دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
«سه‌گانه» داستانی «یوسف علیخانی» شامل ۳۷ داستان سه مجموعه داستان این نویسنده‌ (قدم‌بخیر مادربزرگ من بود – اژدهاکشان – عروس بید) در یک جلد منتشر شد.
داستانهای این نویسنده در روستایی خیالی به نام «میلَک» اتفاق می افتند. این روستا خالی از جمعیت شده و سایه جانوران خیالی و باورهای خرافی، مردم روستا را گرفتار کرده است.
«قدم‌بخیر مادربزرگ من بود» اولین مجموعه داستان «یوسف علیخانی» شامل ۱۲ داستان کوتاه است. این مجموعه داستان که پیش از این چهار بار تجدید چاپ شده بود، پس از انتشار نامزد جایزه کتاب سال، برنده جایزه صادق هدایت و برنده جایزه ویِژه جشنواره روستا شد. «مرگی ناره»، «خیرالله خیرالله»، «رعنا»، «یه‌لنگ»، «مَزرتی»، «آن‌که دست تکان می‌داد زن نبود»، «کفتال پری»، «میلکی مار»، «سمک‌های سیاه‌کوه میلک»، «قدم‌بخیر مادربزرگ من بود»، «کفنی» و «کَرنا» داستان‌های مجموعه قدم‌بخیر مادربزرگ من بود، هستند.
«اژدهاکشان» ... دیدن ادامه » دومین مجموعه داستان «یوسف علیخانی» است که شامل ۱۵ داستان کوتاه است. این مجموعه داستان که پیش از این پنج بار تجدید چاپ شده است، شایسته‌تقدیر جایزه جلال‌آل‌احمد و نامزد جایزه هوشنگ گلشیری بود. «قشقابل»، «نسترنه»، «دیولنگه و کوکبه»، «گورچال»، «اژدهاکشان»، «ملخ‌های میلک»، «شول و شیون»، «سیا مرگ و میر»، «اوشانان»، «تعارفی»، «کل گاو»، «آه دود»، «الله‌بداشت سفیانی»، «آب میلک سنگین است» و «ظلمات» داستان‌های مجموعه اژدهاکشان هستند.
«عروس بید» سومین مجموعه داستان «یوسف علیخانی» است که شامل ۱۰ داستان کوتاه است. این مجموعه داستان که پیش از این چهار بار تجدید چاپ شده بود، برنده جایزه کتاب سال غنی‌پور و نامزد نهایی جایزه کتاب فصل شده‌ است. «پناه بر خدا»، «آقای غار»، «هراسانه»، «پنجه»، «رتیل»، «جان قربان»، «عروس بید»، «مّرده‌گیر»، «بیل سر آقا» و «پیر بی بی» داستانهای مجموعه عروس بید هستند.
کتاب «سه‌گانه» نوشته‌ «یوسف علیخانی» در ۴۰۰ صفحه (گالینگور) و به قیمت ۲۵۰۰۰ تومان توسط «نشر آموت» منتشرشده است.


اینستاگرام کتابخوار : @ketaabkhaar
اینستاگرام نشر آموت :@aamout
لیلا جعفری این را خواند
فاطمه حبیبی ، قاریاقدی یُلمه و مجید حاج حسینی این را دوست دارند
میلک (Milak) روستای خیالی نیست بلکه یکی از روستاهای الموت غربی در رشته کوه البرز در شمال شهرستان قزوین و زادگاه استاد علیخانی است.
۰۶ تير ۱۳۹۵
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
چاپ سوم رمان «بودن» نوشته‌ یرژی کاشینسکی با ترجمه‌ی مهسا ملک‌مرزبان منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رمان «بودن» درباره باغبانی 40 ساله‌ای است که بعد از مرگ صاحب‌کارش مجبور به ترک محل کارش می‌شود، اما به دلیل آنکه این باغبان پیش از آن هیچ‌گاه از محل کارش خارج نشده‌ بود، مواجهه‌اش با جهان بیرون برایش بهت آور است و از سوی دیگر برای مردم نیز‌ دیدن و صحبت‌ کردن با این فرد عجیب است، با این وجود اما باغبان بر اثر یک اتفاق، وارد خانه یکی از بزرگان شهر می‌شود و ...
«بودن» داستانی تأثیرگذار و توام با فضایی متفاوت در کارنامه کاری کاشینسکی به شمار می‌رود. کاشینسکی، نویسنده لهستانی آمریکایی در سال 1991 و در سن 57 سالگی درگذشت. «پرنده رنگارنگ» و «گام‌ها» نام دو اثر مطرح دیگر وی است. وی فیلم‌نامه این رمان را نیز پس از انتشار آن تالیف کرده و «هال اشبی» بر اساس آن فیلمی با عنوان «آنجا بودن» (Being there) را در سال 1979 ساخت. در این فیلم پیتر سلرز آخرین بازی زندگی‌اش را با ایفای نقش این باغبان انجام داده است. «آنجا بودن» در سال 1980 کاندیدای دریافت بهترین بازیگر نقش اول مرد از مراسم آکادمی شد و اسکار بهترین بازیگر نقش دوم مرد را دریافت کرد.
... دیدن ادامه » مهسا ملک‌مرزبان فارغ‌‌التحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه آزاد است. وی ترجمه را با همکاری با مطبوعات از جمله هفته‌نامه «مهر» و روزنامه «زن» شروع کرد و در 1376 نخستین کتابش به‌ نام «فانی و الکساندر» نوشته «اینگمار برگمان» در مجموعه «صد سال سینما و صد فیلمنامه» نشر «نی» منتشر شد. از ترجمه‌های او می‌توان «بخور و نمیر» و «سفر در اتاق تحریر» پل استر را نام برد.
از مهسا ملک‌مرزبان مترجم این کتاب، پیش از این کتاب «خرید قلاب ماهیگیری برای پدربزرگ» نوشته «گائو زینگ‌جیان»‌ (برنده جایزه نوبل) در نشر آموت منتشر شده است که در آستانه چاپ سوم قرار دارد.
رمان «بودن» نوشته‌ یرژی کاشینسکی با ترجمه مهسا ملک‌مرزبان در 136 صفحه و به قیمت هشت هزار و 500 تومان به تازگی از سوی نشر آموت به چاپ سوم رسیده است.

اینستاگرام کتابخوار : @ketaabkhaar
اینستاگرام نشر آموت : @aamout
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همه ی ما در بخشی از زندگی خود، بر لبه ی تیغ گذر می کنیم و شاید تمام زندگی را .

"بعضی وقت ها چیز های کوچک تاثیری صدها برابرِ اهمیت خود در وجود انسان باقی می گذارد،همه ی اینها معلول موقعیت و روحیه ی خود انسان است . "

در ... دیدن ادامه » آن لحظات سوالی که در درونمان می جوشد : کدام راه؟ به راستی چه کسی راست می گوید؟ چگونه حقیقت آشکار می شود؟ از کجا به خیال چیزی بیفتم که از آن هیچ تصوری ندارم؟

" از خودم می پرسم بهتر نبود من هم راهی را که دیگران رفته اند بروم و بگذارم هر چه بر سرم آمدنی ست بیاید؟ و آن وقت به یاد آن آدمی می افتم که یک ساعت پیش پر از شور زندگی بود و اکنون مُرده افتاده است. چقدر ظالمانه و بی معنی ست. آدم بی اختیار از خود می پرسد: این زندگی چیست،چه معنی دارد؟ " (ص ۵۶ )

لبه ی تیغ داستان زندگی ست. شخصیت های کتاب واقعی اند و نویسنده در اینجا یک روایت کننده است و خود نیز نقشی در داستان دارد. او زندگی جوانی به نام لاری را دنبال می کند. جوانی که در زمان جنگ حادثه ای بر او تاثیری عمیق می گذارد و درک معنای زندگی را برایش دشوار می سازد. لاری تصمیم می گیرد به دنبال پاسخ سوال هایش سفر کند..سفری که سال ها به طول می انجامد.

لاری پس از بازگشت خود در گفتگویی که با موام دارد تعریفی از مطلق می آورد که نتوانستم از بازگو کردنش اجتناب کنم :

"مفهوم آن برای من حقیقت و واقعیت است.آدم نمی تواند بگوید مطلق چه ها هست. فقط می تواند بگوید چه ها نیست……هیچ جا نیست و همه جا هست. همه چیز به آن دلالت می کند و متکی است. شخص نیست، شیء نیست، علت نیست، کیفیت ندارد. از بقا و دگرگونی، جزء و کل، محدود و لایتناهی همه فراتر است. اگر ابدی ست برای آن است که کمال آن به زمان بستگی نمی پذیرد. حقیقت و آزادی ست." (ص ۳۱۸)

این کتاب می تواند تلنگری باشد.. پاسخی باشد . روزنه ای . این کتاب می تواند انگیزه ای خاموش شده را تجلّی بخشد.

فیلم The Razor’s Edgeبر اساس این کتاب ساخته شده است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
میچ آلبوم نویسنده ی کم کار اما موفقی است، کتاب های او : سه شنبه ها با موری، برای یک روز بیشتر، در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند، یک روز دیگر ، اولین تماس تلفنی از بهشت و ... .
کتاب سه شنبه ها با موری هفته‌ها در راس فهرست پرفروش‌ترین آثار آمریکا و جهان قرار داشت و اپرا وینفری سریال سه شنبه ها با موری را از روی همین کتاب ساخته است . میچ آلبوم؛ نویسنده متون تلویزیونی و رادیویی، فیلمنامه نویس ، نویسنده و از سازندگان و مجریان بنام شبکه های تلویزیونی آمریکا است .

کتاب ... دیدن ادامه » در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند، در مورد مردی به نام ادی است که در لحظه ی ابتدایی کتاب می میرد و آغاز داستان از پایان زندگی او شکل می گیرد، کلیت کتاب در مورد سرنوشت است و اتفاقاتی که در کنار هم قرار می گیرد و زندگی را تغییر می دهند و در کل با مقوله ای به نام تصادف در زندگی مقابله می کند و هر اتفاق را منبع تاثیر بر اتفاقی دیگر می داند .

_ بزرگترین هدیه ای که خدا می تواند به تو بدهد این است : درک آنچه در زندگی ات گذشته. تا زندگی ات برایت توجیه شود. این همان آرامشی است که دنبالش بودی. (ص۳۷)

روزمرّه گی های زندگی آنقدر هراسناک ما را در بر گرفته اند که ندانسته، فراموش شده ها و تاثیر گذارهایزندگی مان را زیر پا له می کنیم و بدون اینکه خود بخواهیم درب بهشت را برای خودمان قفل می کنیم.

میچ آلبوم با احساس و خاطره ها می خواهد این درب را بگشاید تا ما برای رسیدن به بهشت پس از مرگ، منتظرنــمانیم. میچ آلبوم با جهان بینی خودش و با اعتقادی که به زندگی پس از مرگ و زندگی آسمانی دارد بر این تاکید دارد که همه ی ما، دسته جمعی سرنوشت مانرا می سازیم و هیچ کس قربانی زندگی ای که می کند نیست. بلکه قربانی شدن را بخشی از بخشش انسانها و تبادل زندگی می داند.

_ هیچ چیز تصادفی نیست. ما همه به هم وصلیم. نمی توانی یک زندگی را از زندگی دیگر جدا کنی، همان طورکه نمی توانی نسیمی را از باد جدا کنی. (ص۴۸)

شخصیت کتاب به همه ی ما شبیه است. او به دنبال آرامش است و امید دارد که پس از مرگش به معنای آنبرسد و تمام عذاب های زمینی اش را درک کند،نویسنده در طول داستان می خواهد بگوید که وظیفه ی ما رهایی از بند اسارتِ روزمرّه گی بدونِ هوشیاری استتا بدانیم که بخش بخش زندگی هم برای خودمان و هم برای انسان هایی ست که به نوعی دوخته به سرنوشتما هستند. و بهشت موعود که همواره به آن دل خوش داریم انتهای راه نیست، ادامه ی زندگی ست .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
_ گفتم :” این که نمی توانی بدون دیگران زندگی کنی ، وقتی کنار آدم ها هستی دنیای واقعی کفایت می کند ، ولی موقع تنهایی ناچاری شخصیت های تخیلی بیافرینی ، به آن ها برای همراهی نیاز داری ” (ص ۲۰۳)

” دیگران ” همان اتفاق های اجباری اطراف ما هستند . اگر لحظه ای تمام این ” دیگران ” حذف شود ، دو راه برایمان باقی می ماند : خلق شخصیت های جدید و زاده از ذهن و یا خاطره سازی های پی در پی و تکرار مدام یک انسان که به شدت در ما نفوذ کرده بوده و گاه چنان به آن شخص نزدیک می شویم که هستی مان را در بر می گیرد .

در ... دیدن ادامه » ” هیولا ” راوی ( پیتر ) ناگهان نزدیک ترین دوستش (ساچز) را از دست می دهد و تصمیم می گیرد زندگی رابطه خود با آن دوست را از لحظه ی شکل گیری در قالب یک کتاب توضیح دهد و علت هم آن است که می خواهد دلایل تمام رفتار های دوستش را برای همه ی کسانی که او را نشناختند و یا برای رفتار هایش توجیحی نیافتند تشریح کند.

کتاب با مرگ آغاز می شود و در میان کتاب ساچز چنان مرگ را تعریف می کند که خواننده را به حیرت می آورد . مرگی که بدون از بین بردن جسم روح را آزرده است ، اما کمی بعد اتفاقی می افتد که خواننده را عجیب می ترساند این که ساچز ترس و واهمه ای را که در مرگ خود تجربه کرده بود در قتل شخصی دیگر ندارد و حتی موضوع خیلی راحت تر برایش حل می شود . از طرف دیگر در این قتل چنان به شخصیت مقتول نزدیک می شود که حتی جای او را در خانواده اش می گیرد و طی اتفاقی آرمان های او برایش ارزشمند می شود و به خاطر آن ها مبارزه می کند .

شاید در “هیولا ” هر مرگ شخصیت ها را به هم نزدیک تر می کرد ، هر از دست دادنی به دست آوردن زندگی دیگری ست.

شخصیت های “هیولا ” عجیب هستند ، هر کدام شان در دنیای جداگانه ای به سر می برند ، دنیاهایی که برای نویسنده و خود شخصیت ها تعریف شده اند و همین باعث ثبات آن ها شده ، و البته این که خواننده به راحتی همه ی شخصیت ها را می بیند چرا که استر به خوبی از پس توصیف آن ها بر آمده .

عجیب و دوست داشتنی ترین شخصیت در این کتاب برای من “ماری ” است که بر گرفته از شخصیتی واقعی به نام sophie calle عکاس و نویسنده ی فرانسوی است که از هر سوژه ای برای پروژه هایش استفاده می کند و آن را به دنبال می کند حتی آدم های یک دفترچه تلفن گم شده .

در جایی از کتاب گویی استر خود و آثارش را به وضوح تعریف می کند :

_ ساچز فهمید که همه ی کار های من دارای داستان بودند ، و اگر چه واقعیت داشتند در عین حال آفریده ی خیال هم بودند یا با این که ساختگی بودند حقیقت هم داشتند . (ص ۱۸۵)

در آخر این که “هیولا” از آن کتاب هایی ست که در روز های خالی از خود و تنهایی ، پر می کند شما را از آدم ها ، آدم هایی که آن قدر نزدیک می شوند به شما ، که خود فراموش شوید .

_ بعضی حکایت ها چنان هولناک اند که فقط می توان از آن ها گریخت ، به آن ها پشت کرد و در تاریکی ناپدید شد . (ص ۳۱۷ )

_ هیچ کس نمی تواند بگوید یک کتاب از کجا می آید ، به خصوص کسی که آن را می نویسد . کتاب ها از نادانی زاده می شوند و اگر پس از نوشته شدن به زندگی ادامه می دهند ، فقط به این خاطر است که درست درک نمی شوند . (ص ۵۹)

_ هر بار که ساچز برای عکسی ژست می گرفت ، ناچار بود ادای خودش را در بیاورد و به ناچار نقش خود واقعی اش را بازی کند . ظاهرا این کار پس از مدتی روی او تاثیر گذاشته بود ، با تکرار این فرآیند حتما به جایی رسیده بود که خود را از چشم ماریا می دید ، تا جایی که بر اثر بازتاب این تصویر توانست بار دیگر با خودش رو به رو شود ، می گویند ممکن است دوربین روح آدم را بدزدد ، به نظر من در این مورد ، کار بر عکس بود . این دوربین آرام آرام روح ساچز را به او پس داد . (ص ۱۸۸)

_ هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد . هر طور که باشد همیشه اتفاق می افتد . (ص ۲۲۸ )

_ نقطه ای وجود دارد که در آن کتاب بر زندگی آدم مسلط می شود ؛ هنگامی که جهانی که تصور کرده ای ، برایت از دنیای واقعی مهم تر می شود . (ص ۳۰۲ )
اتنا تقوی این را خواند
محمدرضا کشاورزی و فاطمه حبیبی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
_ نه اسمان عاطفه دارد و نه انسان خرد مند . ( ص ۳ )

جمله ای که اوایل کتاب مطرح می شود ولی انگار طرح و هسته ی تمامی داستان را در بر گرفته باشد ! جمله ای که از زبان یک کارگر مطرح می شود. کارگری که سی و پنج سال است به درست کردن عدل های کاغذ باطله پرداخته است و در خلال این کار به طور ناخواسته دانشی گران به دست اورده. دانشی که از خواندن کتاب های بزرگ و ارزشمندی که به کارگاهش می اوردند پدید آمده .

کارگری ... دیدن ادامه » که به تعبیر خودش کتاب ها را نمی خواند ، بلکه “ان را به دهان می اندازد و مثل اب نبات می مکد، تا ان اندیشه در وجود او حل شود،در دلش نفوذ یابد و در رگ هایش جاری شود “
و این دانش ناخواسته و کار سخت شبانه روز او را از دنیای ادم ها دور کرده است و تنها مکان دوست داشتنی او یک میخانه قدیمی ست. و تنها بازدید کنندگانش رئیس بد اخلاق و چرب زبانش و دو دختر کلی با دامن های سبز فیروزه ای و سرخابی …
و باز هم هرابال توجه ویژه ای نشان می دهد به کولی ها…به صورتی که اولین معشوقه اش نیز یک دختر کولی ست و به عبارتی ، فرهنگ کولی در اثر او یک چهره ی مثبت، مظلوم و دوست داشتنی دارد .
یکی دیگر از نقاط زیبای داستان ، برخورد لائوتسه و مسیح است که در قسمتی از داستان بر کارگر ظاهر می شوند و تفاوت نگاه و رفتار ان دو به ظرافت تمام بیان شده است. مسیح “اکنده از درگیری ها و وضعیت های دراماتیک” و لائوتسه “غرقه در تعمقی خاموش در لاینحل بودن تناقض های اخلاقی”
داستان به سبک رئالیسم و با نثری ساده نوشته شده . فضای کتاب نیز کاملا با نام ان تطابق دارد، زیرا به راحتی می توان دست سنگین تنهایی را احساس کرد که از کوچه پس کوچه های سطر ها و واژه ها ظاهر شده و درست مثل دستگاه پرس کارگر کتاب ، با فشار شدیدی ادم را له می کند .
کتاب با مرگ کارگر تمام می شود.ان هم در برابر دستگاه عظیم پرسی که به تازگی در شهر امده و کار را از او گرفته است. کارگر به استقبال مرگی می رود که در تمام سی و پنج سال کاری اش ، کتاب ها -ارزشمندترین دارایی هایش – به ان شیوه مرده اند؛ له شدن میان دستگاه پرس .
در اوج تنهایی و پر از هیاهوی شدید دستگاه ! نوایی که در تمام زندگیش طنین انداز شده بود .


بهومیل هرابال نویسنده نامدار چک است . سرزمینی که طبق گفته ی خودش “از پانزده نسل پیش به این سو بیسواد ندارد “
نویسنده ای که میلان کوندرا او را به یقین بزرگترین نویسنده چک معرفی کرده و در مجله لس انجلس تایمز پدرسالار بزرگان ادبیات قرن بیستم چک لقب گرفته است.
هم چنین یکی از علل موفقیت و گیرایی کتاب ترجمه ی قوی و روان پرویز دوائی است که به طور مستقیم از زبان چک صورت گرفته است و بی شک اگاهی و قدرت نویسندگی او از مهم ترین علل زیبایی این اثر نزد خوانندگان پارسی زبان است.

_نه اسمان عاطفه ندارد ، ولی احتمالا چیزی بالاتر از اسمان وجود دارد که عشق و شفقت است، چیزی که من مدتهاست که ان را از یاد برده ام . (۶۵)
استفانو بنی نویسنده عجیبی ست . او از نظر من باهوش ، فرهیخته ، دیوانه و در برخی موارد ابله است . الان گمانم این است که کتابهای زیادی از او در ایران ترجمه نشده است .

مجموعه “دیگر تنها نیستی ” مجموعه داستانی ست که محمد رضا میرزایی آن را ترجمه کرده و نشر حرفه هنرمند هم آن را به چاپ رسانده است .

ترجمه ... دیدن ادامه » کتاب با وجود لحن ساده آن اما چندان خوب نیست . طبیعی هم هست ، چرا که محمد رضا میرزایی اساسا عکاس است . و البته که مدتهاست در نشریه حرفه هنرمند ، به عنوان مترجم (بیشتر در بخش عکاسی ) و عکاس فعالیت می کند اما در حوزه ترجمه داستانی ، که از نظر من مهمترین حوزه ادبی در کشور است، فعالیت حرفه ای چشمگیری نداشته .
کشش اولیه کتاب هم عکس روی جلد آن است که به واقع عکس خوبی ست و نشان از یک انتخاب حرفه ایست که احتمالا انتخاب خود میرزایی باشد .

محتوای کلی این کتاب در خصوص موضوع تنهایی آدمهاست . تنهایی که چندان هم غم انگیز به تصویر کشیده نشده . اتفاقا در مواردی هم آمیخته با طنز خوبی ست . لحن برخی از داستانها اخلاق گرایانه است و درون مایه آن زیادی نصیحت گرایانه می شود . داستان “دو ماهیگیر” که موضوع مصاحبه مرگ است با پیرمردی پیر یا داستان “دانشمند” که تحقیق دانشمندی ست برای یافتن تنها ترین آدم زمین این گونه است . این چیزی بود که چندان برای من جذاب نبود . حتی مسخره هم رسید .

برخی از داستانهای این مجموعه حاوی تخیل شگرف نویسنده است که حتی اگر درون مایه چندان مهمی هم نداشته باشد ، مهارت او را در بازیهای ذهنی میان خودش و مخاطب را نشان می دهد . داستان درس زیر دریا ، که کلاس درس والهای بزرگی را در زیر دریا به تصویر می کشد و یا داستان مسئول کنترل که بازی عده ای را با دنیا و کهکشان و سیارات در جایی که خداوند (مثلا) نشسته ، نشان می دهد ، حاوی این عنصر است .

داستان “لحظه ” هم یک تلاش بی ثمر بود برای یک ایده خیلی پیچیده که بسیار لوس اجرا شده بود . گرچه که ترجمه بسیار بد این داستان ، بدی آن را بیشتر کرده بود . و داستان آخر به نام “آه” که بهترین داستان اینمجموعه است ،حکایت دزدی ست که احساس نزدیکی به خانه هایی که از آنها دزدی می کند دارد . او برای هر خانه موسیقی ای متصور میشود و از زاویه ای بالاتر از روزمرگی به هر پدیده ای در آن خانه می نگرد .. انگاری روح تمام خانه هایی که از آنها دزدی می کند در او جمع شده …

کوتاه کنم ، استفانو بنی نمونه یک نویسنده امروزی با رویکرد های داستان نویسی مدرن است . او می تواند از یک مسابفه فوتبال ، ارتباط یک آدم با گوشی موبایل ، ارتباط یک آدم با حیوان خانگی اش ، مفاهیمی معنوی آمیخته به طنز و حتی تراژدی خلق کند . و این یک مشخصه مهم و مهارتی فوق العاده است .


_ تنها بودن بی رحمانه است اما بی رحمانه تر بازگشت به تنهایی ست (ص ۳۷)

_ به قول یک بابایی آنها همیشه تنها هستند،‌ البته نه به تنهایی من. آن‌ها از مردم فاصله می‌گیرند، ‌به نوک یک قله و یا دماغه یک کشتی می‌روند و مردم از دور نگاهشان می‌کنند و می‌گویند: ‌ببینید چقدر تنها هستند. البته نه به تنهایی من (ص ۲۳)

_ چیزی که یاد گرفتم در هر خانه ای از آن لذت ببرم ، موسیقی بود . هر کدام از آنها کنسرت خاص خودش را داشت . ترکیبی از صدای جریان آب در لوله ها ، جیر جیر های مرموز ، یا صدای لوازم خانگی ، نفس های ساکنین خانه ، و لرزش های شیشه ها بر اثر وزش باد . (ص ۱۰۱)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«کتابخانه‌ی عجیب» داستان پسر نوجوانی‌ است که در پی کنجکاوی و کشف این‌که سیستم جمع‌آوری مالیات در زمان امپراتوری عثمانی چگونه بوده، وارد کتابخانه‌ی شهرشان می‌شود و درگیر ماجراها و اتفاق‌های عجیبی می‌شود.

شیوه‌ی روایت این کتاب، روایت بورخسی است و درعین‌حال شباهت زیادی با روایت داستان‌های «هزار و یک شب» و قصه‌های شرقی دارد. عناصر شرقی و غربی آمیخته باهم، ضرباهنگ پرشتاب و شاعرانگی خیلی عجیب موراکامی و نوآوری فرمی، از ویژگی‌های برجسته‌ی این اثر محسوب می‌شود.

رجبی، ... دیدن ادامه » مترجم این اثر درباره‌ی ویژگی‌های کتاب و چگونگی ترجمه‌ی آن می‌گوید: «این کتاب کمتر از سه ماه است که به انگلیسی منتشر شده و من دو ماه پیش نسخه‌ی آن را خواندم و چهارروزه ترجمه‌اش کردم. با این‌که راوی این کتاب یک پسر نوجوان است، اما مخاطبان کتاب نه نوجوان‌ها هستند، نه بزرگ‌سال‌ها؛ بلکه‌ این کتاب هم مثل "هاکلبری‌فین" و "تام سایر" تمام گروه‌های سنی را شامل می‌شود و هر کسی در هر سنی که باشد از خواندن آن لذت می‌برد. البته داستان، لایه‌های پنهانی‌تر و پیچیده‌تری هم دارد که درک آن‌ مختص خوانندگان حرفه‌ای‌تر است.»

وی درباره‌ی ویژگی‌های فرم و روایت داستان هم می‌گوید: «این کتاب نوآوری فرمی بسیار خوبی دارد. نویسنده در این اثر برای روایت، از حروف رنگی، نقاشی و طرح استفاده کرده است. این اولین‌بار است که نویسنده‌ای چنین فرمی را در اثرش پیاده می‌کند و رنگ‌پردازی فرم در شکل و پیشبرد روایت و شخصیت‌پردازی نقش بسیار مهمی دارد. به گونه‌ای که ویژگی برخی شخصیت‌ها با رنگ‌ فونت کلمات معرفی می‌شود.»
تِم رمان «در کافه‌ جوانی گم‌شده» همان تِم آشنای داستان‌های پلیسی است: لوکی زنی است، باهوش و زیبا که به ناگاه در زندگی جمعی پدیدار شده، تاثیر مرموز و شاید مخرب خود را گذاشته و بعد بسان غبار ناپدید شده است. و حالا کارآگاهی به درخواست همسر او جستجویی را شروع می‌کند که باز بر طبق همان کهن‌الگوهای داستان‌های پلیسی مدام پیچیده و پیچیده‌تر می‌شود.

گرچه تمِ اصلی رمان مطابق با همان اصل پذیرفته شده‌ی داستان‌های پلیسی است اما روایت آن دهن‌کجی آشکاری است به همان قاعده‌ی تخطی ناپذیر. مودیانو قدرت راوی همه‌چیزدان را (یا راوی‌ که تلاش می‌کند همه چیز را بداند) شکسته است.
رمان«#در_کافه‌_ى_جوانی_گم_‌شده» ... دیدن ادامه » را چهار راوی روایت می‌کنند و روایت هر کدام از آن‌ها نه تنها چهره‌ی لوکی را آشکار نمی‌کند که مدام خطوط به ظاهر مشخص سرنوشت او را کج و معوج می‌کند. رمان سرشار است از سرک کشیدن به فضاهای شهری و خلوت‌گاه‌هایی که به نظر بیهوده حکایت شده است. اما،جوهره‌ی رمان نه یک داستان شلخته‌ی پلیسی است نه یک جستجوی شوق‌انگیز جغرافیایی. و آن هم به یک دلیل ساده: #پاتریک_مودیانو از بزرگترین رمان‌نویسان سنت اروپایی است و تفکر حاکم بر رمان او بیش از آنکه زاییده‌ی یک فریب‌کاری پلیسی یا یک جستجوی اقلیمی باشد، از یک کنکاش اگزیستانسیالیستی سرچشمه می‌گیرد.
«لوکی گم‌شده است»، به نظر می‌رسدکه این، قطعی‌ترین حقیقت رمان است. اما فقط به نظر می‌رسد چرا که می‌توان چنین استنتاج کرد:«لوکی، لوکی را گم‌کرده است». دوباره با همان مفاهیم آشنای #مودیانو سروکار داریم. هویت، حقیقت، زندگی و راز.
فصل سوم رمان را لوکی روایت می‌کند اما بهتر است مکثی کنیم و نخستین خطوط این فصل را با هم بخوانیم:«در پانزده‌سالگی نوزده‌ساله نشان می‌دادم، شاید هم بیست... اسمم ژاکلین بود نه لوکی...».
به نظر می‌آید که باز به دنیای وهم‌آلود کافکا بازگشته‌ایم: دنیایی که حتی کاراکترها اسمی ندارند یا نمی‌توانند اسمی داشته باشند. جستجوی لوکی در این رمان همان‌قدر بیهوده است که خطاب کردن لوکی، ژاکلین یا هر اسمی دیگر... .
کتاب هایی هستند که بعد از خواندنشان حداقل می شود سطری درباره ی شان نوشت ؛ که نوشتن درباره ی شان بخشی از پروسه ی خواندشان است . "من پیش ار تو" جز این دسته است .
شروع می شود تا همیشه خوانده شود ، هم چون رودی که می گذرد و نمی خشکد .

"من ... دیدن ادامه » پیش از تو " را بخوانید ، چرا که آن گاه است به جذابیتِ پنهانِ یک «او» ، پی می برید و
می بینید صفحاتی در شما ورق می‌خورند .
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
باید بگردم و کلمه های خوبی پیدا کنم . کلمه ای که بتواند شرم را خوب تداعی کند .
بار اول که کتاب را خواندم دچار چنان خشمی شدم که نتوانستم فراموشش کنم .
روزهایی در زندگی هست که آدم نمی تواند خودش را رعایت کند ، شاید هم ماه هایی و دردناک تر سال هایی ، انگار یک نفر دیگر می آید و می نشیند در آدم و دست به کارهایی می زند که با منطق همیشگی آدم نمی خواند .

مجموعه ... دیدن ادامه » داستان های کوتاه فلانری اوکانر را بخوانید .
و آن لحظه های هراس را که "شرم" جزیی ار وجودتان می شود ، لمس کنید .


+ مجموعه داستان های کوتاه فلانری اوکانر / آذر عالی پور / نشر آموت
می توانید پست های مربوط به کتاب را در دیوار همان کتاب منتشر نمایید و در دیوار کلی نیز نمایش داده می شود.

http://shahreketabonline.com/products/1/62908
۰۸ تير ۱۳۹۴
داستان‌های فلانری اوکانر شاهکارند
۰۸ تير ۱۳۹۴
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید