دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
داستانی روان و همراه کننده. اگرچه تمام داستان در محیطی بسته روایت می‌شود اما استفاده از فلاش بک و همچنین راوی سوم شخص (در زمانی که بیشترین آثار از راوی اول شخص استفاده می‌کنند) دست نویسنده را برای بیرون بردن خواننده از این فضا باز می‌کند و نویسنده هم به خوبی از این امکان استفاده می‌کند.
من پایان بندی رمان را خیلی دوست نداشتم. در واقع ... دیدن ادامه » ضربه‌ای که نویسنده قصد داشت بزند برای من خیلی کارگر نیفتاد و انتظار دیگر و بیشتری داشتم. در ضمن در فصل 14 صحبت از بازی فوتبال علی دایی و خداداد عزیزی می‌کند و صعود ایران به جام جهانی در حالی که تا اینجا 8 سال از اقامت قلندر در شمس آباد گذشته, یعنی سال 68-69 است نه سال 76.
نیلوفر ثانی ، parisa zendebudi و آ آرش این را خواندند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب جذابی است. البته می‌توانست جذاب‌تر هم باشد اگر این گفتگوها چند سال دیگر هم ادامه پیدا می‌کرد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
همان‌طور که در مقدمه هم گفته شده است, خیلی پراکنده است و فقط برای کسی می‌تواند جالب باشد که با سایر آثار آقای زیباکلام آشنایی داشته باشد.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اثر ارزشمندی است. حتماً باید یک بار خواندش. قصهٔ جذاب و روایتی دقیق, جالب و آموزنده این اثر را منحصربه‌فرد کرده است. البته قدرتی که در آغاز داستان وجود دارد در ادامهٔ آن افت می‌کند.
محمد کریم حدیدی این را خواند
نیلوفر ثانی و مریم جمالی این را دوست دارند
فضاسازی های این کتاب بسیارقوی هست خصوصا جاهایی که از سرما و برف روایت میکنه انگاری که سرما رو میشه حس کرد من دوبار خوندم داستانو و بسیار جذاب بوده برام سرگذشت آیدین و حجره بازار و اون کارخونه پنکه سازی لرد و ...همش تو ذهنم مونده بعد از گذشت مدتها خوندن ... دیدن ادامه » این کتاب رو توصیه میکنم
۰۴ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
«زندگی همه‌جورش سخت است، هر روز سخت‌تر از روز قبل. دارم توی ابرها زندگی می‌کنم. مالیخولیایی شده‌ام. همین کتاب‌ها مالیخولیایی‌ام کرده‌اند، می‌دانم. همین کتاب‌ها که پر از قهرمان هستند. قهرمان‌های سمی. قهرمان‌هایی که هی توی ذهنم به‌هم بافتم‌شان و بزرگ و کوچک‌شان کردم و بالا و پایین‌شان کردم و آخرش یک قهرمان برای خودم ساختم که ... دیدن ادامه » هیچ‌جا پیدا نمی‌شود.»
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید