دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
حتا اگر در یک زمان خاصی، یاد گرفتن موضوعی بی‌فایده به نظر برسد، باز هم نباید آن را سرسری بگیری. بعدها می‌فهمی چقدر به دردت می‌خورد. هیچ‌کدام از درس‌هایی که می‌خوانی بی‌فایده نیستند. این قانون دنیاست.
فاطمه خیاطی و یگانه زربافتی این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کیف به خودی خود نه هدفی دارد و نه آرزویی؛ اما هر وسیله یا هر چیزی را که ما بخواهیم، با آغوش باز می‌پذیرد. شما به کیف اعتماد می‌کنید و کیف هم به نوبه خود به شما اعتماد می‌کند. به اعتقاد من، کیف نماد صبوری است، نشانه درک عمیق است.
فاطمه خیاطی این را خواند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر کتاب قبلی نویسنده یعنی خدمتکار و پروفسور را خوانده‌اید و یا یادداشت بنده را مطالعه کرده‌اید باید بگویم که کتاب جدید، یعنی انتقام، بسیار با آن تفاوت دارد. مهم‌ترین تفاوت این است که انتقام یک مجموعه داستان کوتاه است حال آنکه خدمتکار و پروفسور یک رمان است. با این حال، نبوغ نویسنده در هر دو کتاب و بخصوص این کتاب بسیار بارز است. علاوه بر این، کتاب خدمتکار و پروفسور دارای داستان خطی و با پایانی منطقی است اما مجموعه داستان‌های انتقام متفاوت است که در ادامه به بررسی آن می‌پردازم.

به شخصه نحوه قرار گرفتن داستان‌ها و ارتباط هرچند اندک این 11 داستان کوتاه را بسیار دوست داشتم. اگرچه در اکثر داستان‌ها اتفاق اصلی مربوط به مرگ و کشته شدن انسان‌ها است اما نوع بیان داستن بسیار دلچسب بود. از خواندن این کتاب لذت بردم. به نظرم این داستان‌ها از نوع پست مدرن باشند. اگرچه مطمئن نیستم اما از آنجایی که داستان‌ها برش‌های کوتاهی از زندگی واقعی افراد مختلف هستند بدون اینکه نتیجه خاصی در هر داستان قرار داشته باشد. در واقع، نویسنده در هر داستان صحنه‌هایی از زندگی افراد را بیان می‌کند. باید متذکر شوم که در تمام داستان‌ها یک راوی به بیان اتفاقات می‌پردارد. البته، در برخی داستان‌ها راوی از خودش و گذشته‌اش نیز مواردی را بیان می‌کند. با این حال، هر داستان به خودی خود دارای نکته‌های عجیب و گاهی شک‌برانگیز دارد. به احتمال قوی به دلیل وجود مرگ در اکثر داستان‌ها و فضاهای عجیب آن مثل موزه شکنجه، وجود زبان در جیب لباس و غیره به این یازده داستان، «یازده داستان سیاه» گفته‌اند.

موضوع ... دیدن ادامه » دیگری که در داستان‌ها برایم جالب بود، افت و خیز بالای هر داستان می‌باشد. داستان‌ها با اینکه کوتاه هستند، اما نویسنده به خوبی لحظات شک‌آور و عجیبی را در آن‌ها قرار داده است که خواننده را مجذوب خودش می‌کند. علاوه بر این، نحوه اتصال داستان‌ها نیز بسیار جالب است. انتظار نداشته باشید که هر داستان ادامه داستان قبلی خود باشد. در واقع، زمان وقوع اتفاقات هر داستان کاملا متفاوت با داستان‌های دیگر است. علاوه بر مساله زمان، مکان نیز غالبا متفاوت است. اما باز هم نویسنده به خوبی هر داستان را به داستان‌های دیگر متصل کرده است.

نکته دیگر در داستان‌های مجموعه انتقام این است که نویسنده مدام، بدون از دست دادن خواننده، از موضوع اصلی خارج می‌شود و به توصیف صحنه‌ها و اتفاقاتی می‌پردازد که شاید اگر دقیق باشیم به نظر اهمیتی ندارند. اما گاهی در داستان‌های دیگر همین مسائل باعث ارتباط بین داستان‌های می‌شوند. واقعا نبوغ و زیرکی نویسنده در نوع خود جالب است.

آخرین داستان این مجموعه داستان کمی عجیب‌تر از دیگر داستان‌ها بود و به قول مترجم، شاید با خواندن آخرین داستان به یاد اولین داستان مجموعه بیافتید. در انتها به شدت کتاب را توصیه می‌کنم. خصوصا برای کسانی که با فضاسازی‌های سیاه مشکلی ندارند و از کمی هیجان خوششان می‌آید.

برای اطلاعات بیشتر می توانید به فایلی که در وبلاگم قرار داده ام مراجعه کنید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب «تمام زمستان مرا گرم کن» مجموعه 10 داستان کوتاه در 138 صفحه توسط نشر مرکز در سال 1379 به چاپ رسیده است. این کتاب در سال ۱۳۸۰ برندهٔ جایزه هوشنگ گلشیری شد و در جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی عنوان «بهترین مجموعه داستان دهه ۸۰» را به دست آورد. همچنین، در نظرسنجی روزنامه همشهری نیز در سال ۱۳۹۰، به عنوان بهترین مجموعه داستان دههٔ ۸۰ برگزیده شد. بنده چاپ یازدهم کتاب را که در سال 1396 در 500 نسخه و با قیمت 16900 چاپ شده است در چهارمین خیریه اسفندگان کتاب خریداری کرده‌ام.

همان‌طور که بیان شد، کتاب دارای 10 داستان کوتاه است. ابتدا در مورد هر داستان به صورت خیلی خلاصه توضیح می‌دهم. باید ذکر کنم که به نظر می‌رسد به جای واژه داستان کوتاه شاید بهتر باشد «داستان خیلی خیلی کوتاه» را برای این کتاب استفاده کنیم. داستان‌هایی داریم که تنها 6 صفحه هستند!

به ... دیدن ادامه » طور کلی ویژگی‌های داستان‌های کوتاه علی خدایی را می‌توان چنین بیان کرد:
- راوی خود مشغول نوشتن داستان است یا به فضاهای غیرواقعی علاقه خاصی دارد،
- تشریح روابط و اتفاقات خیلی ساده و پیش‌پا افتاده زندگی مانند چای خورد دو نفر، احوال‌پرسی‌های روزمره،
- عدم وجود فراز و فرود در داستان‌ها. روایت داستان‌ها کاملا خطی است،
- جملات بسیار کوتاه و گاهی بی‌معنی،
- حضور افراد غیرایرانی به شدت در داستان‌ها خودنمایی می‌کند،
- علاقه شدید نویسنده به اصفهان و شمال ایران!
خب شاید با توضیحات بالا نظر شخصی بنده کاملا مشخص شده باشد. اصلا نتوانستم با داستان‌های کتاب ارتباط برقرار کنم. علاوه بر این، تغییر سبک نوشتاری نویسنده اجازه نمی‌داد که به ساختار داستان‌ها عادت کنم. همچنین، برای کسی مثل من که بیشتر دنبال دلیل و علت در داستان‌ها می‌گردد این داستان‌های ساده معنا و مفهوم خاصی نداشتند.
برای اطلاعات بیشتر در مورد نویسنده و کتاب و همچنین نظر شخصی بنده در مورد هر داستان می توانید به فایل قرار داده شده در وبلاگم مراجعه کنید.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان آبی‌تر از گناه در 125 صفحه و 10 فصل توسط نشر ققنوس در سال 1384 به چاپ رسیده است. دو جایزه معتبر و بسیار خوب هوشنگ گلشیری و مهرگان ادب را در همان سال از آن خود کرده است. بنده، چاپ هشتم این کتاب در سال 1397 را با شمارگان 660 عدد و قیمت 9500 تومان در چهارمین خیریه اسفندگان کتاب خریداری نموده‌ام. باید عرض کنم که در کمتر از دو ساعت کتاب مذکور را مطالعه کرده‌ام. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنم حتما شما هم آن را ورق بزنید.

اولین جمله کتاب
«من ... دیدن ادامه » کسی را نکشته‌ام. همه‌اش از همان عکس شروع شد.»، که البته آخرین جمله کتاب هم هست، خبر از این می‌دهد که قتلی رخ داده است، یا لااقل کسی کشته شده است و خواننده می‌تواند انتظار یک رمان جنایی را داشته باشد. در این رمان راوی داستان را به صورت اول شخص بیان می‌کند. با توجه به جمله اول کتاب، مشخص است که مضنون اصلی خود راوی داستان است. جالب اینجاست که تا آخر کتاب نام راوی فاش نمی‌شود و رمان علاوه بر راوی، شش شخصیت دیگر نیز شامل شازده، عصمت (زن شازده)، پدر و مادر راوی، مهتاب و دکتر مسایف در داستان وجود دارند.

داستان بگونه‌ای است که انگار راوی در محکمه‌ای نشسته و بازجویی می‌شود. با این کار، وقتی رمان جلو می‌رود، خواننده بدون اینکه سوالات بازجو را ببیند و با خواندن حرف‌های راوی متوجه آن‌ها می‌شود. البته می‌توان این فرض را نیز در نظر گرفت که ممکن است راوی با خودش حرف می‌زند و درواقع، خواننده ماحصل پاسخ‌های راوی به بازجو و گفت‌و‌گوهای داخل ذهن وی را می‌خواند. به هر حال، در این بخش نویسنده به خوبی توانسته از هنر خود برای جذاب کردن داستان استفاده کند. کششی که در رمان‌های ایرانی کمتر دیده می‌شود. البته باز هم شاید یکی دو فصل اضافی در رمان وجود داشته باشد که به دلیل حجم کم آن‌ها می‌توان از آن گذشت.

رابطه‌ها در رمان هم نسبتا خوب شکل پیدا کرده‌اند. راوی که به نظر می‌رسد یک ویراستار (شغل اصلی نویسنده!) ساده است و از شهرستان به تهران آمده است، برای کار به سراغ خانه شازده می‌رود. البته شخصیت شازده چندان موجه و قابل درک نیست. اگرچه نویسنده سعی کرده شخصیت وی را مرموز (مانند تمام شخصیت‌های دیگر داستان) نشان دهد، اما خلق و خوی شازده با آنچه که در پیشینه وی آمده است در تعارض است. عصمت که زن شازده است و راوی به قتل او متهم است، به نظر زنی عجیب و فریب‌کار است. مهتاب نیز بسیار ناشناخته است. زنی که به یکباره در خانه راوی ظاهر می‌شود و عجیب بودن ماجرای قتل را بیشتر می‌کند. اگرچه تا فصول آخر به نظر نمی‌رسد مهتاب نقش چندانی در داستان داشته باشد اما در بسیاری از فصول ردپای او دیده می‌شود.

به نظر می‌رسد مهتاب عاشق راوی و راوی هم عاشق عصمت است. اگرچه برخی افراد رمان را عاشقانه پنداشته‌اند اما فکر نمی‌کنم ردپای عشق (به معنای دل‌دادگی و محبت قلبی) در این رمان آنقدر زیاد باشد. اولا تمام داستان از زبان راوی است، پس نمی‌توان به درست بودن آن مطمئن بود. ثانیا که در همین داستانی که راوی ساخته و پرداخته هم آنچنان شور و هیجان عشق دیده نمی‌شود.

نویسنده به خوبی توانسته است حس تعلیق را در داستان خود به خواننده القا کند. تعلیقی که با حرف‌های راوی مدام بالا و پایین می‌شود.

ردپای تاریخ و سیاست نیز در رمان دیده می‌شود. اگرچه علت قتل کاملا مساله‌ای سیاسی به نظر می‌رسد اما نمی‌توان رمان را سیاسی دانست. در همین بخش هم نویسنده نتوانسته است علت قتل را به خوبی به خواننده بقبولاند. اینکه پسری عقیم که از خانواده خود فرار کرده است به یکباره به وصیتی عمل کند که چند نسل در خانواده آن‌ها بوده است بسیار عجیب و غیرواقعی به نظر می‌رسد.

مانند برخی افرادی که در مورد رمان نظر داده‌اند، پایان داستان را دوست نداشتم. از یک طرف اعتراف ناگهانی راوی و از طرف دیگر سرانجام نامعلوم پدر و مادر راوی و مهتاب که بنده به شخصه نفهمیدم اگر مرده‌اند چرا؟ و اگر زنده‌اند نقششان دقیقا در این ماجرا چه بوده است.

در انتها باید عرض کنم که یک مساله در طول کتاب بنده را اذیت می‌کرد. اگرچه کتاب بسیار روان نوشته شده است اما اینکه در برخی مواقع مدام کلمه‌ «گفتم» یا «گفت» تکرار می‌گردید واقعا آزاردهنده بود. با این حال، برخی این حرکت را از ویژگی‌های کتاب دانسته‌اند اما این نظر شخصی بنده بود.

نکته انتهایی که به نظر شخص بنده در اینگونه رمان‌ها جالب است و نیاز به تفکر دارد مربوط به مقصر اصلی داستان است. اگرچه قاتل و علت قتل هم مشخص گردد اما باز هم عاملی که باعث ایجاد این حرکت می‌شود بسیار مهم‌تر از خود عمل است. اینکه چرا قاتل این کار را کرده است شاید به نظر مشخص باشد اما اینکه چه عواملی باعث ایجاد این حرکت فرد شده‌اند همیشه جای سوال دارد.

باز هم تاکید می‌کنم که حتما کتاب را مطالعه کنید. مطمئن باشید به عنوان یک رمان ایرانی ارزش وقت گذاشتن را دارد.
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شما که بهتر می‌دانید هرکسی برای نجات خودش از یک دردسر کوچک حاضر است دیگران را دچار بدترین دردسرها کند. یعنی هیچ‌کس اصلا فکر نمی‌کند که کارش چه به روز دیگری می‌آورد. وجدان هم شده است حرف، حتی اگر حرفش هم زده نمی‌شود. انگار جنگ است، جنگ زنده ماندن. همه به خودشان فکر می‌کنند. همه می‌ترسند حتی با یکی دو روز گرفتاری از زندگی که نه، از زنده ... دیدن ادامه » ماندن عقب بمانند.
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می‌گفتم: «نقش کدام است؟ جریان است. تاریخ است. زمان است که می‌گذرد و آدم‌ها را، فکرها را عوض می‌کند.»
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می‌خندیدم. انگار نمی‌دانست زنده ماندن چقدر خرج دارد. منظورش از حلال، نان بخور و نمیر بود، نمی‌دانست که آن هم کیمیاست. نمی‌دانست صبح تا شب مثل سگ جان می‌کنیم و باز به جایی نمی‌رسیم.
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتن، آن هم دوست داشتن کسی که سی چهل سال از آدم بزرگ‌تر است که جرم نیست. حماقت است، خیالات است، بیماری است، اما جرم نیست.
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
شما که می‌دانید برخلاف آن همه حرف‌ها که از مظلومیت زن و این‌ها گفته می‌شود، همیشه حق را به زن‌ها می‌دهند، وای به روزی که بفهمند مجرد هم بوده‌ای، هر چه دلیل و مدرک هم بیاوری کسی باور نمی‌کند، همه فکر می‌کنند که تو مزاحم شده‌ای و حرف‌هایت همه‌اش دروغ است.
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش بینی پایان ها ممکن است ما را ترغیب کند که زمان حال را با نشاط بیشتری درک کنیم
۲۹ دى
javidkazemi kazemi ، مریم طالبی و مژگان خراسانیان این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب مخلوقات فانی و دیگر داستان های روان درمانی اثر اروین د. یالوم (برای اطلاعات بیشتر می توانید به وبلاگم بنده مراجعه کنید)
در کتاب ده داستان وجود دارد که محور اصلی بیشتر آن ها ( ٨ داستان) مرگ و چگونگی مواجه با آن است.
معمولا فرد مراجعه کننده نگران مرگ خود یا عزیزانش است و یا عزیزی را در زندگی از دست داده و درگیر
مشکلات ... دیدن ادامه » روانی پس از آن است. در بیشتر داستان ها خود یالوم اشاره می کند که بیش از ٨٠ سال دارد و در
نتیجه فکر می کنم این کتاب درواقع پاسخ برخی پرسش های خودش است. پرسش هایی درباره طریقه مقابله با
مرگ و بهره وری هرچه بیشتر از زندگی کنونی که دارد. به صراحت این موضوع را خودش اشاره کرده است که
می خواهد خواننده (چه خواننده عادی و چه روان درمان گران) متوجه شود که مهم ترین مساله در زندگی، تمرکز
برروی زمان حال است.
چند داستان اول جذابیت کمی داشت، با این حال مانند کتاب های دیگر یالوم که مطالعه کرده بودم دارای
نکاتزیادی برای یادگیری است. بعد از ششمین داستان، کتاببهتر می شود. در داستان هفتم پیرزنی هفتاد ساله
مراجعه می کند که می خواهد شغلش را از فیزیک به نویسندگی تغییر دهد. شاید بتوان گفت نقطه عطف کتابداستان هفتم و هشتم آن است. همانطور که یالوم در صفحه ٢٣۴ می گوید در بیشتر داستان ها، مراجعه کنندگان
و نحوه تفسیر و مواجه آن ها با مشکلاتشان او را سرگشته می کند:
یک بار دیگر حسکردم که پیچیدگی بی پایان ذهن انسان مرا شکست داده و از بی معنایی تلاش های صورت »
گرفته در رشته ام برای ساده سازی و تدوین و ارائه کتابچه های راهنما برای درمان بیماران با بعضی از روش های
«. گروهی از پیش طرح شده ناامید شدم
توصیه می کنم اگر فرصت دارید برای یک بار حتما کتاب را مطالعه کنید. خصوصا به روا ندرمان گران توصیه
می کنم که نحوه برخورد یالوم با مراجعه کنندگان را یاد بگیرند و استفاده کنند. البته به عنوان خواننده عادی نیز
می توانیم از این کتاب بسیار استفاده کنیم. بهرحال، در زندگی همه ما وقت هایی وجود دارد که دیگران برای درد
و دل و شنیدن نظرات ما مراجعه می کنند و می توانیم با کمک این کتاب که دارای مثال های عملی و واقعی
است به بهترین شکل آن ها را کمک کنیم.
مانند کتاب های دیگر یالوم باز هم اشارات زیادی به فلسفه می شود و نکات فلسفی زیادی در کتاب وجود
دارد تا آنجا که در داستان دهم مستقیما به کتابی فلسفی اشاره می شود که یالوم به دو مراجعه کننده خود پیشنهاد
می کند تا بخوانند.
۲۹ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید