دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
این ماجرا تصویری را که از مردها داشت را تثبیت کرده بود. یا درست تر آنکه توضیحی را که باگ در این خصوص داده بود را تایید کرده بود. باگ عقیده داشت که مردها همه شان سخت سوررآلیستند. لنی درست نفهمیده بود که سوررآلیست یعنی چه؟ و باگ تاکید کرده بود که سوررآلیست درست یعنی همین. نباید دنبال فهمیدنش بود.مردها دقیقا همین طورند.
عذرا موسی خانی و مشتاق حسین این را خواندند
میرعلی توکلی لاهیجانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
می‌توانی روی خاطره ها سرپوش بگذاری، یا چه می‌دانم، سرکوب‌شان کنی، ولی نمی‌توانی تاریخی را که این خاطرات را شکل داده پاک کنی. هر چی باشد، این یادت بماند. تاریخ را نه می‌شود پاک کرد نه عوض. مثل این است که بخواهی خودت را نابود کنی.
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پدرم به من گفته بود برو سراغ جایی که اول بهت پول می‌دهند و بعد امید این که می‌توانی پول را برگردانی.
این یعنی بانکداری و بیمه.
آن چیزی را که واقعی است ازشان بگیر و به‌جایش یک تکه کاغذ تحویل‌شان بده.
پول‌شان ... دیدن ادامه » را خرج کن. باز هم خواهد رسید.
دو چیز محرکِ آن‌هاست: طمع و ترس.
یک چیز محرکِ توست: فرصت.
به نظر نصیحت خوبی می‌رسید. فقط مسئله این بود که پدرم وقتی مُرد کاملاً ورشکسته بود!
(چارلز بوکوفسکی)
مشتاق حسین و یوسف نیک نژاد این را خواندند
سپیده شوهانی این را دوست دارد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پسر، من همیشه تا تصمیم بگیرم چه کنم اشکم راه افتاده. خوشحال باشم یا غصه‌دار، گریه می‌کنم... عصبانی باشم گریه می‌کنم... از این‌که گریه می‌کنم، گریه می‌کنم...
این ضعف است. خلاف روحیه ی جنگجویی است
Emile آژار این را خواند
سپیده شوهانی و ساناز شفیع پور این را دوست دارند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید