دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
حیف این رمان که قربانی ترجمه شده...
۱۸ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
رمان تحت تاثیر نگاهی بالیوودی هستش فقط از نظر من شناختی کلی از فرهنگ و نگاه مردم افغانستان و دوران‌هایی با قربانیان چه مهاجرت و چه ماندن رو نشون میده .یک رمان برای آن دسته از خوانندگان که تقدیر براشون معنا داره و با موجی از نگاهی مذهبی به اتفاقات و جریانات زندگی
۱۸ تير ۱۳۹۷
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و درود خدمت تمام خوانندگان کتاب
کتابی عمیق و دارای لایهای زیادی بود اما بنده چیزی که برام جالب بود چند وجهی بودن داستان از لایهای فلسفی سیاسی و زیبایی شناسی و...
اما نقطه اوج از برخورد مسافر با روباه شروع میشه که با خواهش روباه مسافر اون رو اهلی و بعد رها میکنه و از اول هم جدایی مشخص بود اما روباه نماد یک زندگی بی مفهوم بود که به دنبال معنا بود و این معنا رو در بیمفهومی گندمزار میدید و میگه موهای تو شکل گندمزاره بعد از رفتنت من گندمزار برام معنا میشه
و ... دیدن ادامه » در اخررمان باز ما معنا بخشیدن به اسمان پرستاره رو داریم که هر اخترک برای مسافر و انسان نماد دلخوشی خونه دلدار میشه و به درستی زندگی ما با این معنا بخشیها به وسیله عشق که به پیش میره
اما افریقا
چرا افریقا؟
به نظر من به این خاطر که افریقا مهد پیدایش انسان هوشمندبوده اما در داستان ما نشانی بجز یک انسان گرفتار سقوط کرده نمیبینیم و این اشاره به نابودی نه نوع بشر بلکه نابودی یک حس انسانی رو داره
شیدا بخشی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و درود بر تمام خوانندگان این کتاب واقعا زیبا و البته نچندان معرف که البته ملاک بربزرگی معروفیت نیست
بنده در حد نقد ادبی اثر خودم رو نمیدونم چون واقعا دانشش رو ندارم اما هرچند گذرا و اندک و در حد یارای ذهنی نکاتی رو که امیددارم دریچه ای برای نگرش تازه به اثر باشه رو بیان میکنم
اول از هرچیز هارابال یک حقوقدان و کسی بود که ادبیات خونده بود و در لابلاش فلسفه و تاریخ هنرکه ما بازتابش رو در اثر داریم
اثر ... دیدن ادامه » پیوند عمیق و بدون شکی با اثار و اندیشه در درجه اول ژان پل سارتر و بعد کامو داره که خدمت دوستان در ادامه عرض میکنم
به واکاوی جمله به جمله نمیپردازم چون چندی پیش کتاب رو خوندم پس کلی بیان میکنم
ما مدام در داستان از تکرار 35سال کار کوپیدن کاغذ باطله برخورد میکنیم وکارگری که بدون تعطیلی در کار خودش چنان امیخته که میل جداشتن نداره و حتی در فکر پس انداز برای باز نشستگی هستش که دستگاه رو بخره و به خونه و در باغچه دایی خودش ببره و باز ادامه بده حالا نه به این شدت اما ادامه دار این فکر خرید دستگاه رو دایی هانتا در مغز اون میکاره که خودش کارگر راه اهن بوده و او هم با دوستانش توجه کنید با دوستانش داره از یک جامعه میگه که درگیراین موضوعن حرف میزنه این رو سارتر دربارش گفته که انسانهای هستن که چنان درگیر نقشهای خودشون در زندگی میشن که کل زندگی رو رها میکنن و دنبال اون نقش میرن و با اون نقش میمیرن و فکر میکنن که واقعا اینها فقط گارسون یا گاوچران یا کارمند یا ....به دنیا اومدن و تغییر برای اونها به نشانه مرکه که همینطور هم در اخر داستان رخ داد و تغییر رو نپذیرفت و دست به خودکشی زد
بریم سراغ کامو
در این رمان از سیزیف نام برده میشه کتابی از کامو که یک نیمه خدا و قهرامان دچار خشن خدایان میشه و تا اخر عمر باید سنگی رو به بالای کوهی ببره و باز سنگ به پایین میفته و باز باید تکرار بشه و این نماد تکرار بیهودگی و پوچی در زندگی بوده که باز مدام از کوبیدن 35سال کاغذ باطله میگه
یک نبرد مدرنیته و سنتگرایانه هم در جریانه که با اومدن ماشین جدید و....به اون اشاره میکنه
به چهار تابلو اشاره میشه در رومان که درست حضور ذهن ندارم اما از پیکاسو ومانه و دو تن دیگه بود که این برمیگرده به دانش هارابال به تاریخ هنر تمام نقاشان نام برده شده دارای نواوری در سبک هستن و موضوع تابلوها دوتاش درباره جنگ هستش و اشرافی گری که داره مخالفتش رو با بیان اون به گوش خواننده و محقق میرسونه و....
وهزاران هزار حرف نگفته دیگه در در اون و لایهای عمیقش پنهانه
برداشت شخصی بنده بود و قابل نقد و مخالفت
لطفا از تمام خوانندگان هر اثر ادبی میخوام حتی در حد یک جمله هم که شده نقد و برداشت خودشون رو از هر کتاب بیان کنند و در اخر هم باید بگم که حتی کتابهای علمی هم دارای لایهای پنهان هستن پس نقد یادتون نره
ایرج پوراردشیر این را خواند
سعیده شفیعی و بیژن امامی‌پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید