دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
فردای آن شب راستینیاک نامه های خود را به پست فرستاد. تا آخرین لحظه در تردید بود، ولی سر آخر آنها را در جعبه انداخت و با خود گفت: "من موفق خواهم شد!" این کلمه ای است که هر قمارباز و هر سردار بزرگی میگوید؛ کلمه ای است که اگر کسانی را نجات داده است عده بیشتری را از پا درآورده است.
قصیده حیدری و زهرا خوش نظر این را خواندند
امیر محمد شکری و قاریاقدی یُلمه این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی به بازل رسیدم و با شیوه قدیمی، نامنعطف،تغییرنیافته و غیر قابل تغییر زندگی مواجه گشتم، دلمرده و خشمگین شدم، نشاطم به تدریج از دست رفت و در ورطه مهیبی افتادم. ولی از تجربه هایم بهره بردم و بر این اساس دیگر روا نمی داشتم قایق کوچک حیاتم بی آن که حداقل پرچمی سرخ به نشانه مبارزه و اعتراض در آن برافراشته باشد در آبهای آرام یا توفانی حرکت ... دیدن ادامه » کند.
قاریاقدی یُلمه این را خواند
فاطمه حبیبی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید