دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
برای نجات یک زندی ، باید از بعضی چیزها بگذرید و این قصه کوتاه درباره همان چیزهاست .
۲۳ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
محمود لحظه ای مقابل خانه قدیمی و فرسوده باغ دماوند می ایستد و باغ را نگاه می کند. تمام درختان باغ دماوند بار داده اند ، جز درخت گلابی ...
کاش ، از آن کاش های محال ، فقط یک بار دیگر در کنار " میم " می نشستم و بوی کفشهای کتانی اش دوباره به دماغم می خورد .
دنیای از حباب ساخته بودم که با تلنگری از هم پاشید.چه خیالهای خام و شعارهای شیرینی ...
و ... دیدن ادامه » در همین درخت گلابی ، اگر مردی هست در سرخوشی و ناخوشی ، در خنده و گریه ، در غرور و غبن ، در باروری و یا انجماد و سکون ذهنی ، همانند با بی ثمری درخت گلابی ، از زنی تاثیر پذیرفته است و او این تاثیر پذیری را در یک یادآوری خلسه وار لذت بخشی به یاد می آورد و با مااز آن سخن می وید .
مرد از زنی می گوید که چه در حضور قطعی در قعر گذشته های دور و چه پس غیبت و خاموشی و مرگ همیشه حضور دارد ...
آیا هیچ با هیچ " میمی " سروکارتان افتاده است ؟
۲۳ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حتی یک دلقک هم یک دلقک دیگر را نمی فهمد .
۱۵ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تو چقد خوب بودی " در رویای بابل" یه نقد ازش خوندم عالیه شمام بخونید :برخی رمان در رویای بابل را انتقام براتیگان از جامعه‌اش می‌دانند. او جامعه را بسیار پول‌ پرست توصیف کرده است. به شکلی که مادر در هر تماس فرزندش قرض و بدهی او را یادآور می‌ شود و هیچ اثری از محبت مادری در او نمانده است. محتوای مکالمه‌ ی کارآگاه خصوصی با همه‌ی طلبکارانش ... دیدن ادامه » به یک شکل است. تفاوتی نمی‌کند که مادرش باشد یا دوست دوران جنگ و دانشگاه. صرفاً مبلغ بدهکاری‌ اش به آن‌ها متفاوت است. این گویای این مسئله است که ارزش انسان‌ ها برای یکدیگر به سادگی با کمک پول قابل‌ اندازه‌گیری است. اگر برای دوست قدیمی ۲۰ دلار برای مادر ۶۰۰ دلار. چیزی به نام محبت بی قید و شرط وجود ندارد. براتیگان این مسئله را به شکل غریبی با طنازی در گوشت و تن داستانش گنجانده است.گ براتیگان هم به سبک قصه‌هایش بود. او همان‌طور که در داستان‌ هایش اتفاقات عجیب‌ و غریب خیلی ساده و غیر منتظره رخ می‌دهند و خودش هم با ساده‌ترین و بی‌خیال‌ ترین شکل ممکنه آن را روایت می‌کند، تصمیم گرفت رو به دریای پشت پنجره‌ی خانه‌ اش با یک تفنگ خودکشی کند و به زندگی اش پایان بدهد.
۱۵ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در این کشور همه احساس می کنند که کلاه سرشان رفته است و بنابراین فکر کی کنن که حق دارند سر دیگران کلاه بگذارند.
چقد شبیه کشور ما ایران است ...
۱۰ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اینجا به پول و خنجر راهی باز نمی کنی ،
اما به یک سلام همیشه مهمانی .
۱۰ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مِرگان که سر از بالین برداشت ، سلوچ نبود .....
جای خالی سلوچ ، رمانی رئالیستی از محمود دولت آبادی ؛
- خیلی از آدما یه جاهایی خالی تو زندگیشون دارن و همیشه در پی پر کردن این جاهای خالی هستن ، و بعضی از این جاهای خالی هیچ وقت پر نخواهد شد و همیشه خالی خواهد ماند و یه حسرت جاودان تا آخر عمر همراه آدمها باقی خواهد ماند ...
این ... دیدن ادامه » جای خالی میتونه ، یک اسم باشه ، یا شاید یک نیاز ، یک شخص ، یک هویت ، یا یک حس تکرار نشدنی ...
و اسم این کتاب دلیلی بود برای خوندن این رمان ؛
- تا چشمهایت با تو هستند به نظر عادی می آیند ؛
اما همینکه این چشم ها ناگهان کور شوند ،
به میله ای داغ یا به سرپنجه هایی سرد ؛
تو دیگر تنور خانه ای را هم که عمری در آن آتش افروخته ای ، نمیبینی.
تازه درمیابی که چه از دست داده ای !
چه عزیزی از تو گم شده است ...
- جای خالی ....
‏جایش خالى خواهد ماند ، و جاى خالیش از همه آنها که هستند زیباتر است.
۲۱ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من آزادی ام را گم کردم و اکنون جهنم برایم دارد شروع می شود ...
از متن کتاب
۰۶ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در میان تمام موجودات آفریده , انسان نفرت انگیزترین است . تنها موجودی است که برای تفریح, عذاب می دهد با این که می داند عذاب است.همچنان که در سیاهه تمام جانداران تنها موجودی است که ذهنی کثیف و خطرناک دارد.
از متن کتاب
۰۶ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تقدیم به ارنست همینگوی , پیرمردی که دل به دریا زد و رفت ...
سبک باران ساحل ها ندیدند بدوش خستگان باری ست دنیا
مرا در موج حسرت ها رها کرد عجب یار وفاداری ست دنیا ...
- از ریشه تا همیشه / اردلان سرفراز
۰۶ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
نسلی می میرند و نسلی دیگر بر می خیزند , اما زمین برای همیشه جاودان می ماند .... خورشید همچنان می دمد و غروب می کند .
۰۴ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
و چه شیرین است گناه کسی را به گردن گرفتن
و چه شیرین است بالاخره هدفی و مقصودی در زندگی داشتن ...
این جمله رو تنها کسانی میدونن که این کتاب رو خوندن و واقعا عالی بود
... دیدن ادامه » مارگاریتا , این را دیگر به کسی نگو , هیچوقت ....
- رقص مرگ / ورق پاره های زندان / بزرگ علوی
۰۴ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مینا اگر قصد تو این است که سعاتمند بشوی , با غریبه ها درد دل نکن ...
این کتاب همون مجموعه داستان های تدفین مادر بزرگ با ترجمه قاسم صنعوی هستش البته با ترجمه بهتر و روان
سید محمدرضا مهدوی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از خود مرگ نمی ترسم از پرسش می ترسم ....
مشتاق حسین این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جایی همدیگر را دیدار خواهیم کرد که تاریکی را در آن راه نیست .....
- 1984 / جورج اورول
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همان جا نشست ,
آن ها را تا کرد و گذاشت توی پاکت های شان و
خیره شد به پرتری " دختری که رهایش کردی "
در ... دیدن ادامه » قاب طلایی آن در میان سبز رود نیل کم رنگ و
خاکستری مابقی خانه , و اجازه داد که در آن غرق شود .
_ دختری که رهایش کردی / جوجو مویز
مینا پاک نیت و مهسا عروجی این را خواندند
مریم خاکباز ، معین محبی و مهنّا صحافی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همان جا نشست ,
آن ها را تا کرد و گذاشت توی پاکت های شان و
خیره شد به پرتری " دختری که رهایش کردی "
در ... دیدن ادامه » قاب طلایی آن در میان سبز رود نیل کم رنگ و
خاکستری مابقی خانه , و اجازه داد که در آن غرق شود .
_ دختری که رهایش کردی / جوجو مویز
نیلوفر ثانی این را خواند
معین محبی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انبوهی از باهمان تنهایان , جمعیتی که هر فردش وقتی با خود و در خود باشد , تنها نیست , در میان جمع اما همیشه تنهاست ....
- عاشق / مارگریت دوراس
علیرضا اعرابی این را خواند
معین محبی ، مریم جمالی و سعید علی پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 3