دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
آرام باشید! خوشحال باشید! خودتان را رها کنید! این کتاب یادتان می‌دهد که چطور این کارها را انجام دهید. برنامه تن‌پروری از آن برنامه‌های غذایی یا ورزشی معمولی نیست. تن‌پروری فلسفه‌ای است که کل زندگی‌تان را از امروز به بعد دگرگون خواهد کرد. تن‌پروری رو به رشدترین سبک زندگی در تمام دنیاست، و این امر به سبب قابلیت‌های بالای آن است.

واسراشتاین، ... دیدن ادامه » نویسنده این کتاب، یکی از طنزنویسان بزرگ آمریکا بود ــ کسی که همواره در نثر طنزآمیزش شمه‌هایی از جدیت را به نمایش می‌‌گذاشت.
۱۴ فروردين
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
سنکا، فیلسوف بزرگ رواقی (حدود سال ۳ ق.م تا ۵۶ م) که با عیسی معاصر بود، مقاله ای درخشان در باب غضب نوشت و این گونه به توصیفش پرداخت: «زشت ترین و جنون آمیزترین احساسات.» او می گوید که «برخی فرزانگان غضب را جنون آنی نامیده اند، زیرا درست به همان اندازه کنترل ناپذیر است. خشمگینان چنین اند: غافل از نزاکت، بی اعتنا به تعهدات شخصی، سرسخت و مصر ... دیدن ادامه » بر هر کاری که زمانی آغاز کرده اند، کر و کور در برابر منطق یا نصیحت، برآشفته بهانه های بی اساس، ناتوان از تشخیص انصاف یا حقیقت، چنان چون ویرانه هایی که بر آوارها فرو می ریزند
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب تم خسته کننده ای دارد. البته ترجمه عالی خانم خالصی حرف ندارد.
۲۲ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید

دو رمان در یک کتاب. شیوه جالبی است. کتاب رفت و آمد مکرری بین دو تاریخ متفاوت دارد. 740 قمری و 2008 میلادی. شیفتگی شمس و مولانا از یک طرف و مشکلات اللا زنی که با خانواده‌اش مشکل دارد و درحین ویراستاری کتاب عاشق نویسنده کتاب می‌شود. داستان از زبان چندین نفر بیان می‌شود. این قسمت برای من خیلی جذاب بود.
۰۶ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق.
خود به تنهایی دنیایی است عشق.
یا درست در میانش هستی، در آتشش
یا ... دیدن ادامه » بیرونش هستی، در حسرتش…

سنگی را اگر به رودخانه ای بیندازی، چندان تاثیری ندارد. سطح آب اندکی می شکافد و کمی موج بر می دارد. صدای نامحسوس “تاپ” می آید، اما همین صدا هم در هیاهوی آب و موج هایش گم می شود. همین و بس. اما اگر همان سنگ را به برکه ای بیندازی… تاثیرش بسیار ماندگارتر و عمیق تر است. همان سنگ، همان سنگ کوچک، آب های راکد را به تلاطم در می آورد. در جایی که سنگ به سطح آب خورده ابتدا حلقه ای پدیدار می شود؛ حلقه جوانه می دهد، جوانه شکوفه می دهد، باز می شود و باز می شود، لایه به لایه. سنگی کوچک در چشم به هم زدنی چه ها که نمی کند. در تمام سطح آب پخش می شود و در لحظه ای می بینی که همه جا را فرا گرفته. دایره ها دایره ها را می زایند تا زمانی که آخرین دایره به ساحل بخورد و محو شود.
۰۶ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
طنزی تلخ!!!
چقدر فریب خورده ایم و مهمتر اینکه چقدر مخاطبمان را فریب داده ایم! در یک کلام در چه جنگلی زندگی می کنیم؟
کتاب نفرت آدمی را برمی انگیزد، ولی هشدارهای خوبی هم دارد.
متاسفانه ترجمه آقای ثابتی ترجمه روانی نیست.
۰۶ اسفند
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب خوبیه. سهل و ممتنع. نکته انحرافی همون عبارت 20 سالگیه. خیلی از تکنینک‌ها در هر سنی قابل اجراست.
۰۸ بهمن
با سلام و احترام به شما بزرگوار. توصیه و تاکید می نمایم به همه دوستان بزرگوار وخوب که واقعاً به دنبال یک مطالعه سودمند و البته نشاط آور هستند، که حتماً کتاب فوق العاده ارزشمند «تنها راه رسیدن به تکامل و سعادت ابدی و چشیدن لذّات واقعی / ج 1» و به ویژه جلد ... دیدن ادامه » دوم آن را مطالعه (و لطفاً به همگان معرفی) نمایید. در واقع این مجموعه کتابها بسیار ارزشمند است برای داشتن یک زندگی توأم با آرامشی مداوم، تندرستی و به ویژه داشتن ازدواجی موفق و البته برای تحکیم خانواده و پیشگیری از برخی از طلاق های نابخردانه و نیز راهی مطمئن برای جلوگیری از تولید فرزندانی معیوب و مریض می باشد. برای مطالعه بهتر و بیشتر به سایت «www.Book.soltanpanah.ir» مراجعه نمایید. از نوشتن نظرات ارزشمند خود در دیدگاه هادریق ننمایید. با تشکر.
۰۹ خرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود. به نوعی و دراکثر بخشها تصویری از جامعه ما. این عبارت شاهکار بود:
در کنار ساختارهای رسمی و سیستم‌ها، انسان‌ها هم با ضعف‌ها و بی‌اخلاقی‌ها و خودخواهی‌های خود، به افزایش مشکلات و چالش‌ها کمک می‌کنند. نباید سهم یکایک‌مان را در آنچه در اطرافمان می‌گذرد، نادیده بگیریم.
و:
خنده‌ها اشک شد، جاری روی گونه‌ها؛ رویاهای شیرین ... دیدن ادامه » زنان به کابوسی تلخ بدل شد. البته همه‌جای این ویرانه بیرون‌آمده از دل اتحادیه ازهم‌پاشیده به‌یک شکل نبود. استبداد و فقر و ناامنی با چهره‌هایی متفاوت به مردمان آزاد از یوغ کمونیسم دهن‌کجی می‌کرد. آن روزها کشورهای اروپای شرقی به ویترین سوپرمارکت‌های پر از کالاهای رنگارنگ بی‌شباهت نبود؛ همان مغازه‌هایی که بیشتر مردم تنها از پشت ویترین می‌توانستند خوراکی‌های خوش‌آب‌ورنگ و به‌ظاهر خوشمزه را تماشا و در حسرت خوردن‌شان دق کنند. درست است، قحطی و فقر برای شهروندان اروپای شرقی واژه‌ای غریب نبود، اما بعد از فروپاشی، بعد ازمیان‌برداشته‌شدن دیوارها، به‌ناگه مظاهر زندگی مدرن و مصرف‌گرایی و مسائلی از این دست زندگی بسیاری از آن‌ها را زیرورو کرد. از آن پس بود که مردم شرق اروپا با حسرت به شیشه ویترین‌های پرزرق‌وبرق مغازه‌ها خیره می‌شدند و تنها می‌توانستند آب دهان‌شان را فرودهند.
۰۳ بهمن
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
در توصیف ماه در همین کتاب:

عجیب است که چنین شی صلب گنده که از این نقطه شهر پیش از سپیده دم دیده می شود، به رایگان آنجا آویخته است.
۲۱ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب به 250 زبان ترجمه شده است.....!!!
۱۴ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کلمات کتاب را باید خواند، برگشت و دوباره خواند و دوباره خواند تا جایی که کلمات روحمان رو تسخیر کنند و کار سختی نیست، به راحتی روحمان تسخیر جادوی کلمات کتاب می‌شود....
تلخ‌تر از این هم ممکن است طنزی باشد؟
جذاب‌ترین دیالوگها بین اووه و سنگ قبر و خود سونیا صورت می‌گیرد.
از ... دیدن ادامه » ترجمه خانم تیمورازف تشکر می‌کنم. عالی بود.
اینم جملاتی من باب نمونه:
کسی که بد است فرق دارد با کسی که می تواند بد باشد.
سونیا همیشه می گفت اوه «کینه ای» است. مثلا یک بار به مدت هشت سال از نانوایی محل خرید نمی کرد، چون خانم فروشنده فقط یک دفعه پولش را اشتباهی پس داده بود.
عشق از دست رفته هنوز عشق است، فقط شکلش عوض می شود. نمیتوانی لبخند او را ببینی یا برایش غذا بیاوری یا مویش را نوازش کنی یا او را دور زمین رقص بگردانی. ولی وقتی آن حس ها ضعیف می شود،حس دیگری قوی می شود. خاطره. خاطره شریک تو می شود. آن را می پرورانی. آن را میگیری و با آن می رقصی. زندگی باید تمام شود، عشق نه.
۱۳ دى
به نظرمنم کتابش عالی بود. خیلی با این کتاب تو رفتارهای روزمره خودم دقیق میشدم . خیی ادم نچسب دقیق و در عین حال دوست داشتنی ای بود .همش میگفتم کدومش باشم . مجموعا ادمی بود که باید کشف میشد . انرژی مثبتش زیاد بود. دلم برات تنگ شده اوه
۱۴ دى
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی اعتماد عمومی کاهش پیدا می‌کند، این کاهش تأثیری متلاشی‌کننده بر روابط اجتماعی می‌گذارد، اگرچه ترس به سهم خود می‌تواند تأثیری یکپارچه‌کننده هم داشته باشد. این نقش یکپارچه‌کننده ترس در شماری از فلسفه‌های سیاسی اهمیت بسیار دارد، خصوصا در فلسفه سیاسی ماکیاولی و هابز.
۲۹ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب جذابی است. شاید بهترین تفسیرو نگاهی که از ترس می توان داشت، در این کتاب پیدا می شود.
کسی که این کتاب را می خواهد بخواند، فصل 3 و 6 را دوبار بخواند تا لذت خواندن کتاب کامل شود
۲۹ آذر
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
برای بهتر دیدن زمین باید کمی از آن فاصله گرفت.

نیروهای نظامی، با هر فکر تازه ای هم که از راه برسند، چیزی جز خرابی به بار نمی آورند.
... دیدن ادامه »
سال های سال است که من در این کارم، این کار وحشتناک، یعنی جنگ... و تا آنجا که می توانم از خودم مایه می گذارم... همه ی این کار را هم برای آرمانی می کنم که حتی برای خودم نمی توانم توجیهش کنم...
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قفس شیشه‌ ای اثری است هم در بزرگداشت فناوری، هم هشداری در مورد به‌کارگیری نابه‌جایش؛ کتابی که دیدگاه شما را نسبت به ابزارهایی که روزمره به کار می‌گیرید دگرگون می‌سازد.

نیکلاس کار در این کتاب نقبی به پس پرده‌ی عناوین خبری مربوط به روبات‌های کارخانه‌ای، خودروهای بی‌راننده، کامپیوترهای پوشیدنی و پزشکی دیجیتال می‌زند و هزینه‌ی پنهان تسلط نرم‌افزارها بر کار و تفریح را آشکار می‌سازد و نشان می‌دهد این برنامه‌های کامپیوتری، از یک سو فراغت بیشتری به زندگی‌مان می‌بخشند و از سویی دیگر، چیزی حیاتی از آن می‌ربایند.

وی، ... دیدن ادامه » با تکیه بر مطالعات صورت گرفته در حوزه‌های روان‌شناسی و عصب‌شناسی که موید وابستگی عمیق شادی و رضایت خاطر افراد به سخت‌کوشی در دنیای واقعی است، آن چه را که تاکنون به دیده‌ی ظن می‌نگریستیم، فاش می‌گوید: جابه‌جایی توجه‌مان از کار عملی به نمایشگر کامپیوتر می‌تواند ما را از زندگی‌مان منفصل و ناخشنود سازد.

قفس شیشه‌ای، از ماشین‌های بافندگی قرن نوزدهمی تا کابین خلبان جت‌های قرن حاضر و از شکارگاه‌های یخ زده‌ی قبایل اینوییت تا چشم‌اندازهای لم یزرع نقشه‌های چی‌پی‌اس، تاثیر «اتوماسیون» بر زندگی را از دیدگاهی انسانی می‌کاود و پیامدهای شخصی و اقتصادی وابستگی روز افزون‌مان به کامپیوتر را زیر ذره‌بین می‌گذارد.

این کتاب، با آمیزه‌ای از تاریخ، فلسفه، شعر و دانش، ما را به سفری می‌برد که از نخستین آثار آدام اسمیت و آلفرد نورث وایتهد می‌آغازد، از پژوهش‌های معاصر در حوزه‌ی توجه، حافظه و شادی انسان گذر می‌کند و در تاملی تکان دهنده در باب چگونگی استفاده از فناوری برای گسترش تجربه‌ی انسانی‌مان به اوج می‌رسد. (https://goo.gl/T44KXr)
امیر سپهرام، مترجم کتاب‌های علمی در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) درباره انتشار کتاب «قفس شیشه‌ای» نوشته «نیکلاس کار» اظهار کرد: «قفس شیشه‌ای» به نوعی تداوم کتاب قبلی نویسنده «کم‌عمق‌ها - اینترنت با مغز ما چه می‌کند» است. نیکلاس کار در «کم‌عمق‌ها» تاریخچه‌ای از فناوری‌های فکری و خلاصه‌ای از ساختار عصبی مغز و انعطاف آن‌ را در گسترش و تغییر ارایه کرده و چگونگی و شواهد تغییر این ساختار و عادات بشر در نتیجه استفاده مستمر و گسترده از این دست فناوری‌ها و به ویژه «اینترنت» را پیش چشم می‌گذارد.

این پژوهشگر ادامه داد: نویسنده نشان می‌دهد چگونه فناوری‌های نوین‌، و پرکاربردترین و گسترده‌ترین‌شان، اینترنت و موتورهای جستجو بر شیوه زندگی و عادات ما تاثیر گذاشته و چگونه موجب شده است که برخلاف ادعاشان در گسترش اطلاعات، منجر شوند کمتر تعمق کنیم و به تدریج «کم‌عمق» و سطحی شویم. «قفس شیشه‌ای» بسط همین مفهوم به رایانه و اتوماسیون است. هر چند هر فناوری‌ای در زمان خود نوین محسوب می‌شود.

وی با اشاره به جنبش اجتماعی صنعتگران نساجی بریتانیا در قرن نوزدهم با عنوان لادیسم افزود: نویسنده با ارایه روند تاریخی جایگزینی کارگران با ربات‌های صنعتی و کارکنان با رایانه‌ها، نشان می‌دهد که خودکار کردن امور فیزیکی و کارهای کارخانه‌ای در انقلاب صنعتی به جنبش بی‌ثمر ماشین‌شکنان لادیست منجر شد و اینک، در عصر انقلاب اطلاعات و با پیشی گرفتن «کارگران دانش» از کارگران کارخانه‌ای، شاید در آستانه تصمیمی مشابه قرار گرفته‌ایم. شاید هم باید به سناریوهای محتمل دیگری بیندیشیم.

سپهرام درباره نمونه‌هایی از به‌کارگیری رایانه به جای انسان ادامه داد: همه‌منظور بودن رایانه آن‌را نامزد کاملا مناسبی برای جایگزینی مهارت‌های انسانی در بسیاری از حوزه‌ها می‌کند. گستره این جایگزینی از امور ثباتی و دفترداری ساده شروع می‌شود، از امور محاسباتی مربوط به حسابداری، آمار و احتمالات، حل فرمول‌های ریاضی‌گذر می‌کند، در کارهای تحلیلی و پردازش اطلاعات، معاملات سهام، جذب نیروی انسانی و قیمت‌گذاری محصول متوقف نمی‌شود و به کاربرد داده‌کاوی و هوش مصنوعی در تصمیم‌یاری، تحلیل بازار، کشف تقلب و پول‌شویی می‌رسد و فراتر از آن می‌رود، مانند خلبانی، پزشکی، حقوق، آموزش، معماری و...

این مترجم گفت: نگاهی به روند جایگزینی در بستر تاریخی ارائه شده در کتاب، نشان‌ می‌دهد که رایانه‌ها و ربات‌ها گام به گام مشاغل افراد را از آن خود می‌کنند و کارکنان دفتری هم مثل همتایان کارخانه‌ای‌شان، از گردونه سودسازی و بهره‌وری سرمایه‌داری کنار گذاشته می‌شوند.

وی درباره پیش‌گویی نویسنده درباره همزیستی انسان و فناوری‌های نوین اظهار کرد: ایده کلی نیکلاس کار در هر دو کتاب این است که اگر به هوش نباشیم و تمهیدی نیندیشیم، قافیه را خواهیم باخت و دنیای مکانیکی آینده، جای چندانی برای همزیستی نخواهد داشت. البته، به نظر نمی‌رسد اعتقادی به درون‌مایه «ربات شورشی» محبوب ادبیات علمی تخیلی داشته باشد، اما مصرانه باور دارد که اگر در راحت‌طلبی ناهوشمندانه، خوشنودی مشتاقانه‌مان به کامپیوترها و تعصب‌ غیرعقلانی‌مان به خروجی‌ها و تصمیم‌سازی‌هایش تجدید نظر نکنیم، بعید نیست در غبار برخاسته از «ماشین»های تندور گم شویم.

سپهرام با اشاره به فرآیند طولانی انتشار کتاب افزود: گمان می‌کنم بسیاری از نویسندگان و مترجمان کشور با من هم‌عقیده باشند که زمان انتظار برای گذر از هفت خوان انتشار کتاب، مدت ترجمه و گاه شیرینی آن‌ را از یاد می‌برد! «قفس شیشه‌ای» هر چند به اثرات اجتماعی و انسانی فناوری و اتوماسیون می‌پردازد، اما متنی به نسبت ساده و سرراست دارد و همچون «کم‌عمق‌ها» با اشاراتی کافی اما نه بیش از اندازه تخصصی، به دانش پسِ شواهد و استدلال‌های خود، مطلب را ادا می‌کند. همین ویژگی هر دو کتاب را برای عموم مناسب می‌کند. خواندن کتاب را به همه کسانی که نگران آینده خود و فرزندان‌شان در شاهراه اطلاعات و عصر ربات‌ هستند، توصیه می‌کنم.( https://goo.gl/cE3hEo)
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید