دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
یک زن قادر است عاشق شود و در طول یک سال تمام، بیش از ده دوازده کلمه با مردی که دوستش دارد سخن نگوید. اما در گوشه ای از قلب خود حساب تعداد دفعاتی که او را دیده است نگه می دارد: دوبار با او به دیدن نمایش رفته، دو بار باهم شام خورده اند، سه بار با همدیگر قدم زده اند؛ و یک بعدازظهر، در حین یک بازی مختصر، دست او را بوسیده است؛ جالب است که از آن زمان، بدون هیچ بهانه ای و با وجود آن که ممکن است عجیب جلوه کند، به کسی دیگر اجازه نمی دهد دستش را ببوسد.



زن ... دیدن ادامه » با دیدن محبوب خود یا به سرعت واکنش نشان می دهد یا خود را به لذت عشق ورزی می سپارد، لذتی که اگر مرد کوچکترین رفتار تهاجمی از خود نشان دهد به سرعت محو می شود، زیرا پس از آن زن باید شور و شعف خویش را رها کند و حالتی تدافعی به خود بگیرد.



به تازگی حس می کنم اگر یک موسیقی زیبا باشد، دل را درست همانگونه به اوج می برد که در حضور معشوق به پرواز در می آید. و این یعنی موسیقی عمیق ترین شادمانی موجود بر زمین را به بشر هدیه می دهد.
اگر تمام انسانها چنین دریافتی داشتند، هیچ چیز در جهان نمی توانست بش از موسیقی آنان را برای عشق مهیا کند.
اما سال گذشته در ناپل دریافتم که موسیقی زیبا، درست مثل یک پانتومیم خوب، ذهنم را به تاملات جاری ام معطوف می کند و الهام گر ایده هایی ناب می شود.


حامد پیامنی و Emile آژار این را خواندند
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
الگوی روسپیگری تغییر کرده و هنوز هم در حال تغییر است. بنابراین چرا نباید دیدگاه ما نیز متناسب با این واقعیت در حال تغییر، دگرگون شود؟... آنچه فهم تغییر در روسپی گری به ما می آموزاند آن است که در ماهیت، چرایی و نوع واکنش نسبت به این پدیده تجدیدنظر کنیم وحصارهای نامریی که نظام قدرت برای تداوم حیات خود پیرامون ما بنا کرده را بشناسیم و فراتر از آن رویم...
بحث حکم مشروع یا نامشروع صادر کردن برای تن فروشی نیست، این میدانی است که قدرت برای ما تعیین کرده است...
مساله ی مهم فراموش کردن نقش و منافع قدرت در اصرار بر ممنوعه بودن حوزه ی بحث وگفتگو در این زمینه و واکاوی و به اعتباری تبارشناسی آنچه است که در چها دهه ی اخیر رخ داده...
سالهاست ... دیدن ادامه » سخن فرادستان صاحبان قدرت را در تقبیح فروش تن و تحقیر روسپیان شنیده ایم و جز آن هیچ نشنیده ایم. شاید وقت آن رسیده تا سخن ستمدیدگان را بشنویم و ...

از مقدمه کتاب

کتاب جالبیست که توصیه می کنم مطالعه بفرمایید.خصوصا عزیزان اهل امر و نهی که به جای در نظر گرفتن عوامل و زمینه ی بروز یک پدیده یا رخداد تنها فرد ورفتار اون رو مدنظر قرار می دن و به دنبال صدور حکم برای همه.
اونچه که در این کتاب خیلی جالبه خارج کردن روسپیگری از حالت تابو و یک موضوع خط قرمزی به یک مساله ملموس و عینی است که از مناظر مختلف به بررسی آن می پردازد.
اما به نظر حقیر کتاب راه حلی مناسب برای رفع این آسیب اجتماعی ارائه نمیده
سپاس خسرو پرویز
۳۰ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
روزی مولانا از محله ی بدنامی می گذشت، فاحشه زنی بود بسیار جمیله، و او را کنیزکان بسیار در کنار... کنیزکان فاحشه را خبر دادند، به یکباره بیرون آمده، سر در قدم او (مولانا) نهاد.
مولانا گفت: زهی پهلوانان، زهی پهلوانان، که اگر بارکش شما نبودی، چندین نفس لوامه اماره را که مغلوب کردی؟ وعفت عفیفه زنان، کجا پیدا شد؟
یکی از ارباب امر و نهی به او ایراد کرد که: این چنین بزرگی، با قحاب طرابان، چندین پرداختن و ایشان را به انواع نواختن، وجهی ندارد.
مولانا ... دیدن ادامه » جواب داد: حالیا او در یکرنگی می رود و خود را چنان که هست بی رزق می نماید. اگر مردی، تونیز چنان شو و از دو رنگی درآی، تا ظاهر توهم رنگ باطن شود و اگر ظاهر و باطن تو یکسان نشود، باطل شود و عاطل گردد.(مناقب العارفین افلاکی)

از مقدمه ی کتاب
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
... و اگر همه کس نتواند مرد خلوت می تواند. زیرا اوست که می داند هر جمالی در جانور و گیاه صورت پایدار و آشکاری از عشق و شوق است. اوست که می بیند جانوران و گیاهان با شکیبایی جفت می شوند و افزونی می یابند و این به حکم قانون رنج و خوشی نیست، بلکه همه تابع قانونی هستند که از رنج و خوشی در می گذرد و بر هر اراده و مقاومتی مستولی می شود. کاش آدمی این ... دیدن ادامه » راز را که بر همه ی جهان، تا خردترین چیزهای آن، استیلا دارد با فروتنی بیشتری در میافت. کاش آن را با اهمیت بیشتری تحمل می کرد و می پذیرفت. به جای آنکه آن را آسان بگیرد کاش می دانست که چه گران است. کاش انسان باروری خویش را مقدس می شمرد.باروری،چه جسمانی و چه روحانی باشد،یکیست...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
الیور ساکس فوق العادست. شما توی این کتاب با اختلالاتی مواجه می شین که تنها واکنشتون در مقابل اونها دهانی باز بیش نخواهد بود و هفته ها تنها با فکر کردن به یک اختلال و قصه می گذرونین و مدام به این فکر می کنین که اگه خودتون یه روز با چنین بیمار یا مراجعه کننده ای مواجه بشید چه کار خواهید کرد؟ و بعد که به عمق کار پی بردین واکنش دکتر ساکس رو ... دیدن ادامه » در مواجهه با اون افراد با اختلالات دردناک و شاید شیرین و نادر تحسین خواهید کرد.((البته این واکنش خودم بود و قصد تعمیم به دیگری ندارم:) )).
خسرو نوروزی و آرمان حیدری ارجلو این را دوست دارند
اختلالات بیماریهای توی کتاب خیلی خاصه؟ یا اختلالاتی است که می تونیم در جامعه ببینیم ؟
۲۹ دى ۱۳۹۶
آرمان عزیز ببخشید بابت تاخیر در جواب به پرسش شما.
درواقع اختلالاتی نادر،جذاب و چالش برانگیزن.اختلالاتی نیست که در هرکس یا اکثریت آدمها خودشو نشون بده.
۰۸ بهمن ۱۳۹۶
ممنون مجتبی عزیز
۱۴ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتابی که به نظرم تا دیر نشده باید بخونید. هرچه ورق زدم تا یه قسمت جالب رو فقط اینجا بنویسم دیدم نمی شه، درواقع انقدر خوب نوشته شده و دلنشین تحلیل کرده که شما نمی تونی بخشی رو جدا کنی و...
سعی می کنم این کارو بکنم. چنین کتابهایی واقعااز ضروریات این دوران هستن،هرچند این کتاب مدتها پیش و در ارتباط با جوامع غربی نوشته شده اما امروز ما این روندی ... دیدن ادامه » رو که در کتاب به نقد کشیده شده در فرهنگ خودمون شاهد هستیم. خلاصه اینکه هرچه بیشتر در این کتاب فرو برید بیشتر به بلایی که بر سر آدمها اومده پی می برید. رولومی واقعا با بینشی عمیق به تفسیر وضعیت انسان پرداخته و البته باید هم اینطور باشه،اون یه رواندرمانگر وجودی فوق العاده بود. از دستش ندید... از دستش ندید...
با عرض ارادت آقای روح الله ،نظر شما رو در مورد نوشته های الوین تافلر هم خواستم جویا بشم .علی الخصوص کتاب موج سوم
ارادتمند خسرو پرویز
۳۰ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پروردگار مهربان من، از دوزخ این بهشت رهاییم بخش. در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی رنجزای گسترده ای. در هراس دم می زنم، در بیقراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است. این حوران زیبا و غلمان رعنا همچون مائده های دیگر برای پاسخ نیازی در من اند، اما خود من بی پاسخ ... دیدن ادامه » مانده ام، هیچکس ، هیچ چیز در اینجا ((به خود)) هیچ نیست. ((بودن من)) بی مخاطب مانده است. من در این بهشت، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم. ((تو قلب بیگانه را میشناسی که خود در سرزمین وجود بیگانه بوده ای)). ((کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم)).


کتابی که بارها و بارها باید خواند. شیرین...
امـیـرحسـین آل عوض این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می دانم که در طی سه یا پنج یا ده قرن آینده به پیروی از طاعون هیجان، بدگویی و دسیسه، مانورهای سیاسی و تفتیش عقاید ادامه خواهی داد، اما در انتها، انسان کوچک شکست خواهد خورد. میل به پاکی که امروز آن را در اعماق وجودت به زنجیر کشیده ای، تو را شکست خواهد داد.
امـیـرحسـین آل عوض این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
-چیزی که نباید درمانگر را متعجب کند اینست که چرا تشخیص گذاری با معیارهای DSM، پس از نخستین مصاحبه، به مراتب آسانتر از تشخیص گذاری با همین معیار بعد از جلسه ی دهم است، یعنی زمانی که اطلاعاتمان درباره ی بیمار به مراتب بیشتر شده؟راستی که با دانش غریبی سر و کار داریم...

-دانشجویان روان درمانی امروزی در معرض تاکید بیش از حد بر تشخیص قرار گرفته اند.مجریان مراقبت های درمانی خواستار دست یابی سریع درمانگر به تشخیص دقیقند تا به دنبال آن، درمان کوتاه مدت متمرکز بر درمان آغاز شود. روشی که پسندیده، منطقی و موثر به نظر می آید، ولی ارتباط کمی با واقعیت دارد. این روش کوششی گمراه کننده است در جهت پدید آوردن دقت علمی، در شرایطی که این مهم نه مقدور است و نه دلخواه.

-در ... دیدن ادامه » امر خطیر درمان، باید مرز نسبی و ظریفی برای عینیت گرایی قائل باشیم. اگر روش تشخیص گذاری DSM را بیش از حد جدی بگیریم و اگر باور کنیم که حقیقتا به تقسیم بندی های اصلی دست یافته ایم، ممکن است ماهیت انسانی، خودانگیز، خلاق و متغیر درمانی را تهدید کنیم.به یاد داشته باشید طبیبان دخیل در ایجاد طبقه بندی های تشخیصی قدیمی _ که امروزه بی اعتبارند و کنار گذاشته شده اند _ به اندازه ی اعضای فعلی کمیته ی DSM ذی صلاح، مغرور و مطمئن بوده اند. بدون شک، زمانی DSM نیز _ که بی شباهت به فهرست غذای رستوران چینی نیست _ برای متخصصان بهداشت روان مضحک و خنده آور خواهد بود.

زهره سادات برکاتی و امـیـرحسـین آل عوض این را خواندند
مریم صالحی این را دوست دارد
جناب نوروزی ، با این حال هم آیا فکر نمیکنید که دانش روانکاوی و روانشناسی امروز ، حتی در سطح پیشرفته از قواعد و قوانین و معیار های dsm و سایر کتب روانشناسی ، گام به گام پیروی نمیکنه ؟ بنده به این اصل رسیدم
۳۰ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خنثی قهقه زد.یعنی چه؟ یعنی آدمها را مثل کتاب می خوانی؟ عجب چرت و پرت می بافی به هم.
گفتم: هر انسانی به کتابی مبین می ماند در جوهره اش؛منتظر خوانده شدن.هرکدام از ما در اصل کتابی هستیم که راه می رود و نفس می کشد.کافی است جوهره مان را بشناسیم.فاحشه باشی یا باکره؛ افتاده باشی یا عاصی،فرقی نمی کند؛ آرزوی یافتن خدا در قلب همه ی ما،در اعماق وجودمان ... دیدن ادامه » پنهان است.از لحظه ای که به دنیا می آییم، گوهر عشق را درونمان حمل می کنیم. آن جا می ماند به انتظار کشف شدن. این یکی از قاعده هاست.

صفحه172
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید