دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
زندگی آزمونی است که پاسخ صحیح ندارد. اگر می توانستم همه چیز را دوباره آغاز کنم، باز همین کارها را می کردم و همین اشتباهات را مرتکب می شدم.
۲۷ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم هرکسی توی زندگیش حداقل یک بار باید این کتاب رو بخونه
۲۷ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی ها هستند که زودتر از طبیعتشان پیر می شوند، "مِرگان" هم یکی از همین ها بود. اما باور نباید کرد که جوانی، پیش از وقت، در اینجور آدم ها می میرد. نه! جوانی پنهان می شود و می ماند. مثل چیزی که شرمنده شده باشد، در دهلیزهای پیچاپیچ روح، رُخ پنهان می کند و پِی فرصتی است، یا مهلتی تا خود را بُروز دهد. چشم به راه است و همینکه روزگار، نقاب ... دیدن ادامه » عبوس را از چهره آدم پس بزند، جوانی هم زبانه می کشد و نقاب کدورت را بی باقی می دَرَد. جوانی دیگر مهلتی به دل افسردگی و پریشانی نمی دهد. غوغا می کند. آشوب! همه چیز را به هم می ریزد. سفالینه را می ترکاند. همه دیوارهایی را که بر گِرد روح سربرآورده اند، در هم می شکند. ویران می کند!
ناصر یُلمه و ثنا آذری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- پشت سر هر مرد بزرگی یک زن ایستاده، اما پشت سر هیچ زنی، هرگز مردی نیست.

- وقتی خدا تو را می ساخت، چه حال خوشی داشت. چه حوصله ای! این موها، این چشم ها... خودت می فهمی؟ من همه این ها را دوست دارم.

-اگر ... دیدن ادامه » کم توقع نبود، هر دو ما سرنوشتی یکسان می داشتیم. چه او پیغمبر من می بود، چه من خدای او می شدم. و روزگار چه بازی بدی با ما داشت.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه داشتن و از دست دادن به مراتب آدم را بیشتر ناراحت می کند تا اینکه از اول نداشته باشد.

ناراحت شدن از یک حقیقت، بهتر از تسکین یافتن با یک دروغ است.

آدم ... دیدن ادامه » هایی که دل و زبانشان یکی ست، اینجوری هستند. به خیالشان بقیه هم مثل خودشان هستند.
خیلی قشنگ بود..
۱۳ مرداد ۱۳۹۵
"همیشه داشتن و از دست دادن به مراتب آدم را بیشتر ناراحت می کند تا اینکه از اول نداشته باشد."
بدیهیات
۱۳ مرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه ما گاهی احساس بیچارگی می کنیم. این خیلی خوب است که می توانیم گریه کنیم، زیرا گاهی اشک باعث آرامش می شود و بعضی وقتها اگر گریه نکنیم، ممکن است به بهای از دست دادن جانمان تمام شود.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اردشیر بابکان حکومت ساسانی را بر پایه دین بنیاد نهاد و دین و ملک را دو برادر هم پشت فرا نمود. از آن پس موبدان و هیربدان سعی بسیار کردند تا سرنوشت حکومت و دولت را به دست بگیرند. کسانی از پادشاهان که در برابر جاه طلبی روحانیان در می ایستادند یا همچون یزدگرد اول بزه کار خوانده می شدند و یا چون قباد بدنام و بی دین به شمار می آمدند. آتشگاه در ... دیدن ادامه » سراسر عهد ساسانی بر همه کارها نظارت داشت و موبدان و هیربدان بیشتر شغل ها را در دست داشتند. قدرت و اعتباری چنین که روحانیان را در همه کارهای ملک، نفوذی تمام بخشیده بود، کافی بود تا فساد را به درون دستگاه روحانی بکشاند. در حقیقت نیز موبدان و هیربدان در اواخر این عهد، به فساد گراییده بودند. کتاب پهلوی &quotمینوی خرد&quot که به حکم قرائن در اواخر ساسانی تألیف شده است، یک جا که عیب روحانیان را برمی شمارد، می گوید: &quotعیب روحانیان ریاورزی و آزمندی و فراموشکاری و تن آسایی و خرده بینی و بدگرایی است&quot
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مرگ خیلی آسان می تواند الان سراغ من بیاید، اما من تا می توانم زندگی کنم، نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی به ناچار با مرگ روبرو شدم -که می شوم- مهم نیست. مهم این است که زندگی یا مرگ من، چه تأثیری در زندگی دیگران داشته باشد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی چیزها را نمی شود گفت. بعضی چیزها را احساس می کنید. رگ و پِی شما را می تراشد، دل شما را آب می کند. اما وقتی می خواهید بیان کنید، می بینید که بی رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استادی ساخته باشد. عیناً همان تابلوست، اما آن روح، آن چیزی که دل شما را می فشارد، در آن نیست.
مجید حاج حسینی و فاطمه حبیبی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

-موفقیت این است که هفت بار بیفتی و هشت بار برخیزی.
پدر گفت: با دو گروه نمیشه بحث کرد:

آدم بی سواد و آدم باسواد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برخی اشخاص به مرحله ای می رسند که به خود می گویند: "اگر این کار را انجام ندهم، آن وقت لازم نیست زنده باشم." همین که انسان ها به چنین حدی برسند، آن وقت زمین می لرزد.
مشتاق حسین این را خواند
فاطمه حبیبی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک بار مرد بزرگی، که گویی به یک نظر دردِ مرا دریافته بود، به من گفت: "سعی کن چیزی را دوست بداری. فرقی هم نمی کند چه چیز. خدا، زن، موسیقی، حتی مشروب یا تریاک. ولی یک چیز را دوست بدار!"
آن وقت فهمیدم مردی که فقط یک روز زندگی کرده باشد، می تواند بی هیچ رنجی، صد سال در زندان بماند. چون آنقدر خاطره خواهد داشت که کسل نشود
آذر منبری و داود صفاری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
'اندی کیم'، برای مدتی نزدیک ترین محرم 'شین' بود، گفت: "شین هنوز زندانیه. وقتی هنوز افراد دیگه ای تو اردوگاه ها رنج می کشن، اون نمی تونه از زندگیش لذت ببره. به نظر شین، شاد بودن خودخواهیه"
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
او -بالدابیو- نمی اندیشید.
او گوش می کرد.

دلش ... دیدن ادامه » به درد آمد، عاقبت وقتی 'هروه ژنکور' گفت:
- من حتی صدایش را نشنیدم.

و لحظه ای بعد،

- رنجی شگفت انگیز است مردن از درد غربت عشقی که هرگز با آن نخواهی زیست.

آنان شانه به شانه از کنار دریاچه عبور کردند. تنها چیزی که 'بالدابیو' گفت، این بود:
- خدایا، آخر چرا هوا اینقدر سرد است؟
Emile آژار این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
طنزش به نظر سبک بود. مخصوصاً اواخر کتاب خسته کننده به نظر میومد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
روایت بسیار زیبای کتاب باعث شد نخوام کتاب تموم بشه
سهیل میراحمد این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جدا از اغراقی که در اول داستان به نظر میرسه، در نهایت کتاب قشنگیه
خیلی دلم میخواد بخونمش، به‌نظرم باید کتاب جذّابی باشه...
۱۷ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیشه این کتاب رو زمین گذاشت تا تموم بشه. روایت زیبایی داره
Emile آژار این را خواند
مجید حاج حسینی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عاشقش شدم اصلا. امید به زندگی فراوون
رامین جلیلوند و مشتاق حسین غوردروازی این را خواندند
parisa zendebudi و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده زیبا و افسردگی آور.
سارا کوچکی این را خواند
مهسا جدیدی ، مجید حاج حسینی و محمدرضا کشاورزی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین کتاب های عمرم بوده که خوندم و حتما توصیه می کنم
مشتاق حسین و مجید حاج حسینی این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بی نظیریه. خوندن خط آخر کتاب واسه چند هفته افسردگی داشتن کافی بود.
دقیقا !!! بهترین کتابی که تا حالا خوندم و چند خط آخر... نمیدونم چی بگم فوق العاده بود
۳۰ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب بسیار بسیار مفیدیه.
فاطمه آهوپا و محمدرضا کشاورزی این را خواندند
حمیدرضا مهمان نواز این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی پر از نصیحت
قاریاقدی یُلمه و نیلوفر امین این را خواندند
محمدرضا کشاورزی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خوندنش احساس خوبی و ملایمی به آدم میده
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید