دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
سال‌ها بود به این پرسش می‌اندیشیدم که «شعر چیست و شاعر کیست؟» آنچه تاکنون خوانده و شنیده بودم، پاسخ کاملی برای پرسشم نیافته بودم. با خواندن کتاب «زبان شعر در نثر صوفیه» به بهترین و کامل‌ترین پاسخ پرسشم رسیدم. نکته دیگری که از این کتاب دریافتم این بود که نثر فارسی را عارفان ایرانی، به ویژه عارفان خراسانی به اوج هنری رسانده‌اند و ظرفیت‌های ... دیدن ادامه » زبانی در نثر فارسی، با هنرمندی عارفان آشکار شده است. از این نظر، نثر عارفان ایرانی، با هنر شعر فارسی برابری می‌کند.
نویسنده دانشمند و ذوالفنون این کتاب، بی‌نیاز از تعریف است. برای ایشان آرزوی سلامت دارم.
۲۰ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فناوری انفورماتیک به شتاب جهان را دگرگون می‌کند. پیوند افراد خانواده، ساختار اجتماعات مردم، روابط شهروندان کشورها، که هزار سال آهسته‌آهسته تحول می‌یافتند، اکنون دستخوش توفان برخاسته از «علوم و فناوری در خدمت بازار» شده است. حکمروایان شبکه‌های اقتصادی و فرماندهان سازمان‌های رزمی که ابزار جنگی نیرومند در اختیار داشته باشند، می‌توانند برنامه‌های آزمندانه تفوق جهانی خود را تندتر پیاده کنند. در دوران انقلاب انفورماتیک، مرزهای جغرافیایی و رویدادهای تاریخی و آئین‌های نو و کهن کشورها، آسان‌تر و سریع‌تر دستخوش امیال صاحبان زر و زور خواهد شد.
در چنین جهان تندگذر، آنچه نسبتاً پایدار می‌ماند، شاهکارهای علمی و هنری و معنوی و فرهنگی کشورها است، که اقلیت دانشوران و فرهیختگان و روشن‌ضمیران جهان برای گشایش خاطر از آن پاسداری خواهند کرد. گسترش سریع علم و فناوری، آنچنان ذهن نسل‌های آینده را مشغول خواهد کرد که دیگر کسی تفاخر به بازی‌های سیاسی دولتمردان گذشته، و لشکرکشی‌ها و قصه سکندر و دارا را به یاد نخواهد آورد. شتاب فناوری، تلاطم بازار کار و اقتصاد، مهاجرت و پذیرش تابعیت چندملیتی و چندفرهنگی، مفهوم «میهن‌پرستی» را از مرزهای محروسه دیروز و امروز کشورها به در می‌کند، و آن را به «فرّ فرهنگی- اقتصادی» پیوند می‌دهد.
گمان دارم اگر در نیمه سده بیست و یکم میلاد مسیح، از یک شهروند روشن‌ضمیر ایرانی بپرسند که وطنش کجاست، تأکید او بر زبان فارسی و هنر کلامی و فرهنگ خواهد بود. جمال و جلال‌بخش هنری، پایدارتر از فراز و نشیب جهانگیری شاهان و سیاست‌بافی دیوانیان، و کانِ زر و نفت و درگیری نامگذاری‌ها و گستره سرزمین جغرافیایی است. به احتمال قوی، هنر کلامی، پایتخت فرهنگی ایران فردا خواهد بود، گو این که شهری کم آیند و روند باشد.
کاستی‌های ما ... دیدن ادامه » و فرهنگ ما را طبل‌زنان اعلام‌کردن، و سنت‌های عاطفی و باورهای کهن را به سخره‌گرفتن، جز پراکندگی و زوال تدریجی، سودی به بار نمی‌آورد، آشنایان را بیگانه می‌کند، و بیگانگان را از ما و از فرهنگ ما می‌رماند:
این خون که موج می‌زند اندر جگر تو را
در کار رنگ و بوی نگاری نمی‌کنی؟

در آستین زلف تو، صد نافه مدرج است
وان را فدای طره یاری نمی‌کنی

ترسم کزین چمن نبری آستینِ گُل
کز گلبنش تحمل خاری نمی‌کنی
۰۳ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
فناوری انفورماتیک به شتاب جهان را دگرگون می‌کند. پیوند افراد خانواده، ساختار اجتماعات مردم، روابط شهروندان کشورها، که هزار سال آهسته‌آهسته تحول می‌یافتند، اکنون دستخوش توفان برخاسته از «علوم و فناوری در خدمت بازار» شده است. حکمروایان شبکه‌های اقتصادی و فرماندهان سازمان‌های رزمی که ابزار جنگی نیرومند در اختیار داشته باشند، می‌توانند برنامه‌های آزمندانه تفوق جهانی خود را تندتر پیاده کنند. در دوران انقلاب انفورماتیک، مرزهای جغرافیایی و رویدادهای تاریخی و آئین‌های نو و کهن کشورها، آسان‌تر و سریع‌تر دستخوش امیال صاحبان زر و زور خواهد شد.
در چنین جهان تندگذر، آنچه نسبتاً پایدار می‌ماند، شاهکارهای علمی و هنری و معنوی و فرهنگی کشورها است، که اقلیت دانشوران و فرهیختگان و روشن‌ضمیران جهان برای گشایش خاطر از آن پاسداری خواهند کرد. گسترش سریع علم و فناوری، آنچنان ذهن نسل‌های آینده را مشغول خواهد کرد که دیگر کسی تفاخر به بازی‌های سیاسی دولتمردان گذشته، و لشکرکشی‌ها و قصه سکندر و دارا را به یاد نخواهد آورد. شتاب فناوری، تلاطم بازار کار و اقتصاد، مهاجرت و پذیرش تابعیت چندملیتی و چندفرهنگی، مفهوم «میهن‌پرستی» را از مرزهای محروسه دیروز و امروز کشورها به در می‌کند، و آن را به «فرّ فرهنگی- اقتصادی» پیوند می‌دهد.
گمان دارم اگر در نیمه سده بیست و یکم میلاد مسیح، از یک شهروند روشن‌ضمیر ایرانی بپرسند که وطنش کجاست، تأکید او بر زبان فارسی و هنر کلامی و فرهنگ خواهد بود. جمال و جلال‌بخش هنری، پایدارتر از فراز و نشیب جهانگیری شاهان و سیاست‌بافی دیوانیان، و کانِ زر و نفت و درگیری نامگذاری‌ها و گستره سرزمین جغرافیایی است. به احتمال قوی، هنر کلامی، پایتخت فرهنگی ایران فردا خواهد بود، گو این که شهری کم آیند و روند باشد.
کاستی‌های ... دیدن ادامه » ما و فرهنگ ما را طبل‌زنان اعلام‌کردن، و سنت‌های عاطفی و باورهای کهن را به سخره‌گرفتن، جز پراکندگی و زوال تدریجی، سودی به بار نمی‌آورد، آشنایان را بیگانه می‌کند، و بیگانگان را از ما و از فرهنگ ما می‌رماند:
این خون که موج می‌زند اندر جگر تو را
در کار رنگ و بوی نگاری نمی‌کنی؟

در آستین زلف تو، صد نافه مدرج است
وان را فدای طره یاری نمی‌کنی

ترسم کزین چمن نبری آستینِ گُل
کز گلبنش تحمل خاری نمی‌کنی

از گفتار پیرِ فرزانه فرهنگ و ادب، پروفسور فضل‌الله رضا در کتاب «نقدها را بود آیا که عیاری گیرند»
۲۵ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کوتاه و مختصر درباره حافظ:
1- حافظ انسان کامل نیست، کاملاً انسان است.
2- حافظ، حافظه ما است.
3- ... دیدن ادامه » حافظ نه فقط به مسائل ادبی، که به مسائل ابدی هم می‌پردازد.
4- حافظ مظهر روح اعتدال و اعتدال روح قوم/ اقوام ایرانی است.
5- دیوان حافظ، نامه زندگی و زندگینامه ما است.
6- رندِ حافظ، همان حافظِ رند است.
7- از نظر حافظ، بهترین راه مبارزه با نفس، دست‌کشیدن از نفْسِ مبارزه است.
8- حافظ، شاعرِ عارف است، اما سنایی و عطار و مولانا عارفِ شاعر.
9- از نظر رندِ حافظ و حافظِ رند، گذرانِ خوش مهمتر از خوشْ‌گذرانی است.
10- عارف‌انگاری افراطی حافظ، ظاهراً عمیق و باطناً عقیم است. هر چه در عارف‌انگاری حافظ بیشتر بکوشیم، هنر اندیشه و اندیشه هنری او را بیشتر نادیده گرفته‌ایم.
11- زاهدان بر خلاف حافظ، شوقِ گناه دارند، اما ذوق گناه ندارند.
12- نگاه حافظ به زندگی، حتی نازیبایی‌های زندگی و زندگی‌های نازیبا، زیبا است.
13- حافظ با «رندی»، دل در دنیا و با «عشق»، امید در آخرت بسته است.
بیژن امامی‌پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

آشتی کردم با دوست پس از جنگِ دراز
هم بدان شرط که با من نکند دیگر ناز

آنچه ... دیدن ادامه » کرده است پشیمان شد و عذر همه خواست
عذر پذیرفتم و دل در کف او دادم باز

گر نبودم به مراد دل او دی و پریر
به مراد دل او باشم امروز و فراز

دوش ناگاه رسیدم به در حجره او
چون مرا دید بخندید و مرا بُرد نماز

گفتم ای جانِ جهان، خدمت تو بوسه توست
چه شوی رنجه به خم‌دادن بالای دراز

تو زمین بوسه مده، خدمتِ بیگانه مکن
مر تو را نیست بدین خدمت بیگانه نیاز

شادمان گشت و دو رخساره چون گل بفروخت
زیر لب گفت که احسنت و آفرین ای بنده‌نواز

شعری از فرخی سیستانی
روژیتا احمدی این را خواند
آرش یوسفی و محمدرضا نجفیان این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دِرهَم و خاکت به سر:
کار ترجمه میان ایرانیان و عربان، ناگزیر بود، زیرا اگر از این طریق تفاهم حاصل نمی‌شد، دیگر هیچگونه عهدنامه و قرارداد هم میان جنگجویان میسر نمی‌گردید. اما شگفت آنکه در این باره، روایات متعددی موجود نیست.
یکی از کهن‌ترین روایت‌هایی که در این باره می‌شناسیم به سلمان فارسی مربوط است. اصولاً سلمان را نخستین مترجم از عربی به فارسی پنداشته‎اند. ماجرای مترجمی او زمانی رخ داد که به سرکردگی سپاهیان عرب، به شهری از شهرهای ایران رسید و به مردم آن پیشنهاد «جزیه» (مالیات سرانه) داد. چون مردم شهر از او پرسیدند جزیه چیست، به زبان فارسی گفت: «درم و خاکت به سر».
این ... دیدن ادامه » روایت، ساختگی به نظر می‌آید، زیرا ایرانیان از دیرباز با این کلمه آرامی آشنا بوده‌اند و پس از اسلام هم آن را به شکل فارسی کهن «گزیت» در آثار خود به کار برده‌اند. اما ترجمه منسوب به سلمان، همه آن تلخی زهرآگین شکست و همه خواری‌ها و درماندگی‌های پس از آن را به شیوایی تمام بازمی‌تاباند. این روایت حتی اگر جعلی هم باشد، باز نشان می‌دهد که در ذهن مردان قرن‌های نخست، ایرانیان از عربی و اسلام و آئین‌های مربوط به آن هیچ نمی‌دانستند و برای ایجاد تفاهم از مترجم گریز نبود.
رباب قاسمی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من پیش از این، زنده‌یاد علیرضا شاپور شهبازی را نمی‌شناختم. مطالعه همین یک کتاب، کافی بود تا ایشان را دانشمندی متبحر و یگانه و ممتاز بدانم. به نظرم کتاب حاضر در میان کتاب‌هایی که درباره سرگذشت فردوسی نوشته شده است، جایگاه شایسته‌ای دارد. رویکرد نقادانه، نکته‌سنجانه و معتدل ایشان، اثری خواندنی و دلپذیر را در حجمی مناسب به دست داده ... دیدن ادامه » است.
روحش شاد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آرمان فردوسی:
... فردوسی امید داشت که ملی‌گرایی ایرانیان را از نو زنده و مستحکم کند و نام خود را با مضبوط‌کردن یاد و خاطره کسانی که تاریخ ایران را شکل دادند و میراث ایرانی را پاس داشتند، با مؤثرترین و آهنگین‌ترین سبک شعر حماسی جاودان کند. او بنا داشت نام آنان را از اتهاماتی که خود ایرانیان نودین بر آنان وارد می‌کردند مبرا سازد. قصد ... دیدن ادامه » داشت زیبایی و جذابیت فرهنگ و زبان فارسی را در دوره‌ای که به نظر بعضی از ایرانیان، تنها زبان شایسته برای دانشمندان و شعرا، زبان اعراب فاتح بود، به نمایش بگذارد. به طور خلاصه، قصد داشت رؤیاهای ایرانیان را دوباره زنده کند ...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من یک علاقه‌مند به فیزیک هستم و در همه این سال‌ها به این نتیجه رسیده‌ام که مطالعه اصل کتاب، ارجحیت دارد، چون مترجمان وقتی وارد حوزه‌های تخصصی می‌شوند، متأسفانه از پس کار بر نمی‌آیند. مقدمه را خواندم تا دقت ترجمه را ببینم، و اگر دقیق بود خواندن را ادامه دهم. برای نمونه، اشکالات زیر را مشاهده کردم:
1- مترجم به راحتی می‌توانسته برابر فارسی Astronomer را اخترشناس یا ستاره‌شناس قرار دهد نه منجم. یا برابر فارسی Black hole را سیاه‌چاله قرار دهد نه حفره‌های سیاه، یا از همه جالب‌تر، به جای استفاده از اصطلاح کاملاً جاافتاده و متداول در حوزه فیزیک، یعنی «نسبیت عام»، «نسبیت کلی» را به کار برده است. و باز هم جالب‌تر، درشگفتم که برابر «تشریح ساختاری» را از کجا برای واژه Topology (که در حوزه ریاضی، بیشتر همان توپولوژی استفاده می‌شود) یافته‌اند؟ و ... به راستی ویراستار چه کرده است؟
2- مفاهیم علمی، تعریف روشن و دقیقی دارند، و نمی‌توان سرسری از آن گذشت. در دنیای علم، فرق روشنی میان «نظریه»، «فرضیه» و «قضیه» وجود دارد و هر کدام آنها برای مفهوم متمایزی به کار می‌رود. مترجم این برابرها را نابجا و نادرست به کار برده است. برای نمونه، برابر فارسی theorem را برهان قرار داده است، در حالی که در متن، منظور یک قضیه ریاضی بوده، و فرق است میان قضیه و برهان.
امیدوارم ... دیدن ادامه » این قبیل اشکالات، مشتی از خروار نباشند، هر چند که برای کسی مثل من، در همین حد کافی است که به ترجمه اعتماد نکنم و انگیزه‌ای هم برای معرفی کتاب به دیگران نداشته باشم.
جای بسی شگفتی است که هم مترجم و هم ویراستار، اندکی به خود زحمت نداده‌اند تا به فرهنگ واژگان فیزیک و ریاضی مراجعه کنند تا بر دقت ترجمه بیفزایند.
تلاش برای انتشار آثار علمی به زبان ساده برای عموم، در خور ستایش است، ولی لطفاً شتابزده و ناسنجیده عمل نکنید. به مترجم هم توصیه می‌کنم در همان حوزه‌ای که ترجمه می‌کنند، باقی بمانند و اعتبارشان را با ترجمه نادقیق متونی دیگر، خدشه‌دار نکنند.
پاینده باشید
بیژن امامی‌پور و مهناز کیا این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و وقت خوش. کتاب تذکره دولتشاه سمرقندی رو می‌تونید از سایت زیر با 20 درصد تخفیف خریداری کنید.
www.30book.com
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سبب نامگذاری کتاب:
در نظریه کوانتوم ثابت شده است که تعیین دقیق و قطعی مقدار کمیت‌های وابسته به ذره، مانند موقعیت یا مختصات مکانی ذره در لحظه‌ای معین، ممکن نیست و اینها را باید با استفاده از حساب احتمالات تعیین کرد. برای مثال، تنها می‌توانیم بگوئیم که الکترون در لحظه ‌ای مفروض، با احتمال مثلاً 80 درصد در فاصله‌ای مانند X از مبدأ است، ... دیدن ادامه » ولی نمی‌توانیم به یقین بگوئیم که حتماً در آنجا است. شماری از دانشجویان دانشگاه ام‌آی‌تی (MIT)، در این باره به شوخی، روی سپر اتومبیل می‌نویسند: «هایزنبرگ احتمالاً اینجا خوابید» تا به گونه‌ای طنز، به احتمالی‌بودن امور در نظریه کوانتومی اشاره کنند.
بیژن امامی‌پور این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عبید زاکانی را بیشتر به لطیفه‌ها و هزلیاتش می‌شناسند. اما آثار دیگر او به نثر، بسیار دلنواز و دلپذیر است:
«شکر و ثنا، پادشاهی را که به دست مشاطه‌ی قدرت، شعشعه‌ی جمالِ نازکانِ خطه‌ی عالم و نازنینانِ ذریه آدم را بر آینه‌ی خاطرِ محنت‌زدگانِ دریای محبت و مشقت‌کشیدگانِ بیداء مودت جلوه داد.»
(مشاطه = آرایشگر/ شعشعه = پرتو/ بیداء = بیابان)
«دوش ... دیدن ادامه » چون آینه‌ی آفتابِ آتشبار، از آه دودآسای عشاق در زنگ متواری شد و چهره روزگار از سوز سینه‌ی هر مشتاق، تاری گشت.» (در زنگ = از غم و پریشانی)
«در کاشانه، با خیال آن جانانه که در سر از سودای او سرّی است و در دل، از غوغای او سوزی، خلوتی داشتم و از وصال آن نازنین به خیال خرسندشده می‌گفتم:
از وصالش تا طمع ببریده‌ام
با خیالش وقت خود خوش دیده‌ام
متحیر نشسته بودم. دل در زلف شکسته‌ی او بسته، جان در خم ابروی او پیوسته. عقل در مشاهده چشمش مست، سر در هوای نگار بر کف دست. خاطر چون طره‌ی او مشوش، حالِ ضمیر چون خال او بر آتش ...»
دانیال فرزانه ثابت این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
از دوستانی که این کتاب را خوانده‌اند، پرسشی دارم: این کتاب چندین ترجمه دارد. کدامیک از آنها را دقیق‎تر و روان‌تر می‌دانید؟
با سپاس
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
آن روز، بانوی خورشیدروی و فرخنده‌روی دهگان، در بستر زایمان افتاده بود تا مگر، آرزوی دیرین شوی را برآورد: داشتن فرزندی برومند که نام و تبار وی را زنده و ماندگار بدارد. مامایانی که از طبران به باژ فراخوانده شده بودند، زاینده را در کار باریک و دشوار زایمان یاری می‌رسانیدند. این بار، هر آینه، کار بیش از هر زمان و هر زایمان باریک و دشوار بود. زیرا آن زایمان، زایمانی بود از گونه‌ای دیگر. در برون و به چشم، کودکی بود که از مام می‌خواست زاد؛ لیک به راستی و از دید تاریخ و فرهنگ، ایرانی نو بود که می‌زاد و چشم بر جهان می‌گشاد.
کدامین مادران، فرزندی چنین می‌توانند زاد؟ پاسخ، ناگفته روشن است: مادران ایرانی. ایران تنها سرزمینی است که در گستره گیتی و در پهنه تاریخ، چندبار از نو زاده شده است. این بار نیز در دهستان باژ، از طبران توس، باز می‌زاد. فرّخا، فرخ‌رُخا آن مام که درد زایمانی چنین شگرف را برتافت و خم بر ابرو نیاورد.
مام، او را از نخستین سالیان زندگانی، با مهری مِهین به میهن و باوری پولادین و بنیادین به ایران و فرهنگ و تاریخ آن، می‌شکوفانید و به بُرنایی و برومندی می‌رسانید. مادر می‌دانست که آن کودک، کودکی است دیگرسان و زاده شده است تا کاری بزرگ و بی‌همانند را به انجام برساند. او به شیوه‌ای سرشتین، می‌دانست که با جنبانیدن گاهواره کودک، ایران را می‌جنباند. پس، گاهواره‌جُنبان، به آوایی گرم و گیرا، با آوایی که زنگ و آهنگِ آن در یاد و نهاد کودک و در پی آن، در دل و جان ایرانیان، جاودان می‌ماند، می‌سرود:
ای ... دیدن ادامه » دلبند نورسیده‌ام! ای فروغ و روشنی دیده‌ام! آرام بخواب و پدرام، تا بدان‌سان که تو را می‌سزد و می‌برازد، از خواب برخیزی، زیرا بیداری تو، بیداری ایران‌زمین است و هوشیاری تو، انگشتریِ اندیشه و ادب و فرهنگ ایران را، جاودانه، یگانه نشان و نگین. ...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«ملت ایران در طی چندهزار سال گذشته درخشان خود، بزرگانی از فرمانروایان و شاعران و حکیمان و دانشمندان و هنرمندان و سرداران و جنگاوران در دامان خود پرورانیده که مایه سرافرازی و بلندنامی ما در جهانند و از آن میان، بزرگترین و نامدارترین ایرانی، فردوسی طوسی است.»
«اگر فردوسی را تنها به عنوان یک شاعر بزرگ و حتی بزرگترین شاعر ایران بشناسیم، ... دیدن ادامه » قدر او را درست نشناخته‌ایم و حق او را ادا نکرده‌ایم. فردوسی نه تنها بزرگترین شاعر ایران، بلکه حکیم و متفکری بزرگ و رهبر فکری و معلم بزرگ ملت ایران، و استواری‌بخش زبان فارسی، و یگانگی‌بخش ملت ایران، و جاودانگی‌بخش آزادی و استقلال ایران است. و شاهنامه او معرف ملت ایران به عنوان ملتی با فرهنگ والای باستانی و مایه عزت و اعتبار ایران در انظار جهانیان است.»
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«پله‌پله تا ملاقات خدا» اولین کتابی بود که از زنده‌یاد دکتر زرین‌کوب خواندم. در آن روزها دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران بودم. استاد درس فارسی عمومی، جناب آقای دکتر هادی که هم اینک دانشیار زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران هستند، این کتاب را معرفی کردند. مطالعه این کتاب، سرآغازی شد برای مطالعه بسیاری از آثار دکتر زرین‌کوب. ... دیدن ادامه » پس از آن، یک پایم دانشکده فنی و پای دیگرم دانشکده ادبیات بود. ماجرای تلاشم برای دیدار با ایشان، از خاطرات شیرین دوران دانشجویی من است.
دانش وسیع و عمیق دکتر زرین‌کوب، نثر پرکشش و عاشقانه و خوش‌آهنگ ایشان، و بسیاری دیگر از ویژگی‌ها، جایگاه ممتازی به ایشان و آثار ایشان در دوران معاصر بخشیده است. روحش شاد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خواستم از لعل او دو بوسه و گفتم
تربیتی کن به آب لطف خسی را
گفت یکی بس بود و گر دو ستانی
فتنه ... دیدن ادامه » شوی، آزموده‌ایم بسی را
عمر دوباره است بوسه من و هرگز
عمر دوباره نداده‌اند کسی را

قطعه بالا سروده فرخی سیستانی، شاعر شیرین‌سخن و بلندآوازه و باریک‌اندیش و ساده‌گوی اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم است. با ذکر این قطعه خواستم علاقه‌مندان رو دعوت کنم به مطالعه شعرهای فرخی سیستانی.
پاینده باشید
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ترجمه کتاب «Virtual Water» به فارسی و با عنوان «آب پنهان»، اتفاق مهمی در حوزه آب به شمار می‌آید. نویسنده کتاب، آقای تونی آلن، صاحب نظر مشهور مسائل آب، و استاد دانشگاه است. وی در این کتاب عمومی، داستان بزرگی را روایت می‌کند و با ارائه نگاهی نوین به آب، حقایق مهمی را آشکار می‌سازد. ترجمه کتاب، بسیار خوب است و تلاش مترجم در برگردان اثر، ستودنی ... دیدن ادامه » است. ترجمه کتاب در دو جلد عرضه شده است، ولی هر جلد به اندازه کافی استقلال دارد. به نظرم، خوانندگان علاقه‌مند به مسائل آب، و حتی کارشناسان و متخصصان باید حتماً این کتاب را مطالعه کنند. در جلد اول، اصل حرف زده شده است، بنابراین، مطالعه جلد اول خواننده را به درک جدید و عمیق‌تری از آب رهنمون خواهد شد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب کم‌حجم و مناسبی برای شناخت نظریه نسبیت است. ترجمه خوبی دارد. به نظرم بخش اول کتاب که درباره نسبیت خاص است، آسان‌فهم‌تر از بخش دوم (درباره نسبیت عام) است. البته خواننده چنین کتاب‌هایی باید تلاش فکری هم به خرج دهد تا درک بهتری از نسبیت پیدا کند. شاید لازم شود به کتاب‌های دیگر هم مراجعه کند. در مجموع، کتابی خواندنی و مفید است.
parisa zendebudi این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از بهترین گزینش‌های شعرهای سایه است. غزل «عشق گمشده» فوق‌العاده است:
آن شب که بوی زلف تو با بوسه نسیم
مستانه، سر به سینه مهتاب می‌گذاشت،
با ... دیدن ادامه » خنده‌ای که روی لبت رنگ می‌نهفت،
چشم تو زیر سایه مژگان چه ناز داشت
...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عنوان کتاب برگرفته از این بیت حافظ است: گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است/ طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد
این کتاب پنج بخش اصلی دارد. به نظر من، بخش اول با عنوان «معنی و زمینه‌های آن در جهان شعر حافظ» مفیدترین و خواندنی‌ترین بخش کتاب است.
قسمتی از کتاب (ص1): «اگر بخواهم پیش از هر شرح و تفصیلی، شعر حافظ را معرفی کنم، تصورم چنین است: شعر ... دیدن ادامه » حافظ تعبیر و تصویر موجز حادثه‌هایی است که تحت تأثیر انگیزه‌های بیرونی و عینی و یا انگیزه‌های درونی و ذهنی، در ذهن انسانی که به مقام برزخی خویش در میان حقیقت و واقعیت شعور بالفعل، و به حفظ تعادل انسان در این مقام اصرار دارد، برانگیخته می‌شود.»
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بخش‌هایی از ترجمه فارسی را با اصل انگلیسی آن تطبیق دادم. متأسفانه دقت کافی ندارد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید