دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
«اگه آدم نمی‌تونه چیز بدی رو از ذهنش پاک کنه، باید روی اون چیزهای خوبِ زیادی بپاشه.»
بهار موسوی این را خواند
محمد طلاوری ، امیررضا صفدر توره ای و مژده پ این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جالب‌ترین قسمت کتابخانه ملی کره بخش امانات آن بود. اگر فردی در ساعت اداری کار کتابخانه نتواند به آن مراجعه کند می‌تواند مثلا از محل کار خود کتاب مورد نظرش را به کتابخانه سفارش دهد. کتابخانه کتاب را در صندوق امانت می‌گذارد و کد مخصوصی به متقاضی می‌دهد. متقاضی می‌تواند در هر ساعتی به کتابخانه مراجعه کند و کتابش را از جایگاه مخصوص بردارد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در سئول چندین قصر وجود دارد. زیرا این شهر در زمان امپراتوری چوسان که از 1392 تا 1910 ادامه داشت به عنوان پایتخت بود. کره‌ای‌ها به شدت از این قصرها مراقبت می‌کنند. حتی قسمت‌هایی از آن‌ها که در جنگ با ژاپن از بین رفته دوباره بازسازی شده است. روزهای یکشنبه سربازان با لباس‌های سنتی دوره چوسان در برابر قصر سان می‌بینند و مارش آن زمان را می‌زنند. ... دیدن ادامه » آنقدر طبیعی و جدی انجام می‌دهند که واقعا حس می‌کنی در کره ششصد سال پیش در برابر قصر امپراتور ایستاده‌ای و منتظری تا دلاورانی که از مرزهای کوگوریو دفاع کرده‌اند از جنگ بازگردند.
۲۷ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام عزیزم. خوبی؟
واژه‌ها طعم دارند. سلام یک طور، عزیزم و خوبی یک طور دیگر. جمع‌شان کنی کنار هم، عطر می‌گیرند. عطر لیموی جاافتاده توی قرمه سبزی. انگار منتظر بود. منتظر همین چند کلمه‌ی کنار هم. منتظر طعمش، عطرش، ترکیبش...
۰۷ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
من که هر شب در درزهای اسرارآمیز میان خواندن و خوردن زندگی می‌کردم، رابطه‌ای فوق‌العاده، نوعی هماهنگیِ از پیش تعریف‌شده، میان طعم هر کتاب و کیفیت ادبی آن کشف کرده بودم. برای این‌که بدانم چیزی ارزش خواندن دارد یا نه فقط کافی بود بخشی از قسمت‌های چاپ‌شده را بجوم. یاد گرفتم برای این منظور از صفحه‌ی عنوان استفاده کنم و متن کتاب را دست‌نخورده ... دیدن ادامه » بگذارم. شعارم این شد: «اگر ارزش خوردن داشته باشد ارزش خواندن هم دارد.»
۲۶ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
جری همیشه می‌گفت آدم اگر دلش نخواهد زندگی‌اش را دوباره زندگی کند یعنی آن را هدر داده است. راستش نمی‌دانم. هرچند فکر می‌کنم من بخت آن را داشتم که این طور زندگی کرده باشم، دلم نمی‌خواست دو بار این قدر خوش‌بخت باشم.
۲۶ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما اصلاً یک جور مقاومت عجیبی در برابر کتاب خواندن داریم که تفلون در برابر چسبیدن غذا به ته ماهی تابه ندارد. چنان نسبت به کتاب خواندن نفوذناپذیریم که ایزولاسیون هیچ پشت بامی نسبت به باران و برف چنین عایق نیست...
۲۰ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اون گفت: «واسه بازیه که ما هی می‌خندیم.»
دلقکا رو می‌گفت.
گفتم: «راستکی می‌خندین یا الکی؟»
گفت: «راستکیش چیه؟ الکیش چیه؟»
۱۷ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
...شاید روزی این تلسکوپ فضایی بتواند ما را در پاسخگویی به این پرسش یاری بدهد و بتوانیم بیش از این‌ها از این ماجرا سردرآوریم و به اسرار آن پی ببریم. شاید در آن بیرون، در پشت این جهان، پاسخگویی به این پرسش امکان‌پذیر باشد: «انسان چیست؟»
۱۱ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
درک قراری که با هم گذاشته بودیم بسیار ساده ولی انجام آن مشکل بود. تمام افسانه‌ها قواعد خودشان را دارند و شاید تفاوت یک افسانه با افسانه‌ی دیگر در همین قواعدشان باشد. لازم نیست این قواعد را بفهمیم فقط باید به آن‌ها عمل کنیم وگرنه قول و قرارها عملی نمی‌شوند.
حالا فهمیدی جرج؟ که چرا سیندرلا باید قبل از نیمه‌شب از مهمانی قصر خارج می‌شد؟ ... دیدن ادامه » من که هیچ اطلاعی ندارم و مطمئناً خود سیندرلا هم این را نمی‌دانسته...
۱۱ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
هر شب با انبوهی از خبرها و اطلاعاتِ مغشوش، به رختخواب می‌روی و هر چه فکر می‌کنی نمی‌توانی برای محتوم‌ترین پرسشِ تمام زندگی‌ات پاسخی اقناع‌کننده پیدا کنی. پرسشی که بیشتر بارِ فلسفی دارد تا سیاسی، بدون حشو و حواشی، کوتاه و مختصر: «چرا... چـــ... ر...ا؟» از خودت می‌پرسی: «چرا... چرا این طور شد؟» و به یاد حرف زیبایی می‌افتی که نمی‌دانی ... دیدن ادامه » در کجا خوانده‌ای یا از چه کسی شنیده‌ای: «خب، پادشاهی یعنی همین؛ یعنی اینکه یک نفر به جای همه رنج ببیند و بارِ تمام نگون‌بختی‌ها و مسکنت‌ها را به دوش بکشد.» این بهترین جوابی است که تا کنون برای بزرگ‌ترین سؤال زندگانی‌ات یافته‌ای.
۰۶ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
از این آلبوم:


می‌تراود ... دیدن ادامه » مهتاب
می‌درخشد شبتاب
نیست یک‌دم شکند خواب به چشم کس و لیک
غم این خفته‌ی چند
غم این خفته‌ی چند
خواب در چشم تَرَم می‌شکند


نازک‌آرای تن ساق گلی
که به جانش کِشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا به برم می‌شکند

نگران با من استاده سحر
صبح خواهد از من
کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را
بلکه خبر
۰۲ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
و بگذار بهترین بخش هستی تو از آنِ دوستت باشد. اگر او دریای وجودت را هنگام جزر آب دیده است، بگذار در مدّ آب نیز آن را تجربه کند. زیرا اگر دوستت را بدان خاطر بخواهی که ساعات خود را در صحبت او بر باد دهی، بهره‌ی آن دوستی چه خواهد بود؟ پس در صحبت او ساعاتی را بجوی برای زیستن (نه برای کشتن).
۲۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
- تصور کن یک گربه کف اتاق دراز کشیده است. حالا تصور کن یک توپ به داخل اتاق قل می‌خورد. گربه چه کار می‌کند؟
- این کار را خیلی کرده‌ام؛ گربه فوراً می‌دود دنبال توپ.
- خب. حالا تصور کن که خودت توی اتاق نشسته باشی. اگر یک‌ دفعه ببینی یک توپ قل‌خوران وارد اتاق می‌شود تو هم فوراً دنبال آن می‌دوی؟
- ... دیدن ادامه » نه، اول نگاه می‌کنم ببینم توپ از کجا آمده است.
- بله، چون تو انسان هستی ناگزیر دنبال علت هر اتفاق می‌گردی. در نتیجه قانون علیت‌ بخشی از وجود توست.
۲۸ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
لطف شگفت‌انگیز خانه در آن نیست که ما را پناه می‌دهد و گرم می‌کند و بنایش از آن ماست. بلکه در آن است که این ذخیرۀ خاطرات شیرین را کم‌کم در ما بر جا گذاشته است. در آن است که در اعماق دل ما این کوه تاریک را پدید می‌آورد که رؤیاها همچون آب چشمه از آن جاری می‌شوند.
۱۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
ما عاقبت به هم برخورده بودیم. آدمها مدتی دراز در حصار سکوت خود در کنار هم راه می‌سپارند، یا حرفهایی می‌زنند که پیامی با خود ندارند. اما ساعت خطر فرا می‌رسد. آن وقت شانه به شانه می‌دهند. پی می‌برند که از یک تبارند و چون وجدان‌های دیگرا را کشف کردند، دایرۀ وجودشان وسعت می‌گیرد. با لبخندی جانانه به هم می‌نگرند. و به زندانی آزادی یافته‌ای ... دیدن ادامه » می‌مانند که از عظمت دریا به حیرت می‌افتد.
۱۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 2