دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
قاعده چهارم: به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت رقم زده است، بگذار زندگی با تو جریان یابد , نه بی تو. نگران این نباش که زندگیت زیرو رو شود. از کجا معلوم زیر زندگیت بهتر از رویش نباشد.
۱۲ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من پیش از تو:
همیشه وقتی تو را از منطقه امنت بیرون میکشیدم،احساس عجیبی به من دست میداد،ولی امیدوارم تو هم اندکی احساس شادمانی کنی. آن روز وقتی از موج سواری برگشتی، قیافه ات همه چیز را لو می داد، کلارک تو تشنه ای . جسارت را در تو دیدیم ، اما تو سرکوبش کردی، پنهانش کردی کاری که اغلب آدمها می کنند.
فاطمه حبیبی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من پیش از تو تلاقی اراده ، عمل ، امید و تلاش انسان را در کنار هم به تصویر میکشد، پایان تلخ زندگی ویل تغییر شیرین زندگی لوسیا رو رقم زد.
مامی من به ویل بدهکارم ........ ص 511- پاراگراف آخر
منم دقیقا همین برداشت رو از کتاب داشتم، همه میگن کلی گریه کردن با این رمان، ولی من خوشبختانه اینطوری نبودم و خیلی راضی بودم...
خوشحالم نظر شما به نظر من نزدیک بود
۱۰ تير ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب من زنده ام علاوه بر باز گویی شرایط اسارت، تکه‌ی گمشده پازل زندگی امروز رو یادآوری میکنه تا برای زندگی کردن تلاش کنیم وتو لحظه هایی که ناامیدی سراغمون میاد امید و توکلمون رو از دست ندیم.
-نمی خواستم جلوی دشمن ضعف نشان دهم. عنوان «بنت الخمینی» و «ژنرال» به من جسارت و جرأت بیشتری می داد. اما از سرنوشت مبهمی که پیش رویم بود می ترسیدم. ... دیدن ادامه » نمی توانستم فکر کنم چه اتفاقی ممکن است بیفتد. دلم روضه ی امام حسین می خواست. دوست داشتم یکی بنشیند و برایم روضه ی عصر عاشورا بخواند. خودم را سپردم به حضرت زینب...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید