دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
- ارنست، پرستار به من گفت تو رفتنی هستی، هر لحظه ممکنه فلنگ رو ببندی. خودت خبرداری؟ حتماً حقیقت رو بت نمی‌گن. حتماً نرم‌نرمک خیالت رو راحت می‌کنن. هان؟
- آره دیگه، اینها نمیفهمن، از حال ما هیچ خبر ندارن. خیال می‌کنن ما هم مثل خودشونیم. خیال می‌کنن ما به دنیاشون چسبیدیم.
با سلام و درودی معطر به عطر ادب. کتاب کتاب ارزشمند: تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و... جلد اول برای همه ی نسلها به ویژه جوانان جویای خوشبختی و جلد دوم که بیشتر ویژه زنان و مادران گرامییست به این سایت ««www.Book.soltanpanah.ir مراجعه و یا نام کتاب را جستجو نمایید. ... دیدن ادامه » لطف نموده نظر یا پرسش خود را در سایت بنویسید. با تشکر. از مشهد مقدس تقدیم به هموطنان بزرگوار اهل ادب و علم و هنر، که همواره به سعادت و تندرستی خود و نسل آینده ی خویش می اندیشند.
۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
... قطارها شبیه حکومت‌ها هستند. می‌آیند و از وسط زندگی مردمان عبور می‌کنند. مردم برای عبورشان جاخالی می‌دهند. درنهایت آنها می‌روند و این مردمند که می‌مانند. زندگی می‌کنند تا قطار بعدی از راه برسد.
محمد ابراهیم علیزاده این را خواند
سیّد عرفان باقری و مینا مکوندی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شما ممکن است کشف کنید که هیچ چیز در مورد کسی که کنارتان زندگی می‌کند نمی‌دانید، یا چشمانتان را بسته بودید که نبینید. و بعد آرزو می‌کردید که ای‌کاش این کشف اولیه- که آرامش شیرین زندگی روزمره شما را از بین برده- هرگز اتفاق نمی‌افتاد.
به همین دلیل بهتر است که گاهی نخواهید همه چیز را بدانید.
مینا مکوندی و سیّد عرفان باقری این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«پدر! تقلید، در صورتی تقلید است که مُقلّد، انسانی بالنّسبه فرهیخته و صاحب‌رأی باشد. مُقلّد باید که خود قدرتِ تشخیصِ خوب از بد، درست از نادرست، راه از بیراه را داشته باشد؛ امّا گرفتارِ شکّ میان این و آن باشد. مُقلّد، برای آن تقلید نمی‌کند که بارِ مسئولیت را از گُرده‌ی خود بردارد و بر دوشِ اهل فضل بگذارد. مُقلّدِ مغلوب، تقلید را هم بی‌قدر ... دیدن ادامه » می‌کند پدر...»
مریم طالبی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قیدار بابتِ گود، به معمار دست‌مزد نداد و گفت گود را به عشق ساختی، من هم این فیروزه را به عشق می‌دهم که بی‌حساب شویم... معمار دوباره نگین انگشتری را که ده‌تای دست‌مزدِ گود است، بو می‌کشد و در جیب می‌گذارد.
امیرحسین آل‌عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
...خاطرجمع شد که آن‌سوی خط همه چیز روبه‌راه است و مادرش آن‌قدری آسوده است که مجال فکر کردن به چیزهای جزئی این چنینی را پیدا کند. رنگ پرده، گردوغبار روی شیشه، چروک پیراهن، و شوری غذا، این دل‌نگرانی‌های ساده گرچه شاید در روزهای عادی به‌چشم نیایند، اما در روزهای پرحادثه خوب می‌فهمانند که فکر کردن به آن جزئیات کوچک چه حال خجسته‌ای می‌خواهد...
امیرحسین آل‌عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«عاشق شدن مثل گوش دادن به صدای پیانو توی یه کافه‌ی شلوغ می‌مونه، اگه بخوای به اون صدای قشنگ گوش کنی باید چشم‌هات رو ببندی و از بقیه‌ی صداها بگذری و اون‌ها رو نشنوی، صدای خنده‌ها، گریه‌ها، به‌هم خوردن فنجون‌ها... تو واسه‌م اون صدای قشنگ بودی که من به‌خاطرش هیچ صدایی رو نشنیدم.»
مینا مکوندی و امیرحسین آل‌عوض این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما می‌خواهیم، می‌خواهیم، می‌خواهیم، می‌خواهیم. برای هر نیاز ناخودآگاه که به آگاهی می‌رسد، ده نیاز مترصد فرصت هستند. امیال بی‌وقفه ما را به دنبال خود می‌برند، زیرا در سراسر عمر هنگامی که نیازی برآورده می‌شود خیلی زود نیاز دیگری جایگزین آن می‌گردد.
عالی بود. مرسی
۳۰ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
-وقتی خودشکوفایی بیشترین ظهور را دارد، اضطراب مرگ در کمترین حد قرار دارد.
سیّد عرفان باقری این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
...
آدمو ساختی که خرابش کنی؟
از تو بهش یهو جوابش کنی؟

به‌خاطر ... دیدن ادامه » یه سیب نیم‌خورده
کی آبروی بنده‌ای رو برده؟

زدی تو پوزش که سرافکنده شه؟
پیش زنش طفلکی شرمنده شه؟

میگن همیشه بخشش از بزرگاس
خدا کیه؟ بزرگِ کلِ دنیاس

قربون قدرتت، تو که خدایی
اول و آخر بزرگیایی

خودت بهش کلی ماشالّا گفتی
وقتی که ساختی باریکلّا گفتی
...
عالى بود.
۰۵ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر کانت همه انسانها "عقل عملی" دارند. یعنی یک نوع ویژگی عقلانی که در هر زمانی به ما می‌گوید چه چیزی در زمینه اخلاق درست و نادرست است.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از همان آغاز تولد به ما تلقین می‌کنند که دریا زیباست بدون آن‌که اجازه بدهند خودمان درباره‌اش تصمیم بگیریم.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«اگه آدم نمی‌تونه چیز بدی رو از ذهنش پاک کنه، باید روی اون چیزهای خوبِ زیادی بپاشه.»
بهار موسوی این را خواند
محمد طلاوری ، امیررضا صفدر توره ای و مژده پ این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جالب‌ترین قسمت کتابخانه ملی کره بخش امانات آن بود. اگر فردی در ساعت اداری کار کتابخانه نتواند به آن مراجعه کند می‌تواند مثلا از محل کار خود کتاب مورد نظرش را به کتابخانه سفارش دهد. کتابخانه کتاب را در صندوق امانت می‌گذارد و کد مخصوصی به متقاضی می‌دهد. متقاضی می‌تواند در هر ساعتی به کتابخانه مراجعه کند و کتابش را از جایگاه مخصوص بردارد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در سئول چندین قصر وجود دارد. زیرا این شهر در زمان امپراتوری چوسان که از 1392 تا 1910 ادامه داشت به عنوان پایتخت بود. کره‌ای‌ها به شدت از این قصرها مراقبت می‌کنند. حتی قسمت‌هایی از آن‌ها که در جنگ با ژاپن از بین رفته دوباره بازسازی شده است. روزهای یکشنبه سربازان با لباس‌های سنتی دوره چوسان در برابر قصر سان می‌بینند و مارش آن زمان را می‌زنند. ... دیدن ادامه » آنقدر طبیعی و جدی انجام می‌دهند که واقعا حس می‌کنی در کره ششصد سال پیش در برابر قصر امپراتور ایستاده‌ای و منتظری تا دلاورانی که از مرزهای کوگوریو دفاع کرده‌اند از جنگ بازگردند.
۲۷ اسفند
کاش ما ایرانی ها هم به تاریخمون افتخار میکردیم و سکوت نمیکردیم در ثبال اون همه اثاااری که در گذشته داشتیم و الان بعد اذ 40 سال حکومت جمهوری اسلامی از بین رفته...... به یزدان اگر ما خرد داشتیم کجا این سرانجام بد داشتیم
۱۰ ارديبهشت
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام عزیزم. خوبی؟
واژه‌ها طعم دارند. سلام یک طور، عزیزم و خوبی یک طور دیگر. جمع‌شان کنی کنار هم، عطر می‌گیرند. عطر لیموی جاافتاده توی قرمه سبزی. انگار منتظر بود. منتظر همین چند کلمه‌ی کنار هم. منتظر طعمش، عطرش، ترکیبش...
۰۷ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من که هر شب در درزهای اسرارآمیز میان خواندن و خوردن زندگی می‌کردم، رابطه‌ای فوق‌العاده، نوعی هماهنگیِ از پیش تعریف‌شده، میان طعم هر کتاب و کیفیت ادبی آن کشف کرده بودم. برای این‌که بدانم چیزی ارزش خواندن دارد یا نه فقط کافی بود بخشی از قسمت‌های چاپ‌شده را بجوم. یاد گرفتم برای این منظور از صفحه‌ی عنوان استفاده کنم و متن کتاب را دست‌نخورده ... دیدن ادامه » بگذارم. شعارم این شد: «اگر ارزش خوردن داشته باشد ارزش خواندن هم دارد.»
۲۶ بهمن
چه زاویه دید جالبی داشته موشه :)
۱۰ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جری همیشه می‌گفت آدم اگر دلش نخواهد زندگی‌اش را دوباره زندگی کند یعنی آن را هدر داده است. راستش نمی‌دانم. هرچند فکر می‌کنم من بخت آن را داشتم که این طور زندگی کرده باشم، دلم نمی‌خواست دو بار این قدر خوش‌بخت باشم.
۲۶ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما اصلاً یک جور مقاومت عجیبی در برابر کتاب خواندن داریم که تفلون در برابر چسبیدن غذا به ته ماهی تابه ندارد. چنان نسبت به کتاب خواندن نفوذناپذیریم که ایزولاسیون هیچ پشت بامی نسبت به باران و برف چنین عایق نیست...
۲۰ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اون گفت: «واسه بازیه که ما هی می‌خندیم.»
دلقکا رو می‌گفت.
گفتم: «راستکی می‌خندین یا الکی؟»
گفت: «راستکیش چیه؟ الکیش چیه؟»
۱۷ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
...شاید روزی این تلسکوپ فضایی بتواند ما را در پاسخگویی به این پرسش یاری بدهد و بتوانیم بیش از این‌ها از این ماجرا سردرآوریم و به اسرار آن پی ببریم. شاید در آن بیرون، در پشت این جهان، پاسخگویی به این پرسش امکان‌پذیر باشد: «انسان چیست؟»
۱۱ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درک قراری که با هم گذاشته بودیم بسیار ساده ولی انجام آن مشکل بود. تمام افسانه‌ها قواعد خودشان را دارند و شاید تفاوت یک افسانه با افسانه‌ی دیگر در همین قواعدشان باشد. لازم نیست این قواعد را بفهمیم فقط باید به آن‌ها عمل کنیم وگرنه قول و قرارها عملی نمی‌شوند.
حالا فهمیدی جرج؟ که چرا سیندرلا باید قبل از نیمه‌شب از مهمانی قصر خارج می‌شد؟ ... دیدن ادامه » من که هیچ اطلاعی ندارم و مطمئناً خود سیندرلا هم این را نمی‌دانسته...
۱۱ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 2