دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
از کجا انتخاب کنیم که مال کدومو میخواییم؟
نوشته دیگه
* لطفا آهنگ موردنظر خود را در قسمت توضیحات کاربر در سبد خرید درج نمایید.
۰۷ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یه مدتی بود که وقتی میرفتم کتاب فروشی و این کتاب رو میدیم اسم کتاب واسم جالب میومد و منو یاد کتاب موش ها و ادم ها مینداخت، جلدش هم یجورایی جالب و بامزه بود خلاصه یه روز بالاخره برداشتم کتاب رو یه نگاهی بندازم بهش ،تو کتاب فروشی دو سه تا از داستان هاش رو خوندم و برام جذاب اومد خلاصه تصمیم به خرید کتاب گرفتم و حالا کتابو تو دو روز تموم کردم و میخوام یه معرفی کلی از دیدگاه خودم و چیزایی که از منابع مختلف جمع کردم رو اینجا براتون بگم...

قبل اینکه وارد داستان و اینا بشیم تواین کتاب باید به نویسنده کتاب توجه کنیم نویسنده کتاب میخاییل زوشنکو هست که تو یه خانواده فقیر به دنیا اومده و پدرش رو هم تو سن 12سالگی از دست میده و از همین زمان برای گذروندن زندگی با مشکل رو به رو میشن و بعد پایان دبیرستان هم به دلیل عدم توانایی پرداخت شهریه دانشگاه زوشنکو مجبور میشه که تحصلات دانشگاهی رو ول کنه، بعد این ماجرا زوشنکو با رفتن به جبهه در سال 1915 تغییر اساسی تو زندگیش به وجود میاره و با وجود شجاعت هایی که از خودش تو میدان جنگ نشون میده به درجه سروان سومی میرسه، و بعد انقلاب اکتبر به گفته خود زوشنکو ده شغل مختلف عوض میکنه که از جمله این شغل ها میشه به: تلفنچی،مامور اگاهی،قمار بازی و... اشاره کرد.
زوشنکو ... دیدن ادامه » که نویسنده طنز پرداز و استاد نوشتن داستان های کوتاه فکاهی بوده،بیشتر از این نویسنده انتظار داشتن که به رسم نویسنده های قبل خودش بیاد و از شکوه و عظمت انقلاب اکتبر شعر بگه و داستان بنویسه ولی مخاییل دقیقا نقطه مقابل این دیدگاه بوده و تمام داستان هاش به صورت زندگی عام مردم و از زبون قهرمانانی عادی از جنس مردم داره از مشکلات و نقص های انقلاب انتقاد میکنه و تمام ضعف ها و کاستی ها رو به رخ میشکه، که بعد ها این نوشته ها به مذاق کمیته مرکزی حزب کمونیست خوش نمیاد و زوشنکو رو متهم به تمسخر ملت شوروی متهم میکنن و حتی بهش لقب "تفاله ادبیات" رو میدن.
ولی با وجود تمام فشار هایی که به این نویسنده وارد شده بود زوشنکو هیچوقت گردن نمیگره که اشتباهی کرده و کماکان سر عقاید خودش میمونه و راه مبارزه بر سر حق و ازادی اندیشه رو با تمام مشکلاتی که داشت و بهش تحمیل میشد رو ادامه میده.
حتی مجلات از چاپ اثار زوشنکو ترس داشتن و خیلی ها هم در تعجب بودن که چطور مخاییل هنوز زنده مونده!!
نکته بعدی زبان و نوع نگارش متن های داستان هست که به صورت محاوره ای هست که با سخن گفتن از دهن مردم، زبان توده مردم رو وارد داستان های خودش کرده، از دلایل محبوبیت زوشنکو هم میشه به استفاده از زبان خود مردم رنج دیده در داستانهاش و هم دستمایه قرار دادن مشکلات مردم در داستان ها رو اشاره کرد،همچنین وجود شغل های مختلفی که زوشنکو داشته که به گفته خودش به ده شغل میرسه به نظرم بی تاثیر نبوده تو این مورد و زوشنکو بهتر تونسته با مشکلات و درد های مردم اشنا بشه و بتونه بازتابی از مشکلات اونا رو تو اثارش داشته باشه.

کتاب 35 داستان کوتاه داره که تقریبا هر کدوم بین 4 تا 6 صفحه هستن که مضمون اکثریت داستان ها انتقادی هست و با وجود زبان محاوره و داستان هایی جذاب مخاطب رو با خودش همراه میکنه و طنز تلخ داستان ها هم واقعا خیلی عالی هست به شخصه لذت زیادی بردم از این کتاب، اگه دوست داشتین یک نمونه از داستان های کتاب رو تایپ کردم که برای اشنایی با فضا و داستان های کتاب میتونین مطالعه بکنید.
با تشکر از وقتی که برای مطالعه گذاشتین.


زوشنکو، همانند گوگول، «میان گریه» می خندد، ولی خنده اش امیدوارانه است و البته امید را هم به طنز می گیرد؛ چنان که خودش می گوید: «ولتر زمانی با خنده های خود شعله هایی را فرونشاند که مردم را در آن ها می سوزاندند، ولی ما با خنده ی خود می خواهیم دست کم چراغ کوچکی را روشن کنیم که برخی از مردم در نور آن ببینند چه چیزی برایشان خوب است و چه چیزی بد… اگر اینگونه شود، آنگاه می توانیم بگوییم که در نمایش زندگی، نقش ناچیز خود را به عنوان منشی و نورپرداز صحنه، درست اجرا کرده ایم.»

متن پشت جلد کتاب حمام ها و آدم ها نوشته میخاییل زوشنکو
۳۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اول اینکه قبل شروع به خوندن کتاب رفتم چندتا کامنت کسایی که کتابو خونده بودن رو خوندم،که نظرات زیاد جالب نبود و اکثرا از پنج ستاره دو ستاره بهش داده بودن،با این حال وقتی پشت جلد کتاب رو خوندم کنجاویم نسبت به داستان بیشتر شد و تصمیم گرفتم سری تر از دیگه کتابا بخونم ، با مواجه شدن با داستان ادم اول میگه یه چیز کلیشه ای شاید باشه که توی فیلم و سریالای زیادی دیدیم ولی هنوزم که هنوزه بحث جالبی هست و کنجکاو بر انگیزه ، تازه به زمان نوشته شدن کتاب هم باید توجه کنیم که در زمان خودش یه چیز جدید و نوعی بوده،و حتی همین الانش هم یه موضوع حل نشده و پیچیده هست.

خلاصه داستان:

... دیدن ادامه » داستان از این قراره که پروفسور ارمانی استاد الکترونیک یه نامه ای دریافت میکنه ازش میخوان تو یه پرژه محرمانه همکاری کنه، و با اینکه یه مقداری شک و تردید داره ولی با همسرش راهی ماموریت میشه جایی که یه راز بزرگ و یه سوال بزرگ رو تو خودش جا داده، بشر تاکنون روبات‌های بسیاری ساخته است که صرفاً مقلد مکانیکی حالات و رفتارهای وی بوده‌اند. اما این وسوسه همواره با آدمی همراه بوده است که روباتی بسازد که افزون بر رفتارهای سادة مکانیکی، از ویژگی‌های صرفاً انسانی مانند فکر، اندیشه و احساس نیز برخوردار باشد. تصویر بزرگ داستانی است که در آن این میل وافر بشر به تصویر کشیده شده.

نظر خودم در مورد داستان بعد خوندنش:
اول اینکه وقتی شروع کردم یه بیست صفحه خوندم خیالم از بابت اون کامنتا مفنی راحتر شد چون با اینکه قبل شروع خوندن کتاب خلاصه داستان رو از پشت جلد کتاب خونده بودم(که توصیه میکنم اکیدا نخونید خلاصه داستان رو که شدیدا لو میده)و تقریبا میدونستم پروفسر قراره با چی مواجه بشی این رازه چی هست ولی کتاب با یه حالتی خیلی جذاب جلو میرفت و کنجکاویم رو بیشتر میکرد(با وجود دونستن حوادث پیش رو) که نقطه مثبت بزرگی میتونه باشه که با وجود فهمیدن اصل مطلب بازم مشتاق باشی ببینی کتاب چطور روایت میکنه و میرسونه به نقطه مورد نظر، تقریبا کتاب رو میشه به دو قسمت تقسیم کرد.
قسمت اول یه حالت مقدمه هست که پروفسر داره میره به پایگاه و هی با اطلاعاتی که در طول سفر به خواننده داده میشه هی کنجکاوی ادم بیشتر و بیشتر میکنه.
قسمت دوم کتابم مواجه شدن با راز و مکافات علمی هست که مرتکب شدن.
جمع بندی اینکه داستان سر راست و جالبی هست ولی نباید انتظار یه داستان خیلی پیچیده و سنگین رو داشته باشین البته یه مقداری پایان بندی داستان هم میشد بهتر بشه حداقل به نظر من،در کل ارزش یک بار خوندن رو داره.

از 20 امتیاز من به شخصه 16.75 میدم
۳۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
حرف زدن در مورد نویسنده بزرگی مثل تالکین خودش یه بحث مفصلی هست که در این پست نمیگنجه و اگه چیزی بخوام بگم واقعا حق مطالب در مورد این نویسنده ادا نمیشه پس این بخش رو میزارم بر عهده خود افرادی که علاقه دارن در مورد تالکین بدونن خودشون بهتره دست به کار بشن.

ولی میرسیم به بحث در مورد کتاب هابیت،به جرعت میتونم بگم اکثر نوجوان ها و جوان ها با ارباب حلقه ها اشنا هستن این باب اشنایی هم بیشتر به خاطر وجود فیلم های ارباب حلقه ها هست که یکی از بزرگترین فیلم های فانتزی سینما حساب میشه که حتی با گذشت زمان زیادی از اکران فیلمش هنوز هم بی رقیب هست و تو چند سال گذشته هم فیلم هابیت اکران شد که اونم خیلی موفق بود و حداقل افرادی که کتاب های تالکین رو نخونده باشن به واسطه پرده نقره ای اشنایی نسبی با این سری کتاب ها دارن.
داستان ... دیدن ادامه » هابیت قبل از ارباب حلقه ها روایت میشه و نسبت به ارباب حلقه ها دنیایی نسبتا شادتر و پرنشاط تری رو به رو میشیم.
ماجرای نوشتن کتاب هابیت هم خودش داستان جالبی داره یک روز که تالکین داشته ورقعه های امتحانی رو تصحیح میکرده با یه ورق سفید مواجه میشه و روی ورق کاغذ مینویسه که:"«در داخل سوراخی در زمین هابیتی زندگی می‌کرد» و این یک خط شروع جرقه ذهن کنجکاو تالکین میشه که خودش از خودش سوال میکنه که اصلا هابیت چیه؟ چرا تو سوراخ زمین زندگی میکنه؟ و خیلی سوالات دیگه، که استارت نوشتن کتاب زده میشه بعدش یه داستان نسبتا خامی رو تو ذهنش ایجاد میکنه و برای بچه هاش تعریف میکرده و بعد یه مدت یه نسخه تایپ شده از این داستان میرسه به یه انتشاراتی،و این انتشاراتی از داستان خوشش میاد و از تالکین میخوان که این داستان رو کامل و پخته کنه و برای چاپ بفرسته.

خلاصه داستان:داستان زندگی هابیتی رو روایت میکنه یک روز با اصرار جادوگری به اسم گاندولف زندگی راحت و اسوده خودش رو ول کنه و همراه با دورف ها که برای باز پس گرفتن گنجینه بزرگی که توسط اژدهای به اسم اسماگ تصاحب شده وارد ماجراجویی بزرگی میشه که زندگی هابیت داستان ما رو زیر و رو میکنه...

برسی داستان:داستان شروع ارومی داره و ما رو با فضا و شخصیت های داستان کم کم اشنا میکنه و بعدش وارد داستان و اتفاق های مختلفی که میفته میشیم،هابیت یه داستان فانتزی هست که به نظرم اگه تو دوره نوجوانی و جوانی خونده بشه لذت بیشتری داره،داستان به زبان خیلی ساده روایت میشه پیچش های داستانی و فراز و فرود های داستان خیلب خوبه و تا صفحه اخر کتاب مخاطب خودش رو مشتاق نگه میداره و هیچ موقعه خسته کننده نمیشه،شخصیت پردازی های کتاب خوب انجام شده که همین باعث انسجام داستان شده،فضا سازی و توصیف هایی هم که ارایه میشه خیلی ساده و کوتاه و به درد بخوره و از زیاده گویی خبری نیست.

نتیجه کلی:اگه از کتاب های فانتزی خوشتون میاد و یا میخوایین شروع به خوندن این نوع کتاب ها بکنید هابیت بهترین انتخابی هست که میشه کرد.
داستان جذاب،شخصیت پردازی خوب،فضاسازی و توصیفات مناسب،ساده و روان بودن داستان، از جمله نکات مثبت کتاب هابیت هست.
۳۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای اولین دفعه که کتاب رو میگرفتم یکم مردد بودم که نکنه از کتاب هایی باشه که به دلیل موضوع دفاع مقدسی که داره الکی اسمش افتاده سر زبونا و تا چاپ 59 رفته ، ولی بالاخره تصمیم رو گرفتم کتابو بگیرم و ببینم چه خبره واقعا.
اولین ورق هایی که خوندم بعد خرید تو راه بود که یکی از ویژگی های مهم کتاب رو تو همون صفحات اول که خیلی مشهود بود متوجه شدم سادگی و صمیمت فوق العاده اون بود که از هر سنی که مخاطب باشه خیلی راحت میتونه باهاش ارتباط برقرار کنه، چون علاوه بر خودم این کتاب رو هم قرض دادم به فرد کم سن تر از خودم تا بخونه هم مادر خودم خونده همگی هم خوششون اومد،به نظرم همین که تمامی افراد بتونن با کتاب ارتباط برقرار کن میتونه یه ویژگی عالی باشه واسه یه کتاب.
نکته بعدی هم این هست که کتاب اغراق خاصی نداره شاید تو کتاب بخونیم که همسر صمد چه سختی هایی رو در غیاب همسرش میکشه ولی اغراق نیست چون این سختی ها رو خودمون هم از زبون مادربزرگمامون شنیدم و چیز معمولی بوده و اغراق محسوب نمیشه فقط بیان حقایق هست که شاید واسه نسل ما ناملموس جلوه کنه.
خود ... دیدن ادامه » کتاب داستانش پیچش خاصی نداره و کاملا داستان سرراست هست(البته داستان که میگم منظور خاطرات همسر شهید هست) ولی کشش خوبی داره، چیزی که کتاب رو میتونم بهش تشبیه کنم خاطره گفتن مادر بزرگامون میتونه باشه که در عین اینکه ساده هست و ممکنه بارها شنیده باشیم اونا رو بازم مشتاق شنیدنش هستیم و بهمون حس خوبی میده.

اگه کتاب رو به سه بخش تقسیم کنیم بخش اول کتاب یه عاشقانه ساده هست که دوتا جون میخوان بهم برسن و چه اتفاقاتی که پیش میاد.
بخش دوم هم ازدواج و حوادث مختلفی هست که تا رفتن به جبهه برای صمد اتفاق میفته.
و بخش اخر تحمل مشکلات و سختی هایی هست که در دوران جنگ همسر شهید در غیاب شوهرش تحمل میکنه تا زمان شهادت همسرش.

کلی بخوام بگم کتاب جالبی هست که همه میتونن ازش لذت ببرن اگر کسی کتابی تو زمینه جنگ تحمیلی نخونده میتونه یه استارت خوب باشه چون تا اون حد نیومد تمرکز کنه رو جنگ و جبهه، اومد از یه زاویه دیگه نگا کرده که وقتی هممسر یکی تو جبهه هست زن این فرد چه مشکلاتی رو تحمل میکنه؟زندگیش چطوری میگرده؟ و... که این زاویه جالبی بود به نظرم و توجه به نقش زنان در دوران دفاع مقدس رو بیان میکنه.
خلاصه مطلب اینکه ارزش یه بار تجربه کردن رو داره حجمش هم مناسب هست و زیاد کتاب پر حجمی نیست که خسته کننده بشه.
۳۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین نکته که ادم رو متعجب میکنه اینکه واقعا اینا نوشته های یه دختر 13 تا 15 ساله هست؟ واقعا خیلی لم روان و جذابی داره و چون کتاب به صورت خاطرات روزانه هست میشه هز ازگاهی خاطرات چند روز رو خوند و کم کم کتاب رو تموم کرد کلا زشتی و شیاهی جنگ رو نشون میده و با دونستن اینکه یه داستان واقعی هست و این اتفاقات واقعا افتاده ادم بیشتر از جنگ متنفر ... دیدن ادامه » میشه و زشتی هاش قابل درکتر
۳۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من این کتاب رو با ترجمه سروش حیبی خوندم و خوشم اومد داستان ساده در عین حال پرکشش و جذابی داره و فضا سازی و حس همزاد پنداری خوبی ادم میتونه با شخصیت های داستان بکنه
۳۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
“من برا خودم دوتا قانون دارم.

قانون اول: هیچ وقت به مردی که پیپ می کشه اعتماد نکن. قانون دوم: به مردی که کفش براق می پوشه اعتماد نکن.”

“اون ... دیدن ادامه » که پیپ نمی کشید.”

“ولی شبیه اونایی بود که پیپ می کشن.”
۳۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب جالبی بود برام و تبط مقدمه کتاب ، مارکز در زمان جوانی وقتی تو یه روزنامه مشغول به کار بوده این داستان رو تو ستون ادبی مینوشته و جز نوشته های اولیه مارکز هست و اون گره های سورئال کارهای ماکز با شدت زیادی تو این داستان وجود داره و تعداد صفحات کتاب هم کمه و تو یه ساعت و الی یه ساعت و نیم تموم میشه برا من که لذت بخش بود
۳۱ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید