دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
عاشقانه ایی زیبا که شمارا به فکر فرو میبرد.
از فکر چگونه عاشق شدن تا درست بودن یک عشق .
همسر مسافر زمان داستان طریقه ی اشنایی و عاشق شدن مسافر زمانی است که خود نمیدونم قرار است عاشق شود ولی همسرش میداند قرار است همسرش شود !
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ریچر تنها نیست . حال او با عضای قدیم گروه ام پی ارتش دور هم جمع شده اند تا انتقام بگیرند .
خود ریچر ادم خطر ناکی بود و کمتر کسی ارزوی رودرویی با او را دارد حالا او تنها نیست !
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جک ریچر در تمام رمان های پیشین از دردسر فراری بوده ولی در غریبه ایی در شهر بر اساس شخصیت یک دنده بودنش فقدر میره تو دردسر .
متفاوت و دوست داشتنی .
روژیتا احمدی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هشدار اسپویل
متن صفحات ۱۳۴ الی ۱۳۶
.
.
.
-این ... دیدن ادامه » پانسمان بی فایده است !
(ببینمش) صدای سرگد دای ضعیف و خسته بود .
شوجوئان به سمت دریچه ی دیگری رفت و وقتی به پایین نگاه کرد ، کاردامام را دید که کنار پسرک سرباز ، ونگ پوشنگ زانو زدهبود . سینه اش برهنه بود و کت زنانه ی استرداری را روی شانه اش انداخته بودند . صورتش متفاوت شده و به طرز بدشگونی دگرگون شده بود .
گروهبان لی از کاردامام پرسید :((چه میگوید؟))
لی گفت ((مضخرف است ، پانسمان باید عوض شود . درد ناک است ، ولی باید تحمل کند))
کاردامام ایستاد ، کاسه را از لی قاپید و جرعه ای نوشید . بعد دوباره زانو زد و شراب را از دهانش به دهان پسرک ریخت . گفت ((کمی شراب بخور ان وقت درد نمیگیرد )) بعد کم کم شراب را همانطور به دهان پسرک ریخت و او بقیه ی کاسه را نوشید . در سرداب سکوت بود ، انگار همه داشتند ونگ پوشنگ رنج میکشیدند . شوجوئان از موضع مسلطش میتوانست تلاس ضعیف پسر را ببیند . تا طعم غیر معمول شراب را دوست نداشت یا سعی میکرد از لب های کاردامام پرهیز کند. شاید در حال مرگ بود ، اما هنوز میتوانست شرم را احساس کند .
کاردامام زخمش را بست و پیپایش را به دست گرفت . فقدر یک سیم برایش باقی مانده بود . ضخیم ترینش که صدای بمی داشت . کاردامام ان را کشید و صدایی در امد. از ونگ پوشنگ پرسید :((دوستش داری ؟))
گفت ((بله)
((واقعا))
((اها))
((هرروز برات میزنم ))
((ممنون ...))
کاردامام گفت:(( از من تشکر نکن با من ازدواج کن ))
این بار هیچکس اورا مسخره نکرد
کاردامام مثل بچه ای که در خانواده ی شاد بای میکرد گفت :((با تو به خانه می ایمو در زمین ها کار میکنم ))
ونگ پوشنگ با لبخندی گفت :((ما زمینی نداریم.))
((خوب پس چه دارید؟))
((چیزی نداریم ))
((پس هرروز برایت پیپا میزنم . من مینوازم و تو با چوبدستی راه میروی و برای غذا گدایی میکنی ، و بعد غذا را به مادرت میدهیم .))
((من مادر ندارم ))
کاردامام یکه خورد . بازوهایش را دور ونگ پوشنگ حلقه کرد و همه تکان شانه هایش را دیدند. برای اولین بار کاردامام داشت مثل یک زن گریه میکرد .
نانی که دیگر احساساتی نبود همراه با چند زن دیگر به ارامی گریه میکرد .
بعد از مدتی کاردامام صبر کرد . پیپا را برداشت و ان را کنار انداخت ،
(( به درد نخور است ! همه را به گریه انداخت ! فقط با یک سیم صدایش حتی از چوب پنبه زنی هم بدتر است ! ))
.
.
.
.
شجوئان بلند شد برود و دید چشم های خودش هم خیس اشک است.
واقعا چطور گزاشته بود ان زن ها او را به گریه بی اندازند !
احتمالا برای پسر در حال مرگ بود ، ای شاید به خاطر خاستگاری بچه گانه کاردامام و به گریه افتادنش بود . یا شاید برای اهنگی بود که کاردامام با تنها سیم پیپا نواخته بود ، شبیه اهنگی بود که در جنوب رودخانه یانگ تسه می نواختند و اسمش ((برداشت چای )) بود ، حالا که جنوب چین سقوط کرده بود تنها چیزی که باقی میماند ((برداشت چای)) بود که با یک سیم نواخته میشد .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین اثار لی چایلد که به راحتی در کنار قلاب از نظر جای دارد .
داستان هیجانی و اکشن .
تا پای مرگ و قلاب برای من تا به حال جزو بهترین های این مجموعه بوده اند .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شروع عالی بر مجموعه ایی عالی .
یوسف نیک نژاد این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ضعیف و دیگر هیچ ... .
میتوان این اثر را ضعیف ترین کار لی چایلد نامید .
در نیمه ی کتاب به راحتی قاتل معلوم میشود ولی در ادامه فقدر با روایتی طرف هستیم که فقدر سعی در گول زدن خواننده دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین های مجموعه و شاید برترین کتاب از مجموعه ی جک ریچر .
داستان عالی به همراه ضد قهرمان عالی و به یاد ماندنی .
قلاب در کنار تا پای مرگ برای من تا به اینجا از بهترین اثار لی چایلد بوده اند .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ضعیف ولی خیلی بهتر از اخرین مهمان .
همچنین در این کتاب اتفاقات کتاب قتلگاه اسپویل میشود . توصیه میشود قبل از مطالعه ی این کتاب قتلگاه را مطالعه نمایید .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان زیبا و هیجان انگیز که باعث میشه ساعت ها نتوانید از خواندن دست بردارید .
ولی ترجمه ی ضعیف که باعث کم لطفی در حق این اثر شده است .
کاش مترجم ها قبل از ترجمه اقدام به مطالعه ی اثار هم سبک و اشنایی با اصطلاحات تخصصی میکردند .
نکته ... دیدن ادامه » ی بسیار عجیب دیگر نبود هیچ نوع پاورقی در کل کتاب هست . نه برای اسامی و نه برای اصطلاحات فراوان که به دلیل برگردان فارسی که بر روی انها انجام شده گاهی بسیار گیج کننده میشوند .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید