دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
جنبه ی تیره و تار تحسین، حسادتی است که با نارضایتی از معمولی بودن خودِ شخص آمیخته است.
۲۲ شهريور ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ چیز خوار تر از احترامی که بر پایه ی ترس باشد نیست.
۲۲ شهريور ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بر این باورم که کتاب ها وقتی منتشر شدند دیگر نیازی به نویسنده شان ندارند. اگر چیزی برای گفتن داشته باشند، دیر یا زود خواننده ی خود را پیدا می کنند، وگرنه خواننده ای نخواهند داشت. ( النا فرانته)
۱۸ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آدمی که توبه می کند آدم بزرگی است، اما چه کسی امروز دلش می خواهد بزرگ باشد بی آن که دیده شود؟ (زندگی رانسه)
۱۳ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
زمانی که آدم فکری بلند و دلی پَست دارد، چیزهای بزرگی می نویسد و اعمال حقیری انجام می دهد.
۱۳ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تمدن در کمی و بیشی ظرافت و پالودگی نیست، بلکه در وجدان مشترک یک ملت نهفته است.
۰۶ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می گویند هرچه به سکوت کشیده شود، روزی جنجال به راه خواهد انداخت تا صدایش شنیده شود، جنجالی آرام و خاموش.
۲۰ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر کسی حق داره هرطور میخواد فکر کنه و توقع داشته دیگران هم به عقایدش احترام بگذارند.
اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم ،باید بتونم با خودم زندگی کنم . وجدان آدم تنها چیزیه که نمی تونه تابع نظر اکثریت باشه.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آتیکوس میگه:خدا بنده هاشو همونقدر دوست داره که اونا خودشون رو
Emile آژار این را خواند
پرستو خلیلی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مردم وقتی می میرند ،خاطرات کوچک عجیبی از خود به جای می گذارند..
امیر ناطق پور این را خواند
مهدی نیازی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از بهترین و البته غم انگیز ترین کتاب هایی که تا به حال خوندم.
تلخی های جنگ و.. و زندگی سه زن که در پایان داستان به هم گره خورد.هر چقدر هم از خوندن کتابی لذت ببرم نمی تونم خوب کتاب رو توصیف کنم و درباره ش بنویسم.بخاطر همین همیشه جمله های زیبای کتاب رو می نویسم که خودش ،خودش رو معرفی کنه ولی انقدر محو داستان شدم که فراموش کردم یادداشت بردارم.


... دیدن ادامه »
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از بین رفتن ذهنش دردی ندارد . احساس می کند همین درد آور تر است.
یوسف نیک نژاد این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بله بابا، من بابا هستم . بابا همان چیزی ست که من شده ام . پدر ِمایا ‌ بابای مایا . بابا.. چه کلمه ای، چه کلمه ی کوچک ِبزرگی، چه کلمه ای و چه دنیایی ! او گریه می کند دلش پُر است و کلمه ای برای سبک کردنش وجود ندارد . فکر می کند و من میدانم کلمه ها چه می کنند ، کلمه ها باعث می شوند کمتر درد بکشیم.
مژگان خراسانیان این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ پشیمانی بزرگ تر از تصمیمات غلطی نیست که برای گرفتنشان پدر خودت را در آورده ای.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ پشیمانی بزرگ تر از تصمیمات غلطی نیست که برای گرفتنشان پدر خودت را در آورده ای.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تنها گواه تکامل اخلاق این است که یاد گرفته ایم خود را در حین ارتکاب گناه ببخشیم نه بعدش.
یوسف نیک نژاد این را خواند
نازنین بنایی ، عادل خالدی کلهر و روژیتا احمدی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در دنیای سیاست ، بودن در کنار بازنده ها هیچ سودی ندارد.
مینا حشمتی این را خواند
فرشته حسین پور و شیدا بخشی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در دنیای سیاست ، بودن در کنار بازنده ها هیچ سودی ندارد.
فرشته حسین پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من و فرانسوا رو به روی همدیگر و روی دو کاناپه ی متفاوت نشسته ایم. کاناپه ها زیبا هستند ، فضا سنگین است و فاصله ی ما از هم به این زودی آشکار می شود ..
فرشته حسین پور و شیدا بخشی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر یک از ما چیزی را از دست می دهیم که برایمان عزیز است. فرصت های از دست رفته..احساساتی که هرگز نمی توانیم برشان گردانیم، این قسمتی از آن چیزی است که به آن می گویند زنده بودن ..
در زندگی هر کس یک جا هست که از آن بازگشتی در کار نیست ، و در موارد نادری نقطه ای است که نمی شود از آن پیشتر رفت . وقتی به این نقطه برسیم ، تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که این نکته را در آرامش بپذیریم ، دلیل بقای ما همین است..
تجربه ام حُکم می کند وقتی کسی با تمام ِ قوا می کوشد به چیزی برسد ، نمی تواند. و وقتی با همه ی توان از چیزی می گریزد ، معمولا همان سر راهش سبز می شود.
داستان بسیار زیبایی بود.. همین الان خوندنش رو تموم کردم و حس خیلی خوبی دارم.همه ی اتفاق هایی که در این داستان افتاد زیبا بود.. حتی مرگ لیلیان یا انتقام ادیت .. تلخ ولی باور پذیر بود .. همراه شدن با سوفی در روزو شب های سیاهش ، امیدی که در قلبش نمی مرد.. یا تماشای فرمانده وقتی ادیت بی رحمانه ازش انتقام گرفت .. فرمانده ای که واقعا یک « مرد ِ خوب ... دیدن ادامه » بود» ..
آهای بیست و پنج نفری که قصد دارید این کتاب رو بخونید لطفا عجله کنید.
بخوانید و لذت ببرید.
آخه یسریا از بی کیفیتی گفتن...چه کنیم بلخره
۰۴ شهريور ۱۳۹۶
درود برشما...من 60صفحه از این کتاب رو مطالعه نمودم ولی متاسفانه نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم.انگار صرفا کتابیست مختص خانم ها
۰۵ مهر ۱۳۹۶
کاش اتفاقات رو اسپویل نمیکردین
۱۷ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 4