دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
کمیابی باعث می‌َشود همه مؤلفه‌های پهنای باند دچار افت شوند؛ کمیابی تیزبینی‌مان را کاهش می‌دهد، افکار نوآورانه‌مان را کمتر می‌کند و باعث می‌شود کنترل کمتری روی خود داشته باشیم.
کمیابی باعث تونل‌زنی می‌شود، یعنی تمرکز تک‌بعدی روی مدیریت کمیابی موجود. بنابراین از چیزهای احتمالاً مهم‌تر غافل می‌شویم. البته دیدن چیزهایی که خارج از تونل قرار می‌گیرند دشوارتر، کم‌ارزش دانستن‌شان ساده‌تر و احتمال اینکه از قلم بیفتند بسیار بیشتر است.
کمیابی با کشیدن ما به داخل تونل، پهنای باند ما را در تنگنا قرار داده و در نتیجه مانع بروز بنیادی‌ترین ظرفیت‌های ما می‌شود. پهنای باند ابزاری است برای اندازه‌گیری ظرفیت محاسباتی ما، توانایی ما در توجه، در اتخاذ تصمیم‌های مناسب، در پیگیری برنامه‌ها و در مقاومت در برابر وسوسه‌ها.
اعتقاد ... دیدن ادامه » نداریم که آدم‌های فقیر پهنای باند کمتری دارند، کاملاً برعکس؛ به نظر ما هر انسانی که در شرایط فقر قرار گیرد، پهنای باند مؤثر کمتری در اختیار خواهد داشت.
چیدمان زندگی ثروتمندان مانند لانه‌ُسازی زنبورهای وحشی (گِل زیاد) است؛ سردستی، ناکارآمد و با جای خالی ولی چیدمان فقرا مانند زنبورهای عسل (موم کم) است؛ با دقت و بدون هیچ‌گونه جای خالی!
فقرا در شناسایی ارزش یک دلار متخصص هستند و فقیربودن باعث می‌شود افراد عادی در حوزه اقتصاد عملکرد بهتر از اقتصاددانان متخصص داشته باشند.
سوگیریِ به‌اکنون می‌گوید بهای ارزش‌گذاری بیش‌ازاندازه‌ی منافعِ آنی، از دست دادن منافع آتی است. به همین دلیل است که پس‌انداز، رفتن به باشگاه و زودپرداختن مالیات دشوار است.
ژانگولربازی پیامد طبیعی تونل‌زنی است. ژانگولربازی یعنی حرکت مداوم از یک کار فوری به کار فوری بعدی. زمانی که تونل می‌زنیم مسائل را به شکل مقطعی و موقتی حل می‌کنیم.
اگر ردپای کمیابی را دنبال کنید، در نهایت به فراوانی خواهید رسید؛ رکودی که برآمده از رفتار ما در دوران رونق است.
سِیّد عِرفان باقِری و امیرحسین آل‌عوض این را خواندند
مینا مکوندی این را دوست دارد
با توجه به متنی که انتخاب کردید و نوشتید فکر میکنم باید در پایان اسم کتاب یک علامت سوال گذاشت. فقر احمق میکند؟ :)


جامی شکسته دیدم در بزم می فروشی
گفتم بدین شکسته چون باده میفروشی ؟
خندید و گفت زین جام جز عاشقان ننوشند
مستِ شکسته داند قدر شکسته نوشی

۲۱ تير
این متن دقیقا در کتاب «کمبود» (scarcity ) اثر سندهیل مولای ناتان و الدار سفیر آمده است!
۲۲ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شنبه روز بدی بود، روز بی حوصلگی
وقت خوبی که میشد غزل تازه بگی
ظهر یکشنبه ی من، جدول نیمه تموم
همه ... دیدن ادامه » خونه هاش سیاه، روی خونه جغد شوم
صفحه ی کهنه ی یادداشت های من
گفت دوشنبه روز میلاد منه
اما شعر تو میگه که چشم من
تو نخ ابره که بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه ، آخ اگه بارون بزنه
غروب سه شنبه خاکستری بود
همه انگار نوک کوه رفته بودن
به خودم هی زدم از اینجا برو
اما موش خورده شناسنامه ی من
عصرچهارشنبه ی من، عصر خوشبختی ما
فصل گندیدن من ، فصل جون سختی ما
روزپنجشنبه اومد، مثل سقاهک پیر
رو نوکش یه چیکه آب، گفت به من بگیر بگیر
جمعه حرف تازه ای برام نداشت
هر چی بود پیش تر از اینها گفته بود.
۱۶ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تهران ام‌روز را با تعداد تاورهاش می‌شناسند. تو دنیا بعد از دوبی بیشترین تاور تو تهران است. این تاور ام‌روز تو زمین همسایه است،‌ فردا تو خونه‌ی ما. نیوفتد روی سر ما این جرثغول! جرثقیل! این خیلی گنده است، جرثقیل نیست، جرثغول است!
۰۷ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پیچیدن‌اش [شمد] از روی عادت است، وگرنه حیاط مشرف ندارد، هنوز مشرف ندارد. بیدمجنون ما و برادرش که در خانه‌ی خالی کناری است، جلو دید هم‌سایه‌های آن‌سوی کوچه را می‌گیرند. تا قبل از ظهر ما می‌نشستیم زیر درخت هم‌سایه و بعدازظهرها هم‌سایه‌ها می‌نشستند زیر درخت ما.
۰۷ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
تهران - با این نماهای رومی - شده است برشی از معادن سنگ! معدنِ سنگِ عمودی‌شده‌ی بی ریختی است منطقه یک تهران.
۰۷ اسفند ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی است که نگاهی جامع به مسائل زندگی دارد. نه اینکه صرفاً از یک نگاه خاص باشد.
ترجمه کتاب هم به شیوایی و زیبایی انجام شده است و خواندن کتاب را دلنشین می‌کند...
۲۸ دى ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید