دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
رودخانه یوشینو
میان کوه ایمو و مونت سه
جاری می شود
میان ... دیدن ادامه » عاشق و معشوق
همه توهمات جهان جاری ست.
۱۹ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر یک روز می توانستم از این جا بیرون بروم به خودم قول میدادم دیوانگی کنم چون همه دیوانه هستند. بدترین ها کسانی هستند که نمی دانند دیوانه اند چون فقط کارهایی را می کنند و تکرار می کنند که دیگران به آن ها دستور می دهند. -صفحه 160-

۰۳ آبان
جالبه. هرچند که تلخ هم هست
۰۶ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان دختری است که -احتمالا- بدون داشتن مشکل حاد دست به خودکشی می زند؛ اما زنده می ماند و سر از یک تیمارستان در می آورد. حالا به تشخیص پزشکان روزهای اندک باقی مانده از زندگی اش را می شمارد. با این تفاوت که دیگر نمیخواهد بمیرد.
پیشنهاد من این است که اگر در روشگار بلندی زندگی تان هستید؛ یعنی جایی که روزتان تماما به خوشی می گذرد یا حداقل ... دیدن ادامه » دوست دارید دقیقا این لحظه این احساس را داشته باشید، خواندن این کتاب را به تعویق بیاندازید. بالاخره فضای داستان کمی خاکستری رنگ است... می توانید کتاب را نگه دارید برای زمانی که احساس سردرگمی یا پوچی می کنید. کمکتان می کند :)
۰۳ آبان
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی که نمی خواهد ترکش کنند باید حق تغییر را به کسی واگذار کند که می خواهد برود. فقط در آن صورت می تواند کسی را حفظ کند که نمی خواهد با او باشد. از این روست که بیشتر وقت ها میان زوج ها سکوت حاکم است.
بخش 5. صفحه 19
۱۶ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی اتفاقات درست همان زمانی رخ می دهند که باید از آن ها پند بگیری؛ و بعضی از کتاب ها درست سر بزنگاه در دستانت قرار می گیرند و این کتاب، برای من همان چیزی بود که الان نیازش داشتم.
تصرف عدوانی این طور آغاز می شود:
"هرکس... به شکل غیرقانونی، مالی را از تصرف دیگری بی رضایت او خارج یا به هر نحو دیگر آن را حیف و میل کند، به اتهام تصرف عدوانی محاکمه خواهد شد... همچنین اگر کسی بی آن که مال را از تصرف خارج کند، در آن ایجاد اختلال کند، با نصب یا شکستن قفل، یا به هر صورت دیگر، به شکل غیرقانونی، به ملک دیگری دست اندازی کند، یا به زور یا با تهدید به کاربردن زور، مانع از آن شود که صاحب حق از حق خود استفاده کند، به اتهام تصرف عدوانی محاکمه خواهد شد.
قانون ... دیدن ادامه » مدنی سوئد، ماده8، بند8."
و بعد روایت می کند داستان دلبستگی یک زن را.
و اینطور همه چیز تمام می شود:
"آدمیزاد با پاسخِ قطعی آسان تر از پاسخ مبهم کنار می آید. این قضیه به امید و ماهیت آن مربوط می شود. امید انگلی است در بدن انسان که در همزیستی کامل با قلب او زنده است.

امید را باید با گرسنگی کشت تا حیوان میزبانش را گمراه و گیج نکند. امید را فقط به کمک بی رحمی روشن می توان کشت. امید ستمگر است، چون دست و پا را می بندد و زنجیر می کند."
به نظر من کتاب، کتاب فوق العاده ای بود. حتما روزی دوباره به آن باز خواهم گشت.
اما!
زمان انتخاب و خرید این کتاب انتظار یک داستان کلیشه ای از عشق را که در کتاب ها یافت می کنید نداشته باشید! این آن چیزی است که احتمالا در دنیای واقعی با آن -به نحوی- مواجه می شوید. پایان کتاب هم کاملا درخور محتوایش و قابل انتظار بود. ترجمه به نظر بنده بسیار عالی بود. (حتی آنطور که دوستی اشاره نمودند که سانسور ها مشخص اند به نظر من این یک امانت داری در حق نویسنده ست که البته با زیرکی این موضوع از روان بودن متن نکاسته بود.) همین طور نحوه نگارش آن کاملا مناسب بود. من که از خواندن کتاب راضی ام. :)
۱۶ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
علت تفاوت 156 صفحه ای این کتاب که از دو نشر متفاوت چاپ شده چیه؟
۰۴ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. در صورت امکان کتاب "فلسفه عشق" نوشته "اروینگ سینگر" و ترجمه "میثم محمدامینی" از نشر نو رو موجود کنید. سپاس گزارم.
۰۳ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
"سرمای زمستان، سوناتی در کنج آتش شومینه، قطره اشکی که بر گونه زنی جوان جاری می شود. دو دختر بچه که به خواب رفته اند. مردی که در سکوت شبی بی ماه خود را فرو میریزد، راز میگشاید. و زندگی."
در پس این نوشته پشت جلد این هارا هم در نظر بگیرید: زنی که یک روزه همدمش را از دست می دهد و حالا پدر شوهر در کنار دو دختر زیبایش با او زمان می گذرانند. ... دیدن ادامه » اینجاست که :"«حق اشتباه» ترکیب بسیار کوچکی از واژه ها، بخش کوچکی از یک جمله، اماّ چه کسی این حق را به تو خواهد داد؟چه کسی جز خودت؟" مطرح می شود.
کتاب درباره خیانت است. این بار از زاویه ای دیگر. اشتباه و داشتن حق اشتباه و پیامد های ارتکاب به اشتباه. پدر شوهری که فکر می کند می تواند طرف پسرش را بگیرد. "و زندگی."
اضافه کنم که نوشته پر بود ازاشتباهات املایی-نگارشی و حسرت یک بازبینی و اصلاح.
۲۶ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پل هاوک بر اساس آنچه در کتاب آورده شده روان شناس بالینی و عضو تمام وقت انجمن روان شناسان آمریکاست.
حقیقت این است که اگر من بودم اسم کتاب را میگذاشتم: "چگونه فقط خودمان را دوست بداریم" یا مثلا "چگونه خودمان را به نسبت همه دوست تر بداریم." حتی در واقع جاهایی هم می شد بدون بی انصافی گفت کتاب راه هایی را برای زیر پا گذاشتن دیگران ... دیدن ادامه » برای دوست تر داشتن خودمان -البته در ظاهر- آموزش می دهد.
شاید این کتاب برای کسی که از خودش متنفر است و کوچک ترین ارزشی برای خودش قائل نمی شود یک تلنگر بزرگ محسوب شود؛ اما قلبا آرزو میکنم انسان های کمی روی زمین گفته های این کتاب را تماما اجرا کنند که اگر این نباشد، قطعا جهان تاریک تر و ترسناک تر از آنی می شود که الان تجربه می کنیم.
۲۴ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در این طرز خداحافظی و نحوه رفتار نوعی دلشوره و نگرانی وجود داشت که الیزابت احساسش می کرد و می اندیشید برای همیشه صادقانه دوستدار او خواهد بود.
بخش دوم. فصل چهارم.
۳۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قبل از خواندن کتاب باید به چند نکته توجه کنید.
اول اینکه بدانید کتاب را اوریانا فالاچی نوشته و در باره او، طرز فکر او، کارهایی که انجام داده، دوره ای که زندگی کرده و مکان هایی که سفر کرده چیزهایی بدانید. این باعث می شود -اگر قرار است با بخش هایی از کتاب تا نکنید- کتاب را بیشتر دوست داشته باشبد.
دو لطفا کتاب را -بنا به هر دلیلی- نیمه رها نکنید! حداقل این یک کتاب را تا منظور نویسنده کاملا به نظرتان منتقل شود.
حالا که ... دیدن ادامه » خواندن کتاب را تمام کردم آرزو می کنم کاش در 18-19 سالگی ام و در روزهایی که شروع کرده بودم برای زندگی دنبال فلسفه ای بگردم، با این کتاب آشا شده بودم و میخواندمش. البته که هرگز خواندن آن دیر نمی شود. چرا که پر است از عباراتی که در نا امیدی تسلی تان می دهد. در روزهای رنج، هم درد تان می شود. در روزگار خوشی تعادل برقرار می کند و البته اگر جایی قرار بود پای تان -خدایی ناکرده- بلغزد، وجدانتان را بیدار می کند.
داستان کتاب را با استعاره میتوانید به خیلی از رخداد های زندگی خود وارد کنید. جملاتی دارد که می شود زمان های زیادی به آن اندیشید.
و البته شاید خواندنش برای قبل از سنی که اشاره کردم خیلی مناسب نباشد.
۱۴ مرداد
به شما توصیه می نمایم که کتاب ارزشمند تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذّات واقعی، ج1، را با دقت مطالعه نمایید. کتابی مفید برای همگان است. بدرود.
۱۶ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قبل از خواندن کتاب باید به چند نکته توجه کنید.
اول اینکه بدانید کتاب را اوریانا فالاچی نوشته و در باره او، طرز فکر او، کارهایی که انجام داده، دوره ای که زندگی کرده و مکان هایی که سفر کرده چیزهایی بدانید. این باعث می شود -اگر قرار است با بخش هایی از کتاب تا نکنید- کتاب را بیشتر دوست داشته باشبد.
دو لطفا کتاب را -بنا به هر دلیلی- نیمه رها نکنید! حداقل این یک کتاب را تا منظور نویسنده کاملا به نظرتان منتقل شود.
حالا ... دیدن ادامه » که خواندن کتاب را تمام کردم آرزو می کنم کاش در 18-19 سالگی ام و در روزهایی که شروع کرده بودم برای زندگی دنبال فلسفه ای بگردم، با این کتاب آشا شده بودم و میخواندمش. البته که هرگز خواندن آن دیر نمی شود. چرا که پر است از عباراتی که در نا امیدی تسلی تان می دهد. در روزهای رنج، هم درد تان می شود. در روزگار خوشی تعادل برقرار می کند و البته اگر جایی قرار بود پای تان -خدایی ناکرده- بلغزد، وجدانتان را بیدار می کند.
داستان کتاب را با استعاره میتوانید به خیلی از رخداد های زندگی خود وارد کنید. جملاتی دارد که می شود زمان های زیادی به آن اندیشید.
و البته شاید خواندنش برای قبل از سنی که اشاره کردم خیلی مناسب نباشد.
۱۴ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب را که روی میز غرفه انتشارات آرما در نمایشگاه کتاب امسال دیدم مصمم شدم تهیه اش کنم. من دختر محجبه ای هستم که علی رغم برخی اجبار ها از جهتی و جو -نه چندان موافق- اطرافم از سوی دیگر، پوشش و حدود آن را خودم انتخاب کردم. اما این مدت اخیر که بازهم سروصدای بی حرمتی به انتخاب-وحتی لجبازی-دختران بالا گرفته، و انگار طرف مقابل دوباره شروع کرده به فریاد زدن خواسته هایش، باز هم احساس حضور در برزخ را داشتم. که همه ما در یک برزخی هستیم که نه میفهمیم چه میخواهیم و نه میدانیم چه کاری درست است. اما چیزی که واضح است این است بعد از سالها انقدر چسبیدیم به اینکه چطور حرفمان را به کرسی -ملت- بنشانیم که اصل ماجرا را فراموش کردیم. بعضی رفتارهارا -از هر دو طرف- که میبینیم کاملا میدانیم از شان و شرافت انسان به دور است، اما برای جماعتی که سرشان را کردند زیر برف و خودشان را به خواب زدند من که زبان گفتن و توجیه نداشتم. آن هایی که حرف میزند هم بلد نبودند چطور حرف بزنند و اوضاع همچنان و به همان ترتیب ادامه میابد.
من کتاب را خریدم که ببینم حرف حسابشان چیست؟ داستان از کجا شروع شده و در واقع یاد بگیرم چطور به درستی رفتار هایی که میبینم را نقد کنم. کتاب هم -هرچند بعضی جاها کفر انسان را بالا می آورد اما- نگاه واقع بینانه ای به من بخشید و حالا بیشتر میتوانم منطقی تر باشم :)
خلاصه که من یک مخاطب عامه بودم برای کتاب که نظرم را هم گفتم. فقط بدانید این یک کتاب دینی نیست! با این بیت از سعدی کتاب را میبندم:

جماعتی ... دیدن ادامه » که نظر را حرام می گویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال...
۲۹ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به گمانم تصویر و عنوان کتاب نادرست آورده شده اند. لطفا تصحیح نمایید.
۲۹ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من کتاب صوتی زنی که مردش را گم کرد را درست همان زمانی شنیدم که به آن احتیاج داشتم. درست نمیدانم چقدر خوانش کتاب طول داشت؛ اما منِ پیش از گوش دادن به کتاب با منِ نیم ساعت بعدش زمین تا آسمان فرق میکرد. روز پیش از تحویل پروژه ام بود و هم زمان که روی مدارک تحویلی کار میکردم، گوشم را داده بودم به این کتاب و عجیب بعد از آن تصمیم های بزرگی گرفتم ... دیدن ادامه » که حالا که یک سال از آن گذشته همچنان به خاطر تجربه شان از خودم ممنونم و این جسارت را مدیون این کتابم.
۲۹ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 2