دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
که تواند مرا دوست دارد
وندر آن بهره خود نجوید
هرکس از بهر خود در تکاپوست
کس ... دیدن ادامه » نچیند گلی که نبوید
عشق بی حظ و حاصل خیالی ست....
نیما یوشیج
ریحانه کدخدایی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
محال است غرور و خود پسندی انسان از بین برود.یک انسان را دچار شدیدترین بدبختی ها کن که شاید اصلاح شود.به محض اینکه بذبختی او از بین رفت و خود را مرفه و سعادتمند دید مبدل می شود به همان که بوده است...
این کتابو خیییلی دوس دارم...کتابی ست به یاد ماندنی و پر از تجربه.توصیه می کنم حداقل یک بار این کتابو بخونین.پشیمون نمی شید
مجید خبیر و رضا غلامی این را خواندند
parisa zendebudi و نیلوفر رضایی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در روزگاری که جوان تر و طبعا آسیب پذیر تر بودم پدرم پندی به من داد که از آن زمان آویزه گوشم بوده است:
هروقت خواستی عیب کسی رو بگیری یادت باشه که توی این دنیا همه ی مردم مزایای تو رو نداشتن
امیدوارم اگه مردم یه نفر پیدا بشه که عقل توی کله اش باشه و پرتم کنه توی رودخونه یا....
هرکاری بکنه غیر از گذاشتن توی قبرستون اونم واسه اینکه مردم بیان و یکشنبه ها گل بزارن روی شکمم و این مزخرفات!!!
تا هستیم قدر همو بدونیم....
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زندگی مشترک را نمی توان یک بار به خطر انداخت و باز انتظار داشت که شکل و محتوایی همچون روزگاران قبل از خطر داشته باشد.
چیزی قطعا خراب خواهد شد....
چیزی فرو خواهد ریخت...
چیزی ... دیدن ادامه » دگرگون خواهد شد
چیزی به عظمت حرمت_که بازسازی و ترمیم آن بسی دشوارتر از ساختن چیزی تازه است
صفحه41
غزاله قدیمی این را خواند
حسین دهقان ، فاطمه حبیبی و فاطمه قربانزاده این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا رنجم می دهی؟
چون دوستت دارم
نه دوستم نداری.وقتی کسی را دوست داریم خوشی اش را می خواهیم نه رنجش را
وقتی ... دیدن ادامه » کسی را دوست داریم تنها یک چیز را می خواهیم«عشق»را حتی به قیمت رنج
پس تو مرا به عمد رنج می دهی؟
بله_برای اینکه از عشقت مطمئن شوم.....!!
صفحه 262
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در زندگی انسان یک واقعیت مسخره آمیز وجود دارد و آن این است که انسان پیری کسانی را که اطرافش زندگی می کند می بیند اما پیری خود را مشاهده نمی نماید.آنچه سبب می شود که انسان پیری خود را نبیند این است که روز به روز نظر به آیینه می اندازد و ما زنها شاید روزی ده بار نظر به آیینه می اندازیم و لذا فاصله فیمابین دو نظر خود را پیر نمی بینیم و یقین ... دیدن ادامه » داریم همانین که ساعتی قبل یا دیروز بودیم.
سید محمدرضا مهدوی این را خواند
فاطمه حبیبی و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خواهر سعی کن روی پای خودت بایستی.اگر افتادی بدان که در این دنیا هیچ کس خم نمی شود دست ترا بگیرد بلندت کند سعی کن خودت پا شوی..
صفحه77
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی زمان می گذره همه چی شکل می گیره.مثل سیمانی که تو بلوک های بتونی سفت بشه.برگردوندن اون سیمان به حالت اولش غیر ممکنه.فکر کنم منظورت اینه که سیمان وجودت خیلی وقته که شکل گرفته و سفت شده به خاطر همین هم امکان نداره تویی که الان تویی عوض بشی و یه کس دیگه بشی.
صفحه 26
ترجمه سلماز بهگام
فاطمه نوروزی و امید مجیدی پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده به خاطر آورد!
اگر مردی را می شناسی که بیشتر از من دوستت دارد
او را به من نشان بده!
اول به او تبریک خواهم گفت
آنگاه:
او ... دیدن ادامه » را خواهم کشت.

نــــزار قبانی
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید