دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
چکیده که نه گزارشی تکان دهنده و جالب بود از شکل گیری اروپایی معاصر
۱۴ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب کوتاه و عمیقی از خاطرات افسردگی نویسنده و برخوردش با بازرگانی مثل رومن گاری و کامو و دید نویسنده نسبت به مقوله ی افسردگی خیلی جالبه و ارزش خوندن داره خیلی
۱۴ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب استعاره ای و گزارش گونه از زبان حیوانات از زندگی و معیشت مردم در دوران کمونیسم در اروپای شرقی
۱۴ خرداد
کتاب بسیار خوبیست
۲۰ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک گزارش خواندنی از انقلاب از دید یک غریی
۱۱ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارشی کوتاه جذاب و گیرا از وقوع انقلاب در آنگولا که خواندنش خالی از لطف نیست!
۱۰ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

در مقام مقایسه(هرچند اشتباه )این کتاب و این مولف راوی مستند تری هست نسبت به بانوی بلاروسی و برنده نوبل ،نثر روان و طرز گفتار کتاب هم خیلی جذابه آقای کاپوشچینسکی هم از درون به زندگی شاهنشاهی نگاه می اندازه هم از دید اطرافیان و نزدیکان و هم از دید خودش!(و البته گفتگوها و نمایشنامه انتهایی کتاب )

۰۵ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک رمان آمریکای لاتینی پر از سکس و خشونت و بازی های سیاسی اما با طنزی سیاه نوشته رومن گاری
۲۳ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک داستان جنگی مینیمال برای لمحه ای کوتاه
۱۹ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مربع عشقی ادبیات!
۱۳ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شام‌شان را اغلب سحر در پرتو شمع می‌خوردند که خیل گربه‌ها را به اتاق غذاخوری می‌کشاند. از راه اعتراض علیه آدابی که در گذشته به اجبار سر میز رعایت می‌کردند اکنون رفتاری شبیه به رفتار وحشیان پیش گرفته بودند. گوشت‌شان را به عمد به زشت‌ترین شکل می‌بریدند، یا لقمه‌ها را از دهان یکدیگر می‌ربودند و استخوان جناق پیش‌رو، از آینده خبر می‌دادند ... دیدن ادامه » و از زیر میز سیب‌زمینی به‌هم پرت می‌کردند یا ناگهان شمع را فوت می‌کردند تا شیرینی‌ای از بشقاب دیگری بربایند یا لم می‌دادند و آرنج بر میز می‌نهادند و یک‌بر روی آن می‌افتادند. هریک که اشتهایی به خوردن نداشت ضمن غذا فال ورق می‌گرفت یا قلعه با ورق می‌ساخت یا اگر سردماغ نبود رمانی را که با خود سر میز آورده بود ضمن خوردن می‌خواند.
قرن روشنفکری
آلخو کارپانتیه
سروش حبیبی
۳۱ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان انقلاب دیگر به پایان 
رسیده، حالا ما باید تاریخ آن 
را بنویسیم و اصول آن را اجرا 
کنیم. ... دیدن ادامه » فقط چیزهایی را در نظر 
داشته باشیم که واقعی و 
عملیست! 
سوفیا گفت:چه غم انگیز 
است که تاریخ انقلاب را با
استقرار مجدد نظام برده داری
شروع می کنید!
قرن روشنفکری
آلخو کارپانتیه
سروش حبیبی
۳۱ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
این بار انقلاب با شکست رو به رو شد. شاید انقلاب بعدى اصیل و عاقبت به خیر باشد. باید از سخن پردازى بیش از حد پرهیز کنیم و از جهان هاى بهترى که با حرف ساخته مى شوند بر حذر باشیم. عصر ما از تورم کلمات تباه مى شود. تنها ارض موعود آن است که انسان در درون خود پیدا مى کند.
قرن روشنفکری
آلخوکارپانتیه
سروش حبیبی
۳۱ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کارلوس به سوگوارى خود مى‌اندیشید و یک سال محرومى از نواختن فلوت نویى، که از بهترین فلوت ساز شهر خریده بود و اکنون در جلدش که آسترى از مشمع داشت محبوس مى‌ماند، زیرا نواختن موسیقى در خانه‌ى سوگوار بى‌حرمتى به مرده شمرده مى‌شد و او مى‌بایست به این رسم مضحک تسلیم شود. مرگ پدرش او را از هر آن‌چه دوست مى‌داشت محروم مى‌کرد و از اجراى نقشه‌هایش ... دیدن ادامه » بازمى‌داشت و تحقق رؤیاهایش را بر او حرام مى‌ساخت. او که از ارقام و محاسبات هیچ نمى‌دانست مجبور بودبه اداره امور تجارتخانه بپردازد و با لباس سیاه پشت میزى پر لکه‌ى جوهر بنشیند و پیوسته حسابدارانى را در اطراف خود ببیند که به قدرى از سیر تا پیاز هم خبر داشتند که چیزى براى گفتن نداشتند. از سرنوشت خود مى‌نالید و دل به این امید خوش داشت که در آینده‌اى نزدیک، همین که کشتى مناسبى پیدا شودکه او را به مقصد دلخواهش برساند بى‌هیچ ملاحظه و حتى بى خداحافظى از آن جا بگریزد.
قرن روشنفکری
آلخوکارپانتیه
سروش حبیبی
۳۱ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
‏اگر ذهن زندانی آن اندازه توانا باشد که بتواند در سلول زندان فلسفه‌ای اخلاقی بسازد این فلسفه، اگر فلسفه‌ی تسلیم نباشد، فلسفه‌ی استیلاجویی خواهد بود.
هر اصل اخلاقی بافته در تنهایی، خواستار قدرت خواهد بود.
آلبر کامو
انسان طاغی
۰۶ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

‏هیچ کس نباید به دلیل دلبستگیهای ملی((اشتباهش))یا رنگ((عوضی))چشم هایش کشته شود،اما تراژدی بزرگتری است اگر آدم ها را صرفا به خاطر آن چیزی که نیستند قتل عام کنند.
اسلاونکا دراکولیچ
کافه ... دیدن ادامه » اروپا
نازنین دیهیمی
۰۳ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 16