دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

این کتاب شامل دو مقاله در مورد ماجرا و اتفاقات « اردوگاه یا کمپ آشویتس » می‌باشد. نام اردوگاه آشویتس به هولوکاست یا قتل عام یهودیان توسط حکومت نازی‌ها در آلمان و تشکیل اسرائیل در فلسطین گره خورده است.
کتاب ... دیدن ادامه » به شرح ماجرا و اتفاقات نمی‌پردازد بلکه نویسنده‌ی مقاله‌ی اول سعی دارد دلیل به وجود آمدن جنایات آشویتس و یا جنایتکاران آشویتس را از نگاه فلسفی و روانشناسی بررسی کند.
در مقاله‌ی دوم آن‌طور که من فهمیدم ، نویسنده به دفاع از اینکه هولوکاست واقعی بوده است و پاسخگویی به این که چرا برخی از شاهدان هولوکاست حرف خود را پس گرفتند و یا تغییر دادند و همچنین اینکه مجازات عاملان هولوکاست ، کافی نبوده است و ... می‌پردازد.
به طور کلی هر دو مقاله طوری نوشته شده است که احساس می‌کنم خواننده پس از مطالعه‌ی آن در فشار و تنگنا قرار می‌گیرد تا موضوع هولوکاست را با تمام کمیت و کیفیت آن بپذیرد! این احساس و فهم بنده هستش و شاید اشتباه می‌کنم. البته شاید یهودی بودن ( یا یهودی تبار بودن ) دو نویسنده در این گونه نوشتن، تأثیر گذار بوده باشد!.



در مورد « کشتار سازماندهی شده‌ی یهودیان توسط حکومت هیتلر »( روی کلمات و جمله‌بندی دقت شود) یا « نسل‌کشی یهودیان » و یا به طور خلاصه «هولوکاست»، حرف و بحث زیاد است؛ به طور کلی مطالب شامل سه دسته است: اول : شیوه‌ی انجام هولوکاست ؛ دوم: تعداد قربانیان. ؛ سوم: سوء‌استفاده از هولوکاست.

۱- در مورد شیوه‌ی انجام هولوکاست؛ نظرات کلی دو دسته است: موافقان هولوکاست از کوره‌های آدم‌سوزی و اتاق‌های گاز و ... که مخصوص کشتار یهودیان بوده است حرف می‌زنند؛ ولی منکران هولوکاست (و یا کسانی که موافق کشتار یهویان توسط نازی‌ها هستند اما نه آن‌گونه که اسرائیل می‌گوید) می‌گویند که این امکانات استفاده‌های دیگری داشته است مثلاً کوره‌های آدم‌سوزی برای نابودی اجساد آلوده به میکروب و اتاق گاز برای ضدعفونی کردن و ... بوده‌ است‌.( البته بعضی‌ها هم می‌گویند که این امکانات بعد از شکست نازی‌ها ساخته شده است). الله اعلم.

۲- در مورد تعداد قربانیان هم دو دسته هستند که یک عده که عمدتا اسرائیل و طرفدارانش می‌باشد تعداد قربانیان یهودی را به چند میلیون نفر می‌رسانند و مخالفان، تعداد افراد کشته شده را کمتر می‌دانند‌.

۳- اما بحث اصلی ، در مورد سوءاستفاده از موضوع هولوکاست است؛ بحث این است که اگر هولوکاست در سرزمین و حکومت آلمان ( یا دقیق‌تر در لهستان) اتفاق افتاده است پس صهیونیست‌ها ( که حکومت‌های قدرتمند جهان از آن به عنوان کشور یهودیان ، دفاع می‌کنند) در فلسطین چکار می‌کنند؟ چرا ملت فلسطین باید تاوان جنایت یک گروه دیگر را بدهد در حالی‌که در آن جنایت دخالت و قدرتی نداشته است؟ اگر عاملان هولوکاست ، به خاطر کشتار یهودیان و گرفتن اموالشان، جنایتکار بوده‌اند و باید مجازات می‌شدند پس چرا صهیونیست‌ها که به قتل و کشتار و غصب زمین و اموال فلسطینی‌ها مشغولند جنایتکار شناخته نمی‌شوند و مجازات نمی‌گردند؟! تفاوت جنایات نازی‌ها با صهیونیست‌ها در چیست؟! چه تفاوتی بین کودک یهودی و کودک فلسطینی وجود دارد؟!
در خوشبینانه‌ترین حالت و با این فرض که هولوکاست را به طور کامل و بدون شک در اعداد و ارقام کشته‌شدگان و یا هر مطلب دیگر، بپذیریم ، این موضوع نباید بهانه‌ و دست‌آویزی باشد برای تشکیل یک حکومت غاضب و ظالم به اسم اسرائیل تا در آن جنایتکاران جدید به وجود بیایند ، به عبارت دیگر هولوکاست یهودیان که نباید بهانه‌ و عاملی شود برای یک هولوکاست دیگر!. مقاله‌ی اول کتاب در همین خصوص است که بعد از ماجرای آشویتس و هولوکاست ، به نسل‌های بعدی انسان، آموزش داده شود تا دست به جنایت نزنند و ماجرای آشویتس تکرار نشود اما جالب اینجاست حکومت اسرائیل که به بهانه‌ی آشویتس و هولوکاست به وجود آمده است خود یک جنایتکار است!...

جنایت‌کار ، جنایت‌کار است؛ چه نامش نازی باشد و چه صهیونیست ! و یا هر اسم دیگری.
جنایت، جنایت است چه کشتار یهودیان باشد و چه کشتار فلسطینی‌ها؛ و یا کشتار ارامنه و یا کشتار یمنی‌ها و یا گرسنه‌کش کردن ایرانی‌ها توسط انگلیسی‌ها و یا بمباران شیمیایی ایرانی‌ها و یا کشتار کردها و شیعیان عراق توسط صدام. یا کشتار سوری‌ها و عراقی‌ها توسط داعش و یا کشتار مسلمانان بوسنی و یا کشتار مسلمانان روهینگیا در میانمار و یا کشتار مردم ژاپن با بمب اتمی توسط امریکا و ... .
چرا در این همه جنایت، فقط قتل عام یهودیان به چشم می‌آید و جنایتکاران آن ، محکومند و هم‌میهنان ناز‌ی‌ها باید غرامت بپردازند اما جنایت‌ها و نسل‌کشی‌های امروزه مثل نسل‌کشی مسلمانان یمن و یا میانمار و یا گرسنه‌کُش کردن افریقایی‌ها و ... ، از طرف حکومت‌های غربی و دوستانشان و دوستدارانشان با سکوت و بایکوت خبری همراه است و اقدام واقعی و جدی انجام نمی‌دهند؟!
شاید یکی از دلایلی که امروزه باعث شده تا به موضوع « نسل کُشی سازماندهی شده‌ی یهودیان » توسط نازی‌ها با دیده‌ی شک و تردید نگاه شود، رفتار و جنایات دولت غاصب اسرائیل ‌باشد! که با آب‌وتاب دادن به موضوع هولوکاست و سوء استفاده از آن، توانسته برای خود یک محل درآمد و یک مکان برای غصب و حکومت کردن و یک پادگان برای جنایت بسازد.


به هرحال دوره‌ی آشویتس و زندانیان و زندانبانانش تمام شد و جنایت‌هایی هم که در آن‌جا صورت گرفت تمام شد اما به نام و به بهانه‌ی آشویتس ، جنایت‌های دیگری شروع شد . نمی‌دانم قربانیان آشویتس و یهودیانی که در آنجا تحت اذیت و فشار بودند، می‌دانستند که روزی به نام آن‌ها و به بهانه‌ی آن‌ها، حکومتی ساخته می‌شود که به کشتار و جنایت می‌پردازد و کارش کشتن کودکان و خراب کردن خانه‌ی پیرزن‌ها و یتیم‌ها و آواره کردن مردم است؟!


لَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى الظَّالِمِینَ
حبیب سهرابی
بیجار گروس
۷ دی‌ماه ۱۳۹۷


( کپی از وبلاگ کتابخانه خصوصی حبیب سهرابی: www.habibsohrabi.blog.ir )
۳۰ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

این کتاب شامل خاطرات و اطلاعات نویسنده از زندگی در اردوگاه های کار اجباری شوروی می‌باشد. مطالب کتاب مثل کتاب اول ( قصه‌های کولیما) ، شامل چندین داستان می‌باشد با این تفاوت که تعداد زیادی از قصه ها طولانی‌تر هستند و تقریبا بیشتر خاطرات در پیرامون بیمارستان و مسائل وابسته به آن می‌گذرد؛ هر کدام از داستان‌های این کتاب نیز به طور تقریبی مستقل هستند .

با ... دیدن ادامه » وارلام شالاموف در هنگام خواندن کتاب « در دل گردباد » نوشته « یوگینیا گینزبرگ » آشنا شدم.

برخی کلمات مشترک که به آنها در خاطرات نویسنده‌های خارجی و ایرانی از زندگی در شوروی و اردوگاه‌های کار اجباری برخوردم شامل: سال ۱۹۳۷ یا دهه‌ی سی - نان - گرسنگی - اعتراف‌گرفتن از بازداشتی با زور و تهدید - بازجویی‌های شبانه در بازداشتگاه - مسائل غیراخلاقی و شیوع و اپیدمی آزادی روابط غیر اخلاقی - فحش ناموسی و الفاظ رکیک در سخن گفتن.

برخی ایرادات کتاب:

وجود اصطلاحات و وسایل پزشکی در داستان که نه نویسنده و نه مترجم ، درخصوص معرفی و یا کارکردشان توضیحی ارائه نکرده‌اند.

در برخی صفحات و برخی جملات ، ترجمه روان نیست و فهم آن برایم سخت بود.

ارائه‌ی برخی اطلاعات غیر قطعی توسط مترجم کتاب مانند ص۲۷۸: پاورقی کتاب، مترجم گفته است که اولین کاشف گردش خون یک طبیب انگلیسی به نام هاروی بوده است در حالی که « ... با کشف نسخه‌های دست‌نویسِ « ابن نفیس » با عنوان شرح‌حالی بر تشریح قانون و یا تفسیر بر ساختار قانون ابن سینا در سال 1924 میلادی در اروپا مشخص گردید که ابن نفیس گردش خون ریوی را ۳۰۰ سال قبل از ویلیام هاروی به تفصیل ارائه داده است به گونه‌ای که بسیاری از مورخان از جمله آلدو میلی، ماکس ماروف، ادوارد کوپولا و دیگران به طور واضح بیان داشته‌اند که این کشف باید به ابن نفیس نسبت داده شود. با توجه به نتایج مطالعه مذکور مشخص می‌گردد که تئوری‌های نادرستی به مرور در طی تاریخ پزشکی به وجود آمده است که در طی آن‌ها برخی از اکتشافات پزشکان مسلمان به اشتباه به دانشمندان اروپایی نسبت داده شده است که این امر سرقت علمی محسوب شده و به دور از اخلاق پزشکی است.» ( منبع: http://journals.sbmu.ac.ir/mh/article/view/5324 )

و اما حرف آخر ، در ص۲۱ و ۲۲ مطلبی وجود دارد به این‌صورت که در بیمارستان اردوگاه، نظافت و زدن موی زنان بر عهده‌ی پرستاران مرد بوده است و برعکس ؛ شالاموف این کار را « تفریح رؤسای اردوگاه‌ها » می‌داند. البته شالاموف به کسانی که از این کار شرم می‌کرده‌اند ایراد می‌گیرد و این کار را «انجام یک کار بهداشتی» می‌نامد و اینکه چون در شرایط سخت و طاقت فرسای اردوگاه بوده‌اند و عمرشان تباه شده و زندگی مساعدی نداشته‌اند لذا انجام این کار نیاز به شرم نداشته است.
برای درک موضوع لحظه‌ای به این فکر کنید: شما در حالی که بستری هستید، خانم پرستار قصد تراشیدن موهای زائد نقاط حساس شما را دارد و شما در حالی که لنگهایتان را باز کرده‌اید ،خانم به دقت مشغول کارش میشود! یا برعکس آن را در نظر بگیرید که یک خانم لنگهایش را باز نگه دارد تا آقای پرستار به نظافت ایشان بپردازد!... کمی به قضیه فکر کنید ! آن‌وقت آقای شالاموف از افرادی که از این کار شرم می‌کرده‌اند ، ایراد می‌گیرد.
از این نوشته چند نکته قابل برداشت است: اول اینکه شرم و حیا در بین جامعه‌ی آنروز شوروی از بین نرفته بوده حتی در بین زندانیان در شرایط سخت اردوگاه‌های کار اجباری ، اما دست‌هایی در کار بوده تا آن را از بین ببرد البته شالاموف این کار را تفریح رؤسا میداند اما با توجه به خاطرات دیگر از افرادی که در شوروی و اردوگاه زندگی کرده‌اند چندان هم به تفریح ربطی نداشته است.
دوم این‌که نمی شود با عوض کردن اسم یک عمل و رفتار ناپسند و زشت ، انجام دادن آن رفتار را توجیه کرد. نمی شود یک زن به تن فروشی بپردازد و اسم آن را بیزینس بگذارد! نمی‌شود یک آقایی، هر وقت و بی وقت ، دمخور و هم صحبت هر زنی باشد و بگوید و بخندد و گرم بگیرد و اسم این کار را بگذارد آداب معاشرت و آزادی روابط اجتماعی! (یا برعکس ، یک خانمی این کار را انجام بدهد). نمی‌شود یک خانمی، وقت و بی‌وقت، صبح و ظهر و عصر و شام، برود خیابان گردی و پاساژ گردی و خونه‌گردی و ... آخر سر هم اسم این ولگردی را بگذارد پر انرژی بودن یا اجتماعی بودن ‌.
در اینجا هم نمی‌شود به اسم انجام کار بهداشتی و نظافت، یک کار زشت را توجیه کرد یا به دلیل شرایط سخت و طاقت فرسای اردوگاه هر عملی را مجاز دانست . اگر به دلیل شرایط سخت اردوگاه ، این عمل ( زدن موی بدن توسط فردی غیر همجنس ) را توجیه کرد پس کارهایی چون روابط نامشروع، زورگویی به زندانیان ضعیف و قتل آن‌ها توسط سایر زندانیان و یا زندانبانان ، رفتار غیرانسانی زندانبانان و رؤسا در اردوگاه نیز قابل توجیه و دفاع است. اگر اینگونه فکر کنیم حتی تشکیل اردوگاه‌های کار اجباری و ظلم و ستم و هر چیز دیگری که ضد انسانی و ضد اخلاق باشد قابل دفاع است. بنابراین با عوض کردن اسم و همچنین دلیلْ قرار دادن شرایط و اوضاع روزگار ، نمی توان اعمال غیرانسانی و غیراخلاقی را توجیه کرد بلکه انسانیت و اخلاق در شرایط سخت و در محیط جبر و ظلم ، بیشتر رونق دارد و بیشتر به چشم می‌آید و بیشتر در ذهن‌ها می‌ماند‌؛ در اینگونه شرایط است که می‌گوییم یک فرد انسان است و یا فردی با اخلاق است. در شرایط راحتی و آسایش و دل‌بخواه که همه می‌توانند ادعای انسانیت و اخلاق داشته باشند!

الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
حبیب سهرابی
بیجار گروس
۲۵ دی‌ماه ۱۳۹۷


( کپی از وبلاگ کتابخانه خصوصی حبیب سهرابی: www.habibsohrabi.blog.ir )
۲۶ دى
مریم پیش یار این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

این کتاب شامل تجارب و خاطرات نویسنده‌ی آن از اردوگاه‌های کار اجباری شوروی می باشد.
کتاب ... دیدن ادامه » به چندین داستان مختلف تقسیم می‌شود که ماجرای هر کدام با دیگری متفاوت و مستقل است و هر کدام شخصیت‌های مربوط به خود را دارد، از این جهت خواندن کتاب لذت‌بخش است ، چون نیازی ندارد که شخصیت‌های کتاب را برای داستان بعدی به یاد داشته باشید و هر وقت حوصله بود می‌توات یک داستان از آن را خواند... ‌.
همچنین ماجرای تمامی داستان‌ها در همان اردوگاه‌های کار اجباری ، در منطقه‌ی کولیما می‌گذرد و یک ذهنیت و تصویر تقریبی( نه کامل ) از وضعیت اردوگاه‌های کار اجباری و روابط انسان‌های موجود در آن و نحوه‌ی زندگی‌ کردنشان در آنجا را به خواننده ارائه می‌دهد‌.
ترجمه‌ی کتاب روان و زیباست ، همچنین توضیح مترجم برای کلمات سخت و افراد اسم برده در کتاب، باعث راحتی خواننده ، افزایش اطلاعات و جذابیت کتاب شده است‌.
یکی از مطالبی که برایم جالب و نو بود در رفتن از زیر کار و یا مخفی شدن در خوابگاه برای جلوگیری از انتقال به مکانی دیگر بود ؛ پس در شرایط سخت هم راهی هست و میتوان امیّدوار بود به لطف خدا.

الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
حبیب سهرابی
بیجار گروس
۱۶ دی‌ماه ۱۳۹۷

www.habibsohrabi.blog.ir
۲۴ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

* یه درآمد خوب از یه نرم‌افزار ملی :
وقتی یه شارژ پنج هزار تومنی میخری باید پنج‌هزار و چهارصد و پنجاه تومن پرداخت کنی که این چهارصد و پنجاه تومن (یا همون نه‌درصد مالیات) به سازمان مالیات و سود عاملین فروش داده میشه . . . برای اینکه متوجه سود بشی نرم‌افزار آپ را مثال می‌زنم که به ازای حاشیه سودش جایزه‌های بزرگ میده و در رسانه‌های ملی ، جوایزش را تبلیغ میکند . . . یعنی یه مقدار از سودش را به رسانه‌های ملی میده تا براش تبلیغ بکنن . . . خوب حالا دقت کن : یه نرم‌افزار هست به اسم 7030 که توسط بچه‌های دانشگاه شریف ساخته شده و شعارش اینه : هفتاد درصدبرای مشتری و سی درصد برای نرم‌افزار ؛ یعنی در کنار تبلیغ برای نرم‌افزار و شارژ گوشی‌تون و کارت به کارت و غیره ، می‌تونید درآمد هم داشته باشید ! خوب چطور میشه از تبلیغ و یا شارژ گوشی و... درآمد داشت؟! وقتی که مثلا گوشی‌تون را پنج‌هزار تومن شارژ می‌کنید و یا قبض پرداخت می‌کنید و یا‌... نرم‌افزار تا هفتاد درصد از سود خودش را به شما میده ! به عبارت دیگر بچه‌های دانشگاه شریف تصمیم گرفتن به جای پرداخت پول به رسانه‌های ملی برای تبلیغ نرم‌افزار 7030 ، این پول را به مردم بدن تا مردم براشون تبلیغ کنن و پورسانت مادام‌العمر دریافت کنند.
شما ... دیدن ادامه » با هر بار خرید خودتون و یا دوستانتان (با توجه به سطح آنها) درآمد کسب خواهید کرد و این زنجیره‌ی درآمد همچنان ادامه خواهد داشت ...
** نحوه‌ی دریافت نرم‌افزار:
دریافت برای اندروید از طریق بازار
دریافت برای آی.او‌اس از طریق سیب
و یا نوشتن و جستجوی « نرم‌افزار 7030 » در گوگل .
* کد معرف هنگام ثبت‌نام: polparo ( نوشتن این کد الزامی است )
با آرزوی رزق حلال برای شما و خودم
کد معرف را فراموش نکنید.

(( سامانه «هفتاد سی» کاربران را در ۷۰ درصد سود بازار بزرگ محصولات اعتباری از جمله شارژ و بسته های اینترنت و قبض و... شریک می کند.
شما روی خرید کسانی که از طریق شما با سایت و اپ ۷۰۳۰ آشنا شده اند، سود مشخص خواهید داشت.
از طریق لینک زیر در چند ثانیه عضو شوید و شروع به درآمدزائی کنید.
https://7030.ir/r/polparo
شناسه‌ی معرف هنگام ثبت نام: polparo ))
۰۶ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

* یه درآمد خوب از یه نرم‌افزار ملی :
وقتی یه شارژ پنج هزار تومنی میخری باید پنج‌هزار و چهارصد و پنجاه تومن پرداخت کنی که این چهارصد و پنجاه تومن (یا همون نه‌درصد مالیات) به سازمان مالیات و سود عاملین فروش داده میشه . . . برای اینکه متوجه سود بشی نرم‌افزار آپ را مثال می‌زنم که به ازای حاشیه سودش جایزه‌های بزرگ میده و در رسانه‌های ملی ، جوایزش را تبلیغ میکند . . . یعنی یه مقدار از سودش را به رسانه‌های ملی میده تا براش تبلیغ بکنن . . . خوب حالا دقت کن : یه نرم‌افزار هست به اسم 7030 که توسط بچه‌های دانشگاه شریف ساخته شده و شعارش اینه : هفتاد درصدبرای مشتری و سی درصد برای نرم‌افزار ؛ یعنی در کنار تبلیغ برای نرم‌افزار و شارژ گوشی‌تون و کارت به کارت و غیره ، می‌تونید درآمد هم داشته باشید ! خوب چطور میشه از تبلیغ و یا شارژ گوشی و... درآمد داشت؟! وقتی که مثلا گوشی‌تون را پنج‌هزار تومن شارژ می‌کنید و یا قبض پرداخت می‌کنید و یا‌... نرم‌افزار تا هفتاد درصد از سود خودش را به شما میده ! به عبارت دیگر بچه‌های دانشگاه شریف تصمیم گرفتن به جای پرداخت پول به رسانه‌های ملی برای تبلیغ نرم‌افزار 7030 ، این پول را به مردم بدن تا مردم براشون تبلیغ کنن و پورسانت مادام‌العمر دریافت کنند.
شما ... دیدن ادامه » با هر بار خرید خودتون و یا دوستانتان (با توجه به سطح آنها) شما درآمد کسب خواهید کرد و این زنجیره‌ی درآمد همچنان ادامه خواهد داشت ...
** نحوه‌ی دریافت نرم‌افزار:
دریافت برای اندروید از طریق بازار
دریافت برای آی.او‌اس از طریق سیب
و یا نوشتن و جستجوی « نرم‌افزار 7030 » در گوگل .
* کد معرف هنگام ثبت‌نام: polparo ( نوشتن این کد الزامی است )
با آرزوی رزق حلال برای شما و خودم
کد معرف را فراموش نکنید.

(( سامانه «هفتاد سی» کاربران را در ۷۰ درصد سود بازار بزرگ محصولات اعتباری از جمله شارژ و بسته های اینترنت و قبض و... شریک می کند.
شما روی خرید کسانی که از طریق شما با سایت و اپ ۷۰۳۰ آشنا شده اند، سود مشخص خواهید داشت.
از طریق لینک زیر در چند ثانیه عضو شوید و شروع به درآمدزائی کنید.
https://7030.ir/r/polparo
شناسه‌ی معرف هنگام ثبت نام: polparo ))
۰۳ مهر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام. بی‌زحمت این کتاب را موجود کنید. یه سری تو سایتتون زدم خیلی از کتابها ناموجوده! چرا!؟
۱۹ شهريور
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
این کتاب شامل یک داستان یا بهتر بگویم شامل یک خاطره از نویسنده‌ی کتاب در سال‌های حضورش در شهر کرمان است که در خصوص جنایت و قتلی است که توسط یکی از کارمندان ساواک صورت گرفته است. نویسنده در حال حاضر مقیم کشور امریکاست.
کُلّ ... دیدن ادامه » داستان در حدود ۵۰ صفحه است و مابقی کتاب ( در حدود ۱۸۰ ص ) شامل مقاله‌های نویسنده است که در مجلات فارسی زبان خارج از کشور به چاپ رسیده است و بیشتر آن‌ها نیز در حمایت و دفاع از دکتر مصدق می‌باشد‌. اگرچه این مقالات هم تا حدودی مناسب است( به جز مواردی خاص ) اما بهتر بود به جای این مقالات ، خاطرات دیگری از نویسنده بیان می‌شد تا هم ارج و منزلت کتاب بالا می‌رفت و این خاطرات کاری نویسنده از آن سالهای ایران و کرمان به یادگار باقی می‌ماند...

http://habibsohrabi.blog.ir/post/22
۱۳ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید


بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
این ... دیدن ادامه » کتاب شامل خاطرات دکتر علی طاهرزاده از کودکی و نوجوانی در ایران تا پناهندگی و فرار به کشور شوروی سابق و اسارت و زندانی شدن در آنجا و در نهایت بازگشت به ایران در زمان رژیم پهلوی می‌باشد.
کتاب از نظر تایپ ، تقریبا پُر از غلط‌های تایپی است، یعنی به طور تقریبی در هر صفحه یک غلط تایپی وجود دارد و در بعضی صفحات تا سه غلط تایپی وجود دارد.
تعدادی از خاطرات تعریف شده هم قابل فهم برای من نبود و به عبارت دیگر فهمیدن خاطره‌ی تعریف شده سخت بود مثل ۱۳۸ و ۱۵۸ که با توجه به توضیحات آقای درازی در صفحات ۱۱ تا ۱۴ کتاب ، نباید چنین نامفهومی در مطالب کتاب به وجود می‌آمد.
با وجود این ، خواندن این کتاب که شامل خاطرات یک ایرانی در سرزمین شوروی سابق می‌باشد برای کسانی که به دنبال بهشت در سرزمین‌های بیگانه هستند خالی از لطف نیست.
روزگاری شوروی را بهشت کارگران و زحمتکشان جهان می‌دانستند اما بعد از فروپاشی مشخص شد که آنجا هم نه بهشت حقیقی بلکه سراب بوده است. در آن زمان ، بودند کسانی‌که از سراسر جهان برای رفتن به این بهشت، خانواده و وطن خود را ترک کردند و دیگر نه رنگ وطن را به چشم دیدند و نه خانواده را؛ یا در اردوگاه‌های کار اجباری مُردند و یا تا زمان مرگشان هم اجازه‌ی خروج از شوروی را نداشتند و یا بعد از مرگ عزیزانشان از شوروی خارج شدند. نویسنده‌ی این کتاب زمانی به ایران بر می‌گردد که مادرش دیگر در دنیای خاکی نیست...
طبق مطالب کتاب ، نویسنده تا زمان مرگ ازدواج نکرده بود اما در قسمت تصاویر آخر کتاب ، در زیر اولین عکس، نوشته شده که « دکتر طاهرزاده یکسال بعد از ازدواج - ایران ۱۳۴۹ » و در عکس پایین صفحه تصویری از نویسنده چاپ شده که مربوط به سال ۳۲در شوروی است که این اختلاف متن و تاریخ جای تعجب دارد که انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی چگونه چنین کتابی با این همه اشتباهات تایپی و ایجاد سردرگمی برای خواننده را، چاپ کرده است.
به هر حال خواندن این کتاب را به همه‌ی کسانی که در حال حاضر ، بهشت را در امریکا جستجو می‌کنند توصیه می‌کنم تا از سرگذشت بهشت‌جویان شوروی ، درس عبرت بگیرند چرا که بدون هیچ شکی تاریخ در حال تکرار است... فقط اسم ها فرق می‌کند: کمونیست، امپریالیست، ...
دستگاه تبلیغات شوروی با شستشوی مغزی نوجوانان و جوانان، آنها را و نسلهای بعدشان را به بیراهه‌ی کمونیست کشید ، امروزه هم دستگاه تبلیغات امپریالیست و سرمایه‌داری به خصوص آمریکا ، در حال شستشوی مغزی است؛ به رفتار و تفکر کودکان و نوجوانان و بزرگسالانی که ماهواره را همنشین خود انتخاب کرده‌اند کمی دقت کنید ! و به نسل‌های بعدشان هم کمی فکر کنید !

حبیب سهرابی
بیجار گروس
۱۲ تیر ۱۳۹۶

http://habibsohrabi.blog.ir/post/23
۱۳ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید


بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
این ... دیدن ادامه » کتاب شامل خاطرات دکتر علی طاهرزاده از کودکی و نوجوانی در ایران تا پناهندگی و فرار به کشور شوروی سابق و اسارت و زندانی شدن در آنجا و در نهایت بازگشت به ایران در زمان رژیم پهلوی می‌باشد.
کتاب از نظر تایپ ، تقریبا پُر از غلط‌های تایپی است، یعنی به طور تقریبی در هر صفحه یک غلط تایپی وجود دارد و در بعضی صفحات تا سه غلط تایپی وجود دارد.
تعدادی از خاطرات تعریف شده هم قابل فهم برای من نبود و به عبارت دیگر فهمیدن خاطره‌ی تعریف شده سخت بود مثل ۱۳۸ و ۱۵۸ که با توجه به توضیحات آقای درازی در صفحات ۱۱ تا ۱۴ کتاب ، نباید چنین نامفهومی در مطالب کتاب به وجود می‌آمد.
با وجود این ، خواندن این کتاب که شامل خاطرات یک ایرانی در سرزمین شوروی سابق می‌باشد برای کسانی که به دنبال بهشت در سرزمین‌های بیگانه هستند خالی از لطف نیست.
روزگاری شوروی را بهشت کارگران و زحمتکشان جهان می‌دانستند اما بعد از فروپاشی مشخص شد که آنجا هم نه بهشت حقیقی بلکه سراب بوده است. در آن زمان ، بودند کسانی‌که از سراسر جهان برای رفتن به این بهشت، خانواده و وطن خود را ترک کردند و دیگر نه رنگ وطن را به چشم دیدند و نه خانواده را؛ یا در اردوگاه‌های کار اجباری مُردند و یا تا زمان مرگشان هم اجازه‌ی خروج از شوروی را نداشتند و یا بعد از مرگ عزیزانشان از شوروی خارج شدند. نویسنده‌ی این کتاب زمانی به ایران بر می‌گردد که مادرش دیگر در دنیای خاکی نیست...
طبق مطالب کتاب ، نویسنده تا زمان مرگ ازدواج نکرده بود اما در قسمت تصاویر آخر کتاب ، در زیر اولین عکس، نوشته شده که « دکتر طاهرزاده یکسال بعد از ازدواج - ایران ۱۳۴۹ » و در عکس پایین صفحه تصویری از نویسنده چاپ شده که مربوط به سال ۳۲در شوروی است که این اختلاف متن و تاریخ جای تعجب دارد که انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی چگونه چنین کتابی با این همه اشتباهات تایپی و ایجاد سردرگمی برای خواننده را، چاپ کرده است.
به هر حال خواندن این کتاب را به همه‌ی کسانی که در حال حاضر ، بهشت را در امریکا جستجو می‌کنند توصیه می‌کنم تا از سرگذشت بهشت‌جویان شوروی ، درس عبرت بگیرند چرا که بدون هیچ شکی تاریخ در حال تکرار است... فقط اسم ها فرق می‌کند: کمونیست، امپریالیست، ...
دستگاه تبلیغات شوروی با شستشوی مغزی نوجوانان و جوانان، آنها را و نسلهای بعدشان را به بیراهه‌ی کمونیست کشید ، امروزه هم دستگاه تبلیغات امپریالیست و سرمایه‌داری به خصوص آمریکا ، در حال شستشوی مغزی است؛ به رفتار و تفکر کودکان و نوجوانان و بزرگسالانی که ماهواره را همنشین خود انتخاب کرده‌اند کمی دقت کنید ! و به نسل‌های بعدشان هم کمی فکر کنید !

حبیب سهرابی
بیجار گروس
۱۲ تیر ۱۳۹۶

http://habibsohrabi.blog.ir/post/23
۱۳ تير
با سلام. متن نسبتاً خوبی بود. در کتاب ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذات واقعی» به طور واضح و عملی نقش کشور های به ظاهر دارای قدرت را در هجوم وحشیانه و فریبکارانه به کشورهای گوناگون، توضیحی زیبا بیان شده. مضمونی از این بخش: آنها ... دیدن ادامه » می خواهند مردم به ویژه زنان از روشها و مدل های آنها پیروی نموده و از آنها الگو بگیرند و... . برای مطالعه بهتر می توانید به www.book soltanpanah.ir مراجعه نمایید.
۱۳ تير
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

۱. بررسی کتاب از نظر محتوی
۲. ... دیدن ادامه » بررسی کتاب از نظر چاپ

۱)
کتاب «بدون شوهرم هرگز» شامل خاطرات نویسنده‌ی کتاب که یک زن آلمانی با شوهری ایرانی است -و هر دو از مخالفان نظام جمهوری اسلامی هستند- می‌باشد.
مطالب کتاب، ترکیبی از مسائل سیاسی و تاریخی ، برخی مطالب کلیشه‌ای و شعاری، خاطرات نویسنده و برداشت‌های شخصی نویسنده از ایران و مسائل مربوط به آن است که با توجه به بیان برخی حقایق از زبان یک خارجی ، قابل تأمل است.
نویسنده خاطراتش را از زمان آشنایی با شوهرش و سپس ازدواج، سفر به ایران(۱۱سال قبل از انقلاب) و زندگی در ایران، دستگیری شوهرش در حکومت شاهنشاهی و خروج از ایران به دلیل انقلاب و... بیان می‌کند.
در واقع نویسنده به بیان خاطرات خود و شوهرش می‌پردازد که شوهرش ، شخص اول خاطرات و همچنین قهرمان آن است و در کنار آن به بیان سایر مسائل می‌پردازد.
همسر نویسنده (مسعود) در حکومت شاهنشاهی دارای مسئولیتهای متعددی بوده که شامل مدیریت هنرستان فنی کرمان، شهرداری مشهد در دو دوره؛ و به صورت همزمان: سمت بازرسی عالی وزیر، ریاست دانشسرای عالی تربیت معلم متعلق به فرح پهلوی و مسئول فدراسیون هندبال که همزمان شهردار مشهد هم بوده است و در نهایت شهردار یکی از مناطق می‌شود.
نویسنده‌ی کتاب و همسرش از مخالفین نظام جمهوری‌اسلامی و با توجه به متن کتاب از علاقمندان به شاه هستند و از شاه با احترام یاد می‌کند(فصل ۸ و در صفحات ۶۵، ۱۴۸، ۲۹۵و۲۹۶، ۴۰۵، ۴۰۸و...) و شاید به همین دلیل است که قصد تطهیر چهره شاه را در ذهن خوانندگانش دارد و علت مشکلات کشور در زمان شاه را، به گردن اطرافیان شاه می‌اندازد و او را بی‌خبر نشان می‌دهد؛ اگرچه گاهی از این بی‌خبرے و بی‌توجهے شاه انتقاد می‌کند. اما واقعیت این‌است که وقتی فردی کاری را قبول می‌کند تمام مسئولیت آن بر عهده‌ی آن شخص است و انداختن مشکلات به گردن دیگران چیزی را حل نمی‌کند. البته نویسنده یک طنز بی‌مزه را هم در لابلای خاطراتش آورده است و آن این است که به خواننده تلقین می‌کند که این اواخر(یعنی قبل از پیروزی انقلاب) کارها در حال درست شدن بوده است و اگر انقلاب نمی‌شد مسائل کشور با وجود همسرش (مسعود) و افرادی امثال او حل می‌شد؛انگار که همسر ایشان اولین شخصی هستند که در خارج تحصیل کرده و به کشور بازگشته‌اند!....
نویسنده ، انقلاب اسلامی را ماجرای تأسف برانگیز(ص۴۰۳) و آنرا پایان فرهنگ ایران و... می‌داند(۴۰۸) و همچنین از انقلابیون با نفرت(۲۳۸) و تازه رسیده‌ها(۳۸۵) و اهریمنان (۴۳۵) یاد می‌کند؛ انگار خانم نویسنده فراموش کرده که خودش تازه به ایران رسیده و مردم ایران و مذهبی‌ها از چند قرن قبل ساکن و مالک این آب و خاک بوده‌اند و خودشان باید سرنوشت ملک و مملکتشان را مشخص کنند نه خارجی‌های تازه رسیده!

... نویسنده در فصل ۱۳ کتاب (بازی سرنوشت) در تعریف ماجرایی گنگ و نامعلوم ، علت خروج خود و فرزندانش(و بعد شوهرش) را بعد از انقلاب از ایران بیان می‌کند.
جالب در این فصل این است که مسعود(همسر نویسنده) بی هیچ دلیل منطقی، تصمیم به خروج خانواده از ایران می‌گیرد و بر خلاف فصل‌های قبل که نویسنده از او یک قهرمان که در مقابل مشکلات می‌ایستاد، ساخته بود در اینجا بدون مقاومتی تصمیم به خروج از ایران می‌گیرد .... وقتی بعد از مدتی بر می‌گردد دائم دچار توهم دستگیری و در خطر بودن است، در حالیکه راحت از فرودگاه که دارای گیت بازرسی است داخل و راحت هم از کشور خارج می‌شود.
نویسنده در فصل های بعدی هم بیان می‌کند که خودش و فرزندانش، در بعد از انقلاب در دو یا سه نوبت (با تفاوت زمانی) به ایران می‌آیند و هر بار دچار توهم «خطر» هستند؛ اما هر بار بدون خطری وارد کشور شده و خارج می‌شوند اما باز نویسنده از توهم خطرناک بودن سفر به ایران دست برنمی‌دارد.
در فصل های پایانی، نویسنده ژست جهان وطنی به خود می‌گیرد و برای ملت‌های خاورمیانه و افریقا و... آرزوی صلح و آرامش دارد!

*** برخی نکات قابل توجه:

» نویسنده شوهرش را مسلمان معرفی می‌کند اما می‌گوید که شوهرش هرگز از عقایدش حرف نمی‌زند! و جالب اینکه پسرشان را به مهدکودک مسیحی‌ها و مدرسه‌ای با رئیس یهودی و سپس با حساسیت خاصی به دبیرستان یهودیان مے فرستند!و در آخر کتاب ، نویسنده از هدایت خلق‌های بلوک شرق توسط پاپ ژ.پ.دوم و از آرزوی رسیدن خاورمیانه و... به آزادی با انتخاب پاپ ب.شانزدهم حرف می‌زند و از کناره‌گیری او متأسف است اما آقا مسعود مسلمان ما به احتمال زیاد همچنان ساکت است و از عقایدش حرف نمی‌زند!
» معرفی هویدا به عنوان یک خدمتگزار مملکت!
» اشتباه گرفتن عید نوروز به عنوان عید مذهبی در مقابل عید کریسمس (ص۲۶۱)؛ در حالیکه عید نوروز آغاز بهار و رویش زمین است اما عید کریسمس تولد حضرت عیسی علیه‌السلام است.
» ایراد به فرهنگ قربانی کردن و ذبح گوسفند در اسلام
» ایراد به حکومت مسیحیان و مسلمانان در برخورد با مخالفانشان ،بدون اشاره به حکومت یهودیان(اسرائیل)
» و...

۲)
» ناشر در معرفی کتاب بر روی جلد آن از عنوان(... اقامت در شهرهای مختلف ایران) استفاده کرده که با توجه به متن کتاب ، نویسنده ساکن تهران، کرمان و مشهد بوده و شهرهای دیگر را مثل ساری و اصفهان و... به صورت تفریحی ، مسافرت کرده است، که اقامت محسوب نمی‌شود! و از نظر بنده نوعی فریب برای فروش کتاب است.
» علامت ویرگول و نقطه در قسمت های از متن که لازم است وجود ندارد و ویرگول در بعضی جاها اضافی است.
» در یکجا از متن مطلب جابجا شده و در اواخر کتاب هم یکی از سال‌ها اشتباه است.
» علامت سه ستاره در قسمت هایی از متن که به گذشته یا آینده رجوع می‌کند لازم است که رعایت نشده است.
____________________________
چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۶
۲۲:۵۳
* https://telegram.me/habibsohrabi

* https://instagram.com/Habib.sohrabi_bijar
امـیـرحسـین آل عوض این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
این کتاب ۲۲ هزار تومن نمی‌ارزه.
قویترین قسمت کتاب خاطرات ایرانیان قدیمی در شوروی هستش که هم عبرت آموز و هم ناراحت کننده است. البته عاقبت دشمنان خدا و دین خدا هم غیر از این نبوده و نیست و نخواهد بود. به عبارت دیگر ظالمی گرفتار ظلم شده.
قسمت ... دیدن ادامه » هایی از کتاب از نظر بنده گنگ است و فهم برخی مطالب در بار اول کمی سخت است. نویسنده در بعضی پاراگراف‌ها از افرادی اسم می‌برد بدون اینکه آن‌ها را معرفی کند و یا جایگاه آن‌ها را در سازمان بگوید، در واقع کتاب در این پاراگراف‌ها جنبه خصوصی و شخصی و درون سازمانی پیدا می کند.
قسمت هایی از کتاب نظریه و تئوری و تفکرات نویسنده و یا افراد دیگر است و بیشتر به درد افراد همفکر و اعضای سازمان و افراد مطلع می‌خورد و باز جنبه‌ی خصوصی دارد و فقط باعث افزایش صفحات کتاب شده است.
کتاب خط سیر زمانی ندارد یعنی به ترتیب زمان نیست و سخن از هرجا و هر زمان می‌باشدو از این لحاظ که خط سیر زمانی رعایت نشده ، خسته کننده و برای خواننده‌ای که به تاریخ و ماجراهای سیاسی آشنا نیست ، گیج کننده است.
* بهترین کتابی که (تا الان ۲۰آبان۹۶) در مورد زندگی در شوروی و حزب توده خوانده‌ام کتاب جدال زندگی، چاپ شیرازه، نوشته فریدون پیشواپور است.
هم خط سیر زمانی خوبی دارد و هم فضا و محیط را خوب شرح میدهد طوریکه خواننده کاملا با محیط زندگی در شوروی آشنا میشود و از این نظر بسیار قوی است اگرچه کتاب و چاپ آن مقداری غلط دستوری دارد.
حبیب سهرابی
* https://telegram.me/habibsohrabi


* https://instagram.com/Habib.sohrabi_bijar
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
این کتاب در مورد خاطرات نویسنده از گروه ۵۳ نفر، حزب توده و فرقه دمکرات آذربایجان هستش. کتابی که رازهای زیادی را فاش می‌کند‌. وابستگی و سرسپردگی حزب توده و فرقه دمکرات به شوروی در این کتاب آشکار می‌شود. نویسنده خود از اعضای ارشد حزب توده و فرقه دمکرات بود و همچنین جزو ۵۳ نفر بوده و واقعا خاطراتش ... دیدن ادامه » خواندیست‌. اگر علاقمند به خواندن خاطرات اعضای حزب توده هستید پیشنهاد می‌کنم اول این کتاب را بخوانید و بعد سایر کتابهای درخصوص حزب توده و فرقه دمکرات و خاطرات اعضای آن را بخوانید.
t.me/habibsohrabi
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلامٌ‌علیکم ، خواهشمندم این کتاب را موجود کنید. لازم به ذکر است خاطرات آقای خلخالی دو جلد است. بی‌زحمت جلد دوم را هم موجود کنید. باتشکر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به نام خدا
این کتاب شامل خاطرات تعدادی از طرفداران شوروی سابق است، یعنی همان سرسپردگان شوروی که هیچ زبانی را نمی فهمیدند جز اینکه شوروی بهشت است !؛ درست مثل علاقمندان و سرسپردگان فعلی آمریکا و غرب در ایران.
برای اینکه وضعیت فکری این افراد را درک کنید فقط کافی است به این جماعت عاشق آمریکا در زمان خودمان نگاه کنید، آنوقت درک اینکه چرا این جماعت نسبت به شوروی اینقدر ساده ، خوشبین و متعصب بودند برایتان راحت تر می‌شود.
آقای ... دیدن ادامه » فتح‌الله‌زاده در قسمت پایانی کتاب(مصاحبه) دقیقا به این مطلب اشاره می‌کنند و از خوشبینی به غرب و امریکا در زمان خودمان انتقاد می‌کنند.
خوب شوروی که به ملت خودش رحم نمی‌کرد با این همه فدایی و علاقمند خارجی چکار می‌کرد؟ فکر کنم «بهره کشی اقتصادی» بهترین روش بود تا اینکه این افراد را مسلح می‌کرد و برای آزادی ایران می‌فرستاد، به هرحال، مبارزه خرج دارد.
سرگذشت آخر کتاب، غم‌انگیزترین ماجراست چراکه فرد گوینده، سرسپردگی و علاقه‌ای به مهاجرت نداشته و فریب می‌خورد... اما سایر سرگذشت ها شامل این جمله می‌شود «« خود کرده را تدبیر نیست »» و از تعجبات است که بیشتر گویندگان، خود را از همکاری با کا.گ.ب در دوران مهاجرت مبری می‌کنند!
و البته در سرگذشت اول، مظلوم نمایی برای بهاییان جز از چنین افرادی بر نمی‌آید که هم خود را بر باد دادند و هم خانواده خود و دوستانشان را.
www.habibsohrabi.blog.ir
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید