دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
جامعه به مردی به نام اوه احتیاج دارد تا به این جوانهای پفکی امروزی عملگرایی را یاد بدهد و اوه به دختری مثل پروانه تا گاهی اوقات کله شقی اش را کنار بگذارد و کار درست را انجام دهد. شاید اگر سونیا زنده بود عاشق نازنین می شد. سونیا عاشق پروانه می شد که با آن رفتار شرقیِ مادرگونه و تقریبا دیکتاتوریش باعث شد آن دیواری که اوه در طی این سالها بین ... دیدن ادامه » خودش و کل جامعه کشیده بود، فرو بریزد.
علیرضا کریم زاده و بهروز آدینه این را خواندند
مونا پورحسینی و Hani Mmm این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
میشه بگید این کتاب با کتاب اصلی چه فرقی میکنه و مصور بودنش شامل چه چیزهایی هستش؟
ممنونم
۱۶ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آندره تجسم یک بیمار "خودشیفته" است. چنین افرادی معمولا با یک محرک برانگیخته میشوند: رویاهای بزرگ و شکوهمند. افراد خودشیفته اگرچه معمولا کسل و بی حوصله اند، همگام رودررویی با یک چالش بزرگ به حرکت درمی آیند و شکوفا میشوند. این خصلت میتواند در حوزه های مختلف، جاهایی که افراد در شرایط استرس آمیز به کار مشغولند، از شغل وکالت و شکایت ... دیدن ادامه » و دادخواهی گرفته تا رهبری، بکار گرفته شود و قادر به سازگاری با محیط باشد.

صفحه 204
بهنام قاسمی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نتایج پژوهشی که طی آن تعدادی دانشجوی غریبه را در یک اتاق رایانه دو به دو در مقابل هم قرار دادند تا از طریق رایانه با یکدیگر آشنا شوند، حاکی از آن است که حدود یک پنجم این گفتگوهای رایانه ای به سرعت به مسائل جنسی، آن هم به شکلی باز و بی پرده کشیده شد.
اما تعجب آزمایشگری که هدایت جلسات را بر عهده داشت، بعدا با خواندن متن گفتگوها برانگیخته شد. تا جاییکه او شاهد بود تمام دانشجویان، ظاهر و رفتار معقول و به دور از بی بند و باری داشتند.
مسلما اگر به جای گفتگوی رایانه ای، پای صحبت رودرو در میان بود هیچ یک از این افراد جرات نمیکرد با کسی که فقط چند دقیقه از آشناییشان میگذشت در باره چنان مسائلی صحبت کند. نکته اصلی در همین جاست: در خلال یک گفتگوی رودررو، مدام با دیدن حالت چهره طرف مقابل و شنیدن لحن صدای او، واکنش او را نسبت به نظرات خود ارزیابی میکنیم و روال گفتگو را طبق تمایل دوجانبه حفظ میکنیم.
شبیه ... دیدن ادامه » همین گفتگوی نامناسب درباره روابط جنسی که در اتاق رایانه روی داد، در نخستین سالهای شروع کار اینترنت سابقه داشته است و بزرگسالان عبارتهای توهین آمیز و زشتی را در رایانه مطرح میکردند. به طور معمول مسیر خاکستری واکنشهای ما را متعادل و معقول میسازد. اما چون اینترنت فاقد روشی برای درک تاثیر عمل ما در طرف مقابل است، قشر مخ حدقه ای بدون داشتن بازخورد نمیتواند به ما در تعدیل واکنش اجتماعیمان کمک کند.
صفحه 133 و 134
بهنام قاسمی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به قدرت فوق العاده محرکهای فکری در برانگیختن رفتارهای اجتماعی توجه کنید. در طی آزمایشی برای گروهی از داوطلبان فهرستی از کلمات مرتبط با بی ادبی، مانند "گستاخ" و "زننده" خوانده شد و برای گروه دوم کلماتی مانند "ملاحظه کار" و "مودب" پخش شد. سپس آنها را در موقعیتی قرار دادند که باید پیامی را به یک نفر که در حال صحبت کردن ... دیدن ادامه » با شخصی دیگر بود، می رساندند. دو سوم از گروه اول مستقیما وسط صحبت دو نفر پریدند، در حالیکه هشت نفر از ده نفری که کلمات مودبانه را شنیده بودند، درست ده دقیقه صبر کردند تا مکالمه آن دو نفر تمام شود و بعد پیام خود را رساندند.
صفحه 83
بهنام قاسمی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از همه بامزه تر شکایت دختر جوانی بود که قیافه اش هم خیلی خوب و عالی بود. این بیچاره را نه کسی اغفال کرده بود و نه سرش کلاه گذاشته بود. چون پس از دوندگی و فعالیت زیاد موفق نشده بود شوهری به دام بیاندازد، وقتی شرح حال مرا در روزنامه خوانده بود بفکر میافتد که او هم خودش را داخل معرکه کند و شاید کلاهی از این نمد گیرش بیاید.
روژیتا احمدی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آنها چنین تظاهر میکردند و شاید هم واقعا معتقد بودند که حکومت را برای مدت محدود و کوتاهی در دست گرفته اند و چند قدم آنطرف تر بهشتی وجود دارد که همه مردم در آن آزادی و مساوی خواهند بود. اما ما [حکومت حزب] نظیر آنها نیستیم. ما میدانیم که هیچکس قدرت را بخاطر اینکه آن را از میان ببرد در دست نمیگیرد. قدرت وسیله نیست بلکه هدف است. انسان یک دیکتاتوری ... دیدن ادامه » ایجاد نمیکند که انقلاب را حفظ کند بلکه انقلاب برپا میکند که دیکتاتوری را بوجود بیاورد. منظور از تعقیب خود تعقیب است. منظور از شکنجه خود شکنجه است. منظور از قدرت خود قدرت است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سوسیالستهای قدیمی عقیده داشتند که آنچه ارثی نیست نمیتواند دائمی باشد. ولی آنها به این حقیقت توجه نمیکردند که ادامه حکومت یک عده معدود ممکن است به خون و بدن ارتباط نداشته باشد و همچنین این نکته از نظر آنها مخفی میماند که حکومتهای اشرافی ارثی همیشه عمرهای کوتاهی داشته اند و حال آنکه سازمانهای حکومت که اساس آن بر ارث و ارتباطات خانوادگی ... دیدن ادامه » قرار نداشت، نظیر کلیساهای کاتولیک قرون وسطی، صدها و گاه هزاران سال همچنان با قدرت حکومت کردند. اصل اساسی ادامه حکومت یک دسته معدود (اولیگارشی) قاعده ارثی "از پدر به پسر" نیست، بلکه ادامه یک نوع نظر جهانی و یک نوع راه زندگی خاص است که از مرده به زنده تحمیل میشود. یک طبقه حاکمه تا هنگامی که بتواند خود، جانشین خود را تعیین کند همچنان به حکومت خود ادامه خواهد داد. "حزب" به دائمی ساختن خون علاقه ندارد بلکه به دائمی ساختن خود علاقمند است. اینکه "چه کسی" قدرت را در دست دارد، تا هنگامی که سازمان طبقاتی به حال خود باقی میماند، تفاوتی ایجاد نمیکند.
رضا ابراهیمی و ناصر یُلمه این را خواندند
داریوش ولیپور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه در میان

نامدگان و رفتگان ، از دو کرانه ی زمان
سوی ... دیدن ادامه » تو می دوند ، هان ای تو همیشه در میان
در چمن تو می چرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو می پرد باز سپید کهکشان
هر چه به گرد خویشتن می نگرم درین چمن
آینه ضمیر من جز تو نمی دهد نشان
ای گل بوستان سرا از پس پرده ها در آ
بوی تو می کشد مرا وقت سحر به بوستان
ای که نهان نشسته ای باغ درون هسته ای
هسته فروشکسته ای کاین همه باغ شد روان
مست نیاز من شدی ، پرده ی ناز پس زدی
از دل خود بر آمدی ، آمدن تو شد جهان
آه که می زند برون ، از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو می کشد کمان
پیش وجودت از عدم زنده و مرده را چه غم ؟
کز نفس تو دم به دم می شنویم بوی جان
پیش تو ، جامه در برم نعره زند که بر درم
آمدمت که بنگرم گریه نمی دهد امان
شیما اسماعیل نژاد این را خواند
parisa zendebudi این را دوست دارد
عااالیه .. وقتی با صدای شهرام ناظری همراه میشه عااالی تر :)
۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۶
اصلا این سه تا عالین :)
تا قبل از اینا من چیکار میکردم نمیدونم ...
۲۹ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو ای خیالِ دلخواه زیباتری از آن ماه
کز اشکِ شوق دادم یک عمر شست و شویت
غزل چنگ شکسته، صفحه 44
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
احساس شما بیش از آنکه با حوادث زندگی شما رابطه داشته باشد با برداشت شما از این حوادث در ارتباط است. با این علم و اطلاع می توانید اندیشه و همراه با آن احساستان را تغییر دهید.
صفحه 76
سید محمد جمال سروریان و مهرنوش قریشی این را خواندند
شیما اسماعیل نژاد این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خوابم شکست و مردمِ چشمم به خون نشست
تا فتنه خیال تو برخواست بر دلم
غزل نیِ خاموش، صفحه 17
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 508:
پادشاه موفق شده بود این نکته را در ذهن پسر خود مسلم کند که خداوند مقام پادشاهی را به پادشاه سوئد عطا کرده است و بنابراین پادشاه و خداوند همچون اعضای یک تیم همکاری میکنند.
به نظر کسی که می پندارد خداوند حافظ اوست، نبرد همزمان با امپراطور ناپلئون و تزار الکساندر کار آسانی است ولی متاسفانه امپراطور ناپلئون و تزار هم عقیده داشتند ... دیدن ادامه » خداوند حافظ آنهاست و بر اساسِ همین عقیده جنگیده بودند. حالا حتی اگر فرض کنیم هر سه آنها حق داشتند باز هم در این صورت خداوند به اندازه مساوی هریک از آنها را مورد لطف خود قرار داده بود. بنابراین خداوند تنها کاری که کرد این بود که گذاشت قدرت واقعی هر یک از آنها سرنوشت آن نبرد را مشخص کند.
سید محمدرضا مهدوی این را خواند
parisa zendebudi ، Rana Yegane و مژگان خراسانیان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آلن و آماندا هر روز در ساحل سفید و درخشان بیرون هتل به پیاده روی های طولانی و در حد مناسب میرفتند. همیشه کلی حرف داشتند بزنند و از مصاحبت هم بیشتر و بیشتر محظوظ میشدند. خیلی تند راه نمیرفتند چون آماندا 84 سال داشت و او حالا وارد 101 سالگی شده بود. بعد از مدتی کم کم دست هم را می گرفتند، برای حفظ تعادل البته. بعد تصمیم گرفتند که شبها فقط خودشان دو تا در تراس آماندا شام بخورند، چون دیگر حضور آن همه آدم برایشان سنگین بود. و در نهایت آلن در اتاق آماندا مستقر شد. به این شکل میشد اتاق آلن را به یک توریست اجاره داد و این برای ترازنامه مالی هتل هم خوب بود.
در یکی از پیاده روی های روزهای بعدش، آماندا این مساله را مطرح کرد که باید همان کاری را بکنند که بنی و زیبارو کردند،یعنی عروسی کنند، حالا که به هر حال دارند باهم زندگی میکنند. آلن گفت که آماندا در مقایسه با او دختر جوانی است اما میتواند خودش را راضی بکند که این مساله را نادیده بگیرد و این روزها هم که دیگر خودش مشروبش را درست میکند، برای همین از این جنبه هم مشکلی نبود. بنابراین خلاصه اینکه آلن اعتراض قاطعی به آنچه که آماندا همین حالا پیشنهاد کرده بود نداشت.
آماندا گفت: پس برنامه این شد؟
آلن ... دیدن ادامه » گفت: بله برنامه همین شد
و دست هم را محکم تر از همیشه گرفتند. برای حفظ تعادل.
صفحه 361 کتاب
مشتاق حسین غوردروازی این را خواند
مجید حاج حسینی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم این کتاب بیانگر اختلاف فاحش ادبیات بعد از انقلاب با پیش از انقلاب و همچنین ادبیات جهانه. نویسنده مدعیه این داستان رو ظرف یک ماه نوشته (نوشته پشت جلد) و طوری بیانش میکنه که انگار تونسته یه شاهکار رو ظرف مدت زمان اندکی خلق کنه. خیلی از نکاتی که توی وسطای داستان گفته میشن و طوری به نظر میرسن که انگار قراره ته داستان به کمک شخصیت اصلی ... دیدن ادامه » داستان بیان بی استفاده رها میشن. گرچه من این کتاب رو هدیه گرفته بودم ولی سیر به شدت نزولی کتاب از اواسط داستان برای من طوری بودش که واقعن از اینکه وقتم رو برای این کتاب گذاشتم به شدت پشیمون شدم.
از اینکه داستان خاص هست دلسرد نشدم ولی از اینکه داستان در هیچ نقطه زندگی اجتماعی و فردیم جایی نداشته و کتاب معلوم نیست بیانگر ذهن مریض شخصیت اول داستانه یا خود نویسنده.
در کل به نظر میرسه نویسنده این رو برای دل خودش نوشته و بعدش منتشرش کرده یا اینکه یه بخشیشو پیشترها نوشته و بعدن با نوشتن بخشای دیگه اش تکمیلش کرده چون به نظرم سیر سریع و تحولات آخر داستان با نوشتن های پرحوصله اول داستان خوانا نیست.
در کل به دل من ننشست ولی کسایی رو دیدم که ازش لذت هم بردن.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دسته بندی این کتاب به نظرم در کودک و نوجوان نیست. شاید بشه هابیت رو در کودک و نوجوان قرار داد ولی به هیچ وجه ارباب حلقه یا سیلماریلیون رو نمیشه جزو کودک و نوجوان به حساب اورد!
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید