دیوار شهر کتاب، دیواری‌است برای گفت‌وگوی علاقمندان به کتاب و کتابخوانی و نوشتن درباره علاقه‌مندی های مشترک
برای نوشتن و فعالیت در دیوار شهر کتاب به سیستم وارد شوید
تو چیزی از دست نخواهی داد،بسیاری از افراد به خود فرصتِ عاشق شدن(دوست داشتن)نمی دهند چه،دقیقا چیزهایی هست که مانع آن ها میشود.فکر به آینده یا که به گذشته،در مورد تو،تنها (حال) وجود دارد.
۲۲ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مفهوم(نهایت دیوانگی)برای زنان ومردانی که قادرند به آن برسند دقیقا (عشق)است...
۲۲ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر زنی با اندک زمانی که از عمرش باقی مانده بخواهد وقت خود را در مقابل یک تخت به نگاه کردن مردی خفته بگذراند،در آن احساسی به جز احساس عشق نمیتوان دید.
روشن تر بگویم،اگر در آن میان،آن زن دچار یک حمله قلبی شود و سکوت اختیار کند تنها به این سبب که نباید از ان مرد دور شود برای این است که عشق وی باز هم دامنه یِ وسیعتری به خود می‌گیرد.
۲۰ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مردی به این که عشق ده زن بوده باشی نیست
مردان قدرتمند تنها یک نفر دارند!
ترجیح دادم لحن پرسوزم بفهماند
کبریت ... دیدن ادامه » های بی خطر خیلی خطر دارند!
بهتر!فرشته نیستم،انسان بی بالم
چون ساده تَرکت میکنند آنان که پَر دارند!
می خواهمت دیوونه جان!می خواهمت،ای کاش
(نادوستان)ام از سرِ تو دست بردارند....
۲۰ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
قبل رفتن نخواستی حتی
یک دقیقه رفیق من باشی
ارزش یک دقیقه را تنها
مُجرمِ ... دیدن ادامه » پای دار میفهمد
شهر،بعد ازتو درنگاه من
با جهنم برابری میکرد
غربتِ اخرین قرارم را
ادمِ بی قرار می فهمد
انتظارِ من از توانِ تو
بیشتر بود ،چون که قلبم‌ گفت:
بس کن اخر!مگر کسی که نیست
چیزی از انتظار می فهمد؟!
۲۰ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
خیانت در امانت طبق حکم شرع جایز نیست
امانت بود عشقم در وجودت،حیف نامردی!
۲۰ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتند:
نگذر از غرورت،کار خوبی نیست
باید خودت فهمیده باشی یارخوبی نیست
گفتند:
هرگز ... دیدن ادامه » لشگرت را دست اون نسپار
این خائنِ بالفطره پرچم دار خوبی نیست!
ترک تو ودرک جماعت کار دشواری ست
تکرار تنهایی ولی تکرار خوبی نیست...
آزادی از تو ،انحصار واقعی از من
بازی شیرینی ست،استعمار خوبی نیست!
۱۹ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
به عقیده من، در زندگی هرکودک، لحظه ای تعیین کننده وجود دارد که یعنی واژه ناامیدی را به طرز دردناکی به او میفهماند.لحظه ای که میفهمد دنیایی که تا آن موقع برایش پر از تجسم آینده های شیرین و ممکن های بی کران بوده است،در واقع جایی است محدود وپر از عیب ومشکلات.لحظه طاقت فرسایی است و می تواند تا سال ها بعد در ذهن هرکسی باقی بماند،خیلی پررنگ ... دیدن ادامه » تر از خاطرات خوشی های کودکی.
#چالش_نقل قول
۱۹ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مطمئن باشید
دیگر از درون تهی شده ام
می توانید
مرا ... دیدن ادامه » از کاه پُر کنید
بگذارید کنار سرِ آن گوزن
یا
نزدیک خرسِ قطبیِ خشک شده
رو به روی در


بنویسید
خودم
خودم را اهدا کرده ام...
۱۸ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
مگر چندبار به دنیا آمده ایم
که این همه می میریم؟
۱۸ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
موسیقیِ عجیبی ست مرگ
بلند میشوی
و چنان آرام و نرم می رقصی
که ... دیدن ادامه » دیگر هیچ کس
تو را نمی بیند...
۱۸ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
پیراهنت در باد تکان می خورد
این
تنها پرچمی ست که دوستش دارم
۱۸ مرداد
چطور بود کتاب ؟ ایا ارزش وقت گذاشتن رو داره ؟ به نظر کتاب قشنگی میاد
۱۸ مرداد
خیلی عالی بود،بنظرمن بله ارزش وقت گذاشتن‌ رو داره.
۱۸ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از تو هیچ عشقی آتش به خرمنش نیست
دیگر زنی ردایی از شعله بر تنش نیست
بعد از تو زن شکوهی در پیکرش ندارد
یک ... دیدن ادامه » چرخ دلبری بر پرچین دامنش نیست
بعد ازتو شعر یعنی یکریز واژه چینی
بعد از تو عشق یعنی هم خواب آفرینی
یک اجتماع بی درد اسطوره های دردند
ای درد ناب برخیز،تا درد را ببینی....
۱۷ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم؟
با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم؟
بی تو پتیاره پاییز را می شکند
این ... دیدن ادامه » شب وسوسه انگیز مرا می شکند
بی تو بی کاروکسم وسعت پشتم خالی است
گل تو باشی من مفلوک دومشتم خالی است!
۱۷ مرداد
زندگی یک چمدان است که می آوریش

بار و بندیل سبک می کنی و می بریش



خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم

دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم

... دیدن ادامه »

گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم

به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم



گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منم

قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم



چمدان دست تو و ترس به چشمان من است

این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است



قبل رفتن دو سه خط فحش بده،داد بکش

هی تکانم بده،نفرین کن و فریاد بکش



قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شوم

طوری از ریشه بکش ارّه که کوتاه شوم
۱۹ مرداد
فوق العاده است.
۱۹ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
انگار نمی آید هم می آید
این دور وبر انگار که کم می آید
او عابر ومن پیاده رو آه چقدر
از حاشیه رفتنش خوشم می آید
۱۲ مرداد
برای همراهی در دیوار لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 2