات می‌پردارد. البته، در برخی داستان‌ها راوی از خودش و گذشته‌اش نیز مواردی را بیان می‌کند. با این حال، هر داستان به خودی خود دارای نکته‌های عجیب و گاهی شک‌برانگیز دارد. به احتمال قوی به دلیل وجود مرگ در اکثر داستان‌ها و فضاهای عجیب آن مثل موزه شکنجه، وجود زبان در جیب لباس و غیره به این یازده داستان، «یازده داستان سیاه» گفته‌اند.

موضوع ... دیدن ادامه » دیگری که در داستان‌ها برایم جالب بود، افت و خیز بالای هر داستان می‌باشد. داستان‌ها با اینکه کوتاه هستند، اما نویسنده به خوبی لحظات شک‌آور و عجیبی را در آن‌ها قرار داده است که خواننده را مجذوب خودش می‌کند. علاوه بر این، نحوه اتصال داستان‌ها نیز بسیار جالب است. انتظار نداشته باشید که هر داستان ادامه داستان قبلی خود باشد. در واقع، زمان وقوع اتفاقات هر داستان کاملا متفاوت با داستان‌های دیگر است. علاوه بر مساله زمان، مکان نیز غالبا متفاوت است. اما باز هم نویسنده به خوبی هر داستان را به داستان‌های دیگر متصل کرده است.

نکته دیگر در داستان‌های مجموعه انتقام این است که نویسنده مدام، بدون از دست دادن خواننده، از موضوع اصلی خارج می‌شود و به توصیف صحنه‌ها و اتفاقاتی می‌پردازد که شاید اگر دقیق باشیم به نظر اهمیتی ندارند. اما گاهی در داستان‌های دیگر همین مسائل باعث ارتباط بین داستان‌های می‌شوند. واقعا نبوغ و زیرکی نویسنده در نوع خود جالب است.

آخرین داستان این مجموعه داستان کمی عجیب‌تر از دیگر داستان‌ها بود و به قول مترجم، شاید با خواندن آخرین داستان به یاد اولین داستان مجموعه بیافتید. در انتها به شدت کتاب را توصیه می‌کنم. خصوصا برای کسانی که با فضاسازی‌های سیاه مشکلی ندارند و از کمی هیجان خوششان می‌آید.

برای اطلاعات بیشتر می توانید به فایلی که در وبلاگم قرار داده ام مراجعه کنید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا این قیمت های کذایی در انتظار "اضافه به سبد خرید" هستند؟!!!!

سکوت بهتر است
شهر کتاب آنلاین این را خواند
امیررضا نوری این را دوست دارد
نه تخفیفی نه وام بی بهره ای نه هدیه ای نه حمایتی
الان حدود یک میلیون کتاب توی سبدم هست ولی چهار هزارتومن پول دارم پول که پول پست هم نمیشه.
دیروز
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به محتوای کتاب و داستانی که داره، بسیاری از بخشهای کتاب سانسور شده و این موضوع خیلی از مواقع باعث میشه خواننده دچار سردرگمی بشه. حین مطالعه کتاب بارها و بارها حس میکنید که اصلا مطالب پیوستگی لازم را نداره، من هر بار مجبور شدم به متن انگلیسی کتاب رجوع کنم تا متوجه بشم داستان از چه قراره. ممکنه این سؤال پیش بیاد که آیا این سانسور به متن اصلی ضربه وارد میکنه؟
با قاطعیت عرض میکنم بله؛ عملاً چیزی جز یک داستان ساده از اون کتاب ارزشمند باقی نمونده
من واقعاً متن اصلی را ترجیح میدم، بسیار روان و ساده نوشته شده
نشر قطره ... دیدن ادامه » هم بسیار ضعیف عمل کرده؛ شما که اطلاع دارید محتوای عمده کتاب درباره خشونت و آزار جنسی زنان هست، پس لطف کنید با این چارچوب اصلاً سمت ترجمه کتاب نرید. خیلی بهتر از اینه که یک کتاب با ترجمه سخیف به بازار عرضه کنید.
ترجمه به هیچ وجه قابل قبول نیست، حتی زمان برخی افعال به وضوح اشتباه ترجمه شده.
مثلا در متن اصلی زمان فعل گذشته ست (برای مثال سالاندر داد زد) ولی در ترجمه به زمان حال حال ترجمه شده (سالاندر داد میزند). واقعاً متأسفم برای این ترجمه و این حجم از سانسور
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فکر میکردم سرکوب دیگه منسوخ شده. سال هاست به ما میگن که ترس ها و امیال مون رو سرکوب نکنیم. سرکوب باعث عصبیت و اضطراب و ناشادمانی میشه، به علاوه ی صدتا درد و مرض دیگه. فکر می کردم دیگه دوره ی سرکوب گذشته. به ما می گن که درباره ی ترس هامون حرف بزنیم، با احساساتمون در تماس باشیم.
منظورشون این نبوده که با مرگ در تماس باشیم. مرگ به قدری قدرتمنده ... دیدن ادامه » که باید سرکوبش کنیم، البته اونهایی که راهش رو بلدن.

برفک - دان دلیلو - صفحه 310
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
جلد یک تا صفحه 652 و جلد 2 از صفحه 653 تا 1007 می باشد که قیمت دو جلد باهم 35 هزار تومان است ولی در ارسال همان جلد یک ارسال شده است در حالی که در مشخصات کتاب همان 1007 صفحه با قیمت 35 هزار تومان قید شده است .
شهر کتاب آنلاین این را خواند
سلام
با ۸۸۲۱۰۸۵۲-۰۲۱ تماس بگیر و کلید 2 را فشار بده و این موضوع رو به پشتیبان فنی بگو
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب مفیدی است. اگر مایلید بدانید چرا کره جنوبی که بعد از ایران در میبر توسعه قرار گرفت امروز چنان است و ما چنین احتمالا پاسخ ان را در کتاب خواهید یافت. کتاب به بررسی مساله توسعه در هشت کشور بنگلادش، هند، شیلی، مکزیک، کره جنوبی، فیلیپین، موزامبیک و کنگو می پردازد. توصیه شده است در هنگام خواندن در مقام مقایسه واقع گرایانه میان ایران ... دیدن ادامه » و این کشورها در ائید.
شهر کتاب آنلاین این را خواند
مونا کانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بدی نیست. تبختر ذاتی شاهزادگان قاجاری در برخی صفحات کتاب به چشم می خورد. به نظر می رسد نویسنده کششی نامرئی به انگلیسیها دارد که می خواهد آن را مخفی کند. از نقاط قوت آنهم انصافی لست که در نقد شخصیتها است، از جمله مصدق و محمدرضا شاه.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مطالعه این کتاب رو به دانش آموزان به ویژه سنین 12-13 سال به بالا توصیه می کنم. اگر فرزند نوجوانی دارید حتما این کتاب رو براش بخرید. اگر معلم یا استاد دانشگاه هستید حتما این کتاب رو در کلاس معرفی کنید و درباره برخی قسمت هاش صحبت کنید. اگر قصد برگزاری مسابقه کتابخوانی دارید، این کتاب، انتخاب خوبیه.
کتاب کودکانه نیست و برای همه سنین مفیده. ولی موضوعاتی رو مطرح میکنه که دونستن و فکر کردن بهش در سنین پایین تر فایده زیادی داره.
و حالا چرایی این توصیه:

این ... دیدن ادامه » کتاب درباره تاثیر 23 سال دویدن و تمرین ماراتن بر زندگی نویسنده است، از تاثیرات مثبت جدید تا از بین بردن عادت های بد قبلی مانند سیگار کشیدن در اثر این انتخاب ساده (تمرین دو ماراتن توسط یک انسان معمولی). برای نویسنده دوی ماراتن نمادی از زندگیه، که قواعدی را درباره اش کشف کرده و در زندگی به کار گرفته رو با خواننده به اشتراک میگذاره. نویسنده سعی نکرده مثل برخی کتاب ها آمپول انگیزه و تلاش و حکمت رو به خواننده تزریق کنه. سعی کرده با ریتمی آرام و مناسب احساسات و تجربیات شخصی خودش رو به عنوان یک انسان معمولی به سادگی روایت کنه و به خواننده فرصت فکر کردن و حق انتخاب بده. خوندن گزیده ای از فصل اول، دوم و چهارم این کتاب می تونه حال و هوای اون رو بهتر ترسیم کنه.

گزیده ای از فصل اول:
- گاهی اگر خوشم بیاید تندتر می دوم ولی در آن صورت زمان تمرین را کمتر می کنم، چون نکته مهم آن است که شور و نشاط فرد در پایان هر جلسه ورزش به روز بعد منتقل شود. همین رویه را در مورد نوشتن هم در پیش گرفته ام و آن را جزء واجبات می دانم.
- محور اصلی کار یک دونده که هر روز تمرین می کند، رقابت فردی نیست. بی شک دوندگانی هم پیدا می شوند که برای چیره شده بر رقیبی خاص تن به تمرینات سخت می دهند، ولی سوال این است که اگر بنا به هر دلیلی آن فرد نتواند در رقابت شرکت کند آنان چه کار خواهند کرد؟ در چنین مواقعی یا انگیزه شان را به کلی از دست می دهند و یا دست کم میل و رغبت شان فروکش می کند. چنین افرادی در این رشته زیاد دوان نخواهند آورد. عاملی که بیش از هر چیز دیگر به اکثر دوندگان انگیزه می دهد، هدف شخصی است. برای نمونه رسیدن به یک حدنصاب تازه و شکست رکورد خود. مادامی که یک دونده بتواند دست به رکوردشکنی بزند از کار خود خشنود خواهد بود. در غیر این صورت، چنین احساسی سراغ او نخواهد آمد. حتی اگر نتواند به حدنصاب موردنظر خود برسد، تا زمانی که از نتیجه کار و نهایت تلاش خود رضایت داشته باشد -که شاید در جریان مسابقه هم منجر به کشفی مهم در مورد خود او شده باشد- به هدف خود رسیده است و احساسی امیدوارانه و خوشایند تا مسابقه بعد به او انگیزه خواهد داد. این قاعده در حرفه خود من نیز مصداق دارد. در رمان نویسی نیز، تا جایی که من می دانم، مسئله ای به نام برد و باخت مطرح نیست.
- دویدن از دید من، هم تمرین است و هم یک استعاره. من با دویدن هر روزه و شرکت در مسابقات مختلف ذره ذره ملاک ها را بالاتر می برم، و با شفاف کردن هر مرحله از کار در واقع خود را ارتقا می دهم. دلیل تلاش هر روزه من دست کم همین بوده است که سطح کار خود را بالا ببرم. خودم می دانم که دونده بزرگی نیستم، از هیچ نظر. معمولی هستم یا شاید بتوان گفت متوسط. ولی مسئله آن نیست، بلکه نکته مهم این است که آیا می توانم از دیروز بهتر باشم یا نه. در دوهای استقامت تنها رقیبی که باید بر آن غلبه کرد، خود است، کسی که قبلا بوده اید.
- کمبریج پر از دونده است، که شاید به خاطر میزبانی این شهر در مسابقه ماراتن بوستون باشدو مسیر دو آن درامتداد رود چارلز تا ابد ادامه دارد و اگر کسی بخواهد می توان ساعت ها در آن مسیر بدود. متنها اشکالش آن است که دوچرخه سوارها هم از آن استفاده می کنند و دونده باید مدام یک چشمش به دوچرخه های تیزرویی باشد که مثل باد از کنارش رد می شوند. در چند جا هم چاله چوله هایی به چشم می خورد که اگر لحظه ای از آنها غافل شوید کله پا خواهید شد. چند تابلو بلند راهنمایی و رانندگی هم سر راه آدم وجود دارد که می تواند دردسرساز بشود. سوای موارد یاد شده، این مسیر برای دویدن حرف ندارد.
- درک این واقعیت که من باید خودم باشم و نه کسی دیگر، از جمله امتیازات بزرگ برای من محسوب می شود. لطمه روحی، تاوانی است که هر شخص باید بابت استقلال خود بپردازد.
- حس تک افتادگی در پاره ای مواقع می تواند مثل اسیدی که از محفظه اش بیرون ریخته باشد، جان آدمی را ذره ذره پنهانی بخورد و نابود سازد. آن را به شمشیر دو لبه نیز می توان تشبیه کرد. هم از من محافظت می کند و هم در عین حال تکه ای درونم را قطع می کند و جدا می سازد. به شیوه خود -شاید بر حسب تجربه- از این خطر آگاهم و به همین دلیل جسمم را دائم به فعالیت وا می دارم. حتی گاهی تا آخرین رمق از بدنم کار می کشم تا تصویری درست از تنهایی درونی به دست آورم و بتوانم راه درمانی برای آن پیدا کنم.

گزیده ای از فصل دوم:
- طولی نکشید که دور سیگار را هم خط کشیدم. ترک سیگار در واقع یکی از نتایج طبیعی دویدن های هر روزه به حساب می آمد. ""کار ساده ای نبود ولی من نمی توانستم هم خوب سیگار بکشم و هم خوب بدوم."" شورو شوق دویدن و بیشتر دویدن، محرک نیرومندی شد تا دیگر سراغ دود نروم و بر وسوسه های بعدی آن تیز غلبه کنم. ترک سیگار همچنین به حرکتی نمادین برای وداع با زندگی پیشینم شباهت داشت.
- به تعبیری دیگر، انسان نمی تواند همه را راضی کند. کافه را با همین نگرش اداره می کردم. افراد زیادی به آنجا می آمدند و اگر از هر ده نفر یکی خشنود می شد و می گفت دوباره می آید، برای من کفایت می کرد. از هر ده نفر اگر یک مشتری دائمی می شد چرخ کافه می چرخید. به عبات دیگر، مهم نبود که باقی نه نفر از بار من خوششان نیاید. چنین درک و دریافتی انگار باری را از روی دوش من برداشته بود. البته باید یقین پیدا می کردم که آن یک نفر واقعا از کافه خوشش آمده است.
ریتم و سرعت گام ها نسبتا خوب بود و مسابقه هم به نظرم چندان سخت نیامد. اصلا دردی در پاهایم احساس نکردم و نتیجه گرفتم که می توانم در مسابقه دو ماراتن شرکت کنم. ولی بعدها فهمیدم که دشوارترین بخش ماراتن، تازه پس از طی 22 مایل از راه می رسد.
- می گویند: حتما اراده ای قوی دارید. چه کسی از تعریف و تمجید بدش می آید، هر چه باشد از تحقیر که خیلی بهتر است، منتهی بحث صرفا بر سر قدرت اراده نیست. کاروبار جهان که به این سادگی ها نیست. واقعیتش را بخواهید حتی ارتباط چندانی بین دویدن هر روزه و داشتن یا نداشتن اراده ای قوی نمی بینم. فقط به یک دلیل ساده توانسته ام بیش از بیست سال به دویدن بپردازم: با اوضاع و احوال من جور درمی آید، یا دست کم مایه عذابم نبوده است. خواه ناخواه انسان کاری را که دوست دارد دنبال می کند و از انجام کارهای ناخوشایند سرباز می زند. قبول دارم که چیزی شبیه اراده نقشی کوچ در این میان ایفا می کند اما تا کسی اعتقادی قلبی به کاری نداشته باشد نه قدرت اراده به کمکش خواهد آمد نه نگران عواقب ترک کار خواهد بود. در آن تداوم نخواهد داشت و اگر هم داشته باشد بر خود جفا کرده است. به همین دلیل حتی یکبار هم به دیگران توصیه نکرده ام به دو رو آورند.

گزیده ای از فصل چهارم:
- تمرکز یعنی همان توانایی معطوف ساختن تمامی استعداد محدود خود بر امور اساسی در لحظه. بدون آن نمی توان کار ارزشمند ارائه داد، حال آنکه با تمرکز دقیق و کافی می توان استعداد پریشان و یا حتی نیم بند را سروسامان داد.
- قابلیت مهم بعدی برای یک رمان نویس، استمرار و پایداری است. اگر کسی سه چهار ساعت در روز بر نوشته اش تمرکز کند و بعد از یک هفته خسته شود، قادر به نوشتن اثری بلند نخواهد بود. یک داستان نویس -یا کسی که سودای نوشتن یک رمان را در سر می پروراند- باید آنقدر حوصله داشته باشد که به مدت شش ماه، یکسال و یا دوسال هر روز بر کارش تمرکز کند. آن را می توان با عمل تنفس مقایسه کرد. اگر تمرکز را فرآیند نفس گیری و دم بدانیم، در آن صورت استمرار، هنر آرام آرام نفس بیرون دادن و بازدم است، در عین حال که هوا نیز در شش ها ذخیره می شود. چنانچه توازنی میان این دو برقرار نشود در درازمدت نمی توان کار رمان نویسی را ادامه داد، یا دست کم کاری بسیار سخت خواهد بود. پس باید بتوان دم و بازدم، هر دو را انجام داد. خوشبختامه این دو آموزه -تمرکز و استمرار- چون اکتسابی هستند و کارایی شان با تمرین و تکرار بالاتر می رود، تفاوتی اساسی با استعداد دارند. با هر روز پشت میز تحریر نشستن و واداشتن خود به تمرکز بر موضوعی می توان هر دو را فراگرفت. از بسیاری جهات شبیه فرآیند ورزدادن عضلات است.
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار مشتاق داشتن این کتاب بسیار مفید هستم اما متاسفانه مدت طولانی است که در انتظار موجود شدنش هستم. مسوولین لطفاً پیگیری کنند. با سپاس
۴ روز پیش، چهارشنبه
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب زنان زمینی، مردان آسمانی: نگاهی متفاوت به مساله تعدد زوجات اسلامی
کتابی که چه موافقان حکم تعدد زوجات چه مخالفان آن، چه زنان و چه مردان، چه مردان هوسرانی که مجوز انواع انحرافات اخلاقی و جنسی خود را در لابه لای احکام آسمانی می جویند و چه زنانی که خیانت و بی مهری و پیمان شکنی همسرانشان را با عدالت الهی ناسازگار یافته و چه بسا فطرت روشن بین و حقیقت جو‌، ایشان را به شک و دودلی و حتی انزجار و طرد کلی دین رهنمون می سازد، و چه حتی زنانی که هرگونه تفکر و تفحص در احکام الهی را گستاخی و بی شرمی در پیشگاه خداوند پنداشته و خیانت را در ضمیمه به حکم الهی و به عنوان بخشی از حکمت الهی پذیرفته اند و بابت آن خود را شایسته پاداش اخروی و اجر معنوی میدانند، باید بخوانند.
شناسنامه کتاب:
سرشناسه: ... دیدن ادامه » دادرس،گلناز، ۱۳۶۴
عنوان و نام پدیدآور: زنان زمینی،مردان آسمانی/گلناز دادرس
مشخصات نشر: تهران: راز نهان،۱۳۹۷.
مشخصات ظاهری: ۲۰۹ ص.
شابک: ۹-۱۲۲-۴۴۸-۶۰۰-۹۷۸
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
موضوع: تعدد زوجات
موضوع: متعه
موضوع: تعهد
موضوع: زناشویی (اسلام)
موضوع: زنان در اسلام
...
قیمت: ۲۷۰۰۰ تومان

این کتاب پس از دو سال سرانجام موفق به اخذ مجوز و آماده ارسال به علاقه مندان می باشد. لطفا در صورت نیاز، درخواست خود را به g.dadras@gmail.com ارسال نمایید.
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دو مستر اومده با یه زبون کلاسیک کتابیو نوشته که باید چند باری در یه صفحات خاصی برگردی و از اول صفحه بخونی برای اینکه متوجه شی چی میگه (حداقل برای من و دوستم که کتابو خوندیم اینجوری بود).
در کل کتاب خوبیه اگه که بتونی تحملش کنی حتی عجیب لذت بخش میشه و تو در عجبی که یه شخص چجوری میتونه انقدر دامنه افکار وسیعی داشته باشه.
من شدیدا از کتاب ... دیدن ادامه » لذت بردم چون وسعت دید تورو به کوچکترین چیزای اطرافت زیاد میکنه و باعث میشه حتی درباره روکش تختخوابت به عمق وجودیه افکارت بری و کمی اونجا با خودت خلوت کنی بدون اینکه جسمت حتی حرکتی کرده باشه.
توصیه من اینه که کتابو وقتی بخونید که در کتابخونی خوب باشید و بتونید حسابی رویاپردازی کنید و از دایره لغات وسیعی برخوردار باشید
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود.
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
روایت داستانِ کتاب که از زبان پسر داستان(علی)هستش، امروزیه(اشتغال و دغدغه کارپیداکردن با مدرک ارشدداشتن/کش و دال آدماش/حرف از شبکه های اجتماعی/تاکسی اینترنتی/رابطه و..)
من تو 5 ساعت حدودا خوندمش..خیلی رمان ایرانی نخوندم...اگه کتابو به 3 قسمت تقسیم کنیم مطمئنا دو قسمت اول کتاب جذابتر و بنظر من سرتر هست از یک سوم انتهایی کتاب.بنظرم یک مورد که خیلی بهش پرداخته شده در جای جای داستان و در شخصیتهای مختلف درگیر داستان، سیگار کشیدن هستش که بنظرم نکته منفی کتاب هستش!خواننده کتاب بعد خوندن یا شایدم حین خوندن داستان بارها وسوسه و ترغیب شاید به کشیدن نخی سیگار بشه!شایدم نویسنده منظوری داشته از پرداخت زیادی به این موضوع! بنظرم جاهایی هم شاید ممیزی باید میشده یا شایدم شده جاهاییش که ما نمیدونیم!در کل داستان نسبتا جذابی داره و حتما یک بار خوندن این کتاب ارزششو داره!کتابی که صف خرید و جنجال داشته در نمایشگاه کتاب امسال!شاد و موفق باشید..

از ... دیدن ادامه » متن کتاب

...شرایط کارش عجیب به نظر می رسید،اما دیگر تحمل نگاههای ترحم آمیز مادر و نذرهای پیاپی اش را برای شاغل شدنم نداشتم،که اگر شاغل می شدم باید حقوق ده سال اولم را می دادم پای نذورات،یا تحمل حرف های بابامنصور راکه سر سفره قیمت تمامی اجزای تشکیل دهنده ی غذا رابا جزییات بیان می کرد ودقیقا همان لحظه که داشتم لقمه را توی دهنم فرو می بردم زل می زد توی چشمهایم و می گفت:هر لقمه همین غذا،بااحتساب پخت وپز وشست وشو وهضم و دفع،دوهزارتومان آب می خوره.هرکی کار نکنه توی این دوره زمونه از گرسنگی میمیره.!


...این یکنواختی تو جذابیت رو برای رُخشید از بین می بره...تو اگه رشد نکنی اگه توی مسیرهای مختلف قرار نگیری ذوق رُخشید برا داشتنت افول می کنه.


...تو قرار نیست تنهایی مرا پر کنی،تنهایی من از جای خالی آدمهایی تشکیل می شه که یه روز بوده ن و الان نیستن.تو هم اگه بری یه جای خالی از خودت می ذاری.جای خالی آدما با هم فرق داره.!

...بد بختی این است که هیچ وقت نمی شود از دل کسی خبردار شد.
۴ روز پیش، چهارشنبه
Mansure Akbarian و شهر کتاب آنلاین این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تعداد ترجمه های فارسی رمان شاهزاده کوچولو به مرز 90 ترجمه نزدیک شده و این درحالی است که شادی بین تمام این ترجمه ها تعداد بسیار کمی واقعا ترجمه باشند و کارشناسان باید نطر بدهند که اسم باقی این کارها را چه باید گذاشت. سوال من از این به اصطلاح مترجمین این است که معنی ترجمه ی کتاب چیست؟آیا ترجمه قوانینی ندارد؟ آیا مترجم اجازه ی دخل و تصرف ... دیدن ادامه » در واژه ها و یا لحن گفتگویی که مورد نظر نویسنده بود را دارد؟ در مورد کتاب شاهزاده کوچولو این کار بسیار ظریف و حساس تر نیز هست. اگر چه این کتاب ظاهرا کم حجم و با طراحی هایی کودکانه نوشته شده و بسیاری بر این باورند که این کتاب، برای کودکان نوشته شده و مترجمین عزیز به این باور کتاب را با واژه هایی سلیقه ای ترجمه کرده اند که خوشایند کودکان باشد، اما باید این را بدانند که این کتاب هب هیچ وجه کتاب کودک نیست بلکه کتابی است فلسفی وشاعرانه که اگزوپری آن را در سال 1939 آغاز می کند ولی برای نوشتنش نیاز به فراقتی خاص دارد که برای کتابهای دیگرش این کار را نکرده . اگزوپری پیش از اتمام شاهزاده کوچولو دو کتاب دیگر را شروع کرده و چایان می رساند( کتا خلبان جنگ سال 1942 که بعد از انتشاردر شش ماه اول پرفروشترین کتاب سال امریکا می شود/ و کتاب نامه ای به یک اسیر- سال 1943 )و شاهزاده کوچولو را در همان سال یعنی 6 آوریل 1943 به چایان می رساند و از بین سیزده کتاب اگزوپری شاهزاده کوچولو تنها کتابی است که در فصل چهار آن به شکلی وصیت بار از زبان راوی قصه و دومین کاراکتر اصلی (خلبان) می گوید:" من دوست ندارم کتابم را سرسری بخوانند" / در مورد ترجمه ی این رمان کاش مترجمین عزیز با انگیزه ای فرهنگی و ارزشمند اقدام به این کار کنند نه با نگاهی بیزنسی یا به دلیل کسب شهرت؛ این رمان امروز در کالج فرانسه با پیشگفتاری نسبتا طولانی تدریس می شود و شناخته تر از دیگر آثار اگزوپری است و محققین معتقدندشاهزاده کوچولو خود اگزوپری است و گل رُز معروف قصه کسی نیست جز همسر محبوبش کنسوئلا؛
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من به عنوان یکی از دوستدارن رمان شاهزاده کوچولو و کسی که کتابی تحقیقی (محبوب ترین شاهزاده ی دنیا) ونمایشنامه ای برای این رمان نوشته، به تحقق دوستی محقق و ساکن فرانسه، ترجمه ی آقای پرویز شهدی را از بین حدود نود ترجمه فارسی ، بهترین و درست ترین ترجمه ی میدانم واز همینجا از آقای شهدی بخاطر ترجمه ی این رمان صمیمیانه تشکر میکنم.
کاش دوستانی ... دیدن ادامه » که دست به ترجمه ی این رمان می زنند با هدفی ارزشمند تر این کار را انجام دهند نه اینکه با هدف پرفروش بودن کتابشان (که البته بسیاری از ترجمه های فارسی اصلا ترجمه نیستند بلکه فقط کپی و رونویسی هستند.آنهم اگر از ترجمه هایی استفاده کرده باشند که از اصل فرانسوی نوشته شده باشد. در غیر این صورت بیشتر ترجمه های انگلیسی این رمان اشتاباهات زیادی دارند.)
شهر کتاب آنلاین و مهدی کریمی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من خوندمش قبلا. خیلی عالیه. چخوف کلا عالیه
شهر کتاب آنلاین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از هر داستان میگم این بهترین داستان این مجموعه است و نظرم با خواندن داستان بعدی عوض می شد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نباید ناامید شد کتابا بهم یاد دادن "هر تجربه تلخ نشونه ی جون سختی ماست نشونه طاقتمون, همین تجربه‌ها بهمون یاد میدن چطور زندگی کنیم..."
ساجده قاسمی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 481